اخبار ویژه, سرتیتر

احمدی نژاد باعث تمام اغتشاشات مهم در تاریخ جمهوری اسلامی است

fardanews.com

احمدی نژاد، عامل اغتشاشات اخیر

دوشنبه – ۱۱ دی ۱۳۹۶

سرویس سیاسی فردا: هر چند جمع بندی بسیاری از صاحبنظران درباره وقایع روزهای گذشته در چند شهر این است که عده‌ای از رقبای دولت درصدد به راه انداختن تجمعات اعتراضی با هدف خالی کردن زیر پای رئیس‌جمهور و دولتمردان بودند وی کنترل اوضاع از دستشان خارج شد و عده‌ای بر موج به راه افتاده سوار شدند و به بالاتر از دولت تعرض و گستاخی کردند و حتی خواستار براندازی اصل نظام شدند، ولی واقعیت این است که باید به دخالت عوامل دیگر در این ماجرا هم توجه کرد.

رقابت سیاسی غیرسالم، که در جامعه اسلامی و انقلابی ما نباید جائی داشته باشد ولی متاسفانه جا خوش کرده است، کپی ‌برداری از «سیاست ماکیاولی» است که می‌گوید رقیب را باید به هر قیمت که شده حذف کرد. توسل به سیاست کثیف و ماتریالیستی «هدف، وسیله را توجیه می‌کند» نباید ابزاری دردست فعالان سیاسی جامعه ما باشد، که اگر باشد نمی‌توان آنها را سیاستمدار دانست بلکه سیاست بازانی هستند که ژست سیاستمداری می‌گیرند.

با تکیه بر این سیاست ماکیاولی و ماتریالیستی است که عده‌ای خارج از چارجوب‌های قانون و شرع و اخلاق تلاش می‌کنند رقیب خود را که براساس موازین قانونی به قدرت رسیده کنار بزنند و به قدرت برسند و بعد از رسیدن به قدرت نیز معتقدند به هر قیمتی باید آن را در اختیار داشته باشند.

در همین چارچوب است عملکرد عده‌ای هم که با در اختیار داشتن امکانات تبلیغاتی به ویژه رسانه ملی، از آن برای سست کردن پایه‌های دولت مستقر استفاده می‌کنند حتی به قیمت ناامید کردن مردم.
جمهوری اسلامی: احمدی نژاد، عامل اغتشاشات اخیر

متاسفانه رسانه ملی علاوه بر اینکه در ماه‌های قبل از انتخابات به مثابه یک رقیب نسبت به دولت مستقر عمل کرد، بعد از آنکه مردم برخلاف سیاست مورد نظر و ترویج این رسانه رای دادند، باز هم دست از رقابت با دولت برنداشت و با پخش اخبار و گزارش‌های به ظاهر انتقادی ولی در واقع انتقامی، به ناامید کردن مردم دامن زد، کاری که خواست بیگانگان است. البته این انتقاد از رسانه ملی به معنای نادیده گرفتن نقاط قوت آن نیست بلکه بدین معناست که وظیفه ذاتی این رسانه که امید بخشیدن به مردم است نباید هرگز مورد غفلت قرار گیرد.

دمیدن در بوق خاموش شده وقایع سال‌های دور گذشته که جز نمک پاشیدن بر زخم‌های کهنه چیز دیگری نیست آن هم درست در ایامی که عده‌ای معاند با شعارهای ساختارشکن به صحنه آمده اند، از جمله غفلت‌ها و اقدامات انحرافی است که عده‌ای مرتکب می‌شوند. در چنین زمانی، جامعه ما بیش از هر چیز به انسجام نیاز دارد و غیر از سخن و اقدام وحدت آفرین به سراغ هر سخن و اقدامی رفتن، کمک به همان ساختارشکنان است و آنها را آنقدر گستاخ می‌کند که احساس می‌کنند شرایط دامن زده شدن به اختلافات نیروهای انقلاب بهترین فرصت برای شعار دادن علیه اصل نظام و بالاترین قله آن و تلاش برای براندازی است.

بر این واقعیت تاکید داریم که دولت باید از انتقاد و اعتراض استقبال کند و حتی زمینه را برای اینکه مردم حرفشان را بزنند فراهم کند. در این واقعیت نیز تردیدی وجود ندارد که مشکلات معیشتی و بی‌ کاری نیز مرم را نگران کرده است، ولی شعارها و عملکرد کسانی که این روزها در تعدادی از شهرها تجمعات اعتراضی را شکل داده‌اند نشان می‌دهد که این اقدامات ربطی به آن نگرانی ندارد و هدف دیگری را دنبال می‌کند.

رقبای دولت هم که فکر نمی‌کردند دمیدن در بوق تبلیغات ضد دولتی گرانی و تورم چه عواقب سوئی خواهد داشت، برای این سوال پاسخی ندارند که در زمانی که دولت محبوب و مورد حمایتشان تورم را به بالای 40 درصد برده و گرانی‌های ساعت به ساعت، امان مردم را بریده بود چرا این شیپور را دردست نداشتند؟

از نقش گستاخی‌های جریان انحرافی که 8 سال قدرت را دردست داشت و حالا ژست اپوزیسیونی می‌گیرد و تا بالاترین نقطه نظام را مورد تعرض قرار می‌دهد، در پیدایش جریان جدید ساختارشکن نباید غافل شد. از عجایب این است که بانیان واقعی فتنه 88 سران همین جریان انحرافی بودند و با اینکه اکنون دست آنها کاملاً رو شده و نقاب از چهره آنها بر افتاده، هنوز هم عده‌ای برای حق به جانب بودن آنها در آن زمان سینه می‌زنند و حاضر نیستند اینان را که بیش از یکسال است برای ساختارشکنی زمینه سازی می‌کنند به دست قانون بسپارند!

جالب این است که ترامپ و نتانیاهو و آل سعود و منافقین هم به ساختارشکنان پیوسته‌اند و از همان زمان که جریان انحرافی گستاخی‌های خود را شروع کرد، با آب و تاب آن را در بوق می‌کردند به ویژه گردانندگان بی‌بی سی که در این زمینه پیش کسوت تشریف دارند.

به میدان آمدن بیگانگان برای حمایت از ساختارشکنان را به فال نیک می‌گیریم و آن را از مصادیق «عدو شود سبب خیر» می‌دانیم و معتقدیم این واقعه علاوه بر افتادن نقاب از چهره جریان‌های پشت پرده، زمینه را برای پیدایش تغییراتی در نگاه کسانی که مدت هاست باید در نگاه خود تجدیدنظر کنند فراهم خواهد کرد، تغییرات و تجدیدنظری که موجب انسجام هرچه بیشتر نیروهای واقعی انقلاب خواهد شد.

منبع: جمهوری اسلامی

الف: اظهارات احمدی‏نژاد عامل اغتشاشات اخیر بود

تاریخ انتشار:
۱۰ تير ۱۳۸۸

tabnak.ir

3-4 Minuten

سایت «الف» در مقاله‌ای به تحلیل نقش جناح پیروز در ناآرامی‌های اخیر پرداخت.

سایت الف در مقاله‌ای باطرح این پرسش كه «آیا می‌توان مسئولیت قانونی یا اخلاقی یا اجتماعی این سوی ماجرا را در حوادث تلخ پس از انتخابات نادیده گرفت؟»، به تحلیل نقش جناح پیروز در ناآرامی‌های اخیر پرداخت.

سایت الف نوشت:

1- اگر در روز مناظره آقایان احمدی‌نژاد و موسوی، رییس جمهور کشور بطور ابتدا به ساکن به طرح اتهاماتی خلاف قانون و اخلاق به آقایان هاشمی و ناطق و اطرافیانشان (بنا به تایید مقام معظم رهبری) نمی‌پرداخت و آقای موسوی و کروبی نیز برخی بی‌انصافی‌ها را در مورد دولت فعلی و عملکرد آن بیان نمی‌کردند،‌ آیا التهاب و تحریک احساسات به وجود می‌آمد؟ و آیا بخش وسیعی از مردم دچار سردرگمی و تناقض در خصوص عملکرد فسادآلود مسئولان طراز اول کشور می‌شدند؟

2. اگر آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ها، تصویر سیاهی از 24 سال دولت‌های زمان امام و رهبری نشان نمی‌دادند و دولت‌های قبلی را متهم به فساد و کم‌کاری و شکنجه‌کردن در بنیاد شهید و فرستادن بمب به عربستان نمی‌نمودند، آیا فضای سالمتر و اخلاقی‌تر در انتخابات نداشتیم و آیا مردمی که پس از انتخابات ـ و شاید به دلیل رویگردانی از رییس جمهور موجود ـ به خیابانها ریختند و اعتراض کردند، باز هم چنین عکس‌العملی را نشان می‌دادند؟

3. اگر وزارت کشور، تدبیر لازم را برای نحوه اعلام نتایج معمول می‌داشت و اطلاع رسانی متواضعانه می‌کرد، برخی از مردم دچار سوء‌تفاهم برای تقلب می‌شدند؟

4. اگر صدا و سیمای ما با چرخشی ناگهانی از یک رویکرد باز و شفاف و آزاد در قبل از انتخابات، به فضای بسیار محدود و بسته و یکطرفه در بعد از روز رای‌گیری وارد نمی‌شد و اجازه می‌داد تا معترضان هم مانند سیل مخالفان آنها، در صدا و سیما حضور پیدا می‌کردند و دلایل خود را عنوان می‌نمودند و اگر صدا و سیما بطور یکجانبه، تظاهرات وسیع مردم در تهران (و البته غیرقانونی) را سانسور نمی‌کرد و حرکت چند بازی خورده خارج و منافق و خرابکار را نشان نمی‌داد، آیا طرفداران قابل توجه کاندیداهای معترض و مردم دیگر، احساس نوعی خفقان و دروغ‌گویی می‌کردند؟

5. اگر وزارت کشور به معترضان اجازه راهپیمایی آرام و حتی در محیط‌های محدود را می‌داد، آیا بیانگر قدرت هاضمه قوی نظام در شنیدن حرفهای مخالفان نبود؟

6. اگر سایت‌ها و روزنامه‌های این کاندیداها تعطیل نمی‌شد، توجه به شایعات و رسانه‌های دشمن نیز کمتر نمی‌شد؟ و مردم احساس نمی‌کردند که علت این برخوردهای شدید با نامزدها و طرفداران آنها چیست؟

7. اگر نیروهای نظامی و امنیتی، با مردم تظاهر کننده (و نه اغتشاشگران) برخورد مهربان‌تری داشتند و خشونت روا نمی‌کردند، آیا در ایجاد ارتباط قوی میان مردم و مسوولان موثرتر نبود؟

کوتاه اینکه اگر اقدامات فوق صورت نمی‌گرفت و تدبیر و درایت بیشتری بخرج می‌رفت، آیا هزینه‌های داخلی و خارجی این انتخابات، تا این حد بالا می‌رفت. چرا ما همواره برای پوشاندن ضعف‌ها و یا مقاصد خاص سیاسی خود، تمامی تقصیرات را به عهده طرف مقابل می‌گذاریم و خود را پاک و منزه جلوه می‌دهیم؟ طبیعی است که طرف مقابل ـ اعم از دشمن دانا و یا دوست ناآگاه ـ از ضعف‌های شما به بهترین وجه استفاده می‌کند و یا فضا برای استفاده او فراهم می‌شود اما واقعیت این است که نباید در تحلیل‌های خود نیز دچار توهم شویم و مسوولیت‌های این طرف را هم نادیده بگیریم.

منبع: خبر

donya-e-eqtesad.com

نعوذبالله انگار احمدی‌نژاد روانگردان مصرف کرده است /احمدی‌نژاد یکی از پایه‌های فتنه بود

به سیم آخر زده اند؛ دیگر برایشان مهم نیست تائیدیه یک جریان را داشته باشند گویا فقط قرار است نقش اپوزیسیون را به خود بگیرند؛ محمود احمدی‌نژاد،بقایی و مشایی و جوانفکر که در انتخابات ریاست جمهوری موفقیتی به دست نیاوردند پیکان تیز انتقاداتشان را نسب به هر چیز و هرکسی نشانه می روند تا افکار عمومی را با خود همراه کنند و در این مسیر از افشاگری و برچسب زنی هیچ ابایی ندارند.

این رفتار تا جایی پیش می‌رود که تعدادی از مسولان بلند پایه را متهم می کنند که از دولت وقت سکه دریافت کرده اند و این ادعا آنچنان سریع در فضای مجازی منتشر می شود که دفاتر مقامات یکی یکی دست به قلم می شوند و تکذیبیه می نویسند. وقتی خبرآنلاین درمورد این رفتارهای احمدی‌نژاد از مجتبی ذالنوری که از نمایندگان اصولگرای مجلس دهم است می پرسد او پاسخ می دهد: احمدی‌نژاد خود را در حالتی قرار داده است که گویا روانگردان مصرف کرده است. او این رفتارها را خلاف شرع و اخلاق می داند. وقتی پای سکوت اصولگرایان درباره بگم بگم های احمدی‌نژاد به میان آمد، خود را از منتقدان آن بگم بگم ها معرفی کرد و گفت احمدی‌نژاد یکی از پایه های فتنه در سال 88 بود.

مشروح گفتگوی خبرآنلاین با این نماینده اصولگرای مجلس را در ادامه بخوانید؛

***

این روزها احمدی‌نژاد با تیم مشاوران و معاونانش انتقاداتی را مطرح می کند که بسیار تند است و یک جدالی هم میان مسئولین به راه افتاده است این رفتار را چگونه ارزیابی می کنید؟

کاری که احمدی نژاد انجام می دهد نه اخلاقی است و نه شرعی چراکه سرتا پا دروغ است. نکته دیگر اینکه به نظر می رسد ایشان خود را در حالتی قرار داده است که گویا روانگردان مصرف کرده است نعوذبلله نمی خواهم بگویم ایشان چنین کاری کرده است اما منظورم این است که حالتشان مانند حالت افرادی که روانگردان مصرف کرده اند در یک فضای توهمی است یعنی فکر می کند 80 میلیون نفر به دنبال او هستند امروز فضای جامعه این نیست. احمدی نژاد جایگاه ریاست جمهوری و شخصیت دوم نظام بودن را وهن کند و به عنوان فردی که زمانی بعد از مقام معظم رهبری قرار داشت امروز به دنبال مشایی و بقایی افتاده است. افراد نابابابی که وزن همه چیز را با هوچی گری و زنبیل بازی و … پایین آوردند. واقعا وقتی مردم به این فکر می کنند که رئیس جمهورشان کسی بوده است که تا چنین درجه ای جایگاه ریاست جمهوری را تنزل داده است دچار مشکل می شوند.

من نمی خواهم بگویم ما در دستگاه های دیگر مانند قوه قضائیه یا مقننه و… مشکلی نداریم بلکه مشکل وجود دارد اما راه حل آن در پیش گرفتن چنین روش هایی نیست. هدف وسیله را توجیه نمی کند به این معنا که اگر می خواهیم به کسی انتقاد کنیم به هر ابزاری متوسل شویم و با آن جایگاه بازی کنیم.

بهرحال آقای احمدی نژاد که یکباره این چنین نشده او به هر حال در طول این چند سال تا حدودی این خصلت هایش را نشان داده است چرا تا پیش از این به ویژه از سوی اصولگرایان حمایت می شد و امروز همه نقد می کنند؟

میزان حال فعلی افراد است. من معتقدم هیچ جریانی در کشور با کسی نباید عقد اخوت داشته باشد جز حول محور منافع ملی، آرمان های یک نظام و مردم تا زمانی که فردی یا جریانی در آن راستا حرکت می کند حرف و مخالفتی وجود ندارد و باید او را حمایت کنیم اما هر کجا از این مسیر منحرف شد و در مقابل منافع ملی ایستاد باید درمقابل او بایستیم.

من کاری به اصولگرا و غیر اصولگرا ندارم؛ هرکجا این دولت کار درست و خوبی انجام دهد با اینکه نقد سیاسی به او دارم وظیفه خودم می دانم از آن حمایت کنم. هرکجا هم مشکلی ببینم نقد می کنم. اگر از نظر جناح سیاسی با این دولت همراه نیستیم به این معنا نیست که اگر دولت کار خوبی انجام داد از آن حمایت نکنیم. در دوران احمدی نژاد کارهای عمرانی خوبی صورت گرفت ما از آن حمایت کردیم. اگر ما در مقابل فتنه ایستادیم برخی آن را به حمایت از احمدی نژاد تعبیر کردند؛ اصلا بحث فتنه و احمدی نژاد نبود بلکه فتنه در مقابل نظام بود نه احمدی‌نژاد؛ احمدی نژاد خودش یکی از پایه های فتنه بود. لذا نمی گوییم اگر ما در مقابل فتنه ایستادیم یعنی از احمدی‌نژاد حمایت کردیم. در مورد فتنه تمام جریان سلطه پشت آن بود که همه انها را با کد می توانم بیان کنم. لذا برخی این موضوعات را به هم پیوند می دهند و تصور می کنند مقابل فتنه ایستادن یعنی تائید احمدی‌نژاد درحالی که اینها دو مقوله جدا از هم بود؛ بله برخی کارهای احمدی نژاد خوب بود و ما از آن حمایت می کردیم اما برخی رفتار های دیگر مانند هاله نور و اعتقادات امام زمانی الکی و توهم های این چنینی را ما همان زمان هم به شدت نقد می کردیم و امروز هم نقد می کنیم. این مسائل اقتضائی است و بستگی به نوع و رفتار فرد دارد. من عادت ندارم شخص را تائید و رد کنم بلکه در مورد عملکردها نظر می دهم.

منظور من مشخصا بگم بگم هایی است که احمدی نژاد سال ۸۸ در مناظره ها به راه انداخت و اصولگرایان هم چندان از این رفتار بدشان نیامد.

در همان سال که آن بگم بگم ها که را به راه انداخت من چندین سخنرانی داشتم و اعلام کردم آقای احمدی نژاد با این رفتار مرتکب خلاف شرع بین شدند؛ فایل‌های صوتی آن سخنرانی ها موجود است؛ دلیل من برای این حرف ها دارم این است که 1- احمدی‌نژاد یا راست می گوید چنین لیستی دارد یا دروغ می گوید اگر دروغ می گوید خلاف شرع است 2- اگر راست می گوید؛ یا در وظایف ایشان افشای چنین لیستی وجود دارد یا نیست که اگر افشای این لیست در زمره وظایفش نیست باز این رفتارش خلاف شرع است و اگر در حیطه وظایفش قرار دارد چرا آن را منتشر نمی کند آیا می خواهد امتیاز بگیرد؟! پس باز عملکردش خلاف شرع است؛ در آن مقطع من این موارد را اعلام کردم و گفتم خلاف شرع است.

بحث تخلفات احمدی نژاد از اواخر مجلس هشتم خیلی مطرح شد و در مجلس نهم به اوج رسید چقدر قوه مقننه به دنبال پیگیری این تخلفات بود و هست و چرا با وجود مستندات قوه قضائیه به آن رسیدگی نکرد؟فکر می کنید مصلحت اندیشی وجود دارد؟

من در آن زمان مجلس نبودم؛ اما فردی که در سمت ریاست جمهوری قرار دارد مصون است و معمولا تا یک خلاف متقن و برجسته که مصداق بین جرم و قابل اثبات باشد اتفاق نیفتد این مصونیت از آنها سلب نخواهد شد. اما اگر این جرم قابل اثبات باشد یا خود قوه قضائیه به عنوان مدعی العموم بتواند به موضوع ورود کند آنجا هم انتظار برخورد وجود دارد. اما در مجموع من عملکرد قوه قضائیه را در رسیدگی به تخلفات مسئولین مثبت ارزیابی نمی کنم. معتقدم قوه قضائیه نباید منتظر باشد تا از یک مسئولی شکایت شود. وقتی می بیند خطایی رخ داده است و حیف و میلی در بیت المال به وجود می آید یک شان مدعی العمومی دارد و خودش باید وارد شود و با آن برخورد کند.

صحبت های دادستان و سخنگوی قوه قضائیه در مورد احمدی‌نژاد را چطور ارزیابی می کنید؛ آنها گفته اند تخلفات زیاد بوده؛ یعنی می توان حتی گفت با فرض داشتن مصونیت، احمدی نژاد ۵ سال پیش که مسئولیتش تمام شد باید تخلفاتش مورد بررسی قرار می گرفت اما هیچ دادگاهی برگزار نشد؟

می گویند کسی که مسئول است افراد خیلی اسناد رو نمی کنند و شاید به این دلیل باشد که می خواهند احساس ناامنی شغلی به آنها دست بدهد. وقتی یک مسئولی کنار می رود آن زمان است که جزئیات در مورد عملکردش بیان می شود. بنابراین من فکر می کنم تا امروز هم اقدام قوه قضائیه دیرهنگام بوده است؛

البته آقای احمدی نژاد هم مشمول این فرمایش حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می شود که « فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ» یعنی در دگرگونی ها باطن افراد عیان می شود.

به عبارت دیگر باید زمانی بگذرد تا این افراد خود را نشان دهند تا در نتیجه این نشان دادن ها یک مطالبه عمومی ایجاد شود. امروز آنهایی که حامی احمدی‌نژاد بودند با دیدن این افتضاح خطاب به قوه قضائیه می گویند چرا رسیدگی نمی کنی درحالی که اگر در همان مقطع برخوردی با احمدی‌نژاد صورت می گرفت می گفتند نمی گذارند کاری انجام دهند. لذا آنچه آقای اژه ای گفته است مبنی بر اینکه در این تاخیر یک نتیجه و برکاتی هست همین است که آن طرفداران آقای احمدی‌نژاد این حقایق را می بینند خودشان برخورد را مطالبه می کنند و دیگر قوه قضائیه به سیاسی کاری متهم نمی شود.