بین المللی, تیتر, سرتیتر

آیا ارامنه قربانی بعدی تغییر رژیم مورد حمایت غرب خواهند بود؟ فرانک سلرز- برگردان : آرش وجدانی

armanian_3500

پیش در آمد

انقلاب های رنگی ابزار» جنگ نرم» بورژوازی امپریالیستی برای کسب فضای حیاتی و محدود کردن حوزه نفوذ رقیب است . این انقلاب ها با تنوع ظاهری اما مضمون واحدی در کشورهای مختلف به اجرا گذاشته می شوند. هدف عمده آن ها گسترش «فضای حیاتی» برای بازار امپریالیستی و کنترل حوزه نفوذ بورژوازی رقیب است . اغلب در کشورهایی به اجرا در می آید که طبقه حاکم از باندهای مختلف الیگارشی رقیب تشکیل شده است . با وجود طرح شعارهای بر خواسته از مطالبات مردمی ، و ادعای طرف داری از حقوق مردم و اجرای دموکراسی ، انقلاب های رنگی موفق در عمل نشان داده اند که ضد مردمی ترین و هارترین نیروی بورژوازی یا وابستگان به امپریالیسم را در راستای غارت هر چه بیشتر کشوربه حکومت می رسانند و حاصل کارآنان جز نابودی زیر ساخت ها ف ویرانی اقتصاد، افزایش فقر و محرومیت نیست .
اما این همه واقعیت نیست . انقلاب های رنگی در نابسامانی رابطه حاکمیت – مردم ریشه دارد. در محدودیت های سرکوبگرانه برای نیروهای راستین مدافع حقوق مردم و زحمتکشان ، و سرکوب آزادی ها و حقوق دموکراتیک ، که با جلوگیری از روابط سازمان یافته مدنی عملا زمینه را برای هرج و مرج و پیش رفت برنامه های بورژوازی امپریالیستی و کارگزاران ان باز می کند.این امر عملا کار و وظیفه نیروهای مردمی ، ترقی خواه و دموکرات را برای مبارزه در راه آگاهی مردم دو چندان می کند. تحکم می کند که باید در هر شرایطی به وظیفه سترگ مبارزه برای اگاهی و سازمان یابی زحمتکشان پرداخت و البته باید اماده پرداخت هزینه های آن زیر حاکمیت ارتجاع و امپریالیسم هم بود .کمونیست ها در این عرصه وظیفه ای تاریخی و یگانه بعهده دارند. ارمنستان هم از این قاعده مستثنی نیست .

اما باید یاد آور شد که در این ایام روند حوادث بسیار از تحلیل ها پیشی می گیرد و در این فضای شتاب آلود رخ داد ها ، آن چه که ساعاتی پیش درست می نمود به رخ داد و ارزیابی به تاریخ پیوسته تبدیل می شود. تحلیل زیر زمانی که نوشته می شد چشم اندازی را که روند حوادث پیمود در حد حدس و گمان تحلیل می کرد و هنگام ترجمه همین تحلیل فاکتور های بسیاری تفاوت کرده اند ، از جمله رهایی پاشینیان از زندان ، کناره گیری سرگیسیان و آینده نامعلوم روند حوادث . با امید که ملت سه میلیونی کشور همسایه ارمنستان با عبور از سنگلاخ نا بسامانی ها و خنثی کردن توطئه های انقلاب رنگی بورژوازی امپریالیستی ، بتواند روند رویداد ها را به سود آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی به پیش برد.

abstanhalter1

آیا ارامنه قربانی بعدی تغییر رژیم مورد حمایت غرب خواهند بود؟
فرانک سلرز- برگردان : آرش وجدانی

ارمنی های خوش نیت هیچ تصوری از آن که با مظالم ان ها از سوی منافع بین المللی مانند پیاده ای در شطرنج جهانی بازی می شود ندارند.

ده ها هزار اعتراض کننده خیابان های اکثر شهرهای ارمنستان را در اختیار گرفته اند ، چون سرژ سرکیسیان رئیس جمهور خارج شده ، دوباره از سوی مجلس بعنوان نخست وزیر برگزیده شده است. این حرکت اساسا ربودن قدرت تلقی شده است، چون سرکیسیان دقیقا همان قدرتی را که در دو دوره ریاست جمهوری در اختیار داشت به دست خواهد گرفت. این حرکت درست پس از انتقال ارمنستان از سیستم ریاستی به سیستم پارلمانی در 9 آوریل رخ می دهد.
ان جی او (NGO)های مورد پشتیبانی غرب به شدت درسیستم آموزش و پرورش ، ارتباطات و کارهای خیریه پسا شوروی درگیر بوده اند.این ان جی او ها در حال القا این احساس به افکار عمومی بوده اند که نابسامانی اقتصادی ارمنستان نتیجه مستقیم فساد، نزدیکی دولت به روسیه ، و نیز خود روسیه بوده است .
از این رو ، مضمونی که دولت سرگیسیان را به تنها بدترین موضوع تبدیل کرده است نارضایی از چیزی است که محور این نا آرامی هاست . با ملاحظه همبستری سرگیسیان با روس ها، و توسعه بیشتر رابطه با روسیه ، این اعتراض ها در بردارنده پی آمد های فاجعه باری از لحاظ کشوری و از لحاظ ژئو پلیتیکی برای ارمنی ها است، چون جایگاه روسیه را در منطقه تهدید می کند.
اگرچه ،ارمنستان در سال های اخیر در حال بازی در دو سوی پرچین بوده است ، چون هم به صورت فزاینده به اتحادیه اروپایی تزدیک تر شده است ،و خود را با امضا موافقت نامه همکاری جامع و فراگیر با بلوک اروپایی ،و تلاش برای ارتباط های دیپلماتیک و اقتصادی ژرف با غرب مطرح کرده است . در عین حال هم زمان خود را به ابتکار های اقتصادی روسیه در منطقه متعهد نشان داده است. روسیه روکش شریرانه ای بر این واقعیت که در هر دو سوی ستیزه ناگورنو قره باغ- آذربایجان بازی می کند می کشد، چون روسیه ولی نعمت هر دو بازیگر است، تصور عمومی دریافت شده از تبلیغات ان جی او ها ان است که روسیه از روشن کردن جنگ سود می برد.
اوضاع ، در عمل، سناریوی بشکه باروت ، با تمام عوامل حاضر برای تحریک نارضایی لازم جمعی را نشان می دهد که می تواند در تلاش برای تغییر رژیم به اجرا در آید .
و در واقع، این اوضاع تمام نشانه های یک انقلاب رنگی را دارد، چون رهبر گود این جنبش ، نیکول پاشینیان ، از پیش آن را » انقلاب مخملی» -کنایه ای از تغییر رژیم که در سال 1989 در چکسلواکی به وقوع پیوست – خوانده است.
پاشینیان از تظاهر کنندگان خواسته است تا در خیابان ها راهبندان ایجاد کنند و از بازگشایی دفتر دولت جلوگیری نمایند، و در اعلام آن که دولت ارمنستان «دیگر مشروعیت ندارد» ، و آن که نهادهای دولتی و پرسنل پلیس باید تنها از «کمیته ها»ی منصوب انقلاب او اطاعت کنند بسیار دلیر بوده است .
اما، به خاطر داشته باشیم که سرگیسیان خیلی نامشروع نبوده است چون هیچ قانونی را نشکسته و قانون اساسی ارمنستان را نقض نکرده است، از این رو ادعای پاشینیان علیه مشروعیت سرگیسیان تنها می تواند تحریک بی پایه ای برای خشونت بیشتر و سرسختی ناخواسته برای توجه به سناریو عرصه میانی، یا راه حل مسالمت آمیز برای اوضاع موجود تلقی شود . عدم تمایل به سازش یکی از عامل های کلیدی را که عموما در بسیاری از انقلاب های رنگی مشاهده می شود توجیه می کند.
رفتار نوعی که آن انقلاب های رنگی مورد حمایت غرب آشکار می کند زمانی است که تظاهرات مسالمت امیز نسبت به خواسته های مشروع برای آن که به کاتالیزور انقلاب خشن تبدیل شوند دزدیده می شوند. اگر انقلاب ارو میدان (اکرایین) را که در سال 2014 رخ داد در نظر بگیریم ، اعتراضی مسالمت آمیز پس از کشتار فجیع «صد بهشتی» توسط تک تیر انداز های مرموز به خشونت کشیده شد،که هم تظاهر کننده ها و هم پلیس ها را در راستای کمک به جنگ تا نقطه ای که بازگشت به صلح امکان پذیر نباشد کشتند.
به نظر می رسد تا امروز، اوضاع در خیابان های ایروان در جهت مشابهی حرکت می کند، چون تظاهرکننده ها با جلوگیری از افسران پلیس با زخم چاقو به شبه خشونت رو کرده اند. توجه کنید که این نوع رفتار با روان ارمنی ها بیگانه است . تحریک کنندگان غربی اغلب برای تحریک زدو خورد زمانی که این تراژدی ها رخ می دهد در صحنه حاضرند. در اینجا تصویر برخی از حمله کننده هست ، همچنین ببینید که مرد دست چپی ارمنی نیست .

در ژانویه 2015 ، سرگیسیان قرار دادی برای مشارکت در صلح ، مرتبط کردن همکاری نظامی هم با نیروهای روسیه در داخل ارمنستان و هم با ناتو امضا کرد و به اتحادیه اقتصادی اروسیای روسیه پیوست .
در طی شش ماه از این قرار داد های در گیر کننده روسیه ، دولت ارمنستان با شورش های مردمی با هدف تغییر رژیم ، با شورش دوبله شده به «برق ایروان»، و نارضایی مورد استفاده برای تحریک نا آرامی مدنی که با افزایش بهای برق مطرح شده بود مواجه شد. نیکول پاشینیان در این جنبش ، و نیزاز جنبشی که در حال حاضر در ایروان و سراسر ارمنستان جریان دارد ازجایگاه برجسته ای برخوردار شد.
تقریبا یک سال بعد، شورش ها دوباره نسبت به دستگیری یک رهبر اپوزیسیون سر باز کرد، تظاهرات به سرعت به خشونت کشید، و به گروگان گیری و تیر اندازی به دو افسر در حال انجام وظبفه ختم شد، که رسانه های غربی و سفارت امریکا جانب گروگان گیران را گرفتند. در ویدیو زیر ، که توسط رسانه المانی تهیه شده است ، می توانیم ببینیم که برخی از این عامل ها با دستور العمل برای انقلاب رنگی مورد حمایت غرب متناسب به نظر می رسد و عوامل ژئو پلوتیکی در آن دخیل است .

برخی ارمنی ها تشویق می شوند که با تغییر دولت و رد روسیه بعنوان شریک راهبردی ارمنستان، به سود همگرایی امیدوارانه با غرب ، ارمنستان از موقعیت اقتصادی بهتر ، و ارمنیان میانه حال از استاندارد زندگی وسیعا بهبود یافته ای برخوردار خواهند گشت .
اما ، تاریخ آن چه را که تغییر رژیم های مورد حمایت غرب برای ملتشان می آورند به ما نشان می دهد . بیایید به اوضاع اقتصادی در اکرایین قبل و بعد از کودتا،همان طور که خبرگزارس وستی گزارش می کند نگاهی بیندازیم :
اگر ما نتایج دولت جدید را ارزیابی کنیم ، این نتایج حقیقتا برای کشور فاجعه آمیزند. در سال قبل از کودتا ، تولید ناخالص داخلی ( جی دی پی) 180 میلیارد دلار بر آورد می شد، در سال 2017 انتظار می رفت که نصف آن یعنی 90میلیارد دلار باشد .
متوسط حقوق در کشور کمتر ازنصف گذشته شد ، یعنی سال گذشته از 408 دلار در سال سابق به 196 دلار رسید. نرخ مبادله هریوانا(واحد پول اکرایین) سه برابر و نیم سقوط کرد، از 8 به 27 هریوانا در برابر هر دلار رسید. همان طور شرکت های های تک نابود شدند ، اقتصاد ساختار استعماری کسب کرد.
مواد اولیه بیشتر و بیشتری با نزدیک شدن به 80 درصد کل صادرات کشور صادر شد. نیمی از این صادرات محصولات زمینی است . صادرات کل تا 57 درصد سقوط کرد . سرمایه گذاری مستقیم خارجی حداقل 4 برابر کاهش یافت از 6 میلیارد در سال به یک و نیم میلیارد در سال. در عمل این سرمایه گذاری چیزی نیست . و خارج از این هم چیزی نیست . اما ، هنوز هم بیشتر سرمایه گذاری ها از روسیه می آید .
بدهی ملی در طول تمام زمان افزایش یافته است و اکنون باز پرداخت آن دشوار شده است . بدهی 64 میلیارد دلار بود که به 80میلیارد دلار رسیده است . چندین میلیون نفر از شهروندان کشور را در جستجوی زندگی بهتر ترک کرده اند. برخی از آن ها به عرب و برخی به روسیه رفته اند. سیستم بهداشت و سیستم آموزش وپرورش ویران شده است .
سیستم اقدامات قانونی هم ویران شده است . حمله حقوقی عادی شده است و فساد افزایش یافته است . کشور تکه تکه شده است .
پروشنکو و تیم اوهمه را از غرب و روسیه گرفته ، تا مردم خودشان را نسبت به چشم انداز های کشور، عملکرد های دولت جدید، و موافقت نامه مینسک فریب دادند.
فاصله گرفتن از روسیه و چسبیدن به غرب،اما تنها کوتاهی برای نشان دادن خروجی اقتصادی که ارمنی های بسیاری ممکن است به آن امیدوار باشند نیست، بلکه یک خطر واقعی را به شکل گسترش بیشتر جنگ با همسایه آن آذربایجان ، در رابطه با ناگورنو قره باغ مطرح می سازد که چنین جنگی آخرین بار به از دست رفتن جان حدود 6.000 ارمنی ، و تقریبا 30.000 آذری منجر شد.
بعلاوه ، اگر این اعتراض ها به حرکت در جهت خشونت ادامه یابد، و به صورت قاطعی خواهان تغییر رژیم باشد، در صورتی که دولت به دلخواه اپوزیسیون از قدرت کناره گیری نکند، بلکه در عوض از ارتش برای دفاع از خود دعوت کند، نتیجه بعدی آن می تواند بی ثباتی اوضاع کشورباشد. در طی چنین هرج و مرجی، غیر قابل تصور نیست که آذری ها می توانند با اغتنام فرصت به راه انداختن جنگ تازه ای برای تسخیر قره باغ دست بزنند در حالی که دولت ارمنستان و نیروهای آن نگران اعاده نظم در جای دیگری هستند.
چنین جنگ تازه شده ای بین ارمنستان و آذربایجان نتایجی به بار می اورد که دقیقا غیر قابل پیش بینی هستند. پیامدهای ژئو پلیتیک در رابطه با درگیری روسیه و ناتو ، با مشاهده آن که ارمنستان میزبان پایگاه های نظامی روسیه، و آذربایجان میزبان پایگاه ناتو است نگران کننده است،اما اگر ارمنستان رابطه خود را با روس ها به طرف داری از غرب قطع کند،دخالت روس ها در وضعیتی سر در گم رها می شود، اما جنگ چشم انداز اقتصادی و نظامی روسیه در منطقه را نابود می کند. بنا براین ، این وضعیت امکان وجود جنگ نیابتی بعدی بین روسیه و غرب را حفظ می کند.
از این رو ، این اعتراض ها، نه فقط برای منطقه، بلکه در رابطه با تعادل ژئوپلیتیک قدرت بین شرق و غرب ، به خاطر احتمالاتی که در صورت خارج شدن اعتراض ها از کنترل می تواند مطرح شود بسیار خطرناک است. در حالی که اعتراض علیه دولت سرگیسیان چیز جدیدی نیست، اما با توجه به اعتراض های سال های اخیر، اعتراض های زمان حاضر در صحنه از اعتراض های گذشته متفاوت است که شورش های گذشته تنها محدود به ایروان بود ، اما شورش کنونی در بعد ملی است ، و بنا بر این نگرانی بیشتری را مطرح می کند.
با این حال ، توده های خوش نیت ارمنی هیچ تصوری ازاین که با نارضایتی ان ها در عرصه منافع بین المللی مانند پیاده ای در شطرنج جهانی بازی می شود ندارند.

۱ دیدگاه

  1. م. ارشک says

    باوجود اظهارات پاشینیان مبنی بر „به پایان رساندن انقلاب مخملی“، هم خود و هم دستیارانش تاکید می ورزند که حرکت آنها علیه روسیه یا هیچ کشور دیگری نیست. زیرا، خوب می دانند که دور شدن از روسیه ارمنستان را با خطرات بزرگی مواجه خواهد ساخت و اصولا عموم ارمنیان نیز چنین سیاستی را بر نخواهند تافت. و این نه به خاطر عشق به روسیه یا پوتین است، بلکه ارمنستان به خاطر موقعیت ژئو پولیتیک خود و محاصره اقتصادی از جانب ترکیه و جمهوری آذربایجان ناچار از اتحاد با روسیه است. اما، این دلیل این نیست که با غرب نتواند یا نباید روابط حسنه داشته باشد. در واقع راز بقای ارمنستان حفظ تعادلی ظریف میان قدرتهای بزرگ و منطقه ای است. کسانی که با تحلیلی ساده گرایانه یا ایدئولوژیک رویدادهای ارمنستان را با اوکراین یا انقلابهای رنگارنگ مقایسه می کنند، آشنایی کافی با تاریخ و ژئوپولتیک ارمنستان ندارند.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.