تیتر۱, تاریخی, سرتیتر

جزنی به روایت اسناد ساواک – محمود طوقی

bijan_jazanie

جزنی به روایت اسناد ساواک

-۱۳۱۶: جزنی در سال ۱۳۱۶ بدنیا آمد

-۱۳۳۰: مسئول واحدی در سازمان جوانان حزب توده بوده است

-آذر۱۳۳۲: توسط مامورین فرمانداری نظامی دستگیر شد . نامبرده خودش را حسین محمودی معرفی کرد. ۶ ماه در زندان بود

-بهمن ۱۳۳۹: بعلت پخش تراکت بین دانشجویان و توزیع چوب های کوچک برای در گیری دستگیر می شود . خودش را احمد دامغانی نقاش معرفی می کند .اما بعد شناسایی می شود و تا تاریخ/۱/۲۷ /۱۳۴۰ در زندان می ماند.

-۱۳۴۰/۱/۲۷ : آزادی از زندان

-۱۳۴۱/۱۱/۲ : به اتهام اقدام بر علیه امنیت کشور دستگیر می شود

۴/۲//۱۳۴۲ : آزادی از زندان

۱۳۴۲/۸/۵ : با نام بیژن اولیایی تصمیم داشت از کشور خارج شود 

-۱۳۴۲/۹/۱فعالیت در یک گروه مخفی بهمراه منوچهر کلانتری و دکتر شهرزاد

۱۳۴۲/۳/۲- دستگیر و به ۹ ماه زندان محکوم شد نامبرده ابتدا خودش را اخلاقی معرفی کرد

۱۳۴۴— آزادی از زندان

۱۳۴۴- شروع مجدد جلسات به کلانتری و شهرزاد

-ملاقات با ظریفی

-ملاقات با سورکی و بحث روی روش قهر آمیز 

-۱۳۴۶/۱/۲۶شرکت در مراسم چهلم تختی

-۱۳۴۶/۲/۲۸اختلاف بیژن با پدرش حسین جزنی که از شوروی برگشته است و طرفدار حکومت است .

۱۳۴۶/۵/۲۳-بیژن جزنی انتخابات اخیر را قلابی می داند و می گوید مردم از آن استقبال نکردند 

۱۳۴۶/۸/۴-احضار جزنی به ساواک . نامبرده ۲۸ مرداد را تجاوز به قانون می داند . واز حقوق پایمال شده مردم خودرا در رنج می بیند و می گوید :دموکراسی نیست.

۱۳۴۶/۸/۱۵-پخش اعلامیه «جبهه آزادیبخش ملت ایران » توسط جزنی 

۱۳۴۶/۱۰/۱۹-دستگیری جزنی در اتوموبیل عباس سورکی حین تحویل سلاح

-تفتیش منزل جزنی

۱۳۴۶/۱۲/۲-نامه همسر جزنی به رئيس ساواک برای روشن شدن وضعیت جزنی

۱۳۴۷/۲/۲۱-هفته نامه «تریبون»چاپ لندن از شکنجه ۷۲ ساعته جزنی یاد کرده است 

-۱۳۴۹/۸/۲۵نظر ساواک قم در مورد بیژن جزنی :«زندانی فوق الذکر به طور کلی از نظر سطح فکر و نحوه رفتار در داخل زندان با سایرین تفاوت فاحش داشته که وی را از سایرین متمایز ساخته است . وی اکثر اوقات وقت خودرا صرف نقاشی و مطالعه در داخل کتابخانه زندان نموده  ….

نقاشی های وی اکثرا بدون مدل و از قدرت تخیل الهام گرفته و در پوشش ظاهری ساده و دارای ایده  هایی تند و بر مبنای ایده های انقلابی است  

۱۳۴۹/۱۰/۱۰-به نامبرده تفهیم نمائید که چنانچه از مقررات زندان پیروی ننماید در باره اش تصمیمیاتی اتخاذ خواهد شدکه به مصلحت او نخواهد بود .و ضمنا در مراسم صبح گاه و شامگاه باید شرکت کند 

۱۳۴۹/۱۰/۱۰-شرکت نکردن در مراسم زندان

۱۳۴۹/۱۱/۳-بازجویی از جزنی بخاطر شرکت نکردن در مراسم زندان .جزنی می گوید :علت آن که من در مراسم شرکت نمی کنم این است که من از اعمال خودم نادم و پشیمان نیستم . و دیگر این که شرکت در مراسم نیایش جز آئین نامه زندان نیست.

۱۳۴۹/۱۲/۲۴-تماس حمید اشرف با جزنی

غفور حسن پور که به تازه گی دستگیر شده است ،می گوید«جزنی با حمید اشرف ارتباطاتی بر قرار کرده است .»حمید اشرف متواری است و دارای اسامی مستعار محمدی،هوشنگ، وعباس است .

۱۳۵۰/۵.۲۲-نامه رئيس سازمان عفو بین الملل و تقاضای آزادی جزنی

۱۳۵۲/۱/۲۲-جزنی بطور آشکار و پنهان به تحریک و تبلیغ و اغوای سایر زندانیان می پردازد .لازم است نامبرده به زندانی منتقل شود که فاقد زندانیان امنیتی باشد.

۱۳۵۲/۲/۲۲-جزنی،ناصر رحیم نژاد،مهدی خدایی صفت در بند ۳ ندامتگاه قصر در عید امسال تمثال شاهنشاه را در داخل اطاق پائین کشیده و آتش زدند.

۱۳۵۲/۵/۶-جزنی یکی از ۸ محرک اصلی تظاهرات اخیر زندانیان سیاسی در زندان شماره ۳ بوده است 

۱۳۵۳/۱/۲۲-ملاقات دکتر حسین زاده در زندان قم با جزنی و این که همسر جزنی همراه با صادقی نژاد و صفاری آشتیانی دستگیر شده اند و معلوم شده است او با آن ها تماس داشته است .

۱۳۵۳/۵/۱۹-تقاضای مادر بیژن برای ملاقات (موافقت نمی شود)

۱۳۵۳/۳/۱۷مخالفت ساواک با طرح وضعیت جزنی در کمیسیون عفو، ساواک او را یکی از محرکین اصلی اخلال نظم در زندان می داند.

۱۳۵۳/۹/۹-جزنی و سعید کلانتری بعد از بازگشت از کمیته مشترک و ورود به زندان قصر با استقبال زندانیان روبرو شدند . نامبردگان با رفتار خاص خود محبوبیت قابل توجهی بین زندانیان کسب نموده اند.

۱۳۵۴/۱/۳۰-برگ معاینه جسد بیژن جزنی:

«ورود ۲ گلوله ،یکی روی ابروی چپ به قطر ۱ سانتی مترو دیگری در حدود ۲ سانتیمتری بالاتر از ابروی چپ.گلوله به مغز اصابت کرده و فاقد سوراخ خروجی است .

۱۳۵۴/۲/۲-مخالفت مسئولین مسجد الجوادبا بر گزاری مراسم برای جزنی

۱۳۵۴/۲/۲۳—پخش اعلامیه توسط خانواده حکمت جو براری مرگ جزنی

۱۳۵۴/۲/۹-صحبت های فخری مظاهری با همسر بیژن «افکار و ایده بیژن را ستایش می کنم»

۱۳۵۴/۲/۱۰-مراجعه خواهر جزنی به دادرسی ارتش برای گرفتن جسد

۱۳۵۴/۲/۲۵-صحبت های پروانه اسکندری ،همسر داریوش فروهر با همسر جزنی «از این که صدایت را می شنوه بخود می بالم»