گوناگون, سرتیتر

۱۸ مارس ۱۸۷۱ : انقلاب کمون پاریس – شهزاد سرمدی

commoun2343

زمانی که جامعه ای به بن بست رسیده و از حرکت باز می ایستد, توده های مردم به حرکت در می آیند و به  صحنه ی مبارزات سیاسی کشانده می شوند. کمون پاریس، نمونه ی بسیار درخشانی در این باره است.

فرانسه، در بهار 1871، بسیار تضعیف شده بود. از نظر نظامی شکست خورده بود، اشغال شده و در معرض خطر تجزیه قرار داشت. نهاد های اداری و سیاسی کشور دیگر توان جواب گوئی به مشکلات و دشواری های جامعه ی در جوش و خروش فرانسه را از دست داده بودند. از همه سوی تهدید بود و متقابلا» ناتوانی قدرت سیاسی.  دولتمردان، ناتوان، متزلزل و حیران نظاره گر وقایع بودند. اما زورگوئی های پلیسی بر علیه توده های جان بر لب رسیده را پایانی متصور نبود. زمین زیر پای جمهوری فرانسه می لرزید.

درست در این لحظه و در همین لحظه ی تعیین کننده که همه چیز به نظر تیره و تار می رسید، جرقه و شراره های آتش انقلاب 18مارس، غیر منتظره ، سرزده و اما قابل پیش بینی در بلندی های تپه ی مون مِرتر سربرکشید. سالها قدرت بی چون و چرای بُناپارتیسم، سوداگری های لگام گسیخته طبقه سرمایه دار فرانسه، چپاول و غارت اموال عمومی و بحران دموکراسی، جان محرومان و فقرای شهر را به لب رسانده بود. خشم کارگران را باید براین مجموعه ی اسفناک افزود.  جمهوری فرانسه که از انقلاب 1848 محرومان و کارگران را به حال خود رها کرده بود، به عمق بحران اجتماعی ناآگاه و بیشتر بی تفاوت بود و با مشتی دروغ و وعده های پوشالی به استثمار و بهره کشی خود ادامه می داد.

در این هنگام یک واقعه ی ظاهرا» بی اهمیت کافی بود تا همه چیز را بر هم زند. دفاع جانانه ی زنان پاریسی، در صف اول مبارزه علیه ارتجاع، مثل همیشه، مانع ضبط عراده های توپ گارد ملی شد. ازاین زمان دیگرزنان و مردان به حرکت در آمدند وپایه های دموکراسی ای مستقیم و انقلابی اجتماعی و جهانشمول چهره می نمایاند و پرچم اولین حکومت پرولتری برافراشته شد.

                                                                                               18 مارس 2018ـ

شهزاد سرمدی

۱ دیدگاه

  1. ناظر says

    ایشون فراموش کرده چند سال در اخبار روز کمون را چگونه توصیف کرده بود؟ «مظهر رفرم های سنجیده»
    اخبار روز

    شنبه ۷ خرداد ۱٣۹۰ – ۲٨ می ۲۰۱۱

    شهزاد سرمدی

    ۱۸۷۱-۲۰۱۱: صد و چهلمین سال حماسه کمون پاریس

    ۲۱-۲٨ مه ۱٨۷۱: پاریس در آتش و خون، هفته ی خونین کمون پاریس، هفته ی رزمِ سرنوشت ساز پرولتاریای جهانی. هفته ای که کمون پاریس شکست خورد، اما راه سوسیالیسم را گشود. مشعل فروزان کمون، حکومت کارگران انقلابی پاریس، همچنان الهام بخش مبارزان راه آزادی، برابری و برادری است. اصلاحات کمون، طراوت، مدرنیته وکارآمدی خود را همچنان حفظ کرده است. کمون پاریس به ناباوری ها و بیم و امیدها پایان داد.

    امروز ۲٨ مه ۲۰۱۱ صد ها نفر دوستداران کمون پاریس در پای دیوار کمونارها در گورستان پرلاشز پاریس گرد هم می آیند تا یاد آخرین کمونارها را زنده نگه دارند. کمونارهایی که تا آخرین نفس به حکومت کارگری پاریس وفا دار مانده و در نبردی تن به تن و نابرابر در کوچه پس کوچه های باریک این گورستان، کشته و یا در پای دیوار کمون تیرباران شدند. روزی که در پایان آن، آدولف تی یر به استانداران سراسر فرانسه نوشت : » زمین مملو از اجساد کشته شدگان است، اما این صحنه مهیب مایه ی درس عبرت است. »

    آری کمونارها باز می گردند، نه به صورت هزاران نفر، بلکه میلیونها.

    کمون پاریس ـ شهرآزاد
    آیا کمون پاریس آرمان شهر بود؟ هرچه بود واقعی بود.ایده آلی بود برای دنیائی بهتر وعادلانه تر.هم چون ستاره ای سرخ در آسمان تیره جنگ، گرسنگی، شکست و خفت و خواری خلقی مبارزه و رزمنده درخشید. پاریس شهر رستاخیز طبقه ی کارگر، شهر دفاع مسلحانه ی توده ای برای آزادی ، برابری و جمهوری سوسیال و جهانشمول بود. در بهار ۱٨۷۱ ، پاریس شهرگلباران، نمونه ی آزادی و دموکراسی توده ای یعنی حکومت مردم برای مردم و توسط مردم بود.
    با کمون پاریس می توانیم سرخود را بالا بگیریم و بگوئیم آری، جهانی دیگر بدون نظم سرمایه داری ممکن است.

    کمون پاریس مظهر رفرم های سنجیده و اصلاحات اساسی، روابط اجتماعی مدرن، سازمان دهی جامعه و کار بر مبنای برابری واقعی و خودگردانی موسسات صنعتی و اقتصادی به شیوه ای انسانی و خالی از نظم، روابط و ضوابط سرمایه داری بود.
    شکستن گیوتین و ممنوعیت اعدام و مجازات های غیر انسانی، شرکت فعال زنان در جامعه و برابری حقوق آنها با مردان، کم کردن ساعت کار و ممنوعیت کار شبانه برای زنان و کودکان، جدائی جدی دین از دولت، دوری از تنگ نظری های ناسیونالیستی و شوونیستی، آزادی هنری در تمام ابعاد آن، کارتئاتر ونقاشی، نویسندگی و شعر، برپائی انجمن ها، کلوب ها و سندیکاها، کاندیداتوری و انتخابات آزاد و عزل منتخبان در هر زمان که لازم باشد، ووو… این همه دست آوردهای کمون است.
    کمون پاریس محصول اراده ی توده های به پا خاسته و پرولترهای پاریس بود تا جمهوری ای از نوع جدید بر پا کنند.
    کمون پاریس بانی حقوق بشر و اومانیسم واقعی بود ونه آن حقوق بشری که به درستی رژیس دبره ازآن به عنوان» دین مدنی حقوق بشر» یاد می کند.
    کمون پاریس زاده ی تئوری های ناب، قالبی، خالص و پیش گوئی های پیامبرگونه نبود. نه سوسیالیسم خرده بورژوائی و نه سوسیالیسم تخیلی بلکه واقعیتی زمینی بود که روی داد.

    کمون پاریس نه آرمان شهر بلکه حاصل پراکسیس طبقه کارگر در جمهوری ای اجتماعی و جهانشمول بود. حاصل پنج قرن مبارزات آزادی خواهانه از دوران عصر روشنائی تا انقلابات توده ای و پرولتری در اروپا و نیز سوسیالیسم فرانسوی با تکیه برنظرات بابف، سن سیمون، اگوست کنت، پرودن، بلانکی و در پایان انجمن بین المللی کارگران بود.

    کمون پاریس درغلیان می جوشید و می خروشید و در پی جامعه ای نو بود که به قول کارل مارکس رنگی از پیر کفتار زمان گذشته را با خود نداشته باشد. اما حکومت ورسای در جستجوی ارواح پلید گذشته گان تاریخ و در پی جمهوری پارلمانی بود.

    کمون پاریس طی » هفته خونین » ۲٨ـ۲۱ مه ۱٨۷۱ به خاک وخون کشیده شد. هزاران نفردر هر کوی و برزن، کمونار وغیرکمونار باهم قتل عام شدند. تر و خشک با هم سوختند. در این هفته و روزها بعد از آن هرکس دستانش سیاه بود به این معنی بود که دست به باروت زده و کمونار است ، هرکس کفش زرد رنگ ، مارکِ گودینو، که کفش اونیفرم گارد ملی بود، به پا داشت، فدره یعنی سرباز کمون پاریس محسوب شده و در جا اعدام می شد.

    پیام سرمایه داری به کارگران نافرمان این بود: هر کس به حریم مقدس سرمایه، تجاوز کند سرنوشت شهروندان پاریسی در انتظار اوست. کمون پاریس را نابود کردند و چه بی رحمانه. بر سرش ریختند، از هر سوی، تا در نطفه خفه اش کنند. اتوپی اش گفتند تا دست نایافتنی جلوه کند. اسناد و مدارک همین اتوپی دست نایافتنی را تا سالها پنهان کردند و به دست فراموشی سپردندش. اما دست آوردهای آن همچنان اعتبار خود را خفظ کرده و در هر جنبش دموکراتیک و انقلابی خود را نشان می دهد.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.