مراسم و یادبودها

با الهام از سرود انترناسیونال، اول ماه مه را گرامی داریم!

         برخیز ای داغ لعنت خورده دنیای فقر وبندگی –  شوریده خاطر ما را برده به جنگ مرگ و زندگی

باید از ریشه براندازیم کهنه جهان جور و بند – و آن‌گه نوین جهانی سازیم هیچ بودگان هر چیز گردند(اوژن پوتیه)

در آستانه بزرگداشت اول ماه مه بار دیگر میلیونها کارگر و زحمتکش و انسانهای مترقی به خیابانها می­روند و با اعتراض به وضع موجود وافشای بربریت بی حد و مرز سرمایه­داری، خواسته­های خود را مطرح و برای دست­یابی به دنیائی بهتر یعنی سوسیالیسم  مبارزه می­کنند. در این روزکارگران انقلابی با افراشتن پرچم سرخ، نظام انگلی و استثمارگرانه سرمایه­داری را به چالش کشیده و خواهان پایان دادن به هرگونه استثمار انسان از انسان ولغو نظام کار مزدی­اند. تمامی شواهد حاکی از آن است که نظام سرمایه­داری–امپریالیستی در بن بست کامل قرار داشته و عملکرد آن در تمامی وجوه اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک، ارتجاعی است. در حالی‌که پیوسته انبوهی از ثروت مادی تولید می­شود، بدلیل مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و از آنجا تمرکز ثروت  در دست طبقه سرمایه­داران که در تضاد با خصلت اجتماعی تولید است، بحران ساختاری  نظام – اضافه تولید و تراکم سرمایه – شدت یافته  و به سدی در مقابل تکامل و شکوفائی جامعه انسانی بدل شده­است­. در سطح سیاسی جهت تخفیف این بحران و حفظ نظام، دولت­های سرمایه­داری می­کوشند از طرفی با تحمیل سیاست­های ریاضت­کشانه به توده­های کارگر و زحمتکش، نرخ استثمار را افزایش داده و از طرف دیگر با توسل به جنگ­  که در واقع ادامه سیاست به شکل دیگری –  قهر آمیز- است، جهت حفظ و گسترش حوزه­های نفوذ خود، سهم بیشتری از استثمار نیروی کار و غارت منابع طبیعی در کشورهای نومستعمره و وابسته را به خود اختصاص دهند. برافروختن جنگ­های امپریالیستی مستقیم و نیابتی بطور مثال درافغانستان، عراق، یمن، لیبی، سوریه، آفریقای مرکزی، اُکرائین و بیش از هفتاد سال اشغال فلسطین توسط دولت راسیستی – صهیونیستی اسرائیل،  سرکوب و کشتار فاشیستی که هم­اکنون علیه جنبش مقاومت خلق کرد در«آفرین سوریه» بدست دولت ارتجاعی و وابسته به امپریالیسم ترکیه در جریان است و بالاخره حمله نظامی اخیر آمریکا، انگلستان و فرانسه  به سوریه نشانه  مرحله نوینی از بربریت این سه کفتار»متمدن» و حاکی از تروریسم برهنه امپریالیستی است.

جهانی شدن و صدور عظیم سرمایه، بحران­های ساختاری نظام را در سطح اقتصادی و اجتماعی  تشدید کرده و موجب کشاندن توده­ها به فقر و فلاکت، تخریب محیط زیست، فاشیستی و نظامی شدن هرچه بیشتر دولت­های سرمایه­داری مرکز، مسخ و تهی کردن دست­آوردهای دمکراتیک شده است. سرکوب خشن جنبش­های اعتراضی کارگران، کاهش دستمزد و حقوق بازنشستگی، گسترش راسیسم، اسلام ستیزی و عظمت‌طلبی ملی، نبود دورنمای روشن برای کودکان و جوانان، جبر فرار از کشور­های وابسته و نومستعمراتی، آوارگی، پناهجوئی و مهاجرت از دیگر چهره­های زشت نظام امپریالیستی است. همانند گذشته،  زنان زحمتکش در تمامی کشورهای سرمایه داری  با استثمار مضاعف و سرکوب مواجه هستند – مزد کم، شرایط کاری آسیب­پذیر، برخورد خشونت­آمیز و تبعیض جنسی زندگی آنها را رقم می­زند و بار اصلی و بدون مزدِ باز تولید نسل، حفاظت و تربیت کودکان بر دوش آن‌ها قرار دارد. در سطح ایدئولوژیک هم بورژوازی-امپریالیستی آرمان­های لیبرالیسم سیاسی را که ماحصل جنبش­های بورژوا–دمکراتیک سال‌های نیمه دوم قرن نوزده 1871- 1848 و بشارت دهنده عدالت اجتماعی – جامعه­ای سکولار و آزاد و جدائی کامل دین از دولت و آموزش و پرورش  بود را مدت‌هاست کنار گذاشته و پرچم  «اروپا محوری» را برافراشته است. تبلیغ، حمایت و گسترش ادیان و خرافات مذهبی با هدف تمکین توده­ها به وضع موجود و تحمل بی­عدالتی­های اجتماعی، دامن زدن به جنون مصرف و سوق دادن انسان‌ها به فضای کاذب مجازی، محور کار فرهنگی و تبلیغاتی رسانه­های بورژوازی شده­است. امپریالیست­ها با ایجاد، بسیج و مسلح کردن نیروهای ارتجاعی اسلام سیاسی امثال طالبان، القاعده، داعش و غیره به نزاع­های قومی و مذهبی دامن می­زنند تا با بی‌ثبات کردن منطقه، جنبش­های رهائی­بخش را سرکوب کرده و با تقویت مزدوران بومی خود منافع استعماری  خود را تامین کنند.

–  ماهیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در نظام امپریالیستی!

تبیین طبقاتی جامعه ایران، ارزیابی از ماهیت دولت جمهوری اسلامی و از آن‌جا تعیین جایگاه طبقه کارگر در جدال طبقاتی کار و سرمایه، بدون در نظر داشتن وابستگی اُرگانیک سرمایه­داری ایران به نظام امپریالیستی یعنی انتقال و تاثیر مستقیم و بلافاصله تضاد و بحران­های آن بر طبقات زیر ستم و استثمار، بخصوص طبقه کارگر نمی­تواند راهگشای انقلاب دمکراتیک و ضد امپریالیستی جامعه تحت سلطه ایران باشد. در سطح اقتصادیجمهوری اسلامی که کارگزار این رابطه­ نومستعمراتی است، به‌طور مضاعف بار این بحران‌ها را بر دوش  زحمتکشان می‌گذارد. روحانی و شرکا همانند تمامی سردمداران گذشته رژیم اسلامی به زعامت ولایت فقیه­شان خامنه­ای، به پیروی از برنامه­های نئولیبرالیسم امپریالیستی و فرمان­های نهاد­های مالی آن – بانک جهانی و صندوق بین­الملل پول، جهت خصوصی‌سازی اقتصاد و آزاد کردن قیمت­ها و کاهش دستمزدها، دست سرمایه­داران داخلی و خارجی را برای غارت منابع طبیعی و ثمره کار کارگران  و دزدی­های میلیاردی باز گذاشته و کارگران را از هرگونه امکان ایجاد تشکل صنفی و سیاسی واقعی محروم کرده­است. طرح <کارورزی> رژیم بدون هیچ‌گونه چتر حمایتی، دقیقا در این راستا عمل می­کند؛ یعنی روانه کردن نیروی کار جوان و ارزان به بازار و چپاول سود بیشتر. <قانون حمایتی کار> نه از کارگر بلکه از کارفرما دفاع می­کند و دستمزد هم نه برای رفع نیازهای اولیه بلکه بر مبنای سود­آوری نیروی کارتعیین می­شود. طبق آمار خانه‌کارگر رژیم «از صددرصد جمعیت کارگری کشور 45% قرارداد موقت ، 30 درصد قرار داد رسمی و 25% کارگران فصلی فاقد قرارداد هستند». دولت با پشتیبانی از سرمایه­داران و کارفرمایان  به آنها اجازه می­دهد هیچ‌گونه مسؤولیتی در قبال امنیت شغلی، بیمه بیکاری و سوانح کاری کارگران نداشته باشند. بحران­های اقتصادی مراکز تولیدی را در برگرفته و موجب اخراج و بیکاری توده­ای، تورم چهل درصدی، گرانی روزافزون و عدم پرداخت چندین ماهه حقوق کارگران شده­است. بعنوان نمونه از بحران صندوق­های بازنشستگی به عنوان یکی از ابرچالش­های کشور در کنار بحران آب و محیط زیست و بیکاری توده­ای نام برده می­شود.  فاصله بین فقر و ثروت روزبروز بیشتر می­شود و توده عظیمی از محرومین جامعه را به بزه­کاری­های اجتماعی از جمله  پدیده مذموم کودکان خیابانی کار، مهاجرت و آوارگی، روسپیگری و اعتیاد، و دیگر آسیب­های اجتماعی می­کشاند. در ایران شرایط زندگی زنان بخصوص زنان کارگر همراه با استثمار مطلق کارگران در مجموع، روزبروز وخیم‌تر می­شود. جمهوری اسلامی جهت تحکیم حاکمیت سیاسی خود، پدر سالاری را که قدمتی طولانی به عمر تقسیم جامعه به طبقاترا داراست، توسط قوانین زن ستیز و ارتجاعی اسلامی بازسازی و در تمامی  نهادهای خصوصی و اجتماعی، بکار گرفته است. کار خانگی، تربیت کودکان، سرپرستی سالمندان و بیماران، بیشتر از مرد­ها آنها را فرسوده و در معرض خطر فقر و فلاکت قرار داده­است.  تجارب تا کنون نشان داده­اند،  رهائی و برابری واقعی زنان نه از راه <فمینیزم اسلامی> و چشمداشت به بالا، بلکه از طریق پیشبرد فعال مبارزه طبقاتی و دگرگونی انقلابی جامعه امکان‌پذیر است.

– وضعیت طبقه کارگر و  بدیل انقلابی!

در برابر تعرض همه جانبه امپریالیسم و ارتجاع داخلی به زندگی توده‌ها و نفی کامل حقوق دمکراتیک و سیاسی زحمتکشان و نیز ستم ملی و فرهنگی علیه ملیت­های ساکن ایران و اقلیت­های مذهبی، طبقه کارگر و دیگر توده­های تحت ستم ساکت ننشسته و به طرق مختلف اعتراض و مقاومت خود را بیان می­کنند. کارگران مبارز با وجود ممنوعیت برگزاری مستقل جشن اول ماه مه در ایران، این روز را بطور مخفی و یا علنی جشن می­گیرند که همواره با ضرب و شتم  نیروهای سرکوب رژیم روبرو شده، دستگیر و زندانی می­شوند. تداوم اعتصابات و اعتراضات کارگری در حوزه­های تولیدی شهر و روستا در چندین سال اخیر مانند کارگران هِپکو، آذر آب، کارگران هفت تپه و معدن طلای آق­دره و کشاورزان خوزستانی… و نیز جوانان و دانشجویان و بالاخره شورش­های خیابانی دی‌ماه 96 همگی حاکی از تشدید بحران­های سیاسی و اقتصادی نظام و بیانگر این واقعیت است که تضاد­های پایه­ای جامعه به عرصه سیاسی و اجتماعی جاری شده و مردم را به حرکت درآورده است که خود نشانهء بیداری و پا نهادن طبقات فرودست به عرصه چالش­های نسبی مستقل با حاکمیت است.  شرایط متحول کنونی هر چه بیشتر رویکردی استراتژیک به مسأله انقلاب و اتخاذ تاکتیک­های لازم را جهت حل مسأله قدرت سیاسی طلب می­کند. طبیعی است که طبقات مختلف اجتماعی هریک براساس منافع خود راه حلی اِرایه می­دهند.طبقه بورژوازی وابسته ایران: سرمایه داران، زمین­داران بزرگ و خرده بورژوازی وابسته و مدافعین حاشیه­ای آن مانند، ملی–مذهبی­ها  و همنوایان دیگر رژیم، جریانات ارتجاعی اکثریتی و توده­ای و نیز رسوبات باقی­مانده از رژیم سرنگون شده شاهنشاهی، تمامی امکانات داخلی و خارجی خود را بکار گرفته و می­گیرند تا نظام سرمایه­داری را حفظ کرده و جنبش انقلابی– کارگری را در صورت تداوم درون  نزاع­های حاکمیت، که خود تجلی تضاد­های درونی گروهبندی­های امپریالیستی است محصور کرده، از محتوای انقلابی تهی سازند و یا با کمک امپریالیست­ها بدیل­های ضد انقلابی دیگری را همانند جمهوری اسلامی  در چند دهه گذشته به  جنبش مردمی-کارگری تحمیل کنند. ولی نیروهای کمونیستی و پیشروان کارگری از موضع و منافع طبقه کارگر و توده­های تحت ستم حرکت کرده و با روی آوردن به قهر توده­ای هدفمند برخاسته از جنبش­های در حال رشد، با اتکا به  نیروهایی که قادرند انقلاب را به پیش برده و پیروزمند سازند حرکت می­کنند. آن‌ها اشکالی عالی از مبارزه به لحاظ توان و جهت­گیری انقلابی و خصوصیات تهاجمی­شان که انقلاب ایران، بطور نمونه «جنبش نوین کمونیستی ایران» در سیاهکل و سپس تاثیر آن در قیام پرشکوه بهمن مطرح ساخت را  بررسی نموده و در انطباق با شرایط کنونی بکار می گیرند. طبقه کارگر در ایران به لحاظ رشد کمی و کیفی تنها نیرویی است که می‌تواند در صورت داشتن رهبری و تشکل سیاسی کمونیستی به آگاهی سوسیالیستی دست یافته و در اتحاد با دیگر توده­های تحت ستم، خرده­بورژوازی شهر و روستا در جدال­های آتی طبقاتی مُهر خود را به تحولات جاری بزند. کمونیست­های انقلابی، فعالین  طبقه کارگر و انسان‌های مبارز و آزادیخواه برای تحقق این بدیل انقلابی کوشش و از آن پشتیبانی  می­کنند. از طرف دیگر باید به این مسأله آگاه بود که طبقه کارگر ایران در جریان استقرار و گسترش سلطه قهرآمیز امپریالیسم شکل گرفته  و هدف عاجل آن نه صرفاً برچیدن <استبداد ولایت فقیه> بلکه درهم شکستن سلطه امپریالیسم در هر شکلی و نابودی کامل ابزار سرکوب آن و برقراری حاکمیت انقلابی–دمکراتیک به رهبری طبقه کارگر و نیل به سوسیالیزم است.    

وین – اول ماه مه 2018                                                     «یکی از فعالین چپ در وین – اتریش»                                        زنده باد همبستگی کارگران جهان!              کارگران و خلق‌های تحت ستم متحد شوید!

                     نابود باد رژیم جمهوری اسلامی!       مرگ بر امپریالیسم  و هرگونه ارتجاع!

            زنده­باد آزادی!    زنده باد سوسیالیسم!           آزادی بدون قیدوشرط تمامی زندانیان سیاسی!

                        با هرگونه راسیسم، عظمت­طلبی ملی  و ساختارهای پدرسالاری مبارزه کنیم!

            محل تجمع و میز کتاب:رینگ مقابل   Denkmal der Republikساعت 9 صبح

 email:linksaktivist@gmx.at– پست الکترونیکIran-Rat, Amerlinghaus, Stiftgasse 8, A-1070 Wienآدرس تماس: