گوناگون, سرتیتر

اين بار پس از سده ها ست

اين بار پس از سده ها ست

كه آ وايي در دل خيابان ، شهر و روستا نشاني از خاك و زمين را
آماج كرده است
و لعن و نفريني بر «بهشت «٠

پس از سده ها كه ديده بوديم چشم و دستاني بر اسمان كه هي بانگ تقديس شده اَي را قسم
مي داد و
طلب گشايش
بر رنج و درد ها

اما مي بيني امروز !
آن «خيال «بند و بنده آفرين
چگونه در بال هايش قيچي مي شود و
زبان مارگون اش به لانه٠
در كلام و قدم و چشم ها نه سايه اند نه جايي دارند ديگر
نگاه كن

اين ، جان تازه اَي است
كه كابوس فروشان را به ماتم و
نخبه گان را به حيرت و حاشيه نشانده
اواي خيابان ٠٠٠٠
بار و ‹رنگي ديگر مي خواهد
أموزگار «جهاني » تازه خواهند شد
اين دست هاو بازوان بي سر
با مشت هاي گره كرده
بغض و غيظي فرو خورده
پايمال شده ٠٠٠٠
نه ضريح كار ساز است
نه قفل و سبزي و سيادت نه

پس از سالها و سدها
نشان ارغواني است به نغمه اي مسلط
راه باز مي كند
در قدم ها و رژه ي سهمگين
واژاه ها
اوهام و خدعه نيم خيزان به زاري اند
نگاه كن
نخبه و نخاله را كه چماق شده اند

اين شور نخستين است هنوز
كه اغازيده
با نام تو در نام تو
مبارك باد مشت ها و قدم هاي تان
مبارك
دوم ژانوبه 2018 علي اشوري