گوناگون, سرتیتر

«رودخانه ای که از تشنگی مرد» – محمود درویش

mahmod_darwish3_sw

       «رودخانه ای که از تشنگی مرد»*

 

 

این جا رودخانه ای بود

با دو کرانه اش

ومادری آسمانی

که ابرهای باران زا ، شیرش می داد .

رودخانه ای کوچک

که از بلندای کوهساران سرازیر می شد

و چون میهمانی پرمهرودوست داشتنی

به روستاها وچادرها سرمی زد

ودرختان نخل و خرزهره را آبیاری می کرد .

به شب زنده داران کرانه ها یش می خندید ،

و می گفت : بنوشید از شیر ابرها ،

و اسب ها را سیراب  کنید ،

وبه سوی قدس بتازیید .

گاه سرودی حماسی سر می داد ،

وگاه آوازی عاشقانه …

 

این جا رودخانه ای بود

با کرانه ها یش

ومادری آسمانی

که ابرهای باران زا، شیرش می داد .

اما ، آنها مادرش را ربودند ،

آب به او نرسید و مرد …

آرام آرام ، اما  تشنه !

 

————————————————

*) از مجموعه ی شعری ٌ رد پروانه ٌ – محمود درویش ،

    ترجمه ی آزاد از حسن عزیزی .