تیتر۱, دریافتی, سرتیتر

      « مرگ ماه » – محمود درویش  

mahmud_darwish_56

متن شعر با فرمات پی دی اف    

    « مرگ ماه » *

از : محمود درویش

 

در سینه اش گلِ نیلوفری یافتند…

و قرص ماهی…

بر تخته سنگی افتاده بود… و مرده .

در جیب اش چند سکه یا فتند. ..

قوطی کبریتی، و برگه ی اجازه ی سفر …

و بر بازوان زیبا یش ، نقش ونگاری .

 

******

مادر او را بوسید…و سالی بر او گریست .

از آن پس ، تمشکی در چشمانش روئید ..

و همه جا را تاریکی گرفت .

 

******

برادرجوان اش را ،

که در بازار شهر، به دنبالِ کار بود ،

گرفتند …

چون برگه ی اجازه ی سفر نداشت …

در خیابان ، تابوت حمل می کرد …

و جعبه های دگر.

 

*******

آه ! ای کودکان میهن من…

 

این چنین بود ٌ مرگ ٌ ماه .

 

—————————————-

* – زیرعنوان ٌ القتیل رقم 48 ٌاز مجموعه ی شعر ٌ ازهارالدم ٌ آمده.

ترجمه : حسن عزیزی .