گوناگون, سرتیتر

ریشه های روز جهانی زن – ماری دیویس – هاتف رحمانی

roozzan

تقدیم به همسر و دخترانم و همه زنان زحمتکش ایران و جهان

ریشه های روز جهانی زن

ماری دیویس – برگردان : هاتف رحمانی

در طی بیست سال گذشته هزاران زن در سراسر جهان گرامی داشت روز جهانی زن را آغاز کرده اند. اما شیوه ای که این روز گرامی داشته می شود اغلب شباهت اندکی به هدف و خاستگاه های اصلی روز زن را حمل می کند .

این امر ، به ویژه در فضای کنونی که در آن به اصول بنیادی حقوق زنان حمله می شود بد شانسی بزرگی است .

روز جهانی زن در آغاز قرن گذشته هم برای برجسته کردن و هم گرامی داشت مبارزه زنان علیه ستم و بهره کشی مضاعف از آن ها بنیاد گذاشته شد .

امروز ، مبارزه پیروز نشده است – مبارزه زنان هنوز مبارزه ماست . از این رو ، یادآوری ریشه های الهام سوسیالیستی روز جهانی زن با این امید که باز هم جنبش فمینیستی زنان ریشه دار در درکی طبقاتی از برابری زنان را شعله ور خواهد کرد به زنان و مردان در جنبش کارگری و هر جای دیگر به موقع است . ما می توانیم از تاریخ بیاموزیم ، اما ابتدا باید آن را دوباره کشف کنیم .

انگیزه روز جهانی زن از دو منبع– مبارزه زنان طبقه کارگر برای تشکیل اتحادیه های کارگری و مبارزه برای حق رای دادن زنان – سرچشمه می گیرد.

این دو موضوع زنان اروپایی را با خواهرانشان در امریکا در سال 1908 متحد کرد ، هزاران زن کارگر در نیویورک در اتحادیه بافندگان در میدان راجرز در سمت غربی مانهتن برای تشکیل اتحادیه خود و درخواست حق رای به اعتراض پرداختند.

این اعتراض تاریخی در 8 مارس روی داد . این اعتراض به قیام 30.000 نفری زنان کارگر بلوز دوز در سال بعد منجر شد ، که بنتیجه آن ایجاد اولین اتحادیه دائمی برای زنان کارگر در امریکا بود.

در این ضمن، اخبار نبرد قهرمانانه زنان کارگر امریکا به اروپا رسید – به ویژه الهام بخش زنان سوسیالیست اروپایی شد که کنفرانس بین المللی زنان سوسیالیست را  به ابتکار فمنیست سوسیالیست المانی کلارا زتکین (1857-1933) تاسیس کرده بودند .

این سازمان برای اولین بار در سال 1907 در اشتوتگارت در کنار یکی از کنفرانس های دوره ای انترناسیونال دوم (1898-1914) گرد هم آمد. سه سال بعد در سال 1910، زتکین پیشنهاد زیر را در کنفرانس کپنهاگ انترناسیونال دوم مطرح کرد : » زنان سوسیالیست همه کشور ها هر ساله روز جهانی زن برگزار خواهند کرد، که مهم ترین هدف آن باید کمک به پیشرفت مبارزه زنان باشد . با این درخواست باید در اتصال با تمام مسائل زنان طبق قواعد سوسیالیستی رفتار شود. روز زن باید خصلت بین المللی داشته باشد و باید با دقت تدارک دیده شود.»

پیشنهاد پذیرفته شد .8 مارس مورد موافقت قرار گرفت ، اگر چه در این مرحله هیچ روز رسمی مشخص نشد .با این حال ، روز جهانی زن با راهپیمایی و اعتراض ها در امریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی در سال های منجر به جنگ اول جهانی ، البته در روز های متفاوتی بزرگ داشته شد (مثلا 18 مارس در سال 1911 در اتریش – مجارستان، المان ، دانمارک و سوئیس و سال بعد در فوریه در امریکا). تا مدت زیادی بعد از آن  این بزرگداشت در بریتانیا مشخص نشده بود یا حتی مورد توجه قرار نگرفته بود .

در سال 1917 در روسیه ، روز جهانی زن اهمیت عظیمی یافت – برای انقلاب روسیه نقطه اوج بود. در 8 مارس (تقویم غربی)، کارگران زن در پتروگراد اعتصاب عمومی برگزار و خواستار صلح و نان شدند. جنبش اعتصابی از کارخانه به کارخانه گسترش یافت و به صورت موثری به یک طغیان تبدیل شد .

روزنامه بلشویکی پراودا گزارش کرد که اقدام زنان به انقلاب ،به سرنگونی تزار ،به منادی انقلاب بلشویکی منجر شد . «اولین روز انقلاب روز زنان بود… زنان … سرنوشت سربازان را تعیین کردند ، به سنگرها رفتند با سرباز ها صحبت کردند ، و بعد به انقلاب پیوستند… زنان درود بر شما .»

در سال 1922، به احترام نقش زنان در روز جهانی زن در 1917 ، لنین اعلام کرد که 8 مارس باید به طور رسمی روز زن تعیین شود.

خیلی بعد تر روز زن در اتحاد شوروی و بسیاری از کشورهای سوسیالیست سابق تعطیلی ملی اعلام شد . جنگ سرد ممکن است این را که چرا تعطیل عمومی مورد بزرگداشت کمونیست ها در کشورهای سرمایه داری ، با وجود این واقعیت که در 1975 (سال جهانی زنان) ، سازمان ملل بسیار دیر هنگام 8 مارس را بعنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخت نادیده گرفته می شد توضیح دهد.

امروز ما موافقیم که روز جهانی زن فرصتی برای جلب توجه به مبارزه ما برای حقوق زنان ، به ارتباط این مبارزه با مبارزه جهانی زنان ، و نشان دادن همبستگی خواهری بین المللی با زنان کارگر سراسر جهان برای ما فراهم می آورد .

این (همبستگی) اکنون فوری تر از همیشه است . ما شاهد گسترش شکاف پرداخت دستمزد جنسیتی ، افزایش زنانه سازی فقر، بسته شدن فضای های امن زنان ، و حمله ای موذیانه بر هر مفهومی از حقوق زنان به سود سیاست های ایدئولوژی هویتی هستیم .

به این خاطر همه کسانی که روز جهانی زن را گرامی می دارند نباید منشا فمنیستی سوسیالیستی آن را فراموش کنند. ما باید از 8 مارس برای تعهد به دو برابر کردن تلاش هایمان برای حفظ و گسترش حقوق زنان » برای همه و نه برای تعدادی اندک» استفاده کنیم.

بهای برابری زنان توجه ابدی را می طلبد .

مورنینگ استار

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    به بهانه هشتم ماه مارس در نظام سرمایداری
    خانم ماری دیویس و آقای هاتف رحمانی برگردان کننده محترم،
    واژهِ «فمینیست» برای زنانی که به جبهه جنگ شتافتند و سربازان را با اهداف بلشویکی آشنا و شکست جنگ را برای هردوطرف اصلی جنگ یعنی روسیه و آلمان رقم زدند، وجود خارجی ندارد(تنها بلشویک ها برعلیه جنگ بوده و در دوماً تبلیغ میکردند و بدین خاطرنمایندگان بلشویکی در دوما را بسیبری تبعید کردند).

    احترام به زنان از ادا و اطوار های بورژوازی در اوان انقلاب سرمایداری بوده و در میان ازمابهترانِ سرمایداری رایج بوده است. هنوز هم که هنوز است واژه «Lady is first» در سرلوحه جامعه سرمایداری پررنگ نوشته گردیده است. که همین سرمایداران وظیفه‌هایی که برای این جنس که باید مقدم بر جنس دیگر یعنی مردان باشد و با سه لغت «ک» شروع می‌شود «Küche Kinder Kirsche= آشپزی بچه‌داری مسجد رَوی» پرورش داده که چنان در ضمیر زنان حک گردیده بوده است که پس از کودتای خروشچفی و سخت کوشی لئونید برژنف که همان راه را دنبال میکرد و بارها آنرا اعلام کرده بود؛
    پس از احیای کلیسایِ ارتدکس در روسیه سرمایداریِ پسا استالین، اولین گردهم آیی در کلیسا باحضور رسمی دروغگویان، آینه گیران، شارلاتانها، ضدزنان، ضدترقی و آگاهی‌های اجتماعی و مخدوش کنندگان اختلاف طبقاتی… *) را زنانِ مُسِنِ مرفه با خاطره ای از کشیشانی چون ایوان مخوف پُر کرده بودند. لطفاً باین سرعت فراموش ننمایید، مرکب این خبر هنوز خشک نگردیده است!
    *)- یعنی آخوندهای مسیحی یا کشیش ها- مانند آیت های خدایی خودمان»

    اکنون هم واژه «فمینیست» چیزی نیست جز تقدیس این عقب‌ماندگی!

    فمینیست چیزی نیست جز تقدیسِ زنان «گوگل ای» که تخم خود را میگذارند گوگل مجانی برایشان یخ بزند و تا سن ۵۰ سالگی به کارییر«بالا رفتن از نردبان ترقی» نزد گوگل-توبخوان بردگی کور برای گوگل- در ازدیاد دارایی‌های این کنسرن صدالبته بهتراز مردان همکار خود طبق اعتراف گوگل(صدوپنجاه میلیارد دلار دارایی) که اصولاً ارتباطی به طبقه کارگر اعم از زن و مرد نداشته بلکه برعکس خدمات الکترونیکی این کنسرن را باید با تولید اضافه ارزش که سرمایداران خونخوار از عضلات کارگران اعم از زن و مرد(زنان بیشتر زیرا حقوق کمتری دریافت کرده ولی محصول کارشان دارای همان ارزش است)، آنرا باید تأمین کالایی نمایند! در غیر اینصورت نه کنسرن گوگل میتواند به وجودیت خود ادامه داده و نه این زنان و مردان مدیرو گردانندگان گوگلی (مَنِیجِر).

    فمینیست چیزی نیست جز خود را بپای و مقام «مارگارت» سچر رساندن که دونالد رِیگان ها، تونی بلرها، بخصوص گارباچف ها به چکمه لیسی وی مشغول بودند و وی را به عرش اعلا رسانیدند.

    فمینیست قرن بیست و یکم چیزی نیست جز «ترزا – مِی» شدن که حقوق شاهزادگان و لردان کاخ باکینگهام را هم تعیین میکند و قادر است بچه … ریشویی را بنام بن سلمان صدها میلیارد دلار همانند همپای مرد خود «دونالد ترامپ» بدوشد!

    فمینیست های این قرن کسانی نیستند جز میلیون ها وکیل و وزیر ها، رئیس مجلس«پارلمان» ها و وکلای مجلس که زن بوده و هرکدام در فقیر کردن و ارزان کردن نیروی کار زنان و مردانِ کارگر از یکدیگر با سماجتی خاص، همانند مارگارت سچر، زوسموت…. و شاگرد هلموت کهل یعنی آنجلا مرکل، سبقت میگیرند … این رشته سر درازی دارد.

    هستند هنوز افراد و رفقای مردِ صدیقی که جوانان مذکر و مردانِ نشسته بر قدرت را به مهربانی با زنان که میتوانند حتی مادران خودِ آن‌ها منظور باشند دعوت میکنند که دارای جایگاهی بزرگ در اجتماع هستند که برای فاطی هرگز تنبانی نخواهد شد. با همه صداقت ها…

    معمولاً مارکسیست ها و لنینیست ها از مارکس و لنین بعنوان قاطع ترین و آشتی ناپذیرترین مبارزین فمینیست نام میبرند. زهی غلط و اشتباه!
    من در سراسر آثار مارکس تا لنین که ۸۴ جلد کتاب می‌شوند بزبان آلمانی و کتاب‌های موجود بزبان پارسی حتی یکبار به واژه «فمینیست» برخورد نکرده ام، با وجودیکه این کلاسیکرها بدون شک از بزرگترین مبارزین برای محو هر نوع استثمار انسان از انسان اعم از مردی، مردیرا استثمار میکند و یا زنی را و یا زنی مردی را استثمار میکند و یا زنی زنی را، بوده اند!!
    با وجودیکه کلمه فمینیست پیشا مارکس وجود داشته است و در زمان لنین هم مابین از مابهتران بورژوا هم واژه‌ای آشناتر و متداول تر!
    علت چیست؟
    زیرا نظام سرمایداری ضعیف کش است!
    زیرا نظام سرمایداری حتی به همکاران مرد خود همانند همکاران زن خود رحمی نمیکند و وجود یک سرمایدار زن و یا مرد در عدم وجود و نیستی سرمایدار دیگر است و دایما یکدیگر را بورشکستگی و نابودی میکشانند تا جایشان را پر کرده و انباشت سرمایه خود را بیش تر نمایند!
    طبق مارکس سرمایداری فراموش کرد مذهب خود را بیاورد و بهمان دست آورد فئودالیسم «ادیانِ الهیِِ دارای کتاب: همانند «جهودیتِ ناب، مسیحیت ناب و محمدیت ناب» قناعت کرد. این ادیان زنان را گناهکار دایمی دانسته که ماهانه بعذاب خداوندی دچار میگردند، و در تمام این کتاب‌ها همچون قصص قرآنی این زن است که با خوردن سیب مردرا با فتنه گری های خود به روی زمین اجبار کرده است و این ادیان مردان را فرا میخوانند که زنان خود را همچون دشت‌های خود کاشته و مانند گاوها و گوسپندان خود دوست بدارند و مواظبت کنند.(سیاه بر سپید در سوره نساء نوشته شده است- و در کتاب هرسه ادیان موجودند! بخوانید تا بدانید!) این قصه در هر سه دین های ذکر شده یکسان است. حتی مسیح و محمد به رونویسی این قصص از کتاب داوود اذعان دارند.

    آری نظام سرمایداری ضعیف کش است و یکی بدر میزند تا تخته حساب خود را بنماید. بهمین طریق کودکان از گروه‌های اجتماعی میباشند که بیشتر از همه سرمایداری به آنان ظلم و ستم روا میدارند. با وجودیکه سرمایداران بدون دستان کارکه دستان همین کودکان هستند صفر است و بدون استحصال ارزش اضافه، سرمایداری وجودی خارجی نخواهد داشت!
    ولی ظلم بدانان از همه گروه‌های اجتماعی بیشتر است (روزی نیست که از تجاوز جنسی بکودکان توسط سیاستمداران اروپایی بلژیک، انگلیس صغیر…. و کلیسای رومی… خبردار نگردیم) و پس از کودکان و زنان افراد معلول هستند که مورد خشونت سرمایداران قرار دارند.(در اروپا که سرمایداری قدمت بیشتری دارد عیان تر بوده و حتی فاشیست ها یکبار در ملاء عام روی چهره یک چرخ نشین معلول، علامت صلیب شکسته را با چاقو حک کردند!! و پلیس هم مانند همیشه چشم راستش کور ماند!
    بنابراین هر کسی که از حقوق زنان سخن بگوید و مابین زنانی چون مارگارت سچر، آنجلا مرکل از یک طرف و میلیونها زن رزمنده کارگر که سال هاست در صف اول اعتصابات کارگری بمبارزه برای ازدیاد حقوق همکاران زن و مرد و بهبود زندگی همکاران خود دست میزنند، از طرفی دیگر اختلافی نگذارد؛ ازدست اندرکاران سرمایداران اعم از مرد و زن در میان زنان کارگر میباشد که ما کمونیست‌ها با همه قوا در رسوا کردن آنان باید کوشا باشیم، بدون اغماض که هنوز جنس مذکر در خیلی از موارد از موقعیت برتری در تمام کشورهای سرمایداری همچون نظام فئودالیسم برخوردار است و باید نشان داد که چرا شکستن این امر بدون نابودی نظام سرمایداری مقدور نیست.
    شکست طبقه کارگر پس از مرگ رفیق کبیر استالین کارگر ساده گرجی و از بین رفتن دست آوردهای برابری و ترقی خواهی و مبارزه با خرافات برعلیه زنان «امانسیپاتسیون»، همگی نقش بر آب گردید.
    در عقب‌مانده ترین و زن ستیزترین نظام سرمایداری در اروپا/آسیا یعنی همان کشور روسیه تزاری با انقلاب کبیر اکتبر از همان اوان زنان حق رأی دادن و انتخاب شدن را همانند مردان دارا گردیدند**) و نـــــه تنها از نظر مالی از وابستگی مردان بیرون آمدند بلکه از حقوق ماهیانه برابر برخوردار گردیدند که با آمدن یلتسین، سرمایداران روسی آن‌ها را از کار در سفینه های فضایی و کارهای برجسته علمی بیرون کشیده و به خانه داری اجبار کردند! که این ننگ در تمام رسانه‌های اروپایی چندی مورد بحث قرار داشت.
    **)- حق انتخاب کردن و شدن زنان پس از جنگ جهانی دوم چیزی نیم بند بوده و ابتدا در انگلیس صغیر بدست چرچیل انجام یافت که پس از صدسال از گذشتِ انقلاب اکتبر تا کنون تعداد زنان در پارلمان ها و وزارت خانه‌های نظام سرمایداری اندک تر از مردان است وتا چندی پیش در ایالتی در سوئد مهد تمدن اروپایی زنان نه تنها حق انتخاب شدن نداشتند، حتی از حق انتخاب کردن هم محروم بوده و به ایالت های دیگر سوئد رشک میبردند.
    این است نظام سرمایداری و فمینیست بودن بدون مبارزه طبقاتی!! که «کلارا زتکین» نامبرده شما، دوست و هم مسلک روزا لوکزمبورگ آنرا چنین بیان کرده است:

    «…اگر رهایی اجتماعی به حقوق سیاسی متکی بود، در کشورهای دارای حق رای کلی، مسایل لاینحل اجتماعی وجودیت نمیداشت. رهایی زنان (امانسیپاتسیون = هم سنگ بودن، استقلال، خود تعیین کنی زندگی و داشتن مقام اجتماعی برابر با مردان) و همچنین کل نژاد بشر صرفا کار رهایی کار (کارگران) از سرمایه خواهد بود. زنان همانند کارگران تنها در جامعه سوسیالیستی مالکیت کامل حقوق خود را به دست می آورند. »[4] از گفته‌های کلارا زتکین در کنگره سوسیالیست های بین الملل – نقل از پروتکل کنگره کارگران بین الملل پاریس از ۱۴ تا ۲۰ ژولای ۱۸۸۹ مندرج در ویکی پیدیا
    «Wenn die soziale Emanzipation von den politischen Rechten abhinge, würde in den Ländern mit allgemeinem Stimmrecht keine soziale Frage existieren. Die Emanzipation der Frau wie die des ganzen Menschengeschlechtes wird ausschließlich das Werk der Emanzipation der Arbeit vom Kapital sein. Nur in der sozialistischen Gesellschaft werden die Frauen wie die Arbeiter in den Vollbesitz ihrer Rechte gelangen.“[4]»

    سپیده
    دهم مارس ۲۰۱۸

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.