اخبار ویژه

ليبي، قرباني طمع ورزي‌هاي ناتو به ويژه فرانسه

عبد الباري عطوان، سردبير روزنامه اينترنتي رأي اليوم در مقاله اي در روزنامه «رأي اليوم» به طعنه نوشت: اين روزها از ليبي که هفت سال پيش نيروهاي پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) آن را «آزاد» کردند و عمرو موسي به عنوان دبير کل وقت اتحاديه عرب از اين اقدام استقبال کرد، جز اخبار مربوط به انفجارها و شمار کشته شدگان و مجروحان بي گناه ليبيايي خبر ديگري نمي شنويم.

اوضاع بنغازي
ديروز دو بمب در مسجد سعد بن ابي عباده در مرکز شهر بنغازي، زادگاه انقلاب ليبي، منفجر و منجر به کشته شدن يکي از نمازگزاران و زخمي شدن 63 تن ديگر شد. دو هفته پيش هم انفجار ديگري در يکي ديگر از مساجد اين شهر منجر به کشته شدن 40 نمازگزار شد و خدا مي داند دفعه بعد کدام مسجد هدف قرار خواهد گرفت.
بنغازي، شهري که فرهنگ و تمدن لبيبي از آنجا درخشيد و طلوع کرد و به عنوان پايتخت ابداع و خلاقيت در هنر، تئاتر، ادبيات و روزنامه نگاري حرفه اي و آزاد در دوران حکومت پادشاهي شناخته مي شود، به پايتخت کشتار، انفجار و اعدام هاي خونين و انتقام جويانه تبديل شده است.

حضور افراد مسلح به همراه ترس و وحشت
چند هفته پيش در شبکه‌هاي اجتماعي فايل ويدئويي منتشر شد که فيلم هاي ترسناک در برابر آن هيچ است، در اين ويدئو فرد مسلحي ده نفر را با دستان بسته و لباسهاي آبي در يکي از ميادين عمومي، به اتهام اينکه آنان از نيروهاي جهادي هستند اعدام و به سر آنان شليک مي کند. يکي از اعضاي يک گروه شبه نظامي مهم در ليبي متهم به اجراي اين اعدامها شده است اما اين شبه نظاميان هنوز به دادگاه هاي «ليبي جديد» احضار نشده اند، همان کشوري که انتظار مي رود از پيشرفته ترين اشکال دمکراسي غربي برخوردار باشد که با هواپيماهاي ناتو وارد اين کشور شدند.
ما هرگز تصاوير دهها تن از مصري ها را با لباس هاي نارنجي اعدام و غل و زنجيرهايي که به دستان و پاهاي آنها بسته شده بود و نيروهاي گروه [داعش] آنها را به سمت گورهاي دسته جمعي هدايت مي کردند، فراموش نخواهيم کرد.
انتظار مي رود چند روز ديگر صدها هزار تن از مردم ليبي به خيابان ها و ميادين بريزند و هفتمين سالگرد انقلابشان را جشن بگيرند، انقلابي که نظام ديکتاتوري را سرنگون کرد تا يک نظام دمکرات را جايگزين آن کند که موجب ثبات و شکوفايي کشور شود؛ اما به نظر ما ميدان الخضراء سابق و آزادي فعلي، که در مرکز طرابلس قرار دارد، نه تنها شاهد جشن و سرور نخواهد بود بلکه شايد شاهد برگزاري مجالس عزاي هزاران تن از کساني باشد که پس از انقلاب ليبي به سبب نا امني خونبار در کشور و با گلوله هاي شبه نظاميان کشته شده‌اند.

آوارگي مردم ليبي
تقريبا نيمي از مردم ليبي که در جستجوي لقمه ناني در کنار امنيت به تبعيدگاه کشورهاي همسايه يعني مصر و تونس، پناه برده اند در حد کفاف گذران روزي مي کنند و نيم ديگر که هنوز مهاجرت نکرده اند در اين کشور باقي مانده اند زيرا ديگر پولي ندارند و خود را به دست خدا سپرده اند و فاتحه حکومت هاي ديکتاتوري را مي خوانند.

پس چه شد آن (نشست بين المللي سالانه) دوستان ليبي که نيکولا سارکوزي رئيس جمهور سابق فرانسه با عضويت بيش از 60 کشور از جمله، آمريکا، انگليس، آلمان، ترکيه و برخي کشورهاي عربي، جهت نظارت بر امور مردم ليبي آن را پايه گذاري کرد؟ و وعده و وعيدهاي اين نشست درباره ليبي مبني بر تبديل آن به کشوري که در دمکراسي و آسايش الگوي ديگران خواهد بود و ساير ملت هاي منطقه عربي بر آن رشک خواهند برد، کجا رفت؟

توطئه غربي ها
سيلويو برلوسکوني نخست وزير اسبق ايتاليا در گفتگو با شبکه تلويزيوني «اسکاي نيوز 24» تأکيد کرد: «سارکوزي پدرخوانده دخالت نظامي در ليبي بود».
وي گفت مخالف دخالت بوده است زيرا به نظر برلوسکوني براندازي حکومت قذافي نوعي ديوانگي بود و «قذافي با وجود معايبي که داشت سبب وحدت کشور بود و سيطره خود را بر 104 قبيله حفظ کرد».
برلوسکوني افزود: «در حالي که ما در پاريس در حال بررسي امکان تشکيل يک ائتلاف بوديم، جنگنده هاي فرانسه بمباران ليبي را آغاز کردند».
برخي اسناد فرانسوي، که در چند برنامه نظر سنجي تلويزيوني منتشر شد، فاش کرد علت دخالت نظامي (فرانسه) در ليبي توجه به دمکراسي يا منافع ملت ليبي نبود بلکه تنها هدف آن براندازي نظام قذافي بود چرا که وي پيشنهاد حفاري نفت و گاز را به شرکت هاي چيني، هندي، روسي و ترکيه اي مي داد و به سبب پيشينه استعماري فرانسه و انگليس چنين پيشنهادي به شرکت هاي فرانسوي يا انگليسي نمي داد.
درباره پيشنهاد آباداني مناطق و زير ساختهاي ليبي نيز اوضاع بر همين منوال بود؛ و بدتر از همه اينکه او برنامه ريزي کرده بود دينار آفريقا را (به عنوان واحد پول آفريقايي) اعلام و پشتوانه طلاي لازم را براي آن فراهم کند تا اين پول جايگزين دلار و يورو شود.

بازار فروش بردگان
نظام ديکتاتوري ليبي حدود 360 ميليارد دلار سپرده مالي داشت. گروههاي مورد حمايت غرب اين مبالغ را دزديدند و به برخي بانک هاي خارجي تحويل دادند و ليبي که سه حکومت، نماينده هاي پارلمان و دهها شبه نظامي بر آن حکمراني مي کردند براي پرداخت حقوق کارمندان خود زير بار قرض بانک هاي غربي رفته است.
«ليبي جديد» در روز روشن شاهد بازار فروش «بردگان» است؛ از زماني که اهالي شهر تاورغا شکنجه و بسياري از آنان کشته شدند يا به خاطر پوست سياهشان و به اتهام طرفداري از نظام سابق، به بازداشتگاه هايي شبيه بازداشتگاه هاي نازي ها فرستاده شدند، تاکنون، هنوز هم از بازگشت حدود سي هزار تن از ساکنان اين شهر به شهرشان و زندگي در آن جلوگيري مي شود؛ اما کشورهاي غربي و سازمان ملل که ادعاي احترام گذاشتن به حقوق بشر را دارند و با اين شعار به برخي کشورها حمله ور مي شوند، همچنان سکوت اختيار کرده اند، سکوتي که نشان از همدستي دارد.

پشيماني اوباما و مقصر دانستن سارکوزي و کامرون
باراک اوباما رئيس جمهور پيشين آمريکا چند ماه قبل از ترک کاخ سفيد اذعان کرد تنها چيزي که از آن پشيمان است موافقت با دخالت نظامي در ليبي است که نتايج فاجعه باري داشته است. وي، سارکوزي رئيس جمهور فرانسه و شريک او ديويد کامرون نخست وزير سابق انگليس را مسئول اين امر دانست.
اما پشيماني هرگز ثبات و امنيت را به هفت ميليون ليبيايي باز نخواهد گرداند و هزاران تن از کساني را که به ضرب گلوله هاي شبه نظاميان و گروه هاي مسلحي که بر سر حکومت با يکديگر رقابت مي کردند، کشته شدند هرگز زنده نخواهد کرد و دهها ميليارد پولي را که «گروههاي ليبيايي مورد حمايت ناتو» دزديدند باز نخواهد گرداند. مردم ليبي سزاوار فجايع و ضرباتي نيستند که جهان غرب و برخي حکام عرب و اتحاديه شان با پوشش دهي برخي توطئه گران عرب، به آنان وارد مي کنند.

۱ دیدگاه

  1. حمید قربانی says

    آیا آقای حمید تقوایی به عنواتن لیدر یک حزب به گفته خویش کمونیستی – کارگری که انترنالیسم پرولتری یعنی دفاع از منافع طبقه ی کارگر جهانی و مقابله کردن با طبقه ی سرمایه دار و در عصر ما سرمایه داری امپریالیستی که حقیقتا درهم تنیده است، که از این جنگ دفاع کرد و حتی این قدر بی شرم و یا شجاع بود که ورود سربازان ناتو را به بنغازی پایتخت لیبی را، البته بعد از کشتار 70 هزار نفر و ویران کردن جامعه که حتی به یک کانال آب شیرین به همین شهر هم رحم نکردند و ویران کردند، پیروزی انقلاب مردم لیبی جا به زند و به آنها تبریک به گوید، تا دولت های سرمایه داری امپریالیستی و مخصوصا دولت های 4 گانه فرانسه، ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و ایتالیا که مستقیما در یورش شریک بودند و دیگران به نوعی تدارکات چی مانند آلمان و اسپانیه و سوئد که این آخری، برای اولین یازها پلان ها را، برای نقل و انتقال سربازان و مهمات جنگی فرستاد، راضی تر نماید و جایزه و یا خیلی مرا، خواننده گان می بخشند، نواله بزرگتر و مقوی تر دریافت کند، سری تو سرها در آورد،این شهامت و شجاعت را دارد و می تواند از این وضعیت دفاع کند.
    البته، آقای حمید تقوائی و حزبش یک نمونه است. فرخ نگه دار لو دهنده انقلابیون به پاسداران اسلامی هست، سازمان راه کارگر هم موجود است که مرد همواره امنیتی – اطلاعاتی نظام سرمایه داری ایران، یعنی حسن روحانی را منتخب و تحمیلی ما، به خمینی می داند؛ حزب کمونیست ایران تشریف دارد که با پول و امکانات یکی از مرتجع ترین و کودک کُش ترین، دولت های منطقه یعنی عربستان سعودی جلسه با ناسیونالیست و مذهبیون مرتجع کُزد می گیرد و دبیرکلش و یا به نام آقای ابراهیم علیزاده، سخنگویشان هم می شود و…

    واقعا که چقدر لنین، آن انقلابی کمونیست روستبار به درستی نوشته است: – بدون مبارزه با اپورتونیسم، مبارزه با امپریالیسم ممکن نیست. – به باور من، حرف زدن از آن خیلی نفرت انگیز و چرت و پرت است!

    کارگران و زحمتکشان، رفقای گرامی، دشمنان ما، فقط آنها نیستند که در کارخانه و معادن، در مؤسسات تولیدی و شرکت های چند ملیتی خدماتی و.. ما را استثمار می کنند و شیره جانمان را می مکند، بر سر ما بمب می ریزند، دستور می دهند و فرمان صادر می کنند که نیروهای سرکوبگر شان، ما را در خیابانها به رگبار به بندند، زندانی کرده و تجاوز نمایند، ما را زیر شکنجه کشته و یا طناب دار به گردنمان می بندند و ما را به دار می کشند و به صورت جوخه های مرگ ظاهر شده و ما را ردیف می کنند و قتل عام می کنند، بلکه آنهائی هم هستند که به ما دروغ می گویند، در لباس دوست در می آیند، خود را طرفدار ما جا می زنند، حزب و دفتر و دستک هم برای ما ؟ ایجاد می کنند، ولی به موقع به ما، خنجر می زنند، ما را نسبت به دشمنان ما، متوهم می سازند و همطبقه ای هایمان را به دست خودمان به کشتن می دهند و حتی اشک تمساح برای ما می ریزند و بعد هم به همان دشمنان 4 تا فحش می دهند، ولی باز به صورت دیگری و در نقش دیگری در خدمت آنها و بر ضد ما، کار می کنند. شناخت این ها سخت، ولی ناشدنی نیست و ضروری و لازم حتمی است! زیرا که تا هنگامی که این ها را نشناسیم، قادر نمی گردیم، منافع کشوری و مخصوصا جهانی خود را به عنوان یک طبقه ی تولید کننده ی محروم که در همه جا استثمار می شویم ، مورد توهین قرار می گیریم،کاملا و به صورت واقعی درک کنیم، سازمان مان را ایجاد کنیم که انقلاب ضروری و فوری مان را به پیروزی به رسانیم. ما مجبور می شویم که در جهنم نه هپروتی و نیست در جهان، بلکه واقعی ساخته شده ی به وسیله ی سرمایه داران، یعنی جوامع دموکرات و دیکتاتور، مرتجع و مدرن، ضد اسلام سیاسی و فاشیست و یا با اسلام سیاسی و ناسیونالیسم، زندگی کرده و به میریم.

    انقلاب قهری – کمونیستی ما، ضرورتی فوری دارد که شناخت از اپورتونیسم و افشاء و طرد این پدیده زشت و کثیف، یکی از اساسی ترین ضرورت ها، برای پیروزی آن است.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.