مراسم و یادبودها

پیش به سوی ارتقای جنبش اعتراضی مردم و خیزش انقلابی طبقۀ کارگر و زحمتکشان ایران

جنبش اعتراضی خودجوش کنونی از یک سو محصول افزایش فقر، تورم بالا، بیکاریِ انبوه و عدم اطمینان به آینده است و از سوی دیگر پاسخی است به تداوم سرکوب، تبعیض های جنسی، مذهبی، ملی و قومی، دزدی ها و اختلاس های سردمداران دولتی یعنی مقامات روحانی، نظامی، امنیتی، انتظامی و اداری حاکم و در یک کلام اعتراض به اختناق، فساد و تبعیض های حاکم بر کشور. تظاهرکنندگان همچنین با سیاست خارجی رژیم بویژه دخالت نظامی او در سوریه، لبنان، فلسطین و غیره مخالف و خواهان کاهش هزینه های نظامی در جهت حل مشکلات اقتصادی توده های مردم اند. یک ویژگی مهم این جنبش گسترش آن در همۀ شهرهای بزرگ کشور و بسیاری از شهرهای متوسط و کوچک است. در وضعیت حاضر تهی دستان شهری، دانشجویان و دانش آموزان، معلمان و گروه هائی از کارگران بیکار در این جنبش فعال هستند اما شاهد حضور وسیع کارگران بخش های تولیدی و خدماتی در این اعتراضات نیستیم. ویژگی مهم و شاخص دیگر خیزش کنونی، نبود شعارهای اصلاح طلبی و ملی – مذهبی است. جنبش به طور بارزی خصلت عرفی و غیر مذهبی (لائیک) دارد. در برخی موارد شاهد شعارهای سلطنت طلبانه، شووینیستی و نژادپرستانه در تظاهرات ها هستیم. اگر جنبش صفوف خود را از این شعارها و گرایش ها جدا نکند اینها می توانند لطماتی بزرگ به جنبش وارد کنند و آن را از راه درستی که می تواند به روندی انقلابی بیانجامد منحرف سازند و به جای پیشرفت به قهقرایش بکشانند. یک کمبود مهم اعتراضات وسیع توده ای کنونی سلبی بودن اکثر شعارها و خواست های آن است. در جنبش کنونی خواست و شعار ایجابی و مثبت کم است و اهداف و خواست های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت آن روشن نیستند.
وظایف کارگران انقلابی و پیشرو و روشنفکران پرولتری نسبت به جنبش کنونی
الف) طرح روشن و دقیق خواست های فوری، میان مدت و دراز مدت اقتصادی – اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کارگران و توده های زحمتکش که در طول سالیان دراز شکل گرفته و بسیاری از آنها در مبارزات گوناگون گذشته طرح شده اند؛
ب) ضرورت دعوت از کارگران و کارمندان، بویژه شاغلان واحدهای بزرگ تولیدی و خدماتی برای ابراز همبستگی عملی با جنبش اعتراضی مردم و شرکت وسیع آنان در جنبش با طرح خواست های روشن خود و اتخاذ روش های مبارزاتی مناسب؛ چنین شرکتی در شرایط بحران کنونی رژیم، وضعیت غیر قابل تحمل کارگران و اتحاد و همبستگی کارگران با یکدیگر و با سایر توده های زحمتکش می تواند زمینه های اعتصاب عمومی سیاسی را فراهم سازد؛
پ) دعوت از زنان مبارز بویژه زنان کارگر برای پیوستن به جنبش؛
ت) دعوت از دانشجویان و جوانان برای شرکت وسبع تر و سازمان یافته تر در جنبش؛
ث) به وجود آوردن ابزارهای سازمانی مناسب برای پیشبرد جنبش و پاسخ گوئی به نیازهای تکامل آن در آینده: مانند تشکیل کمیته های محلی مخفی برای بسازماندهی تظاهرات و دفاع از مبارزات مردم، ایجاد کمیته های کارخانه و محل کار در هرجا که شرایط مقتضی باشند؛
ج) تلاش بی وقفه به منظور ایجاد سندیکاهای مستقل کارگران در سراسر کشور و برقراری پیوند و همکاری آنها با هم.
آزادی بی درنگ و بی قید و شرط زندانیان سیاسی و تمام دستگیرشدگان تظاهرات ها، معرفی تمام آمران و عاملان سرکوب و تیراندازی به سوی تظاهر کنندگان، آزادی ایجاد تشکل های مستقل کارگری و فعالیت آنها، تعیین مزد حداقل بر اساس هزینه زندگی متوسط خانوار ‌شهری طبق آمار بودجه خانوار بانک مرکری و افزایش َسالیانه چنین مزدی به تناسب تورم و رشد متوسط بارآوری کار، ایجاد یک صندوق دولتی برای پرداخت فوری مزدهای عقب افتادۀ کارگران، حل معضلات بازنشستگان در زمینۀ مستمری (دست کم معادل مزد حداقل کارگران شاغل)، بیمۀ اجتماعی کامل، تأمین مسکن و حق نظارت نمایندگان منتخب بازنشستگان بر صندوق های بازنشستگی و شرکت در ادارۀ آنها، خروج نیروهای سرکوبگر اعم از پاسدار، بسیجی، انتظامی، امنیتی و لباس شخصی ها از دانشگاه ها، کارخانه ها و دیگر محل های کار و فعالیت و انحلال گشت ارشاد، خواست های مبرمی اند که باید راهنمای جنبش اعتراضی باشند.
این خواست ها باید توأم با خواست برابری کامل حقوق اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی زنان با مردان، لغو تمام قوانین ارتجاعی ضد زن، آزادی عقیده و بیان، آزادی اطلاع رسانی، حق اعتراض، لغو سانسور، حق اعتصاب، تظاهرات و گردهمائی، جدائی دین از دولت و آموزش عمومی، حذف کمک های دولتی به تمام مؤسسات مذهبی، رفع ستم ملی، برابری حقوق همۀ ملت های ساکن ایران و حق آنها در تعیین سرنوشت خود، مطرح شوند. در زمینۀ سیاست عمومی و سیاست خارجی رژیم، باید اصل حکومت دینی، نظامی گری، شووینیسم و تلاش های دخالت گرانه و هژمونی طلبانۀ رژیم در منطقه با صراحت و دقت نقد و افشا شوند و مبارزۀ پیگیر با آنها صورت گیرد.
منافع اساسی طبقۀ کارگر و آزادی این طبقه و تمام زحمتکشان از استثمار، با حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی تضاد آشتی ناپذیر دارند. هیچ یک از جناح ها و دسته های وابسته به رژیم، اصلاح طلبان درون و برون حکومت و یا اپوزیسیون های رنگارنگ بورژوائی نه قادر به تأمین منافع و حقوق کارگران اند و نه چنین تمایلی دارند. حتی تحقق کامل خواست های اقتصادی و سیاسی مبرمی که در بالا مطرح شدند نیز برای آزادی کامل طبقۀ کارگر کافی نیستند هرچند به آن یاری می رسانند و برای تکامل مبارزۀ طبقاتی احتناب ناپذیرند. از این رو کارگران ضمن مبارزۀ پیگیر برای دموکراسی و حقوق سیاسی و اجتماعی همۀ مردم، نباید از مبارزۀ اساسی خود با نظام سرمایه داری در ایران و جهان، الغای کارِ مزدی و طبقات، ذره ای منحرف شوند. رسیدن به اهداف طبقۀ کارگر و توده های زحمتکش و استقرار دموکراسی واقعی در ایران تنها با سرنگونی انقلابی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی و استقرار قدرت سیاسی کارگران و زحمتکشان امکان پذیرند.
مبارزه با امپریالیسم و قدرت های ارتجاعی منطقه، جدا از مبارزۀ پیگیر با رژیم جمهوری اسلامی نیست. موعظۀ مماشات با رژیم به بهانۀ پرهیز از دخالت قدرت های امپریالیستی و ارتجاعی در ایران، خاک پاشیدن به چشم مردم است و چیزی جز تلاش کارگزاران مزدور یا خادمان بی جیره و مواجب رژیم برای حفظ و تداوم سلطۀ ننگین جمهوری اسلامی نیست. کارگران و توده های زحمتکشی که برای سرنگونی رژیم حاکم به پا خاسته باشند بی گمان هرگونه توطئۀ قدرت های امپریالیستی و ارتجاعی به منظور دخالت در امور داخلی ایران و روند سیاسی آیندۀ کشور را خنثی خواهند کرد.
پیش به سوی ارتقای جنبش اعتراضی مردم و خیزش انقلابی طبقۀ کارگر و زحمتکشان ایران!
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی!
زنده باد سوسیالیسم!

کارگران انقلابی متحد ایران – ١٢ دی ١٣٩٦
ruwo.iran@gmail.com