دریافتی, سرتیتر

دو شعاری که بر تارک جنبشها و مبارزات 39 ساله مردم ایران، علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی تا ابد خواهد درخشید. (بخش اول)

احمد پوری

Ahmad_Pouri_Kدریایی از تغییر کیفی جنبشهای 39 سال گذشته را با جنبش اخیر چگونه می توان در قطره ای نشان داد؟
مهمترین تغییرات کیفی قیام مردم ایران را با بزیر کشیدن یک نقطه و تبدیل حرف «ن» به حرف «ب» می توان دید!
آخر هفته گذشته در بروکسل سه روز مهمان مدیا تی وی بودم. این برنامه بزبان ترکی در ترکیه و اروپا منتشر می شود.
می خواستم فرق این جنبش اخیر را با جنبش سبز و سایر اعتراضات و قیامهای خیابانی در 39 سال گذشته بگونه ای بسیار خلاصه روشن کنم.

گفتم: تا چند روز پیش در تمام تظاهرات گذشته مردم در رویا رویی با نیروهای سرکوبگر دولتی برای جرئت دادن به خودشان می گفتند:
«نترسید، نترسید، ما همه باهم هستیم!»
مخاطب این شعار خود تظاهرات کنندگان و شهروندان بودند! آنها به خودشان امید می دادند تا ترس مردم از مقاومت و ایستادن در برابر نظام ولایت فقیه و نیروهای سرکوبگرش بریزد!
چند روز پیش مردم ایران از یک نقطه عطف تاریخی گذشتند. در مقابل زندان اوین که برای آزادی فرزندانشان تجمع کرده بودند، شعار می دادند:
«بترسید، بترسید، ما همه باهم هستیم!»
مخاطب این شعار دولت و نیروهای سرکوبگرش هستند!
مسئله بظاهر بسیار کوچک و ساده است. یک نقطه بزیر کشیده شده و «ن » را به «ب» تبدیل کرده است ولی در تاریخ تبدیل به سمبلی برای بزیر کشیده شدن دولت جمهوری اسلامی می شود! درست به دلیل ساده گی فوق العاده، خیلی ها از دیدن ابعاد کیفی این تغییرات در متن تاریخی رویدادها ناتوان هستند.
بعدها معمای بزرگ تاریخ معاصر را با کنار هم قراردادن این قطعات کوچک و بظاهر بی اهمیت پازل می توان درک کرد!… آنها دیگر توهمی به هیچکدام از جناحهای حاکمیت ندارند، پرسشی از نظام ندارند بلکه کلیت نظام را زیر پرسش برده اند!

بزیرکشیدن یک نقطه، دریایی از تغییرات کیفی در روحیه مردم، خودباوری، گذر از حالت تدافعی به حالت تهاجمی استراتژیک را در تبدیل حرف «ن» به حرف «ب» منعکس یا آشکار می کند!

شعار دوم را کارگران شرکت کشت و صنعت هفت تپه بزبان آوردند و مهمترین تغییر کیفی جنبش را نشان دادند:
» شما نمی توانید، ما می توانیم! »
کارگران هفت تپه اوج رادیکالیسم و تداوم جنبش را در کوتاه ترین جمله به نمایش گذاشتند!
اگر شما نمی توانید شرکت کشت و صنعت هفت تپه را مدیریت و اداره کنید، ما کارگران می توانیم مدیریت این شرکت را بعهده بگیریم! … دیگر مطالباتمان را نمی خواهیم هفت تپه را پس می گیریم! نسل مدیران نالایق را ریشه کن می کنیم، اینها باید بروند. هفت تپه مال آنها نیست، میراث پدران ماست. این قانون کار قانون برده داری است، کار با اعمال شاقه است. این قانون کار را کارگران ننوشته اند، باید عوض شود!…
خودباوری کارگران به خود مدیریتی یکی از مراکز تولید بزرگ ایران! این حرکت می تواند رادیکالیسم واقعی را در سایر شرکتها و مراکز تولیدی به بنیادی ترین نحو دامن بزند!
کارگران از جلب ترحم کارفرمایان و التماس به مدیران برای دریافت حقوق ماهانه خود در نظام سرمایه داری حاکم، به حذف ریشه ای مناسبات استثمارگرانه و نظام سرمایه داری گذر می کنند!…
این حرکت اوج واقعی رادیکالیسم و مهمترین جرقه آگاهی طبقاتی در جنبش اخیر است! راه و جهت درست حرکت و سرنگونی ریشه ای نظام و مناسبات ناعادلانه را نشان می دهد!…

این دو شعار بیانگر قله ای مرتفع از پروسه آگاهی و عمل و شجاعت انقلابی است.
شعار اول نقطه عطفی در آگاهی توده ها و گذر از کلیت نظام در مبارزه علیه جمهوری اسلامی است. این شعار در حقیقت به آن درجه از آگاهی انقلابی رسیده است که کلیت نظام حاکم را بعنوان دشمنان اصلاح ناپذیر و مسئول تمامی جنایات 39 ساله طرد می کند! خاصیت سلبی دارد.

شعار دوم نقطه عطفی در در مبارزه علیه کلیه نظامهای استثمارگرانه و سرمایه داری در هر شکل و لباسی است! اینجا علاوه بر طرد کلیت نظام، از خواستهای مشخص معیشتی به ریشه ساختاری مشکلات نقب زدند. جهت حرکت بسوی دنیایی دیگر و انسانی را که باید شکل بگیرد نشان داند! بجای انواع نظامهای سرمایه داری در شکلهای مختلف مذهبی و پادشاهی و جمهوری، مدیریت کارگران و زحمتکشان را در افق نمایان کردند! نظامی که در آن استثمار انسان از انسان جایی ندارد و گسترده ترین دمکراسی واقعی تاریخ از رویا به عمل می گراید. اهمیت این شعار در این است که نه در دانشگاه تهران یا تظاهرات خیابانی توسط روشنفکران، بلکه توسط کارگران در تظاهرات داخل کارخانه بیان شده است!

این دو شعار بر تارک جنبش ها و مبارزات 39 ساله مردم ایران علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی تا ابد خواهد درخشید!
جنبش اخیر به هر سرنوشتی دچار شود این نشانه های پیروزی قابل بازپس گیری نیست و در تاریخ ماندگار خواهد شد! توده ها بربالای قله هایی ایستادند که تا بحال هیچکدام از جنبش های قبلی از جمله جنبش سبز، حتی شهامت تصورش را نداشت!
«بزرگان از آنرو بزرگ جلوه می کنند که ما زانو زده ایم، پس بگذار که برخیزیم!» مارکس
خوشبختانه پیشاهنگان طبقه کارگر عزم خود را برای برخاستن نشان دادند و توانستند روزنه ای هرچند کوچک بسوی رهایی و آزادی واقعی باز کنند. آنها جهت درست حرکت را نشان دادند…

این جنبش را سر ایستادن نیست!
دزدیدن جوانان و سرکوب و قتل فرزندان دلیر این مرز و بوم به هر دلیل و بهانه ای که باشد پیامدهایش درست بر عکس انتظارات جنایتکاران حاکم بجای ترساندن مردم آنها را در مبارزه برای دادخواهی و عدالت اجتماعی و سیاسی جسورتر خواهد کرد! تمامی آنچه که اتفاق افتاده پیش لرزه های زلزله های سیاسی و اجتماعی بنیان کن و غیرقابل تصوری هستند که در راهند و در گسل های سیاسی و فرهنگی و اقتصای و اجتماعی بین دولت و ملت ریشه دارند!…

زمانیکه جامعه ای از یک نقطه عطف تاریخی و انقلابی گذر می کند در شرایط استثنائی قرار دارد، ولی رهبران نادان طبق عادت عمل می کنند بی آنکه بفهمند در شرایط استثنائی نتیجه کاملا برعکس دریافت خواهند کرد! مشاوران متملق خامنه ای، با توجه به تجربیات غنی قتل عام های دهه 60 و قتلهای زنجیره ای… نوشداروی حفظ تاج و تخت پوسیده نظام ولایت فقیه را در توسل به شیوه مالوف 39 ساله و برپا کردن چوبه دار و جوخه اعدام جستجو می کنند… آنها خود را مسیح زمان می نامند و در توهم خود می گویند:
هریکی از ما طبیب عالمی است *** هر الم را در کف ما مرحمی است.
ولی مولوی در مورد اینگونه شرایط استثنائی هشدار می دهد که هر «دارویی» می تواند درست برخلاف انتظارات ما نتایج متضادی ببار آورد، او می گوید:
از قضا سرکنگبین صفرا فزود *** روغن بادام خشکی می فزود!
هرچه کردند از علاج و از دوا *** گشت رنج افزون و حاجت ناروا
از هلیله قبض شد اطلاق رفت *** آب آتش را مدد شد همچو نفت!
آبی را که آنها به توهم خود برای سرد کردن جنبش می ریزند همچو نفت گرما و شعله هایش را بیشتر و فروزانتر خواهد کرد!…

جمهوری اسلامی توان جوابگویی به مشکلات بیکاری، حقوق عقب مانده کارگران و کارمندان، مسائل ملیتها، زنان و هزاران خواست ریز و درشت توده ها را ندارد! کودکان کار نابود می شوند، کارگران و کارمندان با فروش اجزای بدنشان به مرگ تدریجی ادامه می دهند! میلیونها دانشجو به ارتش بیکاران پیوسته و زندگی 99% مردم فدای عیش و عشرت 1%ها شده است! این مهمترین دستاورد نظام سرمایه داری و نئولیبرالیسم حاکم بر ایران و جهان است! هر روز شکاف بین فقیر و غنی بیشتر می شود و بجای مبارزه با فقر به مبارزه با فقرا می پردازند!…
اکنون بخشی از پیشروان طبقه کارگر بیدار شده اند و پرچم مقاومت را به اهتزاز در آورده اند:
«خواست های کارگران امروز خواست های همه مردم است. باید همه مردم مثل تنی واحد متحد و یکپارچه شوند … تحصیل رایگان حق همه ما است. مسکن مناسب حق ما است. آزادی حق ما است. حرمت و منزلت حق ما است، … دیگر تحمل نمیکنیم که کار کنیم اما حاصل کار ما به ثروت یک اقلیت تبدیل شود.
یکبار به دنیا میاییم و میخواهیم مثل انسان زندگی کنیم، آزادی میخواهیم. یکبار بدنیا میاییم و میخواهیم خوشبخت زندگی کنیم…
باید ریشه نابرابری ها و تبعضات و ظلم و ستم را از بین برد و این کار طبقه ما، طبقه کارگر است…
مردم درد مشترکی دارند و هیچ نیرویی جلو این موج انسانها را نمیتواند سد کند. ما پیروز خواهیم شد و این زندگی را عوض خواهیم کرد. این تصمیم و اراده ما میلیون ها زن و مرد است. چه کسی میخواهد جلو این موج انسانها را بگیرد؟ » ( 1 )
پس مبارزه و حرکت با افت و خیز در اشکال جدید و غافلگیر کننده ادامه خواهند یافت!
وظیفه انقلابیون واقعی اصلاح و کم کردن ضعفهای جنبش و هزینه پیروزی است، نه ماجراجویی های جدا از توده و عقیم کننده حرکات توده ای!

جنبش قهرمانانه مردم ایران هنوز ضعفهای زیادی دارد که باید اصلاح شود.
» ما مثل ماهی بزرگی هستیم که از آب بیرون کشیده باشند. این ماهی با تمام نیرو پر پر می زند تا به آب بازگردد. در چنین شرایطی هیچگاه نمی پرسد که جست و خیز بعدی او را به کجا می رساند. احساس او فقط این است که وضعیت کنونی قابل تحمل نیست و دست بکار دیگری باید زد.» (2)
بحرانهای درونی نظام سرمایه داری می تواند آتشفشانی از آشوب و جنبشهای خودبخودی را بحرکت در آورد ولی سرانجام اینگونه جنبش ها می تواند به فاشیسم و دولتهای توتالیتر و ارتجاعی و به نابودی بخش عظیمی از تمدن و بشریت منتهی شود ولی هرگز خودبخود و بدون آگاهی توده ها به انقلاب موفق و سوسیالیسم منجر نخواهد شد.
طبقه کارگر ایران در شرایط حاضر در موقعیتی نیست که از نظر تاریخی توانایی بدست گرفتن قدرت سیاسی را داشته باشد.
» … در سراسر جهان نظام بورژوایی دستخوش بحران انقلابی عظیمی است. اکنون احزاب انقلابی باید که در عمل اثبات کنند که دارای فهم و درک تشکیلات، تماس با توده های استثمار شده، عزم راسخ و مهارت کافی هستند تا از بحران به سود یک انقلاب موفقیت آمیز و پیروزمند بهره برداری کنند. » (3)
آیا طبقه کارگر ایران برای روشن شدن سرنوشت انقلاب قادر خواهد شد گامی را بردارد که از نظرتاریخی و عینی مقدماتش فراهم می شود؟ آیا این جنبش دست بکار دیگری خواهد زد؟ آیا در جهت درست حرکت خواهد کرد؟ پارامترهای مهم برای درک احتمالات قابل قبول کدامند؟ …
برای ویران کردن نظم موجود داشتن دشمن مشترک کافی است! برای ساختن جامعه ایده آل و دنیای انسانی، آگاهی، رهبری، سازماندهی، برنامه، تاکتیک و استراتژی روشن جزء ضرورتهای اجتناب ناپذیر پیروزی واقعی یعنی تغییر ساختار نظام می باشد. نه تعویض مهره ها و تغییر شکل و لباس جنایتکاران و استثمارگران!

مدلهای انقلاب
از نظر ارسطو یک علت اساسی برای انقلاب وجود دارد
«نابرابری در همه جا یک علت انقلاب است… همیشه این نیاز به برابری است که خود را در قالب شورش و قیام متجلی می سازد… تفاوت حقیقی میان دمکراسی و الیگارشی در فقر و ثروت است. هرآنجا که افراد به واسطه ثروت خود حکم می رانند… یک الیگارشی است و هر آنجا که حکومت بدست فقراست یک دمکراسی. اما واقعیت آنست که ثروتمندان کم شمارند و فقرا بی شمار…» (4)

مدل انقلابی که ارسطو ارائه می کند بسیار ساده است. نابرابری و فقر به انقلاب منتهی می شود… او به یکی از مهمترین دلایل انقلاب بدرستی اشاره می کند ولی تجربه تاریخی ما نشان می دهد که این تبیین کافی نیست. در برخی از کشورها فقر و نابرابر چندین بار بیشتر از کشور دیگری است که در آن انقلاب شده است!…
هر مدلی به ما کمک می کند تا واقعیت را بهتر درک و بررسی کنیم و به اندیشه های خود سازمان دهیم. هر مدلی از انقلاب سعی می کند ساختار جامعه و سیستم حاکم و زیر سیستم ها و متغیرهای مهم و چگونگی آرایش آنها و روابط متقابل و الگوهای ارتباطی نیروهای بنیادی و جهت حرکت آنها را روشن کند. در کاربرد مشخص این مدلها در رابطه با واقعیت مشخص می توان به درجه صحت مدلها پی برد. از جمله مسائل مهم، آگاهی از این امر استکه هر کدام از این تئوریها کدام بخش از واقعیت و کدام پارامترهای تحولات اجتماعی را بهتر درک و فرموله کرداند؟ و کدام بخش ها را نتوانسته اند بدرستی درک و تبیین کنند… براساس نقد و تعدیل و تنظیم دائمی این مدلها در رابطه با واقعیت موجود می توان به تئوری انقلاب رسید…

در آینده سعی می کنم در رابطه با تئوریهای انقلاب و جنبش های خودجوش در حد توان در این زمین روشنایی بوجود بیاورم. به امید آنکه با نقد و دخالت فعال شما مسائل را بهتر درک و فرموله کنیم.

دو تا پیشنهاد برای فعالین سیاسی خارج از ایران در حرکتهای حمایتی از جنبش توده ها در داخل ایران.
یک: داشتن برنامه ای سراسری در تمام کشورها در روز 22 بهمن. بخاطر کمبود وقت بهتر است هر کشوری برنامه ای متناسب با امکانات خودش سازماندهی کند.
دو: روز دوازدهم فروردین سی و نهمین سالروز رفراندوم آری به جمهوری اسلامی است! دوازدهم فروردین را به رفراندوم جهانی نه به جمهوری اسلامی تبدیل کنیم! برای سازماندهی حتی یک رفراندوم واقعی در خارج ایران به اندازه کافی وقت و امکانات هست…
امیدوارم با برخورد فعال دوستان ارجمند از خرد و توان جمعی یاری بگیریم و رسالت یا وظیفه خود را در برابر تحولات اخیر بدرستی اجرا کنیم.

یک نکته مهم:
تضمین سلامت و امنیت اسماعیل بخشی ها و سایر سخنگویان کارگران یا دانشجویان و معلمان و اقلیتهای ملی و زنان … باید یکی از مهمترین مطالبات تمامی تظاهراتها و جنبش ها باشد! … دولت نمی تواند با حمله و زخمی و نابود کردن سخنگویان توده ها از این گونه جنایات به مثابه ابزاری برای ترساندن توده ها استفاده کند! توده ها از سخنگویان خود دفاع و حراست می کنند و باید امنیت آنها را به دولت تحمیل کنند! …
جای سخنگویان آزادیخواه کارگران، دانشجویان، نویسندگان، معلمان، زنان، دگراندیشان، اقلیتهای ملی، مذهبی… در زندان نیست!
زندان جای دزدهایی است که بطور قانونی دزدی می کنند و دزدی میلیاردی می کنند! جای تمامی کسانی است که زندگی میلیونها انسان را تباه و نابود کرده و مملکت را به سیه روزی و فروپاشی سوق داده اند! باید تمامی مسئولین کشور در نظام ولایت فقیه در دادگاهی عادلانه و مردمی محاکمه و مجازات شوند!
زندان جای دزدها و جنایتکاران است نه معترضین به دزدها و جنایتکاران!

در بخش های بعدی این یادداشت سعی می کنم ازجمله به مسائل زیر بپردازم:
جنبش های خود انگیخته و خودجوش
مدلهای انقلاب از نظر تئوریسین های مختلف
پیش بینی ناپذیری انقلابات اجتماعی در دولتهای توتالیتر
رادیکالیسم در شرایط امروز چیست؟
مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک، یا مبارزه مسالمت آمیز هم استراتژی هم تاکتیک؟
میعار پیروزی انقلاب از نظر متفکران مختلف چیست؟
پارادوکس قیام علیه نئولیبرالیسم در عمل و درخواست نجات از نئولیبرالها در تئوری چیست؟
نقش ایدئولوژی و آگاهی طبقاتی در پیروزی یا شکست انقلابها
خود ویژکی وضعیت فعلی خاورمیانه و نقش قدرتهای بین المللی و منطقه ای در تحولات خاورمیانه …
فروپاشی و سوریه ای شدن ایران چقدر جدی است؟
چگونه و با چه نوع سازماندهی می توان در خارج از ایران بیشترین نیروی ممکن را در جهت همگامی و فعالیت مشترک به حرکت در آورد؟…
و خیلی از مطالب دیگر که برای تضعیف نیروهای دشمن و تقویت یا پیروزی نیروهای خودی ضروریست…

با احترام،
احمد پوری (هلند) 25 – 01 – 2018

پیوند این پست در صفحه فیس بوک:
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1958834284135797

منابع:
( 1 ) بهنام ابراهیم زاده اینبار شکست نخواهیم خورد. اینبار ما پیروز خواهیم شد
https://eshtrak.wordpress.com/…/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D…/

( 2 ) ضرب المثل چینی، از کتاب آینده سرمایه داری اثر لستر تارو ترجمه مهندس عزیز کیاوند.
( 3 ) صفحه 356 کتاب جبر انقلاب اثر جان ریز ترجمه اکبر معصوم بیگی، نقل قول از لنین
( 4 ) از کتاب تئوریهای انقلاب الوین استانفورد کهن ص 84 و 85 ترجمه علیرضا طیب

بهتر است دو یادداشت قبلی من در این زمینه را ملاحظه بفرمائید:
تا کی ملت ایران بین بد و بدتر در نوسان خواهد ماند؟ آیا تنها حق انتخاب ایرانیان یکی از دو گزینه، جهل و جنایت خواهد بود؟
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1931588256860400

پیروزی جنبش گرسنگان به کدام فاکتورها وابسته است؟
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1940861392599753

رادیکالیسم در شرایط کنونی ایران به چه معنی است؟
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1933646983321194

چند لینک سخنرانی کارگران هفت تپه
سخنرانی اسماعیل بخشی، يكى از نمايندگان كارگران نیشكرهفت تپه در حین اعتصاب
https://www.youtube.com/watch?v=5F-m902IRfg

تجمع و سخنرانی پرشور یک کارگر زن اعتصابی نیشکر هفت تپه
https://www.youtube.com/watch?v=B5gYLFCV1uw

ابعاد گسترده اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه در سومین روز خود؛ دوشنبه ۲۰ آذر
https://www.youtube.com/watch?time_continue=3&v=MKaD7i0HmPc

جزئيات حمله به كارگر معترض هفت تپه
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3694065