نظری, تیتر, سرتیتر

هسته های تئوریک تبریز و داستان آن دونامه

asnade jonbesh

در آمد

کار کمونیستی و صف مستقل کار گری از دیر بازیکی از پارادوکس های جریانات چپ بوده است .

این گره ناگشوده در انقلاب مشروطه خودرا بشکلی نشان داد که ما در این پژوهش روی آن خم خواهیم شد.اما نه کائوتسکی و نه پلخانف نتوانستند به این بحث پایان بدهند .پایان پذیر هم نیست و علت دارد.

در انقلاب گیلان همین بحث مناقشه بر انگیز بین جناح سلطانزاده و جناح حیدر خان کار را به انشعاب حزب کمونیست ایران می کشاند .۱

میرزا کوچک خان از دست جناح چپ جنگل به لنین شکایت می کند.۲و در کنفرانس وسیع باکو در سال۱۹۲۰ جناح سلطانزاده -پیشه وری ،برکنار و جناح حیدر خان عمواوغلی روی کار می آید و حزب دوشقه می شود .۳ منتخبین کنگره انزلی در یک سو و منتخبین کنفرانس باکو در سویی دیگر. و بلاخره با پا درمیانی کمینترن به نفع تز های حیدر خان که نزدیکی با میرزا کوچک خان است این قضیه موقتا خاموش می شود .

در جریان احیائ حزب کمونیست ارانی و یارانش آنقدر دوام نیاوردند تا این دو نگاه خودرا عینیت ببخشند .

با تشکیل حزب توده در مهر ۱۳۲۰این اختلاف دیدگاه خودش را بار دیگر نشان داد. باز ماندگان حزب کمونیست با تشکیل حزبی بنام و مرام حزب توده  مخالفت کردند و خواهان تشکیل حزب کمونیست شدند .۴ اما تشکیل حزب کمونیست با موانعی روبرو بود:

نخست آن که هنوزقانون سیاه ۱۳۱۰ بقوت خود باقی بود و لغو آن کار مجلس بود این قانون که بانی آن داور و تیمور تاش بودند فعالیت و تبلیغ کمونیستی را جرم می دانست

-دوم آن که تشکیل حزب کمونیست نیازمند تاییدیه حزب کمونیست شوروی بود و در بحبوحه جنگ این رفت و آمد ممکن نبود.۵ پس آوانسیان و یارانش رفتند بسوی کروژوک های کمونیستی.۶

هسته هایی که در دل حزب توده کاشته می شد تا بمرورریشه بدواند ویک حزب ضد فاشیست را حزب کمونیست کند و.

این اندیشه با موج های کوبنده ای که تمامی هست و نیست حزب  را تهدید می کرد راه بجایی نبرد .

با در هم کوبیده شدن حزب در سال ۱۳۳۲ این بحث در بازماند گان حزب و منتقدین حزب به شکل های مختلف خودرا به نمایش در می آورد .و جریانات مدام از خود می پرسیدند با این ثقل اندک طبقه کارگر و غلظت وحشتناک مذهب در لایه های مختلف جامعه آیا کار کمونیستی ضرورت دارد یا نه .

این بحث تا سال۵۷ ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارد .

هسته های تئوریک تبریز 

در حوالی سال های ۱۲۸۷ (۱۹۰۸ میلادی)در جنب کارخانه چرم سازی تبریز سه محفل تئوریک فعالیت داشتندکه اعضا ئ آن ایرانی ،ارمنی و قفقازی بودند:

-چلنگریان

-واسو

-مگه لادزه

-تیگران

-دروسین

آرشاویر

-ورام

-سدراک اول

-سدراک دوم

دو تحلیل سوسیال دموکراسی از انقلاب مشروطه

نامه اول

در ۱۶ ژوئیه ۱۹۰۷(۱۲۸۷)سوسیال دموکرات های تبریزطی نامه ای۷ به کارل کائوتسکی پس از شرح کوتاهی راجع به تشکل سوسیال دموکراتیک خود در تبریز و ترویج اصول مارکسیسم و تدوین برنامه از کائوتسکی،که در آن زمان از رهبران نامدار جنبش کمونیستی بودمی خواهند آن ها را بر سر چگونگی شرکت یا شرکت نکردن در انقلاب یاری رساند.

سوسیال دموکرات های تبریز در آن روزگار در مورد انقلاب مشروطه به دو تحلیل رسیده بودند :

ا-چون انقلاب حرکتی برعلیه سرمایه خارجی  است و سرمایه خارجی تنها عاملی است که می تواند به انکشاف صورت بندی اقتصادی کشور کمک کند،پس دارای مضمون مترقی نیست.

۲-مشروطه جنبشی برعلیه نظام فئودالی است و متعلق به توده هایی است که توسط اربابان زمین دار استثمار می شوندپس جنبشی مترقی است .

از سویی دیگر جنبشی بورژازی است که بورژازی بزرگ و خرده بورژازی برعلیه مالکین بزرگ ارضی سازمان داده اند . برعلیه مالکینی که از طریق قحطی های ساختگی مردم را در فقر نگه می دارند و از انکشاف تجارت جلوگیری می کنند.

بر اساس این تحلیل هر چند جنبش در مرحله نخستین حاوی گرایش های قهقهرایی است که از عناصر ارتجاعی ناشی می شوداما این گونه گرایشات پابه پای جنبش از میان خواهند رفت .

سئوال سوسیال دموکرات های تبریز از کائوتسکی به قرار زیر بود:

۱-نظر شما در باره خصلت انقلاب ایران چیست

۲-آیا قهقرایی است

۳-شرکت سوسیال دموکرات ها در یک جنبش انقلابی از چه نوع می تواند باشد

۴-شرکت سوسیال دموکرات ها در یک جنبش قهقهرایی از چه نوع می تواند باشد.

نامه دوم:پاسخ کائوتسکی۸

کائوتسکی به روشنی ماهیت  بورژا -دموکراتیک انقلاب مشروطه را تشخیص می دهدو می نویسد که:

«مبارزه بر علیه سرمایه خارجی نه تنها از انکشاف اقتصادی جلوگیری نمی کند،بلکه بازار داخلی و سرمایه بومی انکشاف خواهند یافت.مازاد ارزش اضافی داخل کشور باقی خواهند ماند و باعث رشد سرمایه  داری در ایران خواهد شد . پس وظیفه سوسیال دموکرات ها این است که فعالانه در جنبش شرکت کنند با گرایشات ارتجاعی مبارزه کنند و انقلاب را تعمیق ببخشند.

نشست مهم سوسیال دموکرات های تبریز

در ۱۶ اکتبر ۱۹۰۸-۱۲۸۷ شمسی در شهر تبریز جلسه ای با حضور ۳۰ نفر برگزار شد . در آن جا دو دیدگاه مطرح شدکه دیدگاه اول با ۲۸ رای موافق و دو رای مخالف به تصویب رسید:

دیدگاه اول

آرشاویر چلنگریان و واسو خاچا طوریان حاملین این نظریه بودند؛

«ایران به مرحله تولید سرمایه داری وارد شده است .تولید صنعتی در مانو فاکتور های بزرگ ایجاد شده است . پرولتاریا در حال شکل گیری است .پس سوسیال دموکرات ها باید کار سوسیالیستی کنند ،با تبلیغ و ترویج و سازماندهی توده های کارگران و روشنفکران فعال»

دیدگاه دوم

پشت این دیدگاه سدراک دوم و ورام ،دو تن از سوسیال دموکرات های تبریز بودند. این دیدگاه معتقد بود که :

«ایران هنوز در مرحله مونوفاکتوری قرار نداردو تازه پا به مرحله سرمایه داری گذاشته است.

پرولتاریای مدرن هنوز بوجود نیامده است .پس زمینه برای فعالیتهای سوسیالیستی آماده نیست .

سوسیال دموکرات ها بایددر مبارزات دموکراتیک شرکت کنندو آن را از عناصرارتجاعی پاک کنندو سعی کنند این فعالیت ها را سازماندهی کنند و تعمیق ببخشند.

این صورت جلسه با دو نامه دیگر برای پلخانف ،از رهبران نخستین جنبش کمونیستی روسیه،که از سال ۱۹۰۵ با سوسیال دمکرات های ایرانی در تماس بود فرستاده شد .در این نامه سوسیال دمکرات های تبریز مخالفت خودشان را بانظر کائوتسکی که موافق شرکت سوسیال دمکرات ها در جنبش های دمکراتیک بود اعلام می دارند .

یک نکته تاریخی

آنچه مسلم است این حقیقت بود که ایران در آن مقطع یک کشور صنعتی نبود و به تبع آن فاقد یک پرولتاریای مدرن و متشکل برای کار سوسیالیستی بود.

نکته مهمی که از دید سوسیال -دمکرات های بعدی نیز دور ماند و آنان برخط چلنگریان پای فشردند ،تا در کشوری عقب افتاده خط مستقل کارگری را در غیاب طبقه کارگر به پیش ببرندو به تبع آن از کار دمکراتیک و تعمیق انقلاب بورژا-دمکراتیک غافل ماندندو نتوانستند اثری جدی در سیر تحولات بعدی این اتفاقات به جای بگذارند .

پروتکل شماره یک

۱۶ اکتبر ۱۹۰۸ شهر تبریز

جلسه با حضور ۳۰ نفر اغاز می گردد.

ریاست جلسه با سدراک اول است

،منشی واسو

 مسئله پیشنهادی برای بحث :،سازماندهی گروه سوسیال دمکرات .

پس از مذاکرات طولانی دو پیشنهاد عرضه می شود:

-یکی از جانب آرشاویر چلنگریان و واسوخاچاطوریان

-دیگری از جانب سدراک دوم و ورام.

پیشنهاد آرشاویر و واسو به قرار زیر است:

۱-ایران دیگر پا به مرحله تولید سرمایه داری گذاشته است و تولید صنعتی (کارخانه های تنباکو و لوله پیچی سیگار،کارخانه های پنبه پاک کنی و غیره) در کنار مانو فاکتور های بزرگ ایجاد شده است.

۲-در ایران صنعتگران کوچک و پرولتاریانیز وجود دارد.و این که این وضع پایه فعالیت سوسیالیستی را پدید می آوردو اگر این پرولتاریا بدون توجه رها گردد می تواند به اسلحه ای در جهت تقویت تسلط بورژازی بدل گردد.

۳-مبارزه متکی به اشکال نوین اقتصادی ،دیگر آغاز شده است.

۴-در این مبارزه تمام عناصر انقلابی به گرد مبارزه طبقاتی بورژازی(انقلاب مشروطه)متحد گشته اند.

۵-درست همانند انقلاب فرانسه در ۱۷۸۹و نیز انقلاب های ۱۸۴۷-۱۸۳۰ اکنون نیز کوشنده تر رزمندگان (همان)خلق ،یعنی عناصر صف اول مبارزه که مالکیتی ندارد.،است .

۶-انقلاب به مراتب سریع تر از آن که عناصر کوشنده منافع ویژه طبقاتی خودرا شناخته باشند ،به هدف منطقی خود دست خواهد یافت.

۷- وظیفه سوسیال دمکرات ها عبارتست از این است که پرولتاریا را بسیج کنند و به منظور مبارزه برای سوسیالیسم اورا آگاهی طبقاتی دهند.

۸-وظیفه سوسیالیست های مبارز است که با هر جنبش انقلابی همکاری کنند

۹- افزون براین وظیفه سوسیالیست ها به مثابه پیگیرترین دموکرات ها آنست که نه تنها به هنگام انقلاب با بورژازی همکاری کنند ،بلکه به سود پیشرفت اقتصادی و اجتماعی در درجه اول از منافع خلق انقلابی ،اقشار بدون مالکیت دفاع کنند،امری که در دفاع از منافع دمکراسی خواهد بود(دستمزد ناچیز کنونی کار درایران مانع تولید صنعتی در کشور می گردد و مبارزه علیه آن اجتناب ناپذیر می گردد)

۱۰-متحد ساختن تمام انقلابیون به دور شعار بورژازی بدین معناست :

-الف-دفاع در عمل از این طبقه

-ب-ترمز کردن فرآیند انقلاب

۱۱-هیچ سوسیالیستی نمی تواندخودرا با دموکراسی بورژایی هماهنگ سازدزیرا:

-الف-یک سوسیالیست و یک دموکرات ساده از مبدا های متفاوتی از درک جهان حرکت می کنند

ب-وجه تمایز دموکراتیسم سوسیالیستی از دموکراتیسم ساده پی گیری اوست.

ج-یک سوسیالیست اگر  موضع طبقاتی پرولتری خودرا حفظ کند می تواند در انقلاب بورژا زی با موفقیت بیشتری حرکت کند.با توجه به همه این هاجلسه پیشنهاد می کند:

یک گروه واقعی سوسیال دموکرات سازمان داده شود وبه منظور انجام مبارزه طبقاتی از طریق تهییج(آژیتاسیون)و تبلیغات(پروپاگاند)سازماندهی توده های کارگری و روشنفکران فعال و آگاه ایران بدان جلب گردند.

(بعدا از کار دموکراتیک طی انقلاب-مشروطیت-صحبت خواهد شد:واسو)

پیشنهاد دوم:ورام و سدراک دوم

۱-ایران هنوز در مرحله مانوفاکتوری قرار نداردوتازه پا به مرحله سرمایه گذاری می گذارد. پرولتاریای مدرن به وجود نیامده است .و لذا زمینه برای فعالیت سوسیال-دموکراتیک نیست .و تمام این ها؛سرمایه داری و پرولتاریا؛در حالت جنینی هستند و حتی اگر این پرولتاریا وجود داشته باشدزمینه فعالیت برای سوسیال دموکراسی وجود نخواهد داشت و نتایج مثبتی به بار نخواهد آورد. زیرا اوضاع و احوال عینی  و ذهنی برای آن آماده نشده اند که بتوان سازماندهی و وحدت پرولتاریا را تحقق بخشند.

در چنین اوضاع و احوالی و به ویژه اکنون،فعالیت سوسیال-دموکراتیک بدون آنکه نتیجه ای در بر داشته باشد می تواند با محروم ساختن دموکراسی از عناصر رادیکال و انداختن آنان به آغوش ارتجاع در لحظه ای که باید مواضع خودرا تقویت کند،واز طریق مطالبات دموکراتیک اجتناب ناپذیر ،اجرای رسالت تاریخ خودرا تضمین کند،عواقب خسران باری برای انقلاب و انکشاف اقتصادی کشور داشته باشد،برعکس هر گام اشتباه آمیز می تواند یک سلسله اثراتی ایجاد کند که به انکشاف آینده و تقویت وسازماندهی پرولتاریا لطمه وارد سازد.

موفقیت مسئله ای چون انقلاب بورژا-دموکراتیک در ایران که در اوضاع و احوال ویژه ای انجام می گیرد ،فعالیت همبسته و موزون تمام عناصر ناراضی و شاکی و فعالیتی واقع بینانه و مثبت را می طلبد . مابر این نظریم که کنار گذاشتن فعالیت صرفا سوسیال-دموکراتیک در حال حاضر و وارد شدن در صفوف دموکراسی ،پاک ساختن آن از عناصر ارتجاعی و همکاری    در سازماندهی آن و البته فعالیت در بطن آن چون رادیکال ترین عناصر که در پس این جنبش مبارزه طبقاتی را مشاهده می کنند و آماده اند در این زمینه یعنی در زمینه سوسیالیسم هنگامی فعالیت کنند که اوضاع واحوال آماده باشد ،امری عقلانی و متناسب با دور اندیشی سیاسی است ،به دلیل وجود اوضاع و احوال اقتصادی حاکم در کشور ،اصول سوسیال دموکراسی در حال حاضر ،در چار چوب تئوریک باقی خواهند ماند ،و البته این مانع نمی شود که اشخاصی جهان بینی سوسیال-دموکراتیک خویش را حغظ کنند،زیرا این مسئله ای ست مربوط به صلاحدید سیاسی و خردمندی تاکتیکی نه اصولی .

طی رای گیری، پیشنها اول با۲۸ رای و ۲ رای مخالف پذیرفته شد.۸

abstanhalter1

یاد آوری

۱-سوسیال دموکرات های تبریز از سال۱۹۰۵ با سوسیال دموکرات های آلمانی در تماس بودند.

۲-این پروتکل که صورت جلسه سوسیال دموکرات های تبریز است همرا دو نامه به پلخانف در آرشیو پلخانف در اتحاد شوروی به دست آمده است .

۳-در یکی از نامه ها سوسیال دموکرات های تبریز پلخانف را در جریان نامه به کائوتسکی قرار می دهند و می نویسند که با جواب کائوتسکی موافق نیستند

۴-مخالفت آن ها با نظر کائوتسکی (که موافق شرکت سوسیال دموکرات ها در انقلاب مشروطه به عنوان یک دموکرات انقلابی بود)و نامه به پلخانف و ارسال بحث های تئوریک دو جناح موید این نظر است که می خواهند پلخانف نیز نسبت به این دو نظر رایش را صادر کند.

۱-اسنادتاریخی جنبش کارگری وسوسیال دموکراسی و کمونیستی ایران -خسرو شاکری -جلد۴

۲-سردار جنگل-ابراهیم میر فخرایی

۳-کتاب سلطانزاده-جلد۴-خسرو شاکری

۴-خاطرات نورالدین کیانوری

۵-خاطرات ایرج اسکندری

۶-خاطرات اردشیر آوانسیان -به کوشش دهباشی-دهباشی در روی جلد کتاب آوانسیان را عضو گروه ۵۳ نفر اعلام می کند . که چنین نیست.اردشیر از رهبران حزب کمونیست ایران بود و زمانی که گروه ۵۳ نفر شکل گرفت در زندان بود. معلوم است  که دهباشی کتاب را ورق هم نزده است هیچ . هیچ اطلاعی هم از تاریخ معاصر ندارد . بیسوادی هم خود نعمتی است .

۷-اسناد جنبش کمونیستی-خسرو شاکری-ج۶

۸-اسناد جنبش کمونیستی-ج۶