تاریخی, سرتیتر

«مردانی که اززمان خود سبقت گرفتند»:انقلاب اکتبر و بلشویکهای مسلمان

m_oktober_titr

پرچم بزرگ واحدهای مسلمان بلشویک هنگام تظاهرات وراهپیمایی

یکصدسال از فراموشی:انقلاب اکتبروبلشویکهای مسلمان

نوشته مورخ روسی:الکساندربینیگسن،در وصف بلشویکهای مسلمان(1)

«مردانی که اززمان خود سبقت گرفتند»

ahmad_mazareie

 

مترجم:احمد مزارعی،25اسفند 1396

منبع مقاله بزبان عربی

abstanhalter1

به نام ویاد بابک پاکزاد گرامی

babak_ye_jngl_dareh

زنده یاد رفیق بابک پاکزاد

مدتی بود بنا به وظیفه اخلاقی وطبقاتی خودرا موظف ومتعهد میدیدم که به شکلی از کوششها ی خستگی ناپذیر،صداقت واحساس مسئولیت رفیق بابک پاکزاد گرامی یادی کنم ،چه فوت وی یک نوع سوت وکوری را در کار جدی دفاع از مبارزات ملل منطقه بر علیه تهاجم سرمایه بین المللی تحمیل کرد،ازاین نظر وقتی این مقاله را در سایت  کمونیستهای لبنانی مشاهده کردم بیدرنگ بیاد بابک وصداقت وی وکوشش بی شائبه وی افتادم، چه نامگزاری عنوانش بنام ویاد بابک پاکزاد، تنها شایسته وی بود،زیرا صداقت وی بسیار شبیه بلشویکهای اندوره از مبارزه ملل منطقه بود.،همانطور که در متن مقاله زیر امده انهابا سر سختی تمام از واقعیت عینی توده های ستمکش ملل اسلامی دفاع کرده ،میان دوصندلی ننشسته وجانشان را هم فدا ی باورهای انقلابی وصادقانه خود کردند ، بابک پاکزاد برعکس اکثریت مدعیان شبه روشنفکری هیچگاه وسط صندلی ننشست. هنگامیی که جنگ تبهکارانه امپریالیستی بر علیه سوریه اغاز شد، به فوریت اکثریت این حضرات بیادشان افتاد که بشار اسدومعمر قذافی دکتاتور بوده ویکی از این ابن الوقتهای حقیر نوک پیکان قلم زهر اگین خودرا تحت عنوان «دیکتاتوریهای غیر وابسته»متوجه حافظ اسد وقذافی نمود ، اما بابک پاکزاد بی درنگ وبدون اگرو اما وبا تحلیل درست طبقاتی مارکسیستی جانب ملت و دولت سوریه را گرفت ، همانطور که لنین از امان الله خان فئودال در برابر امپریالیسم انگلیس به دفاع بی قیدوشرط پرداخت، همانطور که حزب کمونیست چین در برابر تها جم امپریالیسم  ژاپن در کنار چانکایچک ایستاد، ودر این برهه همه احزاب کمونیست وسازمانهای ملی ودموکرات عرب ،حزب الله لبنان  وسازمانهای انقلابی فلسطینی یکپارچه به دفاع از سوریه برخاسته وبلکه برای کمک به دولت سوریه نیرو فرستادند ، والبته اکثریت قریب به اتفاق احزاب ونیروهای کمونیست و دموکرات جهانی نیز همین کاررا کردند، مفتضح تر اینکه عده ای از «خرقه پوشان داخل» به رهبری»پیش کسوتان»نیز اطلاعیه ای داده ویاد اور شدند که هم بشار اسد وهم امپریالیسم «هردو»دیکتاتور هستند وبعد که متوجه شدند که «یکی بیشتر دیکتاتور بوده» با گفتن اینکه من خواب الود بوده ام ویا تلفنی خبر شده ام ومتوجه نشده ام و……./

اینهمه جنایت در فلسطین ، سوریه، عراق ،یمن ، وافغانستان بطور روزمره اتفاق میافتد این حضرات شبه روشنفکر در خواب بسر میبرند.

در اینجا بود که بابک پاکزاد به نوشتن مقالاتی در مورد سوریه،افغانستان، فلسطین و عراق دست میزد وبه درستی شرح میداد که هدف اصلی امریکا پس از این تسلط بر این کشورها ایران است،مقالاتی در مورد روشنفکران ورشکسته ، عدم حمایت انها از جنبش کارگری ومنشا طبقاتی این روشنفکران وافشای سیاستهای شتر مرغیشان مینوشت.

اگر چه رفیق بابک پاکزاد حضور فیزیکی در میان ما ندارد ، اما کارهای قلمی ارزشمندش میتواند ما را به حرکت در اورده و راه پر افتخار وی را پی گیریم ،شهامت، صداقت،پرکاری وتیز بینی این رفیق عزیز از همه کسانی که دل در گروی عدالت اجتماعی دارند میطلبد که در این راه از هیچ کوششی فرو گزار نکنند.

 

  abstanhalter1

یکصدسال از فراموشی:انقلاب اکتبروبلشویکهای مسلمان

نوشته مورخ روسی:الکساندربینیگسن،در وصف بلشویکهای مسلمان

«مردانی که اززمان خود سبقت گرفتند»

مترجم:احمد مزارعی،25اسفند 1396

 

یاد اوری ازقهرمانان وسیر زندگیشان عمدتا همراه با درد وتلخی همراه است،اما بدتر از دردو تلخی انگاه خواهد بود که قهرمانیهایشان لگد مال شده وبه پستوهای فراموشی افکنده شود.

درمرحله ای که بعد از انقلاب هفدهم فوریه 1917،که به سقوط تزارروسیه منجر شد ،تشکلاتی انقلابی از جوانان ملی گراهای مارکسیست مسلمان (فرزندان قومیتهای مسلمان) ظهور یافت که به دور هم جمع شده ومجموعه ای از تصمیمات را اتخاذ کردند که در رابطه با مسیرمجزای ملت مسلمان خود شان بود که درزیر سلطه استعماری روس بسر میبردند. پس از شعله ور شدن انقلاب اکتبر ومنفجر شدن جنگ داخلی ،انان به صفوف بالشویکها به رهبری لنین متمایل شده ، وبه حزب پیوستند وبه سازماندهی حزبی در مناطقی دست زدند که بالشویکها حضور نداشتند.این مسلمانان در زیر رهبری مارکسیست جوان وبی نظیر تتاری بنام «ملا نور وحیدوف»در «واحدهای مسلمان» ارتش سرخ سازماندهی شده وهرروز بر تعداد انها افزوده شد ، بطوریکه تعدادشان به دویست و پنجاه هزار نفر افسر وسرباز رسید .انها نیمی از ارتش ششم سرخ را که مسئولیت جبهه شرق روسیه یعنی سیبری که در عین حال جبهه اصلی در جنگ داخلی بود تشکیل میدادند ،این جبهه نقش بسیار مهمی در جنگ داخلی روسیه بر علیه تهاجم چهارده کشور امپریالیستی وپیروزی بالشویکها به عهده داشت.

واحدهای مسلمانان سرخ ، در همان ماههای اول جنگ ،با کمال از خود گذشتگی به قهرمانیهای عظیمی دست زده ودرهمین مرحله از مقاومت سر سختانه خود فرمانده بی نظیرشان ،یعنی «وحیدوف» به شهادت رسید، این فرمانده شجاع پس از سقوط شهر قازان پایتخت تتارستان اسیر گردید وبتوسط جوخه «چک اسلواکها» تیر باران شد، اما فرمانده شجاع دیگر تتار ورفیق راه وحیدوف ، «میر سعید سلطان غالییف»پرجم وی را تحویل گرفت تا راه پر افتخار وی را ادامه دهد.

shahid_m_bol

این جوان دیگر تتاری که دارای نگاهی ثاقب وبصیرتی یگانه بود ، اولین نظریه پرداز طرحهای ازادی قومی (ملی) در مستعمرات است. وی اولین مارکسیستی است که ضربه کوبنده ای را بر نظریه «اروپا – مرکزی» وارد کرد،نظریه ایکه بر جنبش کمونیستی چه در روسیه ویا خارج از ان تسلط داشت.نظرات وطرحهای درست این مارکسیست جوان تتاردر باره وضعیت مستعمرات ،  دودهه قبل از ما ئوتسه تونگ ، سه دهه قبل از کنگره باندونگ در اندونزی، وچهاردهه قبل از کنگره ملل قاره های چهار گانه در هاوانا پایتخت کوبا مطرح گردید.

«سلطان غالییف» ورفقایش کوشش زیادی بکار بردند تا روشن سازند که مستعمرات بویژه در کشورهای اسلامی ، شرایط ووضعیت اقتصادی واجتماعی متفاوتی دارند که بطور ریشه ای با اروپا اختلاف دارد وفهمی غیر از فهم اروپائی از مارکسیسم سنتی میطلبد.

«یک کشاورز متوسط ومعمولی کشور المان ویا روسیه بسیار ثروتمندتر از غنی ترین کشاورز تتار است ،لذا ضرورت دارد که ما مباحثات خود در مورد ستمگری کولاک تتاری علیه کشاورز تتاری متوقف کرده ،بلکه به بحث وضعیت عمومی عقب ماندگی وفقری بپردازیم که عموم کشاورزان تتار در ان گرفتارند»……

در جایی دیگر تتاری بلشویک ، «غنییف» که ازیاران «سلطان غالییف»میباشد،درسپتامبر سال 1927، به رفقای بلشویک روسی چنین میگوید:»به استثنای بعضی کارگران غیر ماهرکه اختلاف زیادی با کشاورزان ندارند ،ما در تتارستان کارگر نداریم، اما موسکو از ما در خواست میکند که بر طبقه پرلتاریای محلی اعتماد کنیم،این درخواست هنگامی ممکن بود اجابت شود که ما سه هزار کارگر ماهر داشته باشیم که این رقم در حال حاضر بسیار بعید بنظر میرسد .

«نظام شورائی که طبقه کارگررا در وسط روسیه نمایندگی  میکند کاملا مفهوم وقابل قبول است،زیرا سرمایه داری صنعتی به مرحله پیشرفته ای رسیده است،اما کوشش در جهت انطباق واجرای ان بر مجموعه بادیه نشینان مسلمان ویا بر مجموعه مسلمانانی که در مراحل اولیه سرمایه داری تجاری هستند ،برایشان قابل تحمل نیست ونمیتوانند ادامه حیات بدهند…/ما نیازمندیم که به ما کمک شود تا بتوانیم بطورطبیعی ومختلف مراحل گوناگون توسعه وپیشرفت اقتصادی را از سر بگذرانیم، نه اینکه بطور مستقیم به نظامی حکومتی خیز برداریم که نه فهمش را داشته ونه انرا نماینگی میکنیم . ان چه که باید در ترکستان،قرقیزستان،بشکیرستان،قفقاز،تتارستان وقرم مورد اعتماد وتوجه قرار گیرد، اساس سلطه قومی است ونه سلطه طبقاتی»

m_oktober_dastejami

این گفته احمد اوزانباشی بلشویک از ساکنان منطقه تتار قرم است که در تاریخ دوم نوامبر 1922، ابراز داشت.

همچنین «سلطان غالییف»نیز خیلی قبل از این کوشید برای رفقای اروپائی خود که کاملا نسبت به شرایط محلی نا اگاه بودند ،اینگونه معضلات را روشن کند، ومیبینیم که وی در سال 1918، چنین میگوید:»ملتهای مسلمان هنوز به طبقات متخاصم ودرگیر با یکدیگرتبدیل نشده اند ، تنها فاقد طبقه کارگر صنعتی هستند،لذا انقلاب پرلتاریائی در میان انان امکان نا پذیر است ، ویا لا اقل میتوان گفت در موقیت فعلی امکانش نیست. ما باید تنها به انقلابات «شورائی»و بدون انقلابات ومبارزات طبقاتی در این مناطق.،دست بزنیم».  ودرست در همین چهارچوب یکی ازفرماندهان بزرگ بلشویک قزاقستانی بنام «طرار رزق اللوف»در سال 1920، چنین میگوید:»امکان ندارد ما در شرق برروی انقلابات خاص کمونیستی تکیه واعتماد کنیم،در انجا انقلابات میتواند صبغه قومی وخرده بورژوازی داشته باشد ،اما با گذشت زمان میتواند به جنبشهای اجتماعی تغییر یابد.همچنین سازمانهای کارگری نیز در شرق بسیار ضعیف است،لذا ضرورت دارد عناصر دموکراتیک خرده بورژوازی رهبری را در دست بگیرد».

به اضافه نظریه واقع بینانه ای که انها ازشرایط ویژه وفهم مارکسیستی که ازامت خود وتحدیدها یشان وطرق حل انرا داشتند ،بلشویکهای مسلمان نظراتی بسیار پیشتر اززمان خود در مورد انقلاب جهانی نیز داشتند،در حالی که نگاه رفقای اروپا ئی انها متوجه غرب ،به انتظار انقلاب سوسیالیستی بودند ،مشاهده میکنیم که «سلطان غالییف»بسیار پیشتر یعنی در سال 1919، چنین میگوید:»اتش انقلاب از غرب شعله ور نخواهدشد» این باور وبیانش در ان زمان بمثابه پیشگو ئی پیغمبر ما با نه بود،زیرا در ان زمان اعتقاد قطعی وحماسی بران بود که انقلاب کارگری سراسر غرب صنعتی را فرا خواهد گرفت.»شکستهای سختی که بر انقلابات سوسیالیستی غرب وارد اند، ما را متوجه این حقیقت ساده میکند که بدون شرکت جنبشهای سوسیالیستی شرق، تحقق انقلاب سوسیالیستی جهانی امکان پذیر نیست».اما رفیق ازبکی غالییف ، «طاشبولا د ناربیو تابیکوف» در کنگره مشهور » باکو»درسال 1920،چنین میگوید:» در سه سال گذشته ،پرلتاریای صنعتی غرب که بیشترین نقش را ذرتحولات جهانی داشته اند،تاکنون از اعطای هر گونه کمک جدی به ما درروسیه دریغ ورزیده اند،واین علیرغم درخواستهای دائمی ما برای کمک بوده است.شکست کامل اعتصابات بیست ویکم جون سال 1920، دلیل اشکاری بر عجز کارگران صنعتی غرب در رساندن یاری به ما میباشد. بر این اساس ما نباید وقت خودرا هدر دهیم وبطور منطقی شروع به سازماندهی در شرق نمائیم ، با در نظر گرفتن شرایط دینی، اقتصادی و اجتماعی ان. این تنها راه حل اعمال سلطه شورا ئی وپیروزی ان میباشد.

استراتژی بلشویکهای مسلمان تحقق پیروزی انقلاب وشکست دادن استعمار وامپریالیسم بود، مورخ روس، «بینیگسن «‹ نام این سیاست انان را «استراتژی شرقی»نام نهاده بود.

برای اینکه نمونه ای از این استراتژی بدست داده باشیم،تحلیل «سلطان غالییف»را در مورد شورائی کردن اذر بایجان درسال 1920، چنین میخوانیم، در انموقع اذربایجان در میان کشورهای اسلامی تنها جائی بود که در انجا طبقه کارگر صنعتی وجود داشت وهمچنین دارای حزب کمونیست مستققل بود، لذا کوششش در جهت ایجاد حکومت شورائی در اذربایجان میتوانست موجب تحولی بزرگ در جهت کمونیستی کردن ،مناطق گسترده ای از اسیای میانه باشد،برای مثال ترکستان سرخ میتواند مشعلی برای شورا ئی کردن ترکستان چین ، تبت،افغانستان،هند،بخارا وخیوه باشد ، واذربایجان با داشتن پرلتاریای قدیمی وبا تجربه وحزب کمونست متحد،یعنی حزب «همت»میتواند مشعل سرخی باشد برای شورائی کردن ایران،جزیرت العرب وترکیه…./زیرا زبان اذری برای ترکهای استامبول ، تبریز ،کردها وملل ترک جنوب قفقاز قابل فهم است واین باعث میشود که نقش سیاسی اذر بایجان در منطقه بسیار قوی شود وحتی بتوان استعمار انگلیس در ایران را زیر ضرب قرارداد……./

در یکصد سا لگی انقلاب بلشویکی ،مقالات، کتابها و ترجمه ها انحصارا بیاد بلشویکهای شرقی خواهد بود،این اقدامات اعترافی خواهد بود به فضیلتها وخدمات ارزنده انها واینکه میبایست جانب انصاف را در مورد نقش برجسته اشان در انقلااب بلشویکی، قهرمانیهایشانن وهمچنین فداکاریهایشان زنده نگهداریم.

m_oktober_parcham

یکصد مین سال انقلاب بلشویکی امسال هدیه ای خواهد بود که به روح بلشویکهائی تقدیم خواهد شد که که در انقلاب بلشویکی امید ی بزرگ برای تحقق وحدت، استقلال، وساختمان نظام  سوسیالیستی مستقل امت خود میدانستند،اری این هدیه به انانی تقدیم میشود که خودرا بمثابه پلی میدیدندکه انقلاب سوسیالیستی ازروسیه شورائی از روی ان بسوی شرقی عبور میکند که در زیر یوغ بردگی استعمار لت و پار میشود ،اری انان نجات بشریت را در تحق سوسیالیسم میدیدند وبرایش جانفشانی میکردندد،این یکصمین سال انقلاب بلشویکی هدیه به انانی باد که لنین را نه فقط رفیق ورهبر خود میدیدند، بلکه وی را بمثابه پدر وزرهی میدیدند که انها را از شر جهالت ونادانی «رفقایشان»محفوظ میداشت ، هدیه به انانیکه در برابر شوونیسم روسی وخود بزرگ بینی اروپائی که در میان «رفقایشان»غلبه داشت، ایستادگی ومقاومت کردند، اری انانی که با گوشهای کر ازانها استقبال کرده ومتهمشان نمودند که «به انحراف قومیتی»و»شوونیسم محلی» گرفتار شده اند.اری یکصدمین سالگرد انقلاب بلشویکی، هدیه به کمونیستهای شرقی ،که با سر سختی تمام در مقابل نظریه انحرافی»اروپا مرکزی» ایستاده و انصافا  پیشگامان اولین ضربه خرد کننده بر این نظریه بودند وتاوان این مقاومتشان قتل واوارگی خودو خانواده هایشان بود وتبلیغات سوء بر ضدشان. این هدیه تقدیم  به شهیدان تتار»ملا نور وحیدوف»ومیر سعید سلطان غالییف،کاشف مختاروف،اسماعیل کریمجانوف فردوس، ولی ابراهیموف،نوری اعظم تقیروف،علیمجان ابراهیموف،تقدیم به شهدای قزاق ، طرار رزق اللوف، احمد بیتورصون، میریعقوب دولتوف،علی خان بو کیخانوف، تقدیم به شهدا نجم الدین افندییف داغستانی،وشهدای ازبک ، اکرم اکراموف،فیض الله خوجا ییف، تقدیم به شهدای اذری ،حمید سلطانوف وهمسرش شهیدش اینا سلطانوفا،سلطان مجید افندیف،میرزا داود حسیوف،داداش بنیتزاده،چنگیز یلدرم،علی حیدر قارایف،وتقدیم به رهبز تاریخی اذریها نریمان کربلا ئی نجف نریمانوف مارکسیست سرسخت،که نتوانستند شهیدش کنند اما شهرت بلشویکیش را لوث کردند،تقدیم به انها وبه هزارانی که ما نامشان را نمیدانیم ،به مارکسیستهای شرقی ،فرزندان مناطق مستعمره ،به اولین بنیانگزاران جنبش ازادیبخش ملی : این بزرگداشت یکصد مین سال انقلاب پرلتاریائی ،تنها یکصد مین سال شما میباشد ونه 

هیچکس دیگر.

abstanhalter1

این مقالله بتوسط نویسنده کویتی محمد حسن از روسی به عربی ترجمه شده ومن انرا از عربی به فارسی برگردانده ام(1)