سرمقاله, سرتیتر

فرمان بیت‌المقدس: قولی به اسپانسورهای توانمند

«به هم بپیوندیم» نامزد جمهوری‌خواه ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا دونالد ترامپ در همایش AIPAC در واشنگتن، روز ۲۱ مارس
۲۰۱۶
 trump_aipac

 
منبع: راشیا تودی
از: یورگن کاین کولبل
تارنگاشت عدالت
دونالد ترامپ به چندین فرد بسیار ثروتمند محافظه‌کار اسرائیلی و آمریکايی قول داد که سفارت کشور خود را به بیت‌المقدس منتقل کند. در آخر آن‌ها مجبور شدند فشار خود را شدت بخشند تا ريیس‌جمهور به وعده خود عمل کند. برای ترامپ این یک معامله بسیار پرسود خواهد بود.

از زمانی‌که ريیس‌جمهور ایالات متحده تصمیم گرفت سفارت‌خانه کشور خود را برخلاف قوانین بین‌المللی به بیت‌المقدس انتقال دهد، سیاست خاورمیانه مجدداً دچار التهاب شد. دولت‌های همۀ کشورهای عربی، حتا کشورهايی مثل عربستان سعودی و یا اردن که در حال حاضر به اسرائیل بسیار  نزدیکند، این تصمیم را با بیاناتی مبسوط محکوم کردند. مصر در شورای امنیت سازمان ملل قطع‌نامه‌ای ارايه کرد که هر نوع تغییر در موقعیت و در ترکیب جمعیت بیت‌المقدس را «مطرود و بی‌ارزش» اعلام می‌کرد.

همان‌طور که انتظار می‌رفت نماینده ایالات متحده علیه این قطع‌نامه وتو کرد. برای دولت ترامپ این معامله تمام شده، آن‌هم بسیار سودمند. هرچند که از بدو پیدایش مسأله اسرائیل تاکنون مناقشه برسر موقعیت بیت‌المقدس وجود داشته است ولی برای سیاست جاری حزبی در واشنگتن این جمله که به طنزنویس و معلم اخلاق رومی«پوبیلیوس سیروس» نسبت داده می‌شود، صادق است:
In cunctis domina pecunia est

یعنی در همه مواقع پول حاکم است.

این امر به ویژه در مورد سیاست‌مداران آمریکايی از بدو اعلام نامزدی و انتخاب آن‌ها توسط حزب تا رسیدن به پست ریاست جمهوری صادق است. بدون هزینه مقادیر هنگفت کمک مالی که نتیجتاً به التزام آن‌ها در مقابل حاميان منجر می‌شود این روند عملی نیست. در مورد دونالد ترامپ در سال گذشته پشتيبان‌های وابسته به لابی محافظه‌کاران اسرائیلی پول زیادی صرف نامزد ریاست جمهوری که به بخش مستغلات تعلق داشت، نمودند.

خشم میلیاردر
نیویورک تایمز نوشت ده روز قبل از این که دونالد ترامپ کار خود را آغاز کند، «شلدون آدلسون» یکی از ثروتمندترین ده فرد جهان برای یک ملاقات خصوصی به برج ترامپ رفت.  پس از آن «آدلسون» میلیاردر و صاحب کازینوی قمار و بخشش‌گر بزرگ جمهوری‌خواه به دوست قدیمی خود «مورتون کلاین» تلفن زد و به او گفت ترامپ به او قول داده که انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به بیت‌المقدس برای او دارای «اولویت بزرگی» است. «مورتون کلاین» ريیس سازمان صهیونیستی آمریکا گفت: «او مثل من بسیار هیجان‌زده بود. این مسأله برای او امری قلبی و روحی است.»

ولی هنوز چندماه نگذشته، در آوریل ۲۰۱۷ این میلیاردر و سلطان کازینو  از دست ريیس‌جمهور بسیار خشمناک بود. او تا آن لحظه به قول خود که یکی از وعده‌های مرکزی انتخاباتی او بود، عمل نکرده بود. «آدلسون» که روزی فلسطینیان را متهم می‌کرد که «اسرائیل را نابود می‌کنند» اول کمک‌های مالی گروه ترامپ را قطع کرد. ولی وزیر امور خارجه جدید «رکس تیلرسون» او را خشمناک‌تر می‌کرد. او مدتی بعد یعنی در ماه مه ۲۰۱۷ علناً پیشنهاد کرد که « انتقال سفارت باید وابسته به روند صلح» باشد.

مجله خبری «آکسیوس» گزارش داد که این میلیاردر لاس وگاسی این استدلال را نمی‌پذیرد. او به ترامپ گفته کلیه فلسطینیان «شرکای غیرقابل تحملی برای تعاملند»  و خواسته‌هایی را مطرح می‌کنند که اسرائیل هرگز نمی‌تواند بپذیرد. چندماه بعد در اکتبر ۲۰۱۷  روزنامه لاس‌وگاس رویو جورنال،  روزنامه‌ای که به آدلسون تعلق دارد گزارش کرد که خانواده میلیاردر نامبرده هنوز خشمگين است:

«خانواده آدلسون بنا بر گزارشات واصله ناامید و دلسرد است، زیرا ترامپ هنوز به وعده انتخاباتی خود عمل نکرده و سفارت آمریکا را در روز اول کار خود به اورشلیم منتقل ننموده است.»

«شلدون آدلسون» هنگامی‌که در اوايل سال ۲۰۱۷ رسماً چکی به مبلغ ۵ میلیون دلار به ترامپ داد، تاریخ نوشت. ريیس‌جمهور جدید با این پول ضیافت مراسم تحلیف خود را تأمین کرد. این میلیاردر قبل از آن نیز معروف بود که یکی از اسپانسورهای مهم دست‌راستی‌های اسرائیلی است. او یکی از تزلزل‌ناپذیرترین حامیان نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو است، که او هم خواستار انتقال سفارت است. آدلسون و همسرش در سال ۲۰۱۶ بیش از ۸۰ میلیون دلار  برای جمهوری‌خواهان هزینه کردند که تنها ۳۵ میلیون آن صرف مبارزه انتخاباتی دونالد ترامپ شد.

ترامپ در سال ۲۰۱۶ در مورد بیت‌المقدس وعده داده بود. در آن زمان ترامپ طی مصاحبه‌ای با آژانس خبری CNN و همین‌طور در سخنرانی خود در مقابل کمیته لابیگر رادیکال برای دولت دست راستی اسرائیل یعنی روابط عمومی جامعه آمریکايی-اسرائیلی AIPAC این نکته را متذکر شده بود. او ظاهراً قصد داشت تردید محافظه‌کاران را در مورد عزم او در حمایت از دولت کنونی اسرائیل از میان بردارد. از بدو حکومت، ترامپ این ابتکار را در مورد بیت‌المقدس به طور تنگاتنگ با نخست‌وزیر اسرائیل نتانیاهو و هم‌چنین معاون ريیس‌جمهور «مایک پنس» و ريیس سازمان سیا «مایک پومپئو» هم‌آهنگ می‌نمود.

جریان بلاانقطاع پول برای پروژه بیت‌المقدس
در سال ۲۰۱۲ هنگامی که دونالد ترامپ هنوز تجارت می‌کرد، از نامزد انتخاباتی جمهوری‌خواهان «میت رومنی» حمایت ‌کرد، زیرا او گفته بود پایتخت اسرائیل بیت‌المقدس است. در این سال «نیوتن لیروی گینگریچ» نیز در مرحله اول انتخابات شرکت کرده بود. او از سال ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ سخنگوی مجلس نمایندگان ایالات متحده بود. این جمله به او نسبت داده می‌شود که «حمایت بدون قید و شرط اسرائیل، برای آدلسون اهمیت مرکزی دارد.»

میلیاردر مزبور پیش از آن ۵ میلیون دلار صرف سازوکار انتخاباتی گینگریچ برای پست ریاست جمهوری کرده بود. پس از چندی ۱۰ میلیارد دیگر هم به آن افزود. خانواده آدلسون بیش‌تر از این جهت مشعوف بود که گینگریج فلسطینیان را «یک خلق ساختگی» نامیده بود و قصد داشت «در روز اول آغاز حکومت خود سفارت آمریکا را به اورشلیم منتقل» نماید.

فعالیت‌های آدلسون در این رابطه به سال‌های ۲۰۰۰ برمی‌گردد. در آن زمان در کمپ دیوید، مقرتابستانی رييس‌جمهور آمریکا، مذاکراتی بین رييس‌جمهور بیل کلینتون، یاسر عرفات، رييس‌جمهور دستگاه خودگردان فلسطین و نخست وزیر اسرائیل اهود بارک صورت می‌گرفت. این همایش که به کمپ دیوید II شهرت یافت قرار بود برپایه قرارداد اسلو مورخ ۱۹۹۳ بطور گسترده از تنش موجود در معضل خاور میانه بکاهد. قرارداد اسلو بین اسحاق رابین و یاسر عرفات به امضأ رسیده بود.

آدلسون که نتیجه تعاملات  کمپ‌دیوید  که احتمالاً می‌توانست تقسیم بیت‌المقدس را به همراه داشته باشد نگران شده بود و بلافاصله گروه «فقط یک اورشلیم» را که از نئومحافظه‌کاران آمریکايی به رهبری «داگلس فیث» تشکیل می‌شد تاسیس کرد. او «چندین تُن دلار به مبارزه انتخاباتی جمهوری‌خواهان سرازیر کرد.». با این پول «فیث» در پنتاگون کاشته شد. بعدها او توانست از آنجا روند صلحی را که سنگ بنایش در اسلو نهاده شده بود، ترمز کند.

کمک‌های مالی برای مبارزه علیه قرارداد اسلو
در اکتبر ۱۹۹۱ رييس‌جمهور وقت آمریکا جورج بوش پدر در مادرید برای اولین بار دولت اسرائیل، فلسطینیان و اردن را برای تعامل صلح گردهم آورد. کمی بعد از آن اسحاق رابین که در سال ۱۹۹۲ نخست‌وزیر اسرائیل شد، ادامه شهرک سازی یهودیان در مناطق فلسطینی را ممنوع اعلام کرد. علاوه برآن دولت او مخفیانه در اسلو با نمایندگان عالی‌رتبه سازمان آزادی‌بخش فلسطین ملاقات کرد و قرار گذاشت که اسرائیل گام به گام از مناطق اشغالی عقب‌نشینی کند و این مناطق را تحویل دستگاه خودگردان فلسطینی دهد.

در سپتامبر  سال ۱۹۹۳ رابین و ريیس سازمان آزادی‌بخش فلسطین سرانجام قراداد تاریخی اسلو را به امضأ رساندند. شعار آنان «سرزمین برای صلح» بود. عرفات و رابین جایزه صلح نوبل را دریافت کردند.

ولی مخالفین این مذاکرات صلح در اسرائیل، در مناطق فلسطینی و قبل از هرچیز همین‌طور در ایالات متحده طغیان کردند. در آوریل ۱۹۹۳ آگهی‌هايی به زبان عبری در روزنامه «معاریو» و «هاآرتص» انتشار یافت. مخارج این آگهی‌ها از طرف  «اروینگ موشکوویتز» کنشگر صهیونیستی میلیونر و صاحب قمارخانه که اکنون دیگر در قید حیات نیست و «ریبن» و «روز ماتوس»، صاحبان شرکت بستنی سازی «هگن داس» و هم‌چنین «مانفرد له‌مان» تامین شده بود. امضأکنندگان از جُنگ خامی از سناتورهای آمریکايی، نئوکان‌های آمریکايی و اسرائیلی و مسیحیان راست افراطی تشکیل می‌شدند.

در این لیست ما شاهد افراد مشخصی از طیف سیاسی مشخصی هستیم مثلاً «مایکل لدین» بازیگری که در رسوايی ایران-کنترا شرکت داشت و یکی از سرسخت‌ترین مدافعان منافع اسرائیل در ایالات متحده آمریکا و بعدها از سازمان‌دهندگان حمله به عراق بود. و یا «الیوت آبرامز» مدافع تغییر رژیم در ایران و کارمند بلندپایه وزارت امور خارجه آمریکا و همین‌طور «فرانک گفنی جونیور» از مرکز سیاست امنیتی.

همه این‌ها مذاکرات صلح با اسرائیلی‌های عرب و هم‌چنین مردم فلسطین را رد می‌کردند. در آگهی آنان آمده بود:
«واقعیت این است که اسرائیل امروز با خطر بیش‌تری روبه‌روست. ایران به شدت کوشش می‌کند به توانايی‌های اتمی دست‌یابد (…) شرق و دانشمندان آن شب و روز در تکاپویند تا سلاح‌های شیمیايی و بیولوژیکی تولید کنند و آن را علیه دولت یهود به کار گیرند … سنگ، مولوتف کوکتل، چاقو و مسلسل شهروندان اسرائیلی را ترور می‌کند.»

روز ۸ ژوئیه ۱۹۹۳ همین محافل  بار دیگر در جروزالم پست آگهی کردند. عنوان آگهی آنان «اورشلیم موضوع مذاکره نیست» بود. در این آگهی آمده بود:
«اسرائیل و هوادارانش در خارج از کشور در این اعتقاد مشترکند که اسرائیل باید حاکمیت انحصاری بر تمامی اورشلیم متحد که پایتخت جاودانه آن است داشته باشد. اورشلیم از زمان شاه داوود در ۳۰۰۰ سال پیش پایتخت میهن یهود بوده است.

آنجا محل دو معبد مقدس و مرکز حیات دینی یهودی بوده است. اورشلیم مرکز ثقل دعاهای یهودیان در طول قرن‌ها زندگی در مهاجرت بوده است. امروز بخش قدیمی اورشلیم که در آن دیوار ندبه و حرم شریف قرار دارد قلب یهودیت جهانی است. قابل تصور نیست  که حال به هرشکل بخشی از اورشلیم در اختیار سلطه خارجی قرار گیرد.»

از بهار ۱۹۹۴ ريیس محافظه کار حزب اسرائیلی لیکود، بنیامین نتان‌یاهو  در واشنگتن علیه مذاکرات صلح رابین جوسازی کرد. در آن زمان او چندبار نزدیک‌ترین حامیان خود را که در تل‌آویو به باند سه‌نفره معروف بودند به واشنگتن اعزام کرد. این هیات از «بن آهارون» که نزدیک‌ترین مشاور نخست‌وزیر سابق «اسحاق شامیر» بود و «ایگال کارمون» که مشاور شامیر در امور ضدتروریستی بود و همین طور «یورام اتینگر» تشکیل می‌شد. این سه سیاست‌مدار به مرکز قدرت در ایالات متحده سفر کردند:

«بن آهارون دارای قدرت سیاسی، کارمون دارای سابقه تروریستی و اتینگر کنگره را در دست داشت.»

روز ۲۹ سپتامبر ۱۹۹۴ این هیات در کاپیتول هیل با حدوداً ۶۰ عضو کنگره ملاقات کرد. سفیر وقت اسرائیل «ایتمار رابینوویچ» حتا در جریان امر قرار داده نشد. ولی «گینگریچ» که در آن زمان سخنگوی مجلس نمایندگان بود در اواسط دهه ۹۰ تنها فردی در ایالات متحده آمریکا بود که حاضر شد شخصاً نتانیاهو را به حضور بپذیرد. آدلسون تا امروز این برخورد او را فراموش نکرده است.

هیأت سه‌نفره نتانیاهو یک ماموریت سری انفجاری داشت: آنها وظیفه داشتند کوشش‌های نخست وزیر رابین برای جلب حمایت واشنگتن از مذاکرات صلح را خنثا سازند. فقدان حمایت واشنگتن به نتانیاهو کمک می‌کرد تا در انتخابات سال ۱۹۹۶ شانس بیشتری پیدا کند.

کمی به آینده بیايیم: رابین روز ۴ نوامبر ۱۹۹۵ در تل‌آویو توسط یک افراط گرای اسرائیلی به قتل رسید. نتانیاهو در مه سال ۱۹۹۶ نخست وزیر اسرائیل شد.

کمی قبل از قتل رابین روز ۲۳ اکتبر  ۱۹۹۵ کنگره آمریکا  با سرعت غیرقابل تصور و تأيید قریب به اتفاق نمایندگان قانون انتقال سفارت به بیت‌المقدس را تصویب کرد که رييس‌جمهور وقت آمریکا بیل کلینتون را موظف می‌کرد سفارت آمریکا را از تل‌آویو به بیت المقدس که از طرف اسرائیل پایتخت کشور اعلام شده بود منتقل نماید. این قانون که مقرر می‌داشت تمام بیت‌المقدس پایتخت اسرائیل است، از طرف ۶۳ سناتور به رهبری «رابرت جوزف باب دول» مطرح شده بود.

«فرانک جفنی جونیور» در آن زمان با سرور اعلام کرد:
«بدون رهبری دو نفر از اعضای سرشناس کمیسیون مشورتی مرکز سیاست‌های امنیتی، «جان کلی» و معاون سابق وزیر دفاع «داگلاس فیث» این کار عملی نبود.»

«گفنی» در آن زمان این مرکز را با حمایت مالی «موشکویتزِ» میلیونر می‌گردانید. بخاطر داشته باشید این همان «موشکویتزی» بود که در آوریل ۱۹۹۳ در روزنامه‌های معاریو و هاآرتص آگهی کرده بود و این همان «فیث»ی بود که پول آدلسون  او را در پنتاگون کاشته بود تا حائلی در مقابل قرارداد اسلو II باشد.

برگردیم به «باب دول» Bob Dole: ظاهرا این فرد جمهوری‌خواه را مجاب کرده بودند. نیویورک‌تایمز  روز ۱۷ مه ۱۹۹۵ گزارش کرده بود که باب دول هنوز در سال ۱۹۹۰ اسرائیل را «یک کشور لوس و ننر» اعلام کرده بود و حتا خواستار کاهش ۵ درصدی کمک‌های آمریکا به این کشور شده بود. او طی بیانیه با صلابت اعلام کرده بود  که اسرائیل «با زور» کنترل خود را بر بخش شرقی بیت‌المقدس حاکم کرده. چرخش ناگهانی دول بی دلیل نبود: دول در سال ۱۹۹۶ خود را نامزد ریاست جمهوری کرد و قصد داشت رييس‌جمهور وقت بیل کلینتون را شکست دهد. او برای این‌کار به پول احتیاج داشت. به پول خیلی زیاد. مبارزات انتخاباتی در آمریکا بسیار پرهزینه است. هواداران دست راستی اسرائیل که در روز ۸ ژوئیه ۱۹۹۳ در جروزالم پست آگهی «اورشلیم موضوع مذاکره نیست» را منتشر کردند، از جمله ائتلاف ملی یهودیان و سازمان صهیونیستی ایالات متحده آمریکا از این طمع «دول» استفاده کردند. او در پايیز ۱۹۹۵ بسیار مٶدب و سربه زیر قانون انتقال بیت‌المقدس را به تصویب رساند با این هدف که منابع مالی لازم برای مبارزه انتخاباتی خود را فعال سازد. حجم این کمک‌ها تا چه اندازه بود، بعضاً در تاریکی ماند.

در اینجا باید اشاره کنیم که یکی از اعضای باند سه‌نفری نتانیاهو، یعنی «ایگال کارمون» نیز از «موشکوویتز» یک مبلغ ۵ رقمی دریافت کرد. «کارمون» با این پول همراه تحلیلگر مسايل خاور میانه، «مایراو وورمسر» که در اسرائیل به دنیا آمده انستیتوی بدنام «موسسه تحقیقات رسانه‌ای شرق میانه»MEMRI را تاسیس کرد که به گفت رادیوی «دویچلاند فونک» « به خاطر انتخاب اختیاری، تصویر بدی از جهان عرب ارايه می‌دارد.»

«داگلاس فیث»، «وورمسر» و دیگران در سال ۱۹۹۶ برای نتانیاهو گزارش ۶ صفحه‌ای «برش جراحی: سیاست کاربردی نوین برای تضمین گستره کشوری» تهیه کردند که در آن از اسرائیل می‌خواستند ابتکارصلح جاری را قطع کند، صدام حسین را سرنگون نماید و هدف‌های نظامی سوریه در لبنان را بمباران کند.

زوج کامل نتانیاهو و آدلسون
به گفته «ناهوم بارنه‌آ» ريیس کلوب مطبوعاتی اسرائیل و سرمقاله نویس روزنامه «یدیعوت اخرونوت» «شلدون آدلسون» امروز نتانیاهو را دوست و پسر‌خوانده خویش می‌داند. از سال ۲۰۰۷ آدلسون در اسرائیل دارای یک روزنامه شخصی به نام «اسرائیل هیوم» است که آن را به رایگان پخش می‌نماید. برخورد این روزنامه نسبت به نخست وزیر بنیامین نتانیاهو هم از نظر شخصی و هم ایدئولوژیکی بسیار مثبت است. گفته می‌شود که این روزنامه صرفاً تاسیس شد تا نتانیاهو را مجدداً به پست نخست‌وزیری برساند.

«وقتی که شما فردی مثل من باشید که هر روز روزنامه می‌خواند، می‌توانید دنبال کنید که چگونه «اسرائیل هیوم» در هر صفحه خود بنیامین‌نتانیاهو را مورد حمایت قرار می‌دهد.»

این حرف متعلق به «اوزی بنزیمن» سردبیر بلاگ Medienwatch-Blogs 7th Eye است.

«این ‌کار تنها در صفحه نظرات صورت نمی‌گیرد بلکه حتا در صفحه خبرها نیز گزارشاتی که نتانیاهو را منفی نشان می‌دهد مخفی می‌شود و خبرهايی که بسیار خوب است مورد تأکید قرار می‌گیرد. این روزنامه «هیوم» است: روزنامه سیاسی «بی‌بی» (نتانیاهو).

«ناهوم بارنه‌آ» فکر می‌کند که نتانیاهو از این رو «واقعاً باید آن‌چه را که آدلسون می‌گوید، جدی قلمداد کند.»  البته این امر امروز در مورد ترامپ هم صدق می‌کند. در اولین ملاقات بین ريیس‌جمهور ترامپ و نخست‌وزیر نتانیاهو روز ۱۵ فوریه ۲۰۱۷ طبیعتاً سؤال عاجل آدلسون در مورد انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس مطرح شد. «سازمان (سابق) آمریکايی‌های هوادار اسرائیل امن» که به موشکویتز تعلق داشت نوشت: «وقتی که انسان نام پایتخت اسرائیل را در نظر می‌گیرد، می‌بیند که هم اکنون آمریکا در  JerUSAlem حضور دارد.»

حال سؤال اینجاست که قیمت بیت‌المقدس چند است؟ شاید ۲۰۰ میلیون دلار؟ این تقریباً پولی است که هواداران پولدار اسرائیل در طی ۳۰ سال گذشته به عنوان رشوه  به روسای جمهور و یا نامزدهای ریاست جمهوری پرداخته‌اند. نوعی انگیزه مالی  برای به رسمیت شناختن شهر دوتکه به عنوان پایتخت اسرائیل و انتقال سفارت آمریکا به آنجا. یعنی یک معامله. یک بده بستان.

بسیاری از این معامله سود بردند. ولی متاسفانه نفع آن حتا به یک فرد فلسطینی نرسید. برای مردم فلسطین که بخش شرقی بیت‌المقدس را پایتخت کشور آینده خود می‌دانند این انتقال یک تحریک محسوب می‌شود و به همین دلیل هم تاکنون رؤسای جمهور ایالات متحده تصمیم‌گیری در مورد انتقال سفارت از تل‌آویو به بیت‌المقدس را به عقب انداختند تا روی مذاکرات محتمل بین هیأت‌های فلسطینی و اسرائیلی تأثیر نگذارند.