کارگری, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

بیلانس کاری یک ساله دونالد ترامپ – مهدی ضمیری

trump_cnn_sw

mehdiz پایان یک سال ریاست جمهوری دونالد ترامپ مصادف شد با آغاز کار مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس که هرساله در این ایام در سوئیس بر گزار میشود و مجموعه ای از سران کشورها مخصوصا آن دسته که از نظر اقتصادی ، صنعتی  و مالی نقش مهمی در ساختار اقتصادی و روابط تجاری جهانی دارند به همراه مدیران برجسته و کارکشته خود  در آن شرکت میکنند تا با تبادل تجربه و مشورت شرایطی ایجاد کنند وبر اساس توان کشورهای شرکت کننده از پیشرفتهای دیگر کشورها بهره گیرند و تبادل صنعتی و تجاری را بر اساس منافع ملی خود سازمان دهند  اجلاس داووس امسال موفق شد بیش از 1300 سران ،مدیران و برنامه ریزان برجسته کشورهای صنعتی  و تولیدی را زیر یک سقف جمع کند که دونالد ترامپ یکی از آن شرکت  کنندگان بود که شامل رهبران سیاسی جهان، روشنفکران منتخب، روسای شرکتهای بزرگ و خبرنگاران میشد را برای بحث پیرامون مهمترین موضوعات جهان معاصر، گردهم می‌آورد.  این مجمع هر ساله  اجلاسهای دیگری با توجه به تحولات جهانی و ضرورت تشکیل آن بر گزار میکند.

دونالد ترامپ امسال در روز جمعه تاریخ  19.01.2018با یک هیات بسیار بزرگ متشکل از مدیران ، وزرا و کارشناسان در این اجلاس شرکت کرد و اهم برنامه های پیش رو و سیاستهای اقتصادی ، نظامی ، روابط بین المللی  و در مجموع استراتژی آمریکا را که بر اساس منافع ملی آمریکا در اولویت  قرار دارد به بر جسته ترین شخصیتهای اقتصادی سیاسی توضیخ دهد و از آنها خواهان همکاری همه جانبه باشد و در نهایت آنها را با توضیحاتی که میدهد برای سرمایه گزاری و همکاری با آمریکا تشویق کند .

داووس بعنوان جایی برای جمع شدن رهبران اقتصادی و سرمایه ‌داران اروپایی در سال 1971برای اولین بار راه اندازی شد. شواب استاد سوئیسی که در آن زمان در دانشگاه تدریس می‌کرد، داووس را برای جمع شدن اقتصاد دانان، سیاستمداران، صاحبان سرمایه، نظریه‌ پردازان و هنرمندان انتخاب کرد. ایده اصلی اجلاس این بود که این افراد در یک جا جمع شوند تا دربارهٔ مسائل روز اروپا تبادل نظر کنند.

دونالد ترامپ که در انتخابات جنجالی سال گذشته با حمله بهر دوحزب دمکرات و جمهوری خواهان با برنامه های از پیش تدارک دیده شده شرکت کرده بود موفق شد تا تمامی رقبا را از صحنه خارج کند و سرانجام سکان کشور را بدست گیرد.

اولین شعار وی در آن دوره منافع ملی آمریکا و (American first) آمریکا در الویت بود و برای آنکه قابل اجرا باشد طرحهای خودرا بدون در نظر گرفتن برنامه های دوحزب موجود که بیش از صد سال ابتکار عمل را در دست داشتند علنی کرد از جمله افزایش بودجه نظامی از 630 میلیارد دلار به 700 میلیاردلار ، ایجاد دیوار بلند و قابل کنترل در مرز آمریکا مکزیک و همزمان پس فرستادن بیش از 11 میلیون مکزیکی شامل همه اعضاء خانواده آنها ، کاهش درصد مالیاتها از 35% به 19% و پشتیبانی همه جانبه از شرکتهای بزرگ برای افزایش تولید ، انتقال سرمایه و کارخانه جاتی که در دیگر کشورها در حال تولید و سرمایه گزاری بودند بداخل آمریکا ، خروج از پیمان نفتا متشکل از مکزیک و کانادا  این دوکشور در واقع سپر بلای آمریکا در صورت وقوع جنگ بودند  خارج شدن از پیمان اقتصادی جنوب شرقی آسیا و بالاخره فشار به کشورهای اروپایی عضو ناتو برای افزایش بودجه نظامی و تحمل هزینه های پادگانهای ثابت و سیار آمریکا در عرصه جهانی  مخصوصا در جنوب شرقی آسیا و فشار بی سابقه به ژاپن ، کره جنوبی و استرالیا در تامین هزینه نظامی کشتیهای جنگی و هواپیمابر  ، قرار دادهای دوجانبه بجای چند جانبه که دونالد ترامپ معتقد بود به ضرر آمریکا هستند .

 ترامپ در کنفرانس داووس اعلام کرد که رهبران آمریکا از سال 1984 تا سر کار آمدن تیم وی به منافع ملی آمریکا آسیب جدی وارد کردند و رهبران به مردم خیانت کرده اند و باز ادامه داد که اگر او در این انتخابات بازنده میشد حزب دمکرات و یا جمهوریخواه کشور را به ورشکستگی می کشاندند ضمن آنکه اکثر قریب به اتفاق رسانه ای تصویری و نشریات را دروغگو و متقلب خطاب کرد که فقط بفکر جیب خود بودند و بس . اشاره وی بیشتر به دوران بوش کوچک ، کلینتون و اوباما مربوط میشود و البته بحران اقتصادی 2008 و ورشکستی بسیاری از بانکها و پایین آمدن ارزش اوراق بها دار و بر باد رفتن میلیاردها دلار و خسارت مالی فراوانی شده بود .

ترامپ در کنفرانس داووس مستقیما خانم کلینتون را نیز مورد شماتت قرار داد و گفت که خوشحال هست  و چه خوب که او رئیس جمهور نشده است . در ادامه اظهار داشت که تیم وی در یک سال گذشته 7000 میلیارد دلار به ثروت کشور افزوده و بیکاری را بحد اقل رسانده و با کاهش مالیاتها به کارخانه داران و قشر متوسط فرصت داده است تا ثروت بیشتری بدست آورند و حتی ادعا کرد که حداقل بهر کار گر بیش از چهار هزار دلار امسال بیشتر رسیده است و قدرت خرید مردم بالا رفته و تولیدات داخلی افزایش چشم گیری داشته است.

دعوت از سرمایه گزاران و مدیرانی که در اجلاس شرکت داشتند برای سرمایه گزاری در آمریکا یکی دیگر از پیشنهادهای ترامپ بود چه ایشان معتقد بود که آمریکا بدوران عظمت خود در حال بازگشت هست و سرمایه گزاران ضرر نخواهند کرد . ترامپ اشاره کرد که سیاستهای اقتصادی او باعث شده است که شرکتهای متوسط به بالا ثروت بیشتری بدست آورده و ادعا کرد که ارزش سهام بصورت سرو سامان آوری افزایش یافته و این نشانه عظمت آمریکاست البته اشاره مستقیم کرد که 20% را سرمایه داران بزرگ تشکیل میدهند که موتور پیشرفت کشور هستند  که دارای سود آوری بیشتر هستند . در اینجا او با 80% مردم که مصرف کننده هستند و تنها 20% در آمد ناخالص به آنها تعلق میگیرد اشاره ای نکرد که این شکاف بزرگ بچه صورت قابل هضم خواهد بود . وی اشاره ویژه ای به برنامه های خدماتی اوباماهم کرد و گفت که طرح اوباما و تیم اورا برای بیمه درمانی اقشار کم درآمد را منحل کرده و بهتر است بهمان شیوه سابق یعنی هرکس میتواند داوطلبانه خودرا بیمه کند و دولت نباید در این امور دخالت و هزینه کند .

ترامپ بازهم اشاره کرد که طی سال گذشته قانون مهاجرت را تغییر داده و از این پس فقط به تحصیل کرده ها در صورت نیاز  ویزای کاری داده خواهد شد و قوانین مهاجرتی گذشته را منحل کرده است و دیگر اجازه نخواهد داد تا مهاجرانی که تابعیت آمریکایی دارند خانواده های خود را به آمریکا بیاورند که البته همه این برنامه ها تحول بزرگی در جامعه ایجاد خواهد کرد و ضرورتا نمیتواند پاسخگوی همه تحولات درونی آمریکا باشد چه آمریکا با توجه به ظرفیت تولیدی و بازار بزرگ مصرفی تنها در همکاری با جهان خارج قادر خواهد بود آنهم محدود به برنامه های در دست اجرا جامع عمل بپوشاند .

ترامپ علاوه بر توضیحات فوق اشاره کرد که صنایع نظامی این کشور با بودجه ای که دارد و تولیدات نظامی یکی از بزرگترین موسسات اشتغال زایی همراه با دیگر شرکتها خواهد بود .

ترامپ از همه مدعوین و شرکت کنندگان مخصوصا کشورهای اتحادیه اروپا در همایش داووس خواست تا به ندای وی برای منزوی کردن کشورهایی که حاضر نیستند در جهت منافع آمریکا و اروپا عمل کنند متحد شده و از آمریکا پشتیبانی کنند . وی که از همان آغاز انتخابات ریاست جمهوری برعلیه بسیاری از کشورها از جمله چین ، روسیه و حتی اتحادیه اروپا موضع گرفته بود  و بلبشوی زیادی در بسیاری از کشورها ایجاد کرده بود با پا فشاری برای تضمین منافع ملی آمریکا بهر قیمت بسیاری از مناسبات جهانی را بهم زده و سعی داشت بیشتر خود را در درون آمریکا متمرکز نشان دهد با ظرفیتهای بالقوه ای که آمریکا دارد نمیتواند بدون همکاری بین المللی به همزیستی بدون مشکلات ادامه داد.

در سال گذشته رئیس جمهور چین  شی جین پینگ در جلسه مشاورتی اقتصادی داووس با ارائه طرح جهانی یک مسیر و یک جاده که بهمان نقشه راه ابریشم چینی معروف شده است موفق شده بود بیش از صد کشور را حول و حوش خود جمع کند وپشتوانه مالی آنر هم تضمین کرده و با استقبال بی سابقه ای مواجه شده بود اما ترامپ سعی کرد بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را که در نیویورک مستقر هستند بدون در نظر گرفتن  سرمایه موجود ، بده کاری بیش از 20 هزار میلیارد دلاری آنهم با فروش اوراق بهاء دار دولتی و اولویتهای داخلی که دارد در خواست خود را با طرح چینی مقایسه کند  طرح جاده ابریشم بدون مشکل و کمبود مالی همچنان به همکاری منطقه ای و جهانی ادامه میدهد و تا کنون با مشکلی مواجه نشده است علاوه براین چین و آمریکا  نیروهای دیگری در جهان وجود دارند که هرکدام دارای منافع و آلترناتیو ویژه خود را دارند از جمله اتحادیه اروپا متشکل از 27 کشور  ودر آمد ناخالص بیشتر از آمریکا بخشی از جهان را اقتصادی ، سیاسی و حتی نظامی کنترل و هدایت میکنند که نمیشود آنها را نادیده گرفت .

علاوه بر دمکراسی انحصارات سرمایه داری خصوصی ویژه آمریکا که ترامپ بر روی آن تمرکز گذاشته لازم است بیشتر بر روی آنها را باز کنیم و تعریفی از آنها ارائه بدهیم.

 دمکراسی انحصارات آمریکایی : دارای ساختار اقتصادی بر اساس سرمایه داری خصوصی استوار است و دولت تنها با گرفتن مالیاتها اداره امور کشور را در دست دارد و در صورت لزوم با گرفتن وام و بدهکار کردن خود سعی میکند انحصارات بزرگ را از ورشکستی نجات دهد نمونه آن کمک به صنایع اتوموبیل سازی در میشیگان و دیترویت که در زمان اوباما بالغ بر 35 میلیارددلار میشد و یا بودجه عظیم نظامی که بالغ بر 700 میلیارد دلار در سال است  و دولتهای گذشته بالغ بر 20 هزار میلیارددلار اوراق بهاء دار دولتی را بفروش رسانده اند که بخش اعظم آنها در اختیار چین قرار دارند.

 در این دمکراسی سود حاصل از در آمدها بیش از 80% به شرکتهای بزرگ نظیر بوئینگ ، جنرال داینامیک ، جنرال موتور ، صنایع نظامی و دفاعی ، بانکها و…. و تنها 20% به قشر متوسط و کم در آمد تعلق میگیرد خود آقای ترامپ یک میلیاردر بزرگ است . تقریبا تمامی نمایندگان سنا و کاپیتول هیل یا همان مجلس نمایندگان عمدتا به 20% میلیونرها و یا میلیاردرها تعلق دارند. باید توجه داشت که آمریکا در جنگ جهانی دوم آسیب چندانی ندیده بود و بدون دردسر آقای جهان شده بود و بیش از 60% در آمد ناخالص جهانی را بخود اختصاص داده بود. .

دمکراسی لگال سیستم اروپایی :  یا همان حکومت قانون  در این سیستم سرمایه داری خصوص سرمایه غالب و سرمایه داری خصوصی دولتی با سیستم قانونی که شامل بخشی از خدمات اجتماعی میشود را نیز در بر میگیرد چهارچوب این سیستم نشان میدهد که در دوجنگ بزرگی جهانی اول و دوم بعلت خسارت سنگینی که به این کشورها وارد شد سیستم سرمایه داری انحصاری جایگاه خودرااز دست داد و مجبور شد تغییراتی را بپذیرد اکثر قریب به اتفاق کشورهای اروپایی با این سیستم اداره میشوند و از طریق وضع قوانین همدیگر را کنترل میکنند با وجود این کشورهای اروپایی برای تضمین امنیت جمعی خود تروئیکا را که متشکل از سه کشور انگلستان به عنوان قدرت نظامی و آلمان بعنوان قدرت اقتصادی و فرانسه بعنوان قدرت اتمی 27 کشور اروپایی را با همین سیستم تحت کنترل و هدایت دارند که در آمد ناخالص آن بیشتر از در آمد ناخالص آمریکاست.

دمکراسی توده ای : در این دمکراسی ها سرمایه غالب سرمایه دولتی ، سرمایه داری خصوصی دولتی و خصوصی در اداره کشور نقش اساسی بازی میکنند اتحاد شوروی و بلوک شرق  نتوانستند این دمکراسی را با توجه به بافت اقتصادی تفکیک کرده و منافع همه را چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی تنظیم و به اجرا در آورند در نتیجه همدیگر را مدام خنثی کرده و بازدهی را به حد اقل رساندند تا سرانجام از هم پاشیدند و حتی کشورهای  مستقل دیگری ایجاد کردند.

 تنها چین توده ای بود که به این مسئله بدرستی بر خورد کرد و حق و حقوق آنها را در نظر گرفت و هیچ حزبی را در کشور منحل نکرد و با وجود آنکه تعداد این احزاب و سازمانها زیاد نبود رهبران آنها را تا سطح رهبری کنگره خلق هم رساند در نتیجه موفق شد از همه پتانسیل جامعه استفاده کرده و علیرغم محاصره اقتصادی همه جانبه تا سال 1986از طرف هردو ابرقدرت و بلوک نظامی به اولین کشور اقتصادی جهان تبدیل شود و مرکز تولید و مصرف ، ذخیره طلا ، اوراق بهادار کشورهای دیگر ، بزرگترین سرمایه گزار جهانی همانطور که در بالا اشاره شد در نقشه راه جاده ابریشم دربیش از صد کشور جهان در حال سرمایه گزاری و زیر ساختی درسه قاره جهان شرکت دارد و بدهکار هم نیست .

در مقایسه با دمکراسی های موجود بهترین عملکرد را تا به امروز دمکراسی توده ای چین ارائه کرده است کشوری که بده کار نیست و سرمایه داری انحصاری در آن وجود ندارد و بودجه نظامی آن نسبت به دیگر قدرتهای بزرگ کمتر از 2% بودجه ناخالص این کشور است.

آمریکا با وجود بدهکاری فراوان و جمعیت 330 میلیونی پنج برابر چین بودجه نظامی 700 میلیاردی  دارد و مجبور است با افزایش بهره بانکی برای جمع کردن دلارهایی که در خارج از کشور ذخیره شده اند این پولها را به کشور باز گرداند برای همین است که ترامپ تاجر مسلک از همه شرکتها و موسسات آمریکایی در خواست کرده است تا سرمایه های خودرا به کشور باز گردانند.

چالشهایی که آمریکا با آن مواجه هست بسیارند از جمله هزینه و نگه داری پادگانهای سیار و ثابت  بالغ بر 1004 پادگان  در خارج از آمریکا  مخصوصا در جنوب شرقی آسیا با وجودیکه تلاش دارد تا کشورهای اروپایی و کشورهای کوچک را بخود جلب کند .

در این زمینه اتحادیه اروپا نمیتواند بیش از این خودرا درگیر نظامی گری کند چه کشورهای اروپای غربی فعلا شش برابر بودجه نظامی روسیه هزینه صرف مهار روسیه کرده اند که برای هرکدام از کشورهای اروپایی مخصوصا اروپای شرقی کمر شکن خواهدبود  این کشورها با معضل مهاجران آسیایی ، اروپایی و بیکاری در اروپای شرقی هم مواجه هستند .

چالشهای موجود برای آمریکا :

قدرتمند شدن چین از نظر اقتصادی و نظامی و این اواخری پیوستن بسیاری از کشورها از جمله اروپای شرقی در کمپ چین اگرچه  چین حاضر نیست با هیچ کشوری پیمان نظامی منعقد کند ولی از نظر همکاری اقتصادی دست بالارا دارد . مضاف بر اینکه با کنترل نظامی دریای چین در همه ابعاد آن و وارد کردن تکنیک بسیار پیشرفته نظامی از جمله کشتی های هواپیمابر نظامی در آبهای چین و خنثی کردن ژاپن و کره جنوبی هم پیمان آمریکابخش بزرگی از نیروی نظامی آمریکا را عملا در منطقه درگیر و زمین گیر کرده است .

 اخیرا آمریکا و شخص ترامپ مستقیما روسیه و چین را خطر بالقوه برای آمریکا و شرکای جنوب شرقی آسیا قلمداد کرده است . شکی نیست که چین در زمینه نظامی و فضایی نسبت به آمریکا دست بالا را دارد از طرف دیگر ناوهای جنگی آمریکا بسیار قدیمی هستند و سنگین و جایگزین کردن آنها با ابزار جنگی تازه بیش از ده ها سال طول خواهد کشید آنهم اگر بودجه لازم در نظر گرفته شده باشد.

آمریکا و شخص ترامپ در نظر دارد برسر مسائل زیر متمرکز کارکند.

تنظیم مناسبات اقتصادی با دیگر کشورها با توجه به الویتهای منافع ملی آمریکا  با سیاست تقویت اقتصادی نخبگان بمعنی افزایش در آمد سالیانه و کاهش بودجه نظامی انتقال سرمایه آمریکا از خارج به داخل نمونه اپل 450 میلیارددلار بازگشت سرمایه و بخش بزرگ از تولیدات صنعتی از خارج به داخل، افزایش مصارف تولیدی در داخل تنظیم روابط اقتصادی با همه کشورها ، فشار به کشورهای اتحادیه اروپا برای افزیش بودجه نظامی و پذیرش مسئولیت بیشتر مالی در امور امنیتی

تشویق سرمایه داران خارجی برای سرمایه گزاری در آمریکا احتمالا افزایش سود بانکی برای انتقال دارایی های این کشور از جمله دلار به آمریکا تنظیم مناسبات اقتصادی با دیگر کشورها با توجه به الویتهای منافع ملی آمریکا  با سیاست امریکن فرست پولیستی

تجارت دوجانبه در اولویت با تمامی کشورهای جهان تمرکز بر روی ضعف اقتصادی و نظامی دیگر کشورها و گسترش همکاری با تمامی کشورها برای مهار و کنترل چین و روسیه سرمایه گزاری کلان برای تولید انواع سلاحهای نظامی از جمله بمب اتمی مینیاتوری  و اختصاص 700 میلیارد دلاری  از 630 میلیاردی  دوران اوباما و افزایش 70 میلیاردی به بودجه نظامی  اوباما در همان هفته اول زیر فشار نظامیان که در سیاست دست بالا را دارند این افزایش بودجه را تنظیم و بمرحله اجرا گذاشته بود.

تنظیم روابط تجاری واقتصادی با چین بعنوان رقیب تجاری در حال رشد و بزرگترین سرمایه گزار در بانکها و موسسات اعتباری از جمله زیر ساختهای جهانی مهار و کنترل نظامی ابر قدرت اتمی روسیه و محاصره همه جانبه این کشور از طریق اروپا ، جنوب شرقی آسیا و کانادا اتحاد عمل با کشورهای اقیانوسیه ، استرالیا ، سنگاپور  ، نیوزیلند  و…افزایش تضاد با کشورهای منطقه خاورمیانه که منبع ثروت سرمایه معادل 300 سال درآمد ناخالص جهان به قیمت امروزی 50 دلار در بشکه ،تنظیم و تحمیل ارزی دلار در مناسبات جهانی که که مقدار متنابهی بر ثروت این کشور خواهد افزود  کنترل طلا و نفت برای تقویت ارزش دلار و مهار یوان چینی کاهش کسری موازنه مالی با چین که بزرگترین طرف تجاری آمریکاست.

افرایش سرمایه ثروتمندان آمریکا که اینک به 82% کل درآمد خالص این کشور را بخود اختصاص داده اند تجارت دوجانبه در اولویت با تمامی کشورهای جهان تمرکز بر روی ضعف اقتصادی و نظامی دیگر کشورها گسترش همکاری با تمامی کشورها برای مهار و کنترل چین و روسیه سرمایه گزاری کلان برای تولید انواع سلاحهای نظامی از جمله بمب اتمی مینیاتوری

قدرت اتمی کره شمالی که به پیشرفته ترین سیستم دفاعی از جمله موشکهای بالستیک مجهز به بمب اتمی و هیدروژنی شده است و آمریکا و هم پیمانان را مجبور کرده بطور دائم در حال آماده باش قرار داشته باشندهزینه بسیار سنگینی روی دوش ژاپن و کره جنوبی قرار داده است . این است که کره جنوبی مجبور شده با کره شمالی مصالحه کند و حتی قرار است مشترکا و با پرچم آبی سازمان ملل در المپیک زمستانی شرکت کنند . حالت آماده باش نیروی نظامی آمریکا هرساعت بیش از ده ها میلیون دلار فقط در جنوب شرقی آسیا هزینه دارد.

این است که مجبور است از کشورهای منطقه هم پیمان درخواست بودجه نظامی بیشتر بکند که بمعنی مقاومت مردم این کشورها برعلیه نظامی گری اطلاق میشود آشتی دوکره و اقدامات عملی دوسه هفته اخیر و عکس العمل چین و روسیه  خود نشانه  خوبی بر این مدعا است . بنظر میرسد آمریکا قصد دارد خودرا از منجلاب درگیری جنگ در جنوب شرقی آسیا خلاص کند و با شرایطی اقتصادی موجود و الویتهای تعیین شده برای داخل کشور اجتناب از جنگ بهترین گزینه خواهد بود.

مسئله منابع عظیم انرژی خاورمیانه برای آمریکا ، اروپا و جنوب شرقی آسیا از جمله ژاپن و کره جنوبی حیاطی است بنابراین باید با روسیه بهر ترتیب کنار بیاید که مستلزم دادن امتیاز بیشتر به روسیه هم هست روسیه بعنوان اولین قدرت اتمی همچنان میتواند برای آمریکا و غرب مسئله ساز باشد روسیه سالهاست که منبع سوخت فسیلی برای کشورهای اروپایی است و حتی جریان نفت و گاز را برای پنجاه سال تضمین کرده است .

 اگر ترامپ و تیم او بر اساس برنامه تعیین شده برروی مسائل و اولویتهای داخلی متمرکز کنند بدون شک نفع بیشتری عایدشان خواهد شد تا با نظامی گری  ودخالت در امور داخلی دیگر کشورها .

اروپا با وضعیت اقتصادی و جو سیاسی که دارد و نیروهای راست و ملی گرا دست بالا را دارند و خروج انگلستان بعنوان بازوی نظامی از این اتحادیه و کوچ مهاجران آسیایی و آفریقایی به قاره اروپا برای ثبات و امنیت حتما باید با روسیه بر سر امنیت ملی منطقه ای بتوافق برسد  تا هم انتقال انرژی از روسیه راحت تر صورت گیرد و هم بودجه نظامی کمتری صرف شود . اینجاست که سردمداران آمریکا فرصت کافی دارند هم بداخل کشور برسند و هم زمینه همکاری همه جانبه با قدرتهای بزرگ از جمله چین و روسیه را فراهم کنند بجای آنکه مدام بر طبل افزایش تضادها بکوبند و مشکلات را با جنگ حل کنند .

خاورمیانه همچنان یکی از گره گاهای اصلی جهانی بعنوان تامین انرژی و پشتوانه ارزی برای همه کشورهای درگیر از اهمیت حیاتی بر خوردار است دونالد ترامپ اوایل بدست گرفتن قدرت با سفر به خاورمیانه و بستن قراردادهای میلیاردها دلاری نه تنها روابط خود را با کشورهای عربی مستحکم کرد بلکه زمینه منفرد کرده ایران را هم در دستور کار قرار داد و بشدت در تبلیغات برعلیه ایران  فعال عمل کرده و مشکلات بزرگی برای سرمایه گزاری در ایران ، امنیت ملی و روابط با کشورهای همسایه ایجاد کرده است در کنفرانس داووس ترامپ از همه خواست تا به این کشور کمک کنند که ایران را منزوی و مهار کند .

و در صورت همکاری  ازمزایای آن بهره مند خواهند شد ترامپ قول داد که در مورد برجام با شرکا مشورت و تصمیمات لازم را برای مهار ایران اتخاذ خواهد کرد و اجازه نخواهد داد که ایران یک کشور اتمی و نظامی تهدید کننده برای منطقه و جهان باشد.

این پیامها و تصمیمات نشان میدهد که ترامپ و تیم او برای بکرسی نشانده نظرات خود و دفاع از منافع ملی دست بهر اقدامی خواهند زد اگر وقایع و حوادث خاورمیانه را مورد  ارزیابی قرار دهیم خواهیم دید که جنگ و افزایش تضادها به هیچ وجه بنفع کشورهای منطقه  و منافع ملی آنها بویژه ایران  نیست و شرایط منطقه هم طوریست که قدرتهای بزرگ بعلت تضاد منافعی که دارند نمیتوانند زیاد مانور کنند و تنها راه مذاکره و همکاری همه جانبه است . اگر خاورمیانه آرامش نسبی پیدا کند اکثر این حکومتها توسط مردم سقوط خواهند کرد و میشود امید وار بود که همکاری منطقه با تجربه تلخی که موجود است شکل تازه ای بخود خواهد گرفت این تحولات را ما هم در ایران و هم در خاورمیانه شاهد هستیم که مراحل گذار را طی میکنند.

 جالب اینکه در سالروز ریاست جمهوری ترامپ تظاهرات چهارصد هزار نفری زنان در آمریکا بر گزار شد که ترامپ را متهم به زد زن بودن متهم میکنند و همزمان همه ملیتهای مهاجرشامل سیاه پوستان و آمریکای لاتین ها    در آمریکا از جمله هفت کشور مسلمان که ورود آنها به آمریکا ممنوع و یا محدود شده است وسیعا بر علیه دونالد ترامپ تظاهرت و اورا متهم به نژاد پرستی کردند تا جایی که رسما ترامپ نژاد پرست بودنش را انکار کرد و گفت که او نژاد پرست نیست شکی نیست که تیم ترامپ و خود اودر صدد است تا با استفاده از همه امکانات موجود از جمله منابع داخلی و بسیج اکثریت سفید پوستان در آمریکا بقول خودش عظمت آمریکا که منظورش شرایط پس از جنگ جهانی دوم است که آمریکا بر جهان آقایی میکرد به آن باز گرداند سئوال اینجاست با وجود غول اقتصادی و با نفوذ چین و در آینده نزدیک هندوستان این رویا عملی هست یا نه؟

مهدی ضمیری

 رشت

تاریخ:  30.10.96

منابع مورد استفاده :

  1. بانک جهانی
  2. صندوق بین المللی پول
  3. سازمان ملل متحد
  4. Credit Credit Suisse کردیت سوئیس
  5. SIPRI (Stochholm international peace Research Institute)  

مرکز مطالعات تحقیقات بین المللی استکهلم

 

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s