کارگری, سرتیتر

قطع انگشتان ۱۰۰نفر از اهالی روستای ابراهیم‌آباد لرستان!

lorestan

شمس الدین امانتی

قطع انگشتان دست این ۱۰۰نفر از مردم زحمتکش و ستمدیده روستای ابراهیم آباد، که شامل حال کودکان، دانش آموزان، زنان و مردان این روستا است، نه به «جرم»دزدی و قطع انگشتان دست براساس مجازات حد الهی در ایران تحت سلطه رژیم جمهوری اسلامی، نه به «جرم» رعایت نکردن حجاب اجباری، دستگیری و زندانی کردن جوانان دختر و پسر به «جرم» شرکت در مراسم عروسی و پارتی شبانه توسط مأمورین امر به معروف و نهی از منکر و نه به بهانه مصرف و خرید و فروش مواد مخدر و نه به«جرم»عضویت یا طرف داری از احزاب و سازمانهای سیاسی مخالف رژیم اسلامی و نه به «جرم»شرکت در اعتراضات اخیر در شهر های ایران، بلکه قطع انگشتان دست این ۱۰۰نفر که امیدی به پایان این فاجعه اسف بار تا بقای رژیم اسلامی حاکم بر ایران، متأسفانه غیر ممکن و روزانه تولید و باز تولید خواهد شد جریمه سنگین روحی و جسمی فاجعه باری است که مردم این روستا از آغار سر کارآمدن رژیم جمهوری اسلامی، تا کنون به دلیل نبود پل جهت عبور از رودخانه و استفاده از «گرگر» و قطع انگشتان مسافرین در میان قرقره های این تنها وسیله عبور از رودخانه، عامل اصلی قطع انگشتان این ۱۰۰نفر از اهالی مردم زحمتکش روستای ابراهیم آباد است.

دانش آموزان روستای ابراهیم آباد، در میان ترس و دلهره غیر قابل توصیفی حین رفت و برگشت برای رسیدن به مدرسه و کلاس درس بخشی از این آمار تلفات ۱۰۰نفره قطع انگشتان دست هستند که به هنگام عبور از رودخانه کشکان و سوار بر «گرگر» انگشتان کوچک و ظریف خود را در لابلای قرقره های این تنها وسیله دلهره آور از دست داده و خواهند داد۰

«معتمدی»یکی از اهالی روستای ابراهیم‌آباد، با انتقاد از نبود راه دسترسی این روستا به شهر و روستاهای اطراف در مصاحبه با خبرنگار تسنیم گفت «گرگر مصیبت بزرگی برای مردم منطقه ابراهیم‌آباد است و این وسیله تاکنون انگشتان حدود ۱۰۰نفر از اهالی روستای ابراهیم‌آباد را قطع کرده است، پدر و مادر من نیز به خاطر استفاده از گرگر انگشتان دست خود را ازدست‌داده‌اند.»

«مهدی کوشکی»نیز یکی دیگر از اهالی روستای ابراهیم‌آباد به خبرنگار تسنیم گفت «بعضی وقت‌ها شده در طول روز ۱۰بار برای عبور از رودخانه کشکان از «گرگر» استفاده می‌کنم و همین وسیله چند انگشت من را قطع کرده است.»

احداث پل برروی رودخانه کشکان ابراهیم آباد از توابع شهرستان پلدختر، همزمان بود با اولین دوره از ریاست جمهوری احمدی نژاد، این کهنه بسیجی عزل شده و وعده و وعید های بی پایه و اساس این مزدور جنایتکار و ذوب شده در ولایت فقیه که بعد از پایان ریاست جمهوری نامبرده ادامه ساخت آن نیز به دوران اول و دوم ریاست جمهوری آخوند روحانی برمی گردد، به این ترتیب حدود ۱۰سال از اقدام به ساخت این پل در دوران این دو رئیس جمهور رژیم اسلامی سپری و هم اکنون نیمه و ناتمام رها شده به نحوی که پروژه احداث آن دو ماه پیش به کلی متوقف شد.

«کوشکی»یکی دیگر از اهالی روستای ابراهیم آباد به خبر نگار تسنیم گفت «با تکمیل شدن پل ابراهیم‌آباد نه ‌تنها راه دسترسی روستای ما بلکه راه دسترسی روستاهای طیار، نسار، هپلونه، بوپهنه، سیاه منصور و نسار که از «گرگر» استفاده می‌کنند نیز به شهر تأمین می‌شود.»

وی در ادامه گفت «هر کس به این منطقه بیاید برای مردم منطقه ابراهیم‌آباد گریه می‌کند، وسیله «گرگر» چندین بار خراب‌ شده و آن را جوشکاری کرده‌اند که با این‌ وجود «گرگر» به ‌شدت برنده و مثل سیم‌خاردار شده و باعث قطع عضو مردم می‌شود.»

مردم شریف و زحمتکش روستای ابراهیم آباد برای عبور از رودخانه کشکان آنهم با«گرگر»، و قطع انگشتانشان چه کرایه سنگین و غم انگیزی پرداخت کرده و خواهند کرد.

طی اعتراضات اخیر به تمامیت رژیم جمهوری اسلامی، در سراسر ایران مردم مبارز و زحمتکش لرستان و در میان آنها عده ای از مردم زحمتکش و شریف روستای ابراهیم آباد و تعدادی از این ۱۰۰نفر و خانواده های آنها جهت اعتراض به فساد نهادینه شده در ارگانهای حکومتی، خفقان، فقر ناشی از بیکاری، گرسنگی و نبود پل جهت عبور از رودخانه و سایر کمبود های ابتدایی و احتیاجات روزمره خود در روستای ابراهیم آباد، به صف معترضین شهرستان پلدختر پیوستند تا بار دیگر اراده پولادین خود را در جهت تحقق نیاز های روستا خود و شهرستان پلدختر را به رژیم اسلامی حاکم بر ایران، به اثبات رسانند و با انگشتان قطع شده دست خود نقش ارزنده ای را در همبستگی با خواست معترضین به وضع موجود را ایفا کنند.

اما متقابلا نیرو های نظامی و امنیتی رژیم مدافع سرمایه و سرمایه داران حاکم بر ایران، صف معترضین را به بهانه اتهامات واهی ضد انقلاب، مزدور آمریکا و اسرائیل، اشغال، خس و خاشاک و .. را به گلوله بستند، اما مردم آزادیخواه، عدالت پرور و برابری طلب در مقابل نیرو های سرکوبگر و تا دندان مسلح ایستادگی و مقاومت کردند و علی رغم یورش رژیم با باتوم، گاز اشک آور و نهایتا با گلوله دو نفراز هم طبقه های این ۱۰۰نفر از مردم ابراهیم آباد جانباختند و عده ای نیز دستگیر و زخمی شدند.

اما عذر بدتر از گناه مسئولین رژیم در این رابطه شنیدنی است «حبیب‌الله خجسته‌پور»، معاون سیاسی امنیتی استانداری لرستان در مصاحبه با خبرنگار تسنیم گفت «در جریان درگیری که منجر به کشته شدن این دو نفر شده تیری ازناحیه نیرو های نظامی، انتظامی و امنیتی ما به سمت مردم شلیک نشده است». اما به گزارش خبرگزاری مهر، و به گفته همین مأمور رژیم «در این درگیریها ردپای گروههای تکفیری، معاند با نظام و سرویسهای بیگانه کاملاً قابل مشاهده است.»

این در حالی است که حمیدرضا کاظمی،«نماینده» مردم پلدختر در مجلس اسلامی رژیم، در گفتگو با اعتماد آنلاین، گفت «مأموران چاره ای جز تیر اندازی نداشته اند.»

 این نوع از سفسطه بازی مسئولین رژیم اسلامی و در نهایت حیله شرعی به منظور فریب افکار عمومی مدت هاست که برد و خاصیت چندانی در میان مردم معترض به تمامیت رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی حاکم بر ایران، نداشته و نخواهد داشت.

مردم مبارز و آزادیخواه ابراهیم آباد با انگشتان قطع شده، همراه و همرزم با مردم معترض و ارج نهادن به جانباختگان اعتراضات اخیر در سراسر ایران، بار دیگر ثابت کردند که به کمتر از سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی، راضی نخواهند شد.

در این پروسه از سرنگونی، کارگران آگاه و پیشرو، زنان برابری طلب، دانشجویان آزادیخواه، دانش آموزان و معلمان شریف و زحمتکش یار و یاور توده های مبارز و معترض به رژیم جمهوری اسلامی حاکم بر ایران خواهند بود.

لازم و ضروری است در این همبستگی، ما نیز به سهم خود یار و یاور مردم مبارز و معترض به تمامیت رژیم اسلامی باشیم.   یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    کامنت نویس محترم ندا میدهد: «قوانین اسلامی و سرمایداری ناشی از دشمنی بانوع بشر در ایران است»
    این گفته شما با دیگر گفته هایتان در تضاد و ناکافی است. چرا که شما معتقدید، شعار براندازی بسیارخطرناک است زیرا استعمارگران ایران را میبلعند. آنهم بدین دلیل که اپوزسیونی در ایران موجود نیست که بتواند با دست پروردگان پنتاگونی توبخوان («حزب کمونیست کارگری» و اشتقاقات منصورحکمتی و احزاب کردی که اکنون معرف حضور همگانند)، بتواند مبارزه کند.
    آقای احمد مزارعی در سال گذشته مقاله‌ای نوشت که مضمون آن چنین بود. «ایران با کمک به عراق و سوریه در فرار افتضاح آمیز ارتش آمریکا از آنجا و پیروزی هایی در سوریه را سبب شد و برای سپاه و ارتش ایران رجز خوانی کرد و نظام را پرقدرت و درخدمت مردم ایران دانست»
    کامنت نویسی نوشت آقای مزارعی بانکهای خصوصی مانند قارچ بعدازباران رویش میکنند و بانک ملی، سپه، تجارت خارجی… فقط بدانها خدمات میدهند و بزودی اوامر خود را به بانک مرکزی ایران دیکته خواهند کرد!
    فقط یک سال و چندی گذشته است که اگر اخبار اقتصادی و بانکهای خصوصی را دقت کنید در خواهید یافت که بانک مرکزی بیک مجموعه پوشالی تبدیل گردیده است که اوامر بانکهای خصوصی را اجرا میکند.
    از هر گوشه کنار ایرانیان در رسانه‌های مختلف دولتی فریادشان بلند است که همه کارهای دولت یازدهم و دوازدهم که دولت هشتم و نهم آنهارا هم تأیید میکند(با خندیدن به جنگ زرگری آن‌ها) برای آقازادگان اسلامی و یا ضد اسلامی بوده است. از مسکن گرفته تا قاچاق طلا و کالا ها – کاربجایی کشیده است که با خنده بریش مردم فقط حرفهایشان را تکرار میکنند و خامنه ای هم که تا کنون نقش کاتالیزاتور بین سپاه و بسیج و دولت را بازی میکرد، اکنون با کمال روشنی پس از گرفتن ۲۵ میلیارد دلار حق الزحمه از بودجه از دست دولت و مجلس و هفت برادرانِ لاریجانی از سپاه خواسته است که کلیه مؤسسات تولیدی را در اختیاربخش خصوصی بگذارد. در عمل این صنایع در ید قدرت یک آقازاده قرار میگیرد، که سپس ثروتش را به کانادا انتقال میدهد آنهم با کمک دولت و پلیس….
    سخن کوتاه طبقه حاکمه با دزدی دارایی‌های ملی و خصوصی کردن آنها و با عضویت در بانک و سازمان تجارت جهانی که تحت سلطه ام. آمریکا و مقدار کمی هم اروپا، قرار دارد نتنها سفره ۹۰ درصدی ها را روزبروز خالی تر میکند، بلکه ۹٪دی هایی که تابحال خوب میچریدند و در هر مداحی و تکیه ای حضور داشتند را روزبروز فقیر تر کرده و فقط یک درصدی ها با کمک امپریالیسم ام. آمریکا و انگلیس صغیر به اصراف و تفسیر مشغولند.
    اتفاقاً از کجا میدانید که قطع سرانگشتان باصطلاح سارقین از طرف کردهایی که چندی پیش بزیر پرچم اسراییل و آمریکا کوچ کردند(«بنا بگفته های مصطفی حجری رئیس حزب «سوسیالیستی» کردستان و شروع به ترور) و مهره‌های خود در منطقه پل دختر صورت نپذیرفته است؟؟
    بنابراین آیا معتقد نیستید که باد را، از بادبان کارگران و خرده بورژوازی اعتراض کننده نباید گرفت؟
    آیا معتقد نیستید که با خصوصی شدن صنایعی که دردست سپاه است ، کلیه اهداف راهبردی در کوشش برای جنگ را از ایران دور نگاه داشتن نقش برآب میشود؟
    آیا معتقد نیستید که با ادامه نولیبرالیسمِ رفرمیست ها«اصلاح طلبان» که قاتل زنجیره ای کلنگ آنرا زد کلیه بنگاه های دانش بنیان و صنایع متکی بر آن که تنها نکته مثبت این رژیم در مقابل پهلوی هاست، بدست بانک جهانی نابود میگردند؟
    پرسش های زیاد دیگری که پاسخش را باید از آوانگارد طبقه کارگر گرفت که من برخلاف شما جوانه های حزب طبقه کارگر را در ایران میبینم، باید با همصدا شدن با آنان مرحله نجات ایران را سرعت داده کار آنانرا ساده‌تر کرد و دست کم حکومت را مجبور کرد تا مبارزه بر ضد استعمارگران را که شما برآن بدرستی اصرار دارید، با تکیه بکارگران و زحمتکشان و روشنفکرانِ متعهد داخل ایران جلو برد که تنها نیروی لایزال ضد امپریالیسم و ضد کلنیالیسم و شکست ناپذیر در ایران اند.

    دوست داشتن

    • گاهنامه هنر و مبارزه says

      سپیدۀ گرامی من شگفت زده ام که می بینم شما من را به مخالفت با «جوانه های حزب کارگر» متهم کرده اید ! ما همه، دست کم در این مجله، به این جوانه ها تعلق داریم. در هر صورت تصور من بر این است. به این معنا که یک عده در حال مبارزۀ طبقاتی هستند و به این معنا یک عده پیش از همه در پی درک واقعی جهان پیرامون در راستای تحول بخشیدن به آن هستند (به نفع طبقآ کارگر).
      و در آغاز تحلیلتان گویا در پندارهای من تناقض پیدا کرده اید. شاید تناقض آمیز باشد ! شاید. ولی علت این است که من نگرش خاصی نسبت به تحولات اجتماعی (انقلاب) دارم. شما فرض کنید فردی دچار بیماری قلبی ست و نیاز به عمل جراحی دارد، روشن است که او را نباید به ایستگاه تعمیرات اتوموبیل ببریم. عمل جرای باید توسط پزشک متخصص جراحی قلب و با استفاده از فن آوری های و تجهیزات مدرن امروز انجام بگیرد. وقتی شما آلترناتیو معتبری ندارید، وقتی پزشک جراح قلب نیستید نباید دست به بیمار بزنید. چه فایده اگر براندازی با به قدرت رسیدن مزدوران پنتاگون در ایران بیانجامد؟ چه فایده اگر حزب طبقۀ کارگر توان، شناخت و کارآئی لازم را برای هدایت کشور به سوی سوسیالیسم نداشته باشد؟ حزب طبقۀ کارگر باید امکانات ضروری را فراهم کند. ما حتا یک خانۀ انتشاراتی نداریم. طبقۀ کارگر برای کادرهایش باید دانشگاه و دستگاه پژوهشی در همۀ زمینه ها داشته باشد. باید بورس تحصلی بدهد، باید در جامعه حضور داشته باشد. شور بختانه چنین وضعیتی برای کمونیستها در ایران وجود ندارد. حزب کمونیست باید طرح داشته باشد. تحولات را آدمها به وجود می آورند، ولی تحولات باید به شناخت و کار عینی در جهان پیرامون تکیه داشته باشد. و این شناخت نیز باید دموکراتیزه شود. حرکات هیستریک به جائی نمی رسد.

      دوست داشتن

  2. حمید محوی says

    دشواریها و مصیبتهای جامعۀ ایران، بی اعتباری جمهوری اسلامی و دستگاه دین اسلام و ساخت و ساز ویژۀ نظام سرمایه داری در ایران را نباید با واقعیات دیگر و خطرات دیگری که تمامت ایران را تهدید می کند مخلوط کنیم. چون که در این خطر قرار می گیریم که توطئه های امپریالیستی را مانند کیش دادن گونه های مختلف جهاد طلب، جدائی طلب و مانند اینها که به طرح بی ثبات سازی ایران در جایگاه مقدمه ای برای حملۀ نظامی به ایران است ندیده گرفته شود. به همین علت دشواریهای جامعۀ ایران را در جای خودش باید ببینیم و بررسی کنیم.
    از دیدگاه من، شعار براندازی یکی از خطرناکترین و بی مسئولیت بار ترین شعارهاست. زیرا در حال حاضر هیچکس نمی تواند ادعا کند که جایگزین معتبری برای رژیم حاکم است. موضوع بی اعتباری رژیم نیست، بلکه نبود آلترناتیو معتبر است. افزون بر این حضور پر رنگ و خطر پر رنگ تهاجم امپریالیستی به ایران را باید بدرستی ببینیم. وضعیت بسیار پیچیده ای ست و دست کم باید در انتخاب شعارها و راه کارهایمان هوشیار باشیم، واقع بین باشیم. و براندازی رژیم را بجای پایان جهنم و آغاز بهشت برین جلوه ندهیم. و در هر صورت هر نیروئی که به میدان بیاید، از دیدگاه من، باید تضمین کند که توان رویاروئی با اپوزیسیون های پنتاگونی مستقر در خارج با عوامل نفوذی در ایران را دارد. باید نشان دهد که می تواند در برابر تهاجم به ایران زیر پرچم دروغین هوشیار و آماده دست به مانور بزند. نه اینکه دائماً حضور آنان [عناصر نفوذی از سوی امپریالیستها و اپوزیسیون های پنتاگونی] را در جایگاه بهانه به دست رژیم حاکم برای سرکوب مردم ایران تعبیر و مسخره کند. وگرنه ممکن است که چنین خطری پوچ تلقی شود و همین امر تحولات آینده ایران را متأثر خواهد کرد.
    بی گمان مرتبط ساختن قطع انگشتان دست و مشکل ابراهیم آباد لرستان، دیالتیک بسیار روشنگر و بارزی برای افشای قوانین اسلامی و سرمایه داری ست و نشان می دهد که دشمنی با نوع بشر در ایران سیستمیک و ذوب در زندگی روزمره شده است.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.