تیتر, سياسی, سرتیتر
Comments 4

جهان خوفناکی که اکونومیست وعده آن را میدهد

putin_2018_eko_col

آینده ما

راشیا تودی

ترجمه رضا نافعی

بنظر می رسد» اکونومیست» مجله بانفوذ نخبگان، خبر از بلای تازه ای می دهد که در راه است. دیگر دم زدن از کلی بافی های معمول در باره آزادی به کنار می رود و جای آن را ترس آفرینی با طرح سناریو های هراسناک و تهدیدات جنگی خواهد گرفت.

در حلبی آبادهای کلان شهرهای آینده ، زد و خورد های اجتماعی، «محله به محله» خواهد بود.

سقوط آب و هوا، جنگسالاری، بدبختی و جنگ های مذهبی زمین را ویران خواهد کرد. اگر این ویرانی ها را بمب های اتمی بوجود می اوردند دست کم می توانست » قابل توجیه» باشد » .

در هر صورت جنگی «با وسعت و شدتی که از جنک جهانی دوم به بعد دیده نشده «، می تواند اکنون پشت در باشد. »

آنچه خواندید نقل قولهائی از اخرین فیلم آخرالزمانی هالیوود نیست، بلکه سناریوهایی است که مجله انگلیسی «اکونومیست» وقوع آنها را ممکن میداند.

موضوع اصلی شماره اخیر این مجله که تحت عنوان «جنگ بعدی» عرضه شده ، تصویریست بی اندازه بدبینانه از جهان.

پس از خواندن این درسنامه برخی از شهروندان به فکر افزایش ذخیره آب در پناهگاههای خود می افتند و دولت ها به فکر پرکردن زرادخانه های خود.

روسیه و چین بعنوان دو رقیب چنان تصویر می شوند که نباید به آنها اجازه داده شود «در منطقه نفوذخود» تبدیل به قدرت تعیین کننده شوند. چرا؟ پیام سرپوشیده و غیرمستقیم تصویر این است: این جایگاهی است که برای امریکا رزرو شده است.

اگرجلوی روسیه و چین گرفته نشود و آنها بتوانند از علائق خود در مناطق تحت تسلط خود دفاع کنند بیم وقوع یک هلوکاست اتمی می رود.

طبیعی است که مسکو می خواهد اعتماد به موسسات غربی را از بین ببرد و به جو پوپولیستی دامن بزند. برای رسیدن به این هدف در انتخابات نفوذ می کند و با بکار بردن «Bot و ترول» در شبکه های اجتماعی بر خشم و پیشداوری دامن می زند.

نشریه مذکور بعنوان پاد زهر و برای «پیشگیری» از دستکاری در افکار عمومی پیشنهاد می کند همکاری فنی با موسسات فنی و با ارتش نزدیکترشود. ابزار محدود ساختن امکانات حریف های جهانی افزایش شدید بودجه نظامی است.

«اکونومیست» یک روزنامه معمولی نیست، این نشریه بیش ازصد سال است که در زمره نشریات (واقعی) برای راهنمایی سرمایه داران غربی است. سرمشقی که دبیران این نشریه ارائه می کنند اندک زمانی بعد در بسیاری از روزنامه های غربی منعکس می شود. احتمالا باید در انتظار موجی از روزنامه نگاری آخرالزمانی باشیم.

هیستری نابودی و جنگ افروزی در جنگِ اطلاعاتیِ کنونی پدیده های تازه ای نیستند. با این حال آنچه شگفتی برانگیز است رنگ های بشدت سیاهی است که اکونومیست برای ترسیم آینده خود بکار گرفته است.

آنچه در این شمارۀ نشریه بویژه جلب نظر می کند چشمپوشی از بکاربردن «مثبت» قدرت ملایم است که در گذشته نزدیک بیش ازحد مورد استفاده قرار می گرفت.

اکونومیست بجای سخن گفتن از دموکراسی و حقوق بشر با توسل دور از عقل به هول و هراس ها دست بدامن ترساندن و ایجاد وحشت می شود و به نظامیگری روی می آورد و خواستار ارعاب بیرحمانه سرسپردگان بد عهد شده است. آنچه تازگی دارد بیان بی پرده و صریح همین سخن است. این لحن «صادقانه» ممکن است به این معنی باشد که کلی بافی های تکراری در باره آزادی در پروپاگاندای غربی چنان سوده و فرسوده شده اند که دیگر آن را کارآمد نمی دانند. دست کم، ریا کاری رسانه ای، و دفاع از» ارزش ها » به زور بمب و جهاد، می تواند ارام ارام به ته خط برسد.

حالا «اکونومیست» می خواهد خلاء موجود را که موجب فرار از مرکز برخی از متحدان ایالات متحده شده است با تزریق داروی تازۀ خود پرکند، یعنی به پیروی از موعظه ماکیاول با توسل به تهدید صریح. ماکیاول گفته است: مخوف بودن خیلی بی خطرتر از محبوب بودن است. اگر آدمی مجبور به انتخاب یکی از این دو باشد، باید اولی را انتخاب کند.

در یک مورد میتوان به دبیران نشریه حق داد: آری، زمانه امن تر می بود اگر هیچ تغییری رخ نمی داد. اما غول از بطری بیرون آمده . تناسب قوا در جهان چنان پرقدرت به جنش در آمده که خواست اکونومیست که ایکاش جهانیان بخاطر صلح عزیز هم که شده به پیروی از امریکا ادامه بدهند، کمی شبیه است به «مه فشاند نور و سگ عو عو کند»: حاکی از سراسیمگی است. در واقع هیچ فرمانروائی که به جذابیت خود اطمینان تام دارد چنین مواضعی اتخاذ نمی کند . همین جنبه نیز به موضع گیری اکونومیست ویژگی خاصی می بخشد.

حتی دوران گذار کنونی به جهان چند قطبی که دورانی پر خطر است نیز میتوان با خویشتن داری و چه بسا با خوش بینی محتاطانه سپری کرد. اما اکونومیست بجای انتخاب این شیوه ترجیح داده که ترس و وحشت مبهم نیز بر آن بیفزاید.

https://deutsch.rt.com/international/64585-

مجله هفته: همچنین نگاه کنید به مطلب:

https://mejalehhafteh.com/2018/02/05/اکونومیست-بشریت-در-آستانۀ-جنگ-جهانی/

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    … ادامه دیدگاه پیشین:
    ورسچی محترم مینگارد: «… کالاهای چین درجهان پیشرفته کمترخریداردارد، به سوی افریقا روی آورده است.»
    حضرت آقای باهوش، بهترین کالاهای مصرفی و در بعضی از پهنه های نظامی و بخصوص بخش کِرای «مراکز بزرگ کمپوتری»، لاپتپ، اسمارتفون، سلار خورشیدی، بخش‌های متالوژی… نه روسیه و نه آمریکا در ۳۰ سال آینده نمیتوانند بپای چین برسند.
    یک سورفیس آمریکایی و یا آیپد از ام.آمریکا باید بالای هزار یورو در اروپا خرید که تازه پشتش نوشته شده است «مید این چاینا/ساخت چین»! بهتر یا شبیه آنرا چینی‌ها بنام« شوی» در اروپا بقیمت ۴۰۰ یورو میفروشند که تازه قوی تراز سورفیس است. بزرگترین و سریعترین کمپیوتر جهان ساخت چین با تراشه های چینی میباشد. گویا این آقای باهوش از دنیای کالا، تجارت و تکنیک بالا و نوین کاملاً بی اطلاع است.
    روسیه اولین فروشنده اسلحه های مدرن که از نوع آمریکایی خود پیشرفته‌تر است و در کل در درجه دوم است و اسلحه فروشی دارای بالاترین ارزش اضافه میباشد. (هر تولیدی تا زمانیکه رقیب ندارد). این صحیح است که روسیه نسبت به آمریکا و چین از نظر توان بانکی خیلی پایین تر میباشد ولی دارای انسانهایی هستند که سابقه حزب بلشویک شوروی زمان استالین را برگرده خوددارند و با یک پفک آمریکایی قابل قیاس نیستند. بهمین خاطر است که آمریکا تا بحال جرأت نکرده است که با روسیه بصورت فرنتال «سینه بسینه» برخورد کند و در تمام تجاوزات نظامی اش در جهان بشکست خود اعتراف کرده است.
    منتها روسیه در کنار آمریکا بازی خزوشچف-برژنف (رقابت و تبانی) را ادامه میدهد و اسلحه میفروشند. این واقعیتی است غیر قابل کتمان.
    خانم مرکل هم اگر چیزی در چنته داشت اول بخودش کمک میکرد وخود را از قیمومیت آمریکا آزاد مینمود. تمام زندگی سیاسی و خصوصی وی و وزرایش توسط آمریکا کنترل و اسکن می‌شود!
    این از همه جا بی‌خبر مینگارد: «روسیه که بعد ازفروپاشی اتحاد شوروی، توسط امریکا تحقیرشده بود؛ درفکراعاده حیثیت خود درجهان می باشد واین اعاده حثیت را درسوریه با کشتن مسلمان ها شروع کرده است.»
    بی‌خبری تا کجا؟ من در دید گاه اولم متذکر شدم که : «زیرا مشگل کنونی مشگلی اقتصادی است! پشت تمام تهدید ها و حتی تحدید ها شرایط اقتصادی خوابیده است که با برآوردن آن‌ها طرف متجاوز راضی میگردد! زیرا مشگل کنونی مشگل سرریز تولید است.»
    آری روسیه کشوری سرمایداری و ابر قدرتی است که دارای علایق امپریالیستی میباشد. ولی در میان مسلمانان منافع امپریالیستی اش در خطر تجاوزات آمریکا است و این آمریکاست که در منطقه فعال مایشاع برعلیه مردم عرب و ایرانی افغانی لبنانی… و سوری دستگاه ترور داعشی بوجود آورده است گویا شما کروکور هستید واز کتاب خاطرات خانم کلینتون وزیرخارجه اوباما کلمه‌ای نمیدانید. تمام استبلیشمنت مشاور و عمل کننده در ام.آمریکا باین امر اعتراف دارند. ورسجی ولی بگوشش غریبه است!! ایشان معتقد است که آمریکا با مشکل روبروشده ولی خجالت میکشد که مارکِ کیهان لندنی و یا ایران تریبونالی اش رسوایش کند و نمیگوید در کجا و به چه خاطر و تا کنون چند میلیون عرب و ایرانی لیبیایی و عراقی… را بقتل رسانیده است و از ابوغریب درعراق هم اطلاعی ندارد.. در اینجا من نمیتوانم از کلمه «قلم بمزدی برای آمریکا» صرفنظر کنم، شرم دارد اینچنین دروغگویی!.
    چین را هم از مرز شکنی مبرا میداند و روسیه را تحقیر شده …

    البته جای بسی خرسندی است که آمریکا با تمام سازمانهای جهنمی اش مانند سیا، پنتاگون…و وال استریت با بیلیونها دلار خرج ، بیشتر از این(ورسچی ها) در چنته ندارد و مانند تمام شستشوهای مغزی اش، اینهم این چنین بی ثمر میباشد.
    در مورد روسیه و پشتیبانی از سوریه که بندر ترتوس و حمیمیم که پایگاه نظامی اش در آنجاست بدون لاسیدن با ام.آمریکا و دست دراز شده اش اسراییل عملی انجام نمیدهد و اکثراً با گفتگوهای قبلی و همکاری‌های زیرجلکی میباشد و هردو از طریق فروش اسلحه از این جنگ توشه میبرند! سرمایداری در همه جا علایقش شبیه هم است.
    امروز هم سوریه، تو بخوان ایران و حزب الله یک اف ۱۵ صهیونیست های اسراییلی را شکار کردند و کک توی تنبان نتانیاهو افتاده و یا روسای روسی را میزبانی میکند و یا روسای آمریکایی را! نتیجه تصمیمات روسیه در برخورد به همکاری با ایران و حزب الله در سوریه بزودی جهت خود را بهمه نشان خواهد داد. امید است که اینبار اس چهارصد ها نم نکشند و طبق دستور عمل نمایند؟؟
    سپیده

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    اما در مورد گفته‌های این نولیبرال که به آقای نافعی خرده گرفته و زیر جلکی نه تنها رضاشاه نوکر انگلیس، قاتل محمد قاضی رهبر جنبش سوسیالیستی کردستان را بعرش اعلا میبرد، بلکه در سراسر گفتارش علیه همه بوده و از آب گل آلودی که درست میکند، در ضمینه های کمرنگ آن بتنهایی ماهی‌های چاقی برای آمریکا و غرب بیرون می آورد!
    ورسچی محترم نولیبرال مینگارد، شاهد: «ایرانی ها بخاطرتباه کاریی آن برای رضاشاه پهلوی دعامی کنند. بهررو،درسطح جهان، اگربه یک جهان بدون امریکا فکرشود،…»
    بدیگر گفتار: نامبرده معتقد است که ایران را وِلِـلِش جهان را بچسب، جهان را هم‌، بدون آمریکا در نظر میگیرد؛
    سپس مینگارد، شاهد: «:پوتین، شی جین پینگ،خامنه ای، کیم اُن جون، ملک سلمان، سیسی، بشاراسد، نکولاس مودورو، خود نمای می کنند.» و آنانرا تنها بازی کنندگان صحنه شطرنح زندگی مردم جهان «شاید منظورش کشورهای بیدار شده میباشد، چین و ملک سلمان هوم …» میداند. که با نگاهی به این افراد و توان اقتصادی و نظامی آنان و از آن مهمتر خواست سیاسی بالقوه (پتانسیل) و بالفعل (اکنون درجریان) مـــــــردمِ این کشورها که اثرکردشان در اقتصاد و سیاست طبقه حاکمه صد چندان مهمتر است را در یک کفه ترازو- هم از نظر کمی و هم از نظر نظام، قرا میدهد.
    ایران نه تنها اکنون بلکه از زمان آغاز حکومت «اقتصاد مال خر است»، از نظر سیاسی چیزی جز نفرت عمیق مردم ایران از کودتای ننگین ۲۸ مرداد و روشنگری های حزب توده ایران سالهای بیست و سی برگ برنده ای در دست نداشت. حزب توده که در آنزمان طرفدار استالین و بحق قوی‌ترین حزب کمونیست در خاورمیانه بود و هنوز رویزیونیست نشده بود، چنان استعمار انگلستان صغیر و آمریکای استعمارگر را رسوا کرده بود که هم‌اکنون بزرگ‌ترین سرمایه ضدامپریالیستی- ضدکلنیالیستی در ایران میباشد!
    این حزب پس از به دنباله روی از خردجال خروشچف و همکاری با رژیم شاه برای روسها، راهی را که رفقا حیدرخان عمواقلی یار و یاور لنین و استالین و دکتر تقی ارانی و ۵۴ شاگردانش، در ایران فراهم کرده بودند که بخصوص قانون «از کجا آورده ای» که شاه و تمام مافیای ایران را در انظار ایرانیان شفاف نموده بود و هرگز ایرانیان حاضر به قبول چنین بکش های امپریالیستهای انگلیسی و آمریکایی یعنی پهلوی ها و سگ توله هایی چون اشرف، علی رضا، غلامرضا…نبودند و در آینده فرزندانشان هیچ گونه شانسی در ایران ندارند.
    سری به رسانه‌های ایران در باره انقلاب شکوهمند۲۲ بهمن ۵۷ مردم ایران که میوه آنرا کهنه کاران بورژوازی ایران با رنگ مذهبی دزدیدند، از زمان احمدی نژاددست به تبلیغات ملی و ایران ستایی زده اند. بارها در باره سرود روح الله خالقی و خوانده بنان «ایران ای مرز پرگهر» تبلیغ کرده اند، در صورتی که کیست که نداند تا زمان خلع منتظری چگونه آنرا هجو میکردند و حتی یکبار آنرا پخش نکردند! کیست که نداند اقتصاد مال خر است هنگام ورود به ایران در هواپیما به پیتر شارلاتور گفت «من هیچ احساسی برای ایران ندارم» و گفته‌های بعدی وی ایران چیه، اسلام عزیز را نجات دهید از کلمات همیشگی وی بود. بگذریم که اکنون ورق برگشته است و آنچه شیران کت کراواتی بانک های خصوصی ایران را روبه میکند«یافتن راهی برای ادامه غارت دارایی‌های ایران است»
    نامبرده معتقد است چون کشور چین باید ۱.۳ میلیارد انسان را نان دهد،بنابراین امپریالیسم نمیتواند باشد که زهی خیال خام است. ادامه دارد…
    سپیده

    دوست داشتن

  3. سپیده says

    آقای نافعی اتفاقاً شما دچار اشتباه عظیمی گردیده اید و حق را باید اینبار به مؤسسه شستشوی مغزی وال استریتی «اکونومیست» داد!
    لنین و استالین سرنوشت امپریالیسم سرکرده را بخوبی با قوانین اکونومیتستی و یا به پارسی شیرین بگوییم اقتصادی باثبات رسانیده اند و استالین هم در کتاب مسایل لنینیسم و اصول لنینیسم آنرا بسط داده و«دوران امپریالیستی دوران انقلاب‌های کارگری میباشد» را برجسته نموده است.
    چرا روزنامه اکونومیست طبق دلایل آورده شده توسط این دو انقلابی کبیر و کارگرانی ساده، حق دارد.
    زیرا مشگل کنونی مشگلی اقتصادی است! پشت تمام تهدید ها و حتی تحدید ها شرایط اقتصادی خوابیده است که با برآوردن آن‌ها طرف متجاوز راضی میگردد!
    زیرا مشگل کنونی مشگل سرریز تولید است.
    زیرا مشگل کنونی از مشگلات پیشا جنگی که جنگ اول جهانی و جنگ دوم جهانی را بوجود آوردند یک فرق کلی دارند!
    از نظر کمی خرابی هایی که از طریق جنگهای موضعی همانند ویتنام، کره و سپس افغانستان و لیبی عراق سوریه، هند و کشمیر و پاکستان… و در کشورهای آفریقایی و دوقاره دیگر، دردِ سرریز تولید ام. آمریکا را حل ننموده و نمینماید. دلیلش هم کشف میکرو تکنیک و نانوتکنیک میباشد. در ضمن هوش مصنوعی را هم میتوان بدان اضافه کرد. که باعث می‌شود اگر تمام گیتی را باخاک یکسان کنید و سپس ام.آمریکا با سرعت تولید کنونی بخواهد همه را باز سازی کند مدت زیادی نمیگذرد که باز سرریز تولید گریبانش را میگیرد. از طرفی؛
    از طرف دیگر حافظه تاریخی انسانهای دنیای کارزنده از طریق ارتباطات موثق امروزی را نمیتوان دیگر با اشخاصی چون سولژنیتستین با دروغهای «استالین قاتل ۹۰‮ ‬میلیون‮ نفر ‬از‮ ‬۷۵‮ ‬میلیون‮ ‬انسانهای‮ ‬بالغ‮ ‬در‮ ‬شوری‮ ‬آنزمان‮ ‬بوده‮ ‬است‮» ‬و‮ ‬گردانندگان‮ ‬واشنگتن‮ ‬پست‮ ‬و‮ «‬تایمز‮» ‬ها‮ ‬و‮ ‬رسانه‌هایی‮ ‬مانند‮ ‬اکونومیست‮ ‬شستشوی‮ ‬مغزی‮ ‬داد‮ ‬و‮ ‬سرریز‮ ‬تولید‮ ‬بعدی‮ ‬را‮ ‬بخاطر‮ ‬حماقت‮ ‬ترامپ‮ ‬قلمداد‮ ‬کرد.‮
    اکونومیست بخوبی میبیند که این فشار مخوف سرریر تولید همچون آتشفشانی بزیر قله کوه رسیده است و می‌رود که آمریکا را بنابودی کشاند.
    فکر نکنید که آمریکا میتواند با نظریات خیرخواهانه و یا زبانم لال «سلطان حسین منشی» افرادی چون اوباما و یا کارتر ها راه فراری برای افول خود میتواند بیابد، هرچند باشند که کسانی اینچنین ساده باور باشند که این بحران بحرانی است که با کمی عقل و کمی هم چاشنی خوش باوری میتواند حل گردد.
    آقای رضا خسروی حدود ۹‮ ‬یا‮ ‬۱۰‮ ‬سال‮ ‬پیش‮ ‬از‮ ‬روزنامه‌ای‮ ‬فرانسوی‮ ‬شاهد‮ ‬آورد‮ ‬که‮ ‬در‮ ‬آمریکا‮ ‬سه‮ ‬سرمایه‮ ‬تجمع‮ ‬پیدا‮ ‬کرده‌‮ ‬و‮ ‬در‮ ‬دست‮ ‬بانکها‮ ‬متراکم‮ ‬شده‮ ‬اند‮ ‬که‮ ‬اگر‮ ‬بتولید‮ ‬برود،‮ ‬کالاهای‮ ‬فروشی‮ ‬برای‮ ‬سراسر‮ ‬آمریکا‮ ‬و‮ ‬اروپا‮ ‬را‮ ‬پوشش‮ ‬خواهند‮ ‬داد،‮ ‬به‮ ‬گفته‮ ‬دیگر‮ ‬بایستی‮ ‬تمام‮ ‬کارخانه‮ ‬های‮ ‬تولیدی‮ ‬اتومبیل‮ ‬خانه‮ ‬لباس‮ ‬نیروگاه‮ ‬ها‮ ‬و‮ ‬خورد‮ ‬خوراک‮…‬.‮ ‬در‮ ‬این‮ ‬دوقاره‮ ‬تعطیل‮ ‬گردند‮ ‬و‮ ‬مصرف‮ ‬کننده‮ ‬باشند.‮ ‬هنوز‮ ‬مرکب‮ ‬نوشته‮ ‬رضا‮ ‬خسروی‮ ‬خشک‮ ‬نشده‮ ‬بود‮ ‬که‮ ‬کوس‮ ‬رسوایی‮ ‬بحران‮ «‬آباکوس‮» ‬معروف‮ ‬به‮ ‬بحران‮ ‬مسکن‮ ‬را‮ ‬اعلام‮ ‬کردند‮ ‬که‮ ‬هنوز‮ ‬که‮ ‬هنوز‮ ‬است‮ ‬در‮ ‬عمق‮ ‬و‮ ‬دامنه‮ ‬اش‮ ‬فقط‮ ‬افزوده‮ ‬میگردد.‮ ‬آنهم‮ ‬با‮ ‬اینهمه‮ ‬جنگ‮ ‬و‮ ‬خرابی‮ ‬زیرساختار‮ ‬ها‮ ‬در‮ ‬فقط‮ ‬سوریه‮ ‬عراق‮ ‬و‮ ‬لیبی‮!!! ‬آری‮ ‬این‮ ‬بحران‮ ‬هنوز‮ ‬ادامه‮ ‬دارد‮ ‬و‮ ‬سونامی‮ ‬بعدی‮ ‬که‮ ‬درراه‮ ‬است‮ ‬خشتی‮ ‬را‮ ‬روی‮ ‬خشتی‮ ‬باقی‮ ‬نخواهد‮ ‬گذاشت‮ ‬چه‮ ‬شما‮ ‬و‮ ‬من‮ ‬و‮ ‬یا‮ ‬آمریکا‮ ‬و‮ ‬روسیه‮ ‬آنرا‮ ‬بخواهند‮ ‬و‮ ‬یا‮ ‬نخواهند.
    چه من و شما مانند شاه سلطان حسین صفوی دست بخوش باوری و نیت خوب بزنیم و آیه‌های کرسی بالای کرسی بخوانیم و بچه‌های حرف گوش کن گردیم. این تخریب برای ۱۰۰٪‮ ‬سرمایداران‮ ‬چون‮ ‬خون‮ ‬جاری‮ ‬در‮ ‬رگ‮ ‬گردن،‮ ‬لازم‮ ‬و‮ ‬ضروری‮ ‬میباشد.
    فقط یک راه نجات موجود است آنهم فقط یک راه:
    آنهم انقلابات کارگری آنهم نوع انقلاب کبیر اکتبر که بدست مقرفرماندهی کارگران که همان حزب کمونیست نوع بلشویکی است، میباشد.
    هرکس تافته دیگری ببافد بخود و فرزندان و کودکانِ فرزندانش«نسل های آینده» خیانت کرده است.
    ارادتمندِ کنده قدیمی که به دود کردن افتاده است (دود هنوز از کنده بلند میشه)
    سپیده

    دوست داشتن

  4. ابراهیم ورسجی says

    جهان بد ترازآن است که اکانومیست پیش بینی کرده است!
    من به این مسئله کاری ندارم که مجله اکانومیست درپیش بینی خود جهان تاریکی را به نمایش گذاشته است، اما به این مسئله کاردارم که امریکا ومتحدان اروپای اش وروسیه ای درحال ابرقدرت شدن ،کشورهای مسلمان را میدان بازی نابود کننده ای خود ساخته اند. معلوم است که، ازروسیه یاد کردم وازچین به حیث رقیب امریکا یادی نکردم ؛ وعلت آن این است که چین هرگزابرقدرت رقیب برای امریکا شده نمی تواند. به این خاطرکه، بیشتر از1350 میلیون نفوس دارد. پس ، اگرهمین نفوس بزرگ را نان داده بتواند موفق می باشد.ازسوی دیگر، چین؛ بنام توسعه اقتصادی وکوبیدن توسعه سیاسی هم محیط زیست مردم خود را خراب کرده هم محیط سیاسی- فرهنگی آن ها رابزندان ترسناک مبدل کرده است. درمارکت جهانی هم بسازغرب می رقصد تا مانع فروش کالاهایش نشود.ازاینکه کالاهای چین درجهان پیشرفته کمترخریداردارد، به سوی افریقا روی آورده است. درشورای امنیت سازمان ملل هم اگرگه گاهی به نفع روسیه علیه غرب سرمی شوراند،دال براین نیست که رقابت با امریکا می کند. روسیه هم تنها درمارکِت تولید وفروش اسلحه حضوردارد ودرمارکِت فن آوری نو وکالای نو صفرمی باشد.ازاین رو، رئیس جمهوراوباما، درماه ژانویه 2017، دراخیرین سفررسمی خود درآلمان ،درکنارخانم مارکیل ،درگفت گو با رسانه ها، چین را ازنظراقتصادی قدرت، روسیه ازنظراقتصادی هیچ وازنظرنظامی قدرت نامید. تعریفی که دقیق می باشد.
    بهرحال ،امریکا ،چین وروسیه ، ضعف ها وتوانمندی های خود را بهترازمجله ای اکانومیست می فهمند! مثلا،چین فایده خود را درخود نمای اقتصادی وپرهیزازمرزشکنی های نظامی درسیاست جهان می داند.روسیه که بعد ازفروپاشی اتحاد شوروی، توسط امریکا تحقیرشده بود؛ درفکراعاده حیثیت خود درجهان می باشد واین اعاده حثیت را درسوریه با کشتن مسلمان ها شروع کرده است. اگرکشتارمردم سوریه توسط روسیه وکشتارفلسطینی ها توسط اسرائیل با حمایت امریکا را درکنارهم بگذارم، این نتیجه بدست می آید که امریکا، اروپا، روسیه وچین تنها درخالیگاهی درکشورهای مسلمان که مستبدان ، تروریستان وملایان آن را ایجاد کرده اند، درگیریی سود جویانه می کنند. نتیجه زدو بند های تباه کارانه ای آن ها بحران،تروریسم وبی حکومتی می باشد که ازافغانستان تا لیبیا را فراگرفته است. روشن است که ، دراین بازی تباه کارانه ، امریکا با دشواری مواجه شده است وروسیه می خواهد ازآن بهره برداری کند. با درنظرداشت توحش روسیه درسوریه، درخاورمیانه، تنها حکومت آخوندی ایران متحد آن می باشد. حکومتی که درایران به پایان خط رسیده است وایرانی ها بخاطرتباه کاریی آن برای رضاشاه پهلوی دعامی کنند. بهررو،درسطح جهان، اگربه یک جهان بدون امریکا فکرشود، معلوم است که درآن :پوتین، شی جین پینگ،خامنه ای، کیم اُن جون، ملک سلمان، سیسی،بشاراسد،نکولاس مودورو،خود نمای می کنند. یعنی جهان آقایان بهترازجهان امریکای ترامپ بوده نمی تواند.اگرکمک های امریکا به رخداد های طبیعی وبیماری های ساری درجهان را جدی بگیرم،شی وپوتین پشت معرکه پرت می شوند! مثلا، چهارسال قبل، بیماری ایبولا افریقا را تهدید به مرگ کرد. پکن ومسکوکاری نکردند ؛ وامریکا با هزینه کردن یک میلیارد دالرافریقا ازآن نجات داد.

    دوست داشتن

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s