تیتر, سرتیتر

عباسعلی شهریاری:درس های فراموش شده – محمود فیروز

abbas_shahriyari

محمود فیروز

عباسعلی شهریاری:درس های فراموش شده

در آمد
قبل از ان که مرور کنیم کرده های عباس علی شهریاری را، لازم است به یک نکته پیشاپیش اشاره کنم که شکستن تمامی کاسه کوزه ها سرآن حزب بلا اشکال بی انصافی است . عباس علی شهریاری میوه تلخ حماقت ها و بی تجربه گی همه ما بود.
عباسعلی شهریاری که بود
اهل دوان بود.روستایی در ۱۵ کیلومتری شمال شرقی کازرون . نام پدرش اسماعیل بود . در سال۱۳۰۷ بدنیا امد.
در دهه بیست کارگر شرکت نفت درآبادان شد ودر همین زمان به عضویت حزب توده درآمد.از گردانندگان اعتصاب سال۲۵ بود و در سال۱۳۳۰ بخاطر سازماندهی اعتصاب از شرکت نفت اخراج شد.بعد به کارخانه چیت سازی رفت و تا کودتا از فعالین حزب توده بود .چند ماهی به زندان رفت بعد از کودتا و بعد از آزادی به کارخانه قند فسا رفت بار دیگر دستگیر و ۶ ماه زندانی شد.
در سال۱۳۳۴ به کویت رفت.و در میان کارگران ایرانی مقیم کویت شبکه حزبی را درست کرد.
به ضرس قاطع نمی شود گفت چه زمانی و چگونه بخدمت ساواک در آمد . اما اسناد ساواک جذب او را به ساواک حدود سال۱۳۴۲ را نشان می دهد.
در اسناد ساواک با رمز۶۴۶، شناخته می شدو نام های مختلفی داشت:مسعود ، اسلامی ،جوادی اقای مهندس،شاهین، سهیل طاهری و…
تشکیلات تهران
رهبری تشکیلات داخل کشور در دست رادمنش دبیر اول حزب بود. و او ۴ نفر را مامور احیائ تشکیلات حزب در داخل کشور می کند
۱- پرویز حکمت جو
۲- علی خاوری
۳-علی حکیمی
۴- عباس شهریاری
نخستین ضربه
شهریاری نخست حکت جو و خاوری و تقی معتمدیان وعمارلو را در هشتپر آستارا با یک صحنه سازی تحویل ساواک داد
دومین ضربه
لو دادن شبکه حزب در اصفهان بود
سومین ضربه
لو دادن شبکه ای که در سال۴۲ می خواست از طریق شمال به شوروی برود.
تشکیلات جنوب و آذر بایجان و کرمانشاه
با دستگیری حکمت جو و خاوری شهریاری رئیس کل تشکیلات داخل کشور شد و با آسودگی خیال مشغول تشکیلات سازی شد .
علیرغم آنکه بنا بر غیر متمرکز بودن تشکیلات در مصوبه های حزبی بود .شهریاری توانسته بود رادمنش رابفریبد و اعتماد اورا جلب کند.
چهارمین ضربه
لو رفتن چاپخانه حزب و دستگیری آصف رزم دیده و صابر محمد زاده
پنجمین ضربه: گروه جزنی
جزنی و عباس سورکی هنگام گرفتن سلاح از ناصر آقایان دستگیر شدند.گفته می شود این نفوذ زیر سر عباس شهریاری بوده است-۱-
بعد از دستگیری جزنی گروه مخفی می شود و ظریفی با تشکیلات تهران تماس می گیرد که از کمک رادیو پیک استفاده کند . احمد جلیل افشار و ظریفی در همین رابطه دستگیر می شوند.
بازماندگان گروه تصمیم گرفتند از ایران خارج شوند پس با تشکیلات تهران تماس گرفتند تا در مورد خروج به آنها کمک کند.مشعوف کلانتری با شهریاری قرار گذاشت اما در سر قرار متوجه حضور فرد سومی شد.کار به درگیری می کشد و کلانتری می گریزد اما بعلت نبود امکان خروج بار دیگر به شهریاری مراجعه می کنند و قرار براین می شود که ۲نفر بروند و با دادن قرار سلامت سه نفر بعدحرکت کنند . ساواک می پذیرد بدان خیال که بعدآن دو نفر را از استخبارات عراق بگیرد . فراهانی و آشتیانی می روند .اما کلانتری و چوپانزاده ومحمد مجید کیانزاد درآبادان دستگیر می شوند.در عراق کودتا شد و ساواک که می خواست آنها را با دو کمونیست عراقی معاوضه کند دماغش می سوزد.
ششمین ضربه
ساواک از طریق شهریاری متوجه خروج عده ای و پیوستن به گروه های فلسطینی شد .. پی گیری ساواک آ نها را به
رابط گروه در جنوب (حسین تاج میر ریاحی) و رابط تهران (بهروز ستوده )رساند.
هر نفر که مثلا از مرز رد می شد قرار سلامتش را به نفر بعد می داد. تا نوبت به شکراله پاک نژاد رسید. واو که با هوش تر از بقیه بود . جز قرار سلامت خودکار مخصوصش را رمز گذاشت تا اگر قاچاقچی با خود کار بر نگشت ریاحی بداند همه دستگیر شده اند.
همین کار باعث شد تا ریاحی و ستوده از دام ساواک بگریزند.
هفتمین ضربه
گروه آرمان خلق که آماده پیوستن به چریک های فدایی خلق بودند . توسط شهریاری لو رفتند.همایون کتیرایی و هوشنگ تره گل و بهرام طاهر زاده و ناصرکریمی . که همگی به شهادت رسیدند.

هشتمین ضربه
گفته می شود سازمان مجاهدین خلق(ناصر صادق )از طریق شهریاری لو رفتند.

پایان نمایش
هنگام عبور رابط شهریاری از مرز شوروی روس ها در شنود شان متوجه عبور یک عضو ساواک از مرز شدند . فرد دستگیر شده خودرا عضو حزب توده ورابط شهریاری معرفی کرد که برای ملاقات با رهبران حزب وارد شوروی شده است . بازجویی فنی شد و اعتراف کرد که تمامی تشکیلات داخل کشور حزب در دست ساواک است .
با لو رفتن شهریاری ساواک پرونده عباس شهریاری را بست. پرویز ثابتی معروف به مقام امنیتی با آوردن شهریاری به تلویزیون و نشان دادن او از پشت سر و نیمرخ در تاریخ دوم دیماه۱۳۴۹ اعلام کرد مرد هزار چهره را دستگیر کرده است . ومدتی بعد شهریاری سر از ریاست شرکت کشتیرانی آریا در آورد.
اگر شهریاری فرصت می یافت قرار بود که رادمنش را بفریبد و به ایران بیاورد اما کودتای عراق رادمنش را که تا بغدادآمده بود نجات داد. قرار بود با بهانه اماده شدن شرایط انقلابی در ایران باز مانده رهبری حزب را هم به ایران بیاورد .

پایان کار شهریاری
بشکل اتفاقی شهریاری در یک تاکسی توسط یکی از اعضائ سازمان چریک های فدایی خلق شناسایی می شود .گفته می شود این فرد حمید اشرف بوده است .پس ترور انقلابی او کلید می خورد.
تیم عملیاتی چریک ها
-علی اکبر جعفری:فرد شماره دو سازمان
-بهروز ارمغانی
-زهرا اقا نبی قلهکی
-بهمن روحی اهنگران
-سیامک اسدیان(رفیق اسکندر)
-فرهاد صدیقی پاشاکی
در روز ۱۴ اسفند ۱۳۵۳ کارنامه سراسر خیانت شهریاری در عملیاتی بنام خسرو روزبه بسته شد.

نشانه ها
۱- حسن ضیا ظریفی در برسی هایی که در زندان کرد به این نتیجه رسید که شهریاری ساواکی است و توسط برادرش به رفقای بیرون اطلاع داد.
۲- بیژن جزنی هم توسط همسرش اطلاع داد که شهریاری پلیس است.
۳-در تشکیلات تهران هم ساواکی بودن شهریاری مطرح می شود اما راه بجایی نمی برد(مصاحبه ایرج واحدی پور با نشریه ارش)
در سال ۱۳۴۵سرگرد حسن رزمی و مهندس معصوم زاده به شهریاری شک می کنند و نامه ای به رهبری حزب می فرستند .پیک حزبی بنام ملایری از عناصر شهریاری بود . شهریاری هردوی انها را سربه نیست کرد.
در دستگیری حکمت جو هم به شهریاری شک شد ولی او توانست تقی معتمدیان را مقصر و مشکوک جلوه بدهد . کسی که بعد ها ابد گرفت.
۴- در رهبری حزب هم مشکوک بودن شهریاری مطرح می شود که اقدام حزب ناکام می ماند.
حزب برای برسی پسر صمد حکیمی را به ایران فرستاد که با صحنه سازی شهریاری دستگیر شد.
مقصر که بود
کیانوری مقصر را رادمنش می داند و علت اش را باند بازی و حب ریاست او قلمداد می کند.-۲-
چریک ها در اعلامیه توضیحی شان بعد از ترور شهریاری بی لیاقتی را عامل این نفوذ گسترده ساواک می دانند.
علت چه بود
دنبال کردن مقصر مارا از علت اصلی دور می کند . البته این بدان معنا نیست که تحلیل کیانوری و چریک ها از حقیقت تهی است .در باند بازی و بی کفایتی راد منش چه در جریان شهریاری و چه در نفوذ پسران یزدی به خانه اش شکی نیست.
رادمنش تا به آخر زیر بار ساواکی بودن شهریاری نرفت و اورا سازماندهی در کالیبر جهانی می دانست.
اما تمامی داستان چیز دیگری بود. که به آن می رسیم.
استراتژی مدیریت احزاب
ساواک بعد ازکودتاو قلع و قمع کردن مقاومت های پراکنده به مرحله ای رسید که جریانات سیاسی دیگر خطر بالقوه ای نبودند . پس تاکتیک سرکوب ضربتی تبدیل شد به استراتژی نفوذ و مدیریت . این تغییر رویه ساواک نتایج درخشانی داشت:
۱-نفوذ در جریان جزنی توسط ناصر اقایان
۲- نفوذ در تشکیلات حزب توده و گروه فلسطین وآرمان خلق توسط شهریاری
۳- نفوذ در جریان سازمان انقلابی توسط سیروس نهاوندی. سیروس نهاوندی دستگیر و بخدمت ساواک در امد . پس در پی یک فرار ساختگی و زدن گلوله بپای او از بیمارستان ارتش کریخت و توسط ساواک سازمان آزادیبخش را درست کرد.
۴- نفود در جریان کرامت دانشیان توسط امیر فطانت
اشکال کار
سئوال درست این بود که اشکال کار کجا بود. چرا ضد انقلاب از انقلاب پیشی می گرفت. و چرا انقلاب قادر نبود خودرا نفوذ ناپذیر کند.
علت های بی شماری می توان فهرست کرد
-بی تجربگی
نبود نیروهای کیفی بعلت سرکوب مداوم
-بی لیاقتی رهبران
-قدرت طلبی و باند بازی
اما اشکال اساسی در جای دیگری بود:
۱- نداشتن تحلیل از پلیس سیاسی
۲-نبود یک سیستم ضد اطلاعاتی در جنبش
جنبش فاقد هوشیاری لازم بود .بخاطر ان که تحلیل درستی از پلیس سیاسی نداشت.. اگر جنبش به این درک می رسید . که از سال های پایانی ۳۶ ببعد مسئله ساواک پیش گیریست نه سرکوب به این فکر می افتاد که برای مقابله با سیستم اطلاعاتی پلیس باید سیستمی ضد اطلاعات خودرا طراحی کند.
واکسینه کردن گروه ها نیازمند درک درست نسبت به شرایط و تعبیه یک سیستم دفاعی بود.
این فکر در سالهای ۱۳۳۰ مدت کوتاهی در سازمان نظامی حزب بوجود آمد و خسرو روزبه مسئول این کار شد . اما کودتا و سرکوب همه جانبه و از بین رفتن کادر های کیفی این فکر را بایگانی کرد.
در سال های بعد شتاب برای عمل اجازه نمی داد که جنبش بایستد و خودرا بازبینی کنند و از شکست هایش درس بگیرد
درس دوم
اعدام انقلابی شهریاری و اعلامیه توضیحی چریک ها درس دومی بود که به فراموشی سپرده شد .خیانت بی پاسخ نخواهد ماند
abstanhalter1
منابع:
-ویکی پیدیا
-سایت همنشین بهار
-نشریه الترناتیو سال۹۱
-خاطرات کیانوری
-اعلامیه توضیحی چریک های فدایی خلق ایران
-چریک های فدایی بروایت اسناد ساواک
-خاطرات ظریفی بقلم برادرش دکتر ضیا ظریفی
-نشریه آرش -ایرج واحدی پور