تیتر۲, تاریخی, سرتیتر

گروه پیشتاز جزنی – محمود طوقی

bijan_jazanie

پوینده باد
آن دست
که تفنگ روی کتاب نهاد

زمینه های عینی و ذهنی مبارزه قهر آمیز
این حق مسلم هر ملتی است که اگر در برابر حکومتی جابر و ستمگر قرار می گیرد برای احقاق حقوق خود دست به سلاح برد . این حق در نوشته های متفکرین عصر رنسانس و اعلامیه حقوق بشر نیز آمده است .
اما باید دید که چه زمینه های عینی و ذهنی فراهم شد تا پیشاهنگان سیاسی در ایران دست به سلاح ببرند.

بازرگان پیش گویی بزرگ
مهدی بازرگان رهبر نهضت آزادی در دهه ۴۰ در برابر دادگاه نظامی گفت :«ما آخرین کسانی هستیم که برای تحقق قانون اساسی به مبارزه پرداخته ایم .ما از رئيس دادگاه انتظار داریم که این نکته را به بالاتری های خود بگوید ».
بازرگان با فراستی تاریخی از عصر و نسلی خبر داد که هر چند از درون نسل گذشته بیرون می آیداما نگاهش به مسائل به گونه ای دیگر بود.

نسلی جدید و راهی دیگر
دهه ۴۰ برای شاه روزگار تثبیت بود . از سوئ قصد جان به سلامت برده بود و ترور منصور نخست وزیرش را با دستگیری فدائیان اسلام جبران کرده بود .
از سویی دیگر آمریکایی ها را برای رفرم ارضی توسط خودش متقاعد کرده بود و حریف نیرومند خود؛دکتر امینی را از میدان بدر کرده بود .
اما این تمام ماجرا نبود ؛قیام ۱۵ خرداد روحانیت را سرکوب کرده بود و تمامی تلاش های جریانات ملی و چپ را برای سازماندهی یک اپو زیسیون کار آمد ناکام گذاشته بود و با سرکوب وحشیانه راه را بر هر گونه عملی سیاسی و غیر سیاسی بسته بود .
از سال ۱۳۲۰ ببعد سه جریان بزرگ سیاسی وارد میدان سیاست در ایران شدند:
۱-حزب توده
۲- جبهه ملی
۳-کاشانی و فدائیان اسلام
اما هیچ کدام موفق نشدند ایران را به سوی عدالت اجتماعی ،دموکراسی و استقلال سیاسی و اقتصادی سوق دهند .تمامی تلاش ها با کودتای ۲۸ مرداد ناکام ماند.

حزب توده
از حزب توده در این سال ها جز نام و سایه ای باقی نمانده بود .ضربات خرد کننده کودتا و بعد از کودتا و دو انشعاب بزرگ و نفوذ ساواک ، حزب را از نظر سیاسی، تشکیلاتی و اخلاقی بی اعتبار کرده بود .
نا کارآیی حزب در کودتا ،بی لیاقتی رهبران حزبی بعد از کودتا ، خیانت های رهبران حزبی در زندان ، حزب توده را بعنوان بزرگترین جریان سیاسی کشور به بحرانی عمیق کشانده بود .و چیزی نگذشت که با دو انشعاب روبرو شد:
۱- در سال۱۳۴۲:انشعاب سازمان انقلابی
۲-در سال ۱۳۴۴:انشعاب قاسمی ،فروتن و سغایی .که بعد از افت وخیز هایی منجر به تشکیل حزب طوفان شد .

نفوذ ساواک
بدتر از این دو انشعاب نفوذ ساواک توسط پسران دکتر یزدی د رخانه راد منش ، دبیر اول حزب بود ،که با سرقت اسناد حزبی و نام فعالان حزبی در داخل کشور ودادن آن به ساواک همراه بود.
نفوذ عباس شهریاری در تشکیلات داخل کشور حزب در همین سال هاست که هنوز افشا نشده است .
با این اوصاف راه و روش حزب در نزد فعالان سیاسی راه و روشی بود که به بن بست رسیده بود .بهمین خاطر برای یافتن راهی نو در بین نیروهای حزبی موتوری روشن شده بود .موش کور تاریخ در حال کندن نقب های خود بود .

جبهه ملی
جبهه ملی اول در اوج اقتدارش و با حضور حی وحاضر رهبر کاریزماتیکش ، دکتر مصدق و با در دست داشتن دولت و اکثریت مجلس نتوانست کار را به سرانجام برساند و با تردید ها و خیانت های بخش هایی سرنوشت مملکت را به دولت کودتا سپردو بعد از کودتا هم نتوانست دست بیک مقاومت سازمان یافته بزند .و با باز شدن فضای نسبی سال های۴۱-۱۳۳۹ که نتیجه اختلاف آمریکا با شاه بر سر اصلاحات سیاسی و اقتصادی بود ،تا به آخر از نداشتن برنامه و رهبری کارآ، کار را با مسائل فرعی پیش برد تا این پنچره بسته شد . و به یک باشگاه خانوادگی تبدیل شد که نقش زنده و پویا در حیات سیاسی کشور نداشت.

جریان اسلامگرای کاشانی – نواب
از سال ۲۰ ببعد جناح سنتی روحانیت تمایل جدی به دخالت در مسائل سیاسی نداشت اما جناح کاشانی -نواب فعال بود .فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی که از اندیشه های حسن البنا رهبر اخوان المسلمین الهام می گرفت ، کار خودرا با ترور تاریخ شناس بزرگ احمد کسروی آغاز کرد . کسروی با براه انداختن « پاک دینی»که در واقع نوعی مدرنیسم دینی بود تلاش داشت جامعه را به راهی نو هدایت کند .اما با ترور او این جریان در نیمه راه متوقف شد .
در جریان ملی شدن نفت با ترور رزم آرا فدائیان اسلام پر آوازه شدند . اما این ترور ها در نهایت راه بجایی نبرد .
آیت الله کاشانی که در کارنامه اش مبارزه با انگلیس ها در عراق بود و بهمین خاطر تبعید و بلند آوازه شده بود با بازگشت به ایران به مجلس راه یافت ودر جریان ملی شدن نفت با دکتر مصدق همپا و همراه شد . اما در مقطع کودتا به باشگاه کودتا گران پیوست و بعد از کودتا به بازی گرفته نشد و از صحنه سیاست رانده شد.

جناح سنتی روحانیت
با پیش آمدن اصلاحات ارضی و شرکت زنان در انتخابات در غیبت کاشانی آیت الله خمینی به میدان آمد و در مخالفت با اصلاحات اراضی و کاپیتولاسون بلند آوازه شد . در نهایت در ۱۵ خرداد سرکوب و تبعید شد .

نسلی جدید
این ها تمامی واقعیات دهه چهل نبود . در بحبوحه جدال مردم با دیکتاتوری ، نسلی جدید شکل گرفته بود که نگاهش به گذشته و آینده به گونه ای دیگر بود ، هر چند زادگاه و خاستگاهش همان بستر های سه گانه بود اما دیگر حاضر نبود آن شیوه های شکست خورده را که دیگر کار آیی نداشتند بکار گیرد .

چه باید کرد
در چنین شرایطی سئوالی مهم فرا روی تمامی فعالین جنبش انقلابی بود چه باید کرد .؟
در فراسوی ایران در چین ،کوبا ،الجزایر ،ویتنام وکره و فلسطین راه های تازه ای گشوده شده بود .

اخلاقی دیگر
این نسل علیرغم پشت سر گذاشتن شکستی غمبار در ۲۸ مرداد از اعتماد به نفس و شجاعتی شگرف برخوردار بود . واین نشانه آن بود که در برابر اخلاقیات گذشته کد های اخلاقی جدیدی شکل گرفته است کد هایی که بعد ها به عرفان فدایی و مجاهد ،یا اخلاقیات چریکی معروف شد . و وجه مشخصه آن شجاعت،اعتماد به نفس،از خود گذشتگی تا حد نثار جان و زندگی پارسایانه بود.
اخلاقیاتی که در نبود آن رهبران درجه اول نسل گذشته در برابر رژیم کودتا زانو زدند و غرور ملی مردم خودرا شکستند.

مسائل مبرم دهه ۴۰
جنبش انقلابی برای فائق آمدن بر مشکلاتش و یافتن راهی نو می بایست در زمینه های زیر به تحلیل مشخص می رسید :
-تحلیل جامعه ایران
-تحلیل اصلاحات شاه و خصلت حکومت او
-نقش قدرت های خارجی در ایران
-گذشته جنبش انقلابی ایران
-روش های مبارزه
-مرحله انقلاب
-اختلاف میان شوروی و چین و نقش آن در مسائل ایران

شکل گیری محفل ها
بعد از شکست و فروپاشی سازمان های حزب توده تا سال۳۷ ،بازماندگان حزبی دو راه در پیش رو داشتند:
-ادامه مبارزه به سبک و سیاق گذشته ، که توسط ساواک و عباس شهریاری دنبال می شد
-فعالیت در محافلی که در حال مطالعه در مورد اوضاع و احوال ایران بودند و در کنارآن در حرکت های اعتراضی شرکت می کردند از اعتصاب رانندگان شرکت واحد گرفته تا مرگ تختی و زلزله بوئین زهرا .

سه محفل
در میان این محافل سه محفل از همه رشد یافته تر بودند که بلاخره بهم نزدیک شدند و گروه پیشتاز جزنی را بوجود آوردند :
-محفل جزنی-کلانتری
-محفل حسن ضیا ظریفی
-محفل عباس سورکی

وحدت محافل
جلسات محفل جزنی (بیژن،منوچهر کلانتری ،حشمت الله شهرزاد)از سال ۴۲ روی سه موضوع متمرکز شد:
-نحوه فعالیت
-موضوع فعالیت
-روش فعالیت
و پس از بحث هایی چند گسترش گروه و عضو گیری افراد جدید در دستور کار قرار گرفت .
منوچهر کلانتری ،کیومرث ایزدی را که در سال ۳۳ در زندان قصر با او هم بند بود عضو گیری کرد .

تقسیم کار
در گروه تقسیم کار به این شکل انجام گرفت :
۱- جزنی :مسئول جذب افراد و تبلیغات
۲-شهرزاد مسئول تشکیلات و تعلیمات
۳-کلانتری و ایزدی مسئول شناسایی مناطق
بیژن در سال ۴۴ بخاطر توزیع نشریه پیام دانشجو ارگان دانشجویان جبهه ملی دستگیر و مدت ۹ ماه زندانی شد .
در این مدت کیومرث ایزدی از گروه جدا شد .ایزدی کار گروه را تقلیدی ناشیانه از گرو های چریکی در بعضی از کشور های انقلابی می دانست .
بیژن در بهمن ۴۴ از زندان آزاد شد .و کلانتری با محفل ظریفی ارتباط برقرار کرد .بیژن و ظریفی در جریان جبهه ملی دوم از نزدیک همدیگر را می شناختند
ظریفی در ملاقاتش با بیژن از ارتباطش با محفل عباس سورکی سخن گفت و خواستار پیوستن آن ها به گروه شد .بیژن در ابتدا مخالفت کرد بیژن سورکی را زیاد شلوغ می دانست .که البته حق با او بود و گروه از همین محفل ضربه خورد .اما بلاخره موافقت کرد .و چندی بعد محفل سورکی به گروه پیوست .و سورکی و ضرار زاهدیان با بیژن ملاقات کردند.در این دیدار بحث بر سر روش قهر آمیز مبارزه بود .

گام های عملی
با یکی شدن محفل ها گروه به دو کمیته تقسیم شد :
۱-کمیته سیاسی
۲- کمیته شناسایی مناطق و آماده سازی
جزنی ،سورکی ،ظریفی و کلانتری عضو کمیته سیاسی بودند. و زاهدی ،شهرزاد و کلانتری عضو کمیته شناسایی بودند

افراد جدید
بعد از مدتی جزنی ۴ نفر را به گروه جذب کرد :
-قاسم رشیدی
-حمید احسن
-ابراهیم تیبا
-فرخ نگهدار
تا اواخر سال۴۵ کار به کندی پیش می رفت . تیبا از گروه جدا شد و دو کمیته با هم ادغام شدند.
در فروردین ۴۶ منوچهر کلانتری به اروپا رفت . برای برسی امکانات ایرانیان خارج از کشور و کسب اطلاع از انشعاب قاسمی ،فروتن و سغایی از حزب توده .
ضرار زاهدیان هم چون احساس می کرد تحت تعقیب پلیس است از شرکت در جلسات خوداری کرد .

سازماندهی مجدد
با رفتن کلانتری به اروپا ،سورکی جای او را گرفت .جزنی نیز مسئولیت هسته شهرزاد را خود بعهده گرفت . شهرزاداز کم کاری گروه شکایت داشت .مشعوف کلانتری در این زمان به بیژن وصل شد .مشعوف از فعالین هنرستان صنعتی تهران بود .ودر
هنرستا ن با صفایی فراهانی ارتباط داشت .
در سال ۴۳،توسط برادرش منوچهر به کیومرث ایزدی وصل شد . مشعوف ، فراهانی را به ایزدی وصل کرد .صفایی در این زمان در ساری معلم بود .
در اوایل سال۴۶ شهرزاد ، مجید کیان زاد را به مشعوف وصل کرد و منوچهر ، حمید اشرف را به کیان زاد وصل کرد .غفور حسن پور نیز توسط کیان زاد عضو گیری شد .و به ظریفی وصل شد .

محفل لاهیجان
غفور با رهنمود ظریفی محفل لاهیجان را سازماندهی کرد :
-ابوالقاسم طاهر پرور
-رحمت پیرو نذیری
-گدا علی بوستانی
-رضا عابدینی پور
-اسکندر رحیمی

گسترش تشکیلات
با گسترش تشکیلات به توصیه بیژن ۲ خانه تیمی توسط مشعوف تهیه شد .
مسئله تامین پول برای خرید سلاح و دیگر کار ها مطرح شد . دو طرح ارائه شد:
-مصادره پول بانک صادرات که توسط منوچهر کلانتری داده شد . با رفتن او به اروپا از دستور کار خارج شد .
-مصادره پول بانک ملی گرگان در موقع بر داشت توتون که توسط ضرار زاهدی داده شد .و این طرح مشروط بود به رفتن گروه به جنگل که گروه آماده این گار نبود
در این زمان حشمت الله شهر زاد به بهانه کندی کار کنار کشید و جای اورا ظریفی پر کرد .و ظریفی مسئول نگهدار ،مجید احسن و قاسم رشیدی شد .
ظریفی با اکبر جلیلیوند هم ارتباط داشت اما جلیلوند تمایلات پان ترکیسم داشت و بعد از مدتی از گروه جدا شد .اما ۲ قبضه سلاح به گروه داد.
صفاری آشتیانی در همین زمان عضو گیری شد که او خود محفلی را اداره می کرد ؛جلیل افشارو عزیز سرمدی.
رابط آن ها در ابتدا منوچهر کلانتری بود که بعد به سورکی سپرده شد .

ورود به فاز عملیاتی
طرح مصادره بانک تعاونی توزیع شعبه کشتار گاه توسط صفاری آشتیانی تهیه و در دستور کار گروه قرار گرفت ..
عنلیات شناسایی توسط مشعوف کلانتری و صفایی فراهانی انجام شد .گروه به ۲ اکیپ تقسیم شد :
۱-اکیپ عملیاتی :سورکی ،سرمدی و صفاری
۲- اکیپ محافظ:جزنی ،مشعوف و فراهانی

موجوی سلاح گروه
موجدی سلاح گروه ۶ قبضه بود .۲ قبضه آن توسط کلانتری تهیه شده بود . و توسط ایزدی جا سازی شده بود . ۲ قبضه نزد ظریفی بود و ۲ قبضه نزدآقایان .
۲ قبضه ای که در کوه های دار آباد جاسازی شده بود توسط مشعوف بیرون کشیده شد اما زنگ زده بود و نیاز به تعمیر داشت و۲ قبضه دیگر نزد ناصر آقایان بود که قرار شد سورکی تحویل بگیرد.

امکانات گروه
مخارج سازمان از حق عضویت اعضا و کمک های مالی که داوطلبانه بو د تامین می شد .اما تهیه سلاح ،برنامه شناسایی مناطق و گسترش تشکیلات نیازمند منابع مالی وسیعی بود که به سادگی تامین نمی شد بهمین خاطر مصادره پول از بانکها در دستور کار قرار کرفت .
در زمینه درمانی گروه یک واحد در مانی درست کرد که برای اقدامات ضروری در نظر گرفته شد .مسئولیت آن با شهرزاد بود .

گروه و اختلافات چین و شوروی
عملکرد شوروی و نوع رابطه آمرانه او با حزب توده یکی از انتقادات گروه نسبت به حزب توده و شوروی بود .
با علنی شدن اختلاف چین و شوروی سورکی ،کلانتری ،زاهدی و شهر زاد طرف چین را گرفتند و ظریفی و جزنی ضمن آن که نسبت به شوروی انتقاداتی داشتند بر این باور بودند که شوروی در جهان نقش ارتجاعی ندارد .اما در رابطه با ایران در تحلیل نهایی جانب منافع کشور خودش را می گیرد.و چپ ایران باید این موضوع مهم را در نظر گیر د. امری که هیچ زمانی حزب توده نفهمید .
جزنی براین باور بود که این بحث باعث اختلاف در گروه می شود ضمن آن که مسئله مبرم گروه نیست .و جنبش باید به مسائل عملی خود پاسخ دهد .اما وقتی این مسئله برای گروه عمده شد روی آن بحث خواهد کرد . پس این مسئله مسکوت گذاشته شد .

استراتژی و تاکتیک گروه
استراتژی گروه بر مبارزه مسلحانه نهاده شده بود اما این به معنای استفاده نکردن از راه های مسالمت آمیز مبارزه نبود به همین خاطر گروه تصمیم گرفت جزنی همکاری خودرا با سازمان دانشجویان ادامه دهد .
اصول کار بر مخفی کاری صددرصدی بود و این کاررا برای بقا گروه ضروی می دانست .پس در سازمان تمام افراد با نام مستعار شناخته می شدند .
سازمان یک حکومت مستقل و ملی را در نظر داشت ،حکومتی متشکل از تمامی گروه ها.هدف و شعار مبارزه را درآن مقطع مسائل جنبش ملی می دانست و قائل به شعار های ایدئولوژیک نبود .و مبارزه را تا مرحله رسیدن به حاکمیت در کادر مبارزه در راه آزادی و مبارزه در راه قطع کامل نفوذ سیاسی و اقتصادی و نظامی استعمار می دانست .

گروه و حزب توده
گروه با راه و روش حزب توده مخالف بود اما بحت جدی در مورد حزب توده انجام نداده بود چرا که به مسائل عملی جنبش متمرکز بود اما این بمعنای نداشتن نقد مواضع حزب نبود . ظریفی در جزوه ۲۸ مرداد و جزنی در تاریخ سی ساله نظرات مشخصی نسبت به حزب توده دارند .

دستگیری و محاکمه
گروه نام مشخصی انتخاب نکرده بود . اما در یکی از بازجویی ها از «سازمان آزادیبخش ملت ایران»صحبت می شود .
بهر روی در پروسه بحث ها و تدوین برنامه گروه به آن درجه از رشد رسیده بود که بتواند وارد فاز عملیاتی شود .

فاز عملیاتی
برای ورود به فاز عملیاتی مصادره بانک در نظر گرفته شد . پس لازم بود سلاح ها از جا سازی بیرون بیایند .
سورکی از ناصر آقایان خواست که سلاح ها را از جا سازی بیرون بیاورد . آقایان مدتی تعلل کرد ساواک در این زمان توسط ناصر آقایان از کم و کیف فعالیت های گروه مطلع بود اما چون گروه از مرحله مقدماتی خارج نشده بود صلاح نمی دید دست به اقدامی عملی بزند.در خواست سلاح باعث هشیاری ساواک شد که گروه دارد وارد فاز عملیاتی می شودپس دستگیری گروه کلید خورد .
بعد از تحویل سلاح جزنی وسورکی دستگیر شدند و از همانجا به زیر شکنجه برده شدند .اسناد ساواک نشان می دهد که هر دو مقاومت بی نظیری کردند .
با دستگیری جزنی و سورکی گروه مخفی شد .اما با خیانت عباس شهریاری که در راس تشکیلات حزب توده بود ۱۲ نفر دیگر دستگیر شدند.تمامی آن ها زیر شکنجه مقاومت های افسانه ای کردند .
و بعد ان ها را به محکه نظامی سپردند ودر تارخ ۲۰ فروردین ۴۸ برای گروه کیفر خواست زیر صادر شد :
-عضویت در دسته و جمعیتی با مرام اشتراکی
-ضدیت با سلطنت مشروطه
-جعل گذر نامه و شناسنامه
-حمل و نگهداری اسلحه غیر مجاز
و احکام زیر صادر شد:
-بیژن جزنی:۱۵ -سال
-حسن ضیا ظریفی-۱۰سال
-عباس سورکی-۱۰سال
مشعوف کلانتری-۱۰ سال
-حشمت الله شهر زاد-۱۰ سال
-ضرار زاهدیان-۱۰سال
-عزیز سرمدی-۱۰سال
-احمد جلیل افشار-۱۰سال
-محمد مجید کیانزاد-۸ سال
محمد چوپانزاده-۸سال
-فرخ نگهدار-۵ سال
-مجید احسن-۳ سال
قاسم رشیدی-۳ سال
کیومرث ایزدی-تبرئه شد

ناصر  آقایان
ناصر آقایان عضو گروه رزم آوران حزب توده بود . رهبری این گروه با عباس سورکی بود . دیگر اعضا این گروه:
-حسین مدرسی
-حسین نعمتی
-مهدی شهیدی
-محمد هاشمی
-باقر مددی
-ایرج مددی
بودند.باقر و ایرج از زیر جمع های آقایان بودند که هر کدام چند زیر جمع داشتند این محفل ریشه در سازمان جوانان حزب توده داشت .که نسبت به راه و روش حزب انتقاداتی داشت .

اسناد ساواک
در پرونده اطلاعاتی گروه رزم آوران ۶ گزارش وجود دارد از ۲۶ دیماه۱۳۴۳ تا ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۵ که طبق این گزارشات در گروه مسائل زیر مورد بحث بوده است :
-جنگ چریکی در کوبا
-تمرین با کوکتل مولوتف
-خرید اسلحه
-انتقاد از رهبران شوروی بخاطر استقبال از شاه
-بررسی تماس با چین برای گرفتن کمک
بدرستی معلوم نیست آقایان چگونه به خدمت ساواک در آمد . اما بنظر می رسد آقایان پنهانی توسط ساواک دستگیر شد و در دوران بازداشت به خدمت ساواک درآمد پس آزاد و به محفل باز گشت ،این بار بعنوان خبر چین ساواک.

مبانی تئوریک گروه پیشتاز
اطلاعات ما در مورد گروه پیشتاز اطلاعات محدودی است و بیشتر در حد شکل گیری تشکیلات و رابطه هاست . و بازجویی ها هم پایه های تئوریک گروه را بما نشان نمی دهد .علت هم روشن است .گروه در مراحل نخستین شکل گیری ضربه خورد و از حرکت باز ایستاد .
بعد ها جزنی از سال ۴۹ ببعد تلاش کرد این کمبود را جبران کند .
کتاب نبرد با دیکتاتوری در سال ۵۳ نوشته شد و جزنی در این کتاب دیدگاه تئوریک گروه را در رابطه با مبارزه مسلحانه باز گشایی می کند .

سیستم اقتصادی – اجتماعی ایران
سیستم حاکم براقتصاد ایران سرمایه داری وابسته است .قبل از رفرم فئودال ها و کمپرادور ها با همکاری و حمایت امپریالیست ها حاکمیت سیاسی را در دست داشتند.
کوتای ۱۲۹۹، کودتای فئودال ها نبود . حکومت رضا شاه منشا ظهور و رشد بورژازی کمپرادور،اداری و نظامی بود ،حکومتی که مرکز وحدت ۳ جریان بود :
امپریالیسم
-فئودالیسم
-بورژازی -کمپرادور
گرچه رضا شاه بعد ها خود به بزرگترین زمیندار تبدیل شدمعذالک رهبری با فئودال ها نبود و رضا شاه به حاکمیت فئودال ها ضربه سنگینی زد .

خصوصیات بورژازی کمپرادور
با ورود سرمایه داری به مرحله امپریالیسم کشورهای تحت سلطه از سیر تکامل طبیعی در اقتصاد خود باز می مانندو آن فرماسیون ناقصی است که آن را بورژازی دلال می نامند که خصوصیات عمده آن بقرار زیر است:
-رشد کمی و کیفی آن به حدی است که می تواند حاکمیت را بدست بگیرد و تکیه گاه امپریالیسم باشد
-وابسته به انحصارات خارجی است
-ایجاد و ضعیتی خاص در روستا می کند
-باعث رشد نا متناسب بخش خدمات در برابر بخش تولید می شود

وضعیت دهقانان
رفرم ارضی سال ۴۲ که نقطه عطفی در وضعیت بورژازی کمپرادور بود، او رادرحاکمیت بر سکوی اول قرار داد ،روستا را بوضعیتی خاص کشاند. بورژازی اگر در فرم کلاسیک اش به روستا می رفت نظام فئودالی را ازبین می بردو دهقانان راآزاد می کرد تا بخش عمده آنان به کارگران شهری تبدیل شوند. و بخش دیگر در روستا بمانند و در یک کشاورزی مکانیزه کشور را ازحیث موادغذایی تامین کنند . اما در ایران این گونه نشد.
بورژازی کمپرادور به روستا رفت برای خود مزارع مکانیزه درست کرد اما بخش عمده زمین در دست خرده مالکان ماند ، خرده مالکانی که تحت استثمار بورژازی کمپرادور نمی توانستند به بورژازی کشاورزی تبدیل شوندو نه در طبقه کارگر تحلیل یابند و این بزرگترین نقطه ضعف بورژازی کمپرادور است.
روی دیگر قضیه آن جاست که بورژازی کمپراردور در شیوه تولید اثر نگذاشت اما سیستم مبادله گسترش یافت و بحران های اقتصادی شهر به روستا منتقل شد و سیستم خرده مالکی به حالت رکود و نابودی کشانده شد .
رفرم سطح رفاه روستا رابالا برد قید و بند های فئودالی را برداشت و سطح نیاز و توقع آن هار بالا برد اما نتوانست به آن پاسخ بدهد.

ویژگی خرده بورژازی ایران
۱- رشد وسیع به علت پول نفت و عقب ماندگی بورژازی ملی
۲-در معرض نابودی قرار گرفتن کسبه و پیشه وران و قشرهای پائينی دستگاه مذهبی
۳-به ارث بردن سنت های تاریخی بورژازی ملی
۴- داشتن امکاناتی برای اعتراض
۵- قشر های پائينی آن با اولین بحران به سوی جنبش می آیند
۶-در تضادبین خلق و امپریالیسم تا پیروزی در طرف خلق قرار می گیرند
۷- خطری که وجود دارد جریان های پیشرو خرده بورژازی بدنبال اقشار پائينی کشیده شوند

بورژازی کمپرادور و دیکتاتوری
-استثمار داخلی و خارجی با زور و تحقیر انجام می گیرد
-سطح تولید نسبت به کشور های متروپل عقب مانده تر است
-سطح زندگی پائین است
-فساد درحد علاج ناپذیری وجود دارد
-زمینه موافقی برای حکومت نیست یا خیلی کم است .
بورژازی کمپرادور با رفرم خود باعث رها شدن دهقانان ،رشد طبقه کارگر ،رشد سریع تحصیل کردگان و افزایش مطا لبات مردم شد اما نتوانست موانعی را که سد راه رشد سیاسی واقتصادی بود بردارد پس بتدریج بر غلظت دیکتاتوری خود افزود. شکل حاکمیت بورژازی کمپرادور دیکتاتور ی ا ست.

دیکتاتوری فردی
بورژازی کمپرادور خواهان دیکتاتوری جمعی است . مردم از کلیه حقوق خود محرومند اما جناح های مختلف بورژازی و امپریالیسم امکان آن را دارند که برای منافع خود تلاش کنند، اما دیکتاتوری فردی این آزادی را مخدوش می کند همین امر باعث نارضایتی جناح هایی از بورژازی و امپریالیسم می شودکه با شروع بحران بدنبال آلترناتیو دیگری می گردند .

چرا مرگ بر شاه
دیکتاتوری شاه ،اهرم سیاسی حاکمیت بورژازی کمپرادور و سلطه امپریالیستی است سه پایه ای که جبهه متحد ضد انقلاب را تشکیل می دهند اما این ۳ عامل بیک اندازه در سیستم نقش ندارند .
از آنجایی که امپریالیسم درایران حضور مستقیم ندارد و همه اهرم ها در دست شاه است پس مسئله عمده دیکتاتوری شاه است .و ماهیت سیاسی مبارزات این دوره را مبارزه بر علیه دیکتاتوری تعیین می کندو شعار« مرگ بر امپریالیسم و سگ های زنجیری اش» باید تبدیل شود به« مرگ بر شاه و حامیان امپریالیستی اش»باید بشود.

مرحله انقلاب
از آن جا که بورژازی کمپرادور به انحصارات امپریالیستی وابستگی دارد سرمایه خارجی در استثمار و مناسبات تولیدی ما نقش بازی می کند پس خلق در مقابل خود امپریالیسم و بورژازی کمپرادور را می بیند . بدین خاطر نه تنها زحمت کشان بلکه بقایا ی بورژازی ملی نیز در برابر ستم خارجی قرار داردپس تضاد اصلی سیستم تضاد کار و سرمایه نیست ،تضاد خلق با امپریالیسم و بورژازی کمپرادور است هم از این جاست که انقلاب خصلت رهایی بخش و دموکراتیک وملی دارد و در نهایت می تواند به انقلاب دموکراتیک توده ای تبدیل شود .مرحله انقلاب اما سوسیالیستی نیست.

مبارزه مسلحانه بچه معناست
مبارزه مسلحانه شکلی از مبارزه است که اساسا متکی براعمال قهر برضد دشمن است .و درهرمرحله محتوایی دارد که فرم آن با تغییر محتوا تغییر می کند و شامل ۲ مرحله است :
۱- مرحله مقدماتی
۲- مرحله انقلابی
در مرحله مقدماتی مقدمات مبارزه مسلحانه آماده می شود و در مرحله بعد که توده ها بسیج شده اند انقلاب آغاز می شود و

چه عواملی شکل مبارزه را تعیین می کند :
۱-ساخت اقتصادی -اجتماعی جامعه
۲-موقعیت سیاسی جامعه:
-تضاد عمده
-شیوه اعمال حاکمیت طبقات
-میزان قدرت و سازمان یافتگی رژیم
-کمیت و کیفیت جریان های مبارز
۳- موقعیت توده ها:
-از حیث تحرک و تعرض
-تسلیم طلبی و نومیدی
۴- سنت ها و اشکال تاریخی -مبارزاتی مردم
۵-موقعیت سیاسی جهانی ،منطقه ای
-موازنه نیروها (مثبت یا منفی)
-اشکالی که دیگر خلق ها بکار می گیرند

شرایطی که باعث مبارزه مسلحانه می شود
-سلب امکانات محدود دوره قبل
-سرکوب خونین مردم
-شکل خشن و فردی دیکتاتوری
با سرکوب وحشیانه مردم سئوالات چندی مطرح می شود :
۱- آیا با دست خالی می توان با قدرت مهیب دیکتاتوری مقابله کرد
۲-آیادر شرایط جدید دست زدن به همان حرکات قبلی امکان پذیر است
۳-آیا کار برد شیوه های محدود سیاسی -اقتصادی در برابر دیکتاتوری ثمری دارد
۴-آیا مردم از راه مسالمت می توانند به هدف های خود برسند
۵-آیا پیشرو باتوسل به شیوه های غیر نظامی می تواند مردم را بسیج و رهبری کند

رسالت پیشاهنگ چیست
پیشاهنک با سه مشکل روبرو بود :
-امکان رشد وبقا با مبارزه سیاسی نبودواختناق فاشیستی امکان ارتقا مبارزه را نمی داد
-توده ها به نومیدی و تسلیم کشیده بودند
پس رسالت پیشاهنگ حل این ۳ معضل بود .
و پیشاهنگ راه حل را درشکل سیاسی -نظامی مبارزه دید.و در این پروسه رشد کمی و کیفی مبارزه و رهاندن توده ها از نومیدی و گسترش حرکات توده ای .
گام بعد استفاده از همه اشکال مبارزه بود

ویژگی شکل مبارزه مسلحانه
۱-این شکل تلفیقی است از اشکال سیاسی-نظامی و اقتصادی
۲- شکل نظامی نقش محوری دارد
۳-تاکتیک های مسالمت آمیز نقش مهمی د رکنار تاکتیک ها نظامی دارد
۴- شکل سیاسی- اقتصادی یکی از دوپایه اصلی مبارزه است
۵- جنبش در مرحله تدارکاتی -مقدماتی است
۶-شرایط عینی و ذهنی انقلاب آماده نیست
۷-برای شروع حرکت آماده بودن شرایط نیاز نیست .وظیفه پیشاهنگ تسریع وتسهیل شرایط انقلابی است
۸-مبارزه در این شرایط تنها پیشاهنگ را در بر می گیرد .

شاخه سیاسی
مبارزه با ۲ بال پرواز می کند:
-بال نظامی
-بال سیاسی
پیشاهنگ با اعمال قهر به قدرت مطلق رژم و نومیدی توده ها پایان می دهد . اما این بدان معنا نیست که توده عملا به پیشاهنگ ملحق می شود

توده چه زمانی دست به سلاح می برد
-ادامه وضع موجود غیر ممکن باشد
-قدرت دست بردن به سلاح را در خود ببیندکه بستگی دارد به نقش پیشاهنگ
-به این درک برسد که از راه مسالمت به خواسته های خود نمی رسد
پس پیشاهنگ باید به اشکال سیاسی-اقتصادی به مثابه کانال هایی که قادر است توده را به حرکت در آورد اهمیت بدهد.
پس لازم است یک شاخه مجزا با وظایف معین بوجود بیاید جناح سیاسی پای دوم جنبش مسلحانه خواهد بود.

سرشت عملیات
تبلیغی است پیشاهنگ با وارد ساختن ضربه در روحیه توده به نفع مبارزه اثر می گذارد