کارگری, سرتیتر

جنبش کارگری و رفرمیسم

جنبش کارگری دوران سخت و پر از درد و رنجی را پشت سر گذاشته و سختی این جنبش تنها به مسئله سرکوب و کشت و کشتار که رژیم جمهوری اسلامی علیه کمونیست ها و فعالین کارگری براه انداخته است .خلاصه نمی شود بلکه موانع فکری از جمله اپورتونیسم و رویزیونیسم از جانب چپ و اصلاح طلبی و رفرمیسم از جانب راست برای درهم شکستن این جنبش ایجاد کرده است، باعث کند شدن انجام وظایف طبقه کارگر برای تغییر جهانی کنونی شده است. کمونیست ها و فعالین کارگری در تقریبا اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان به شیوه ها و اشکال مختلف از طرف بورژوازی خودی و بین المللی زیر سرکوب ، بی حقوقی و بردگی قرار دارند. زندان های کشورهای جهان پر است از آزادیخواهان ، کمونیست ها ، صدمه دیدگان جامعه بورژوازی ، و به ستوه آمدگان از شرایط زندگی که جامعه سرمایه داری برای آنان بوجود آورده است. زندان ، شکنجه و اعدام و بی حقوقی بخش تکمیلی از نظام ستمگر و استثمارگر سرمایه داری است که کارگران و زحمتکشان را به خط زیر فقر رانده است .قطب دیگر یعنی طبقه کارگر نیز برای دسترسی به حقوق اولیه اش اگر چه با افت و خیز های متعدد ولی یک دم از مبارزه باز نمانده است. این مبارزه در عین رو در روئی با دولت سرمایه و در خیابان و کارخانه ، در محل زندگی و شهر و روستا همراه مبارزه ای فکری برای یافتن راهکارهای تاکتیکی و استراتژی برای موفقیت نیز بوده و خواهد بود.

حضور روشنفکران چپ ، فعالین کارگری ، کمونیست های تاریخا به این مبارزه کمک رسانده است . در ایران هم مبارزه طبقه کارگر بعد از یک صد سال با فراز و نشیب های متعددی همراه بوده است . هزاران کمونیست ، دهها سازمان و حزب کارگری کمونیستی به خاک و خون کشیده شدند. تا بورژوازی توانست گسستی بین روشنفکران چپ، فعالین کارگری ، کمونیست ها با جنبش زنده کارگری بیاندازد. در این میان ،شکست ها نتوانست اراده طبقه کارگر را به تسلیم بکشد . با اینکه بسیاری از کمونیست ها و طرفداران طبقه کارگر همچنان در زندان هستند اما کارگران کمونیست بدون وقفه برای درک اوضاع و شرایط موجود بکار فکری عظیمی دست زده اند. یکی از این کارگران کمونیست و فعال در صحنه زنده مبارزه طبقاتی شاهرخ زمانی بود. او که یک کارگر نقاش عضو سندیکای بازگشائی نقاشان بود. در طی سال ها مبارزه برای سازماندهی کارگران و همبسته کردن آنان بارها به زندان رفت شکنجه شد ، حتی حقوق زندانی را از وی دریغ کردند . او را به میان زندانیان مواد مخدر انداختند تا اراده او را برای پیگیری مطالبات طبقه کارگر درهم بشکنند .برای فشار به او سیاست تبعید کردن او را به زندان مختلف در پیش گرفتند.آنهم به این دلیل که او بجای رفرم ، راه انقلاب را برگزیده بود.او در عین عمل انقلابی به کار تدارک فکری انقلاب اجتماعی هم مشغول بود.

ویژگی دو دهه گذشته در ایران رشد رفرمیسم و اپورتونیسم و سکتاریسم در جامعه و رشد تشکلات مستقل کارگری و مرزبندی با رفرمیسم اپورتونیسم و سکتاریسم در جنبش کارگری از سوی دیگر است . با اینحال هنوز بسیار از خطوط سیاسی و فکری در جامعه وجود دارند که از رفرمیسم، درک طبقاتی

بورژوائی از پیشروی جامعه نشئات گرفته اند که تاثیرات منفی در جنبش کارگری گذاشته است.

اولین نقطه نظر. رد مسئله انقلاب تحت عنوان خشونت و بوجود آمدن تحولاتی است که نتایجش قابل پیش بینی و کنترل نیست .اصلاح طلبان دردرجه اول مدافعان نظام جمهوری اسلامی هستند و دردرجه دوم بخشی از نیروهای خرده بورژوائی و چپ . با سوء استفاده از تجربه تاریخ انقلاب سالهای 56 ،57 و به قدرت رسیدن ضد انقلاب هار اسلامی و کشت و کشتار های بعدی آن این جمع بندی نادرست را اشاعه داده اند که نفس انقلاب یعنی خشونت ضد انقلابی علیه مردم. آنها با نفی طبقات و مبارزه طبقاتی بین حاکم و محکوم ( طبقه حاکم سرمایه دار و محکوم کارگر و زحمتکش ) آنرا به افراد و یا گروههای سیاسی محدودسیاسی کرده و همه تقصیر ها را به گردن گروههای مترقی و رادیکال جامعه که خواهان یک جامعه دموکرایتک و عادلانه بودند و هستند می اندازند.رفرمیست های حتی نمونه های انقلابات سوسیالیستی در شوروی و چین و شکست آنها را به حساب نتیجه طبیعی همه انقلابات جهان می گذارند تا برای رهایئ بشریت از طریق انقلاب بدون نتیجه بودن آنرا تبلیغ کنند. رفرمیسم آنچه را که رفرم می خواند و اسمش را تحول متمدنانه گذاشته است ، هیچ چیزی به جزء تحول و تغییر در مناسبات موجود و در خدمت تحکیم سیستم های سرمایه داری حاکم نیست.

دومین نقطه نظر. مسئله تشکیلات است. اصلاح طلبان چه حکومتی و آنهائی که در اپوزیسیون هستند اساس سازماندهی و ایجاد یک تشکل سرتاسری منضبط ،آگاه و عملگرا را تحت عنوان نظم دیکتاتوری زیر سئوال می برند. منطق آنها مانند رد مسئله انقلاب ظاهرا جمعبندی از عدم رعایت سانترالیسم دموکراتیک آنهم بصورت قلب شده اش بیرون می زند.روشن است که در گذشته تنظیم مناسبات سانترالیسم دموکراتیک همراه با نظم تشکیلاتی و اجرای اصول تشکیلاتی با مشکلات و اشتباهاتی همراه بوده است که باعث شده است که این تشکلات نه تنها حقوق دموکرایتک درونی را اجرا نکنند بلکه تشکیلاتی را سازماندهی و به عنوان اهرم انقلاب بکار بگیرند که قادر به مبارزه موثر با پلیس سیاسی نبوده است.رفرمیسم تشکل و سازماندهی با ضابطه تشکیلاتی را زیر سئوال می برند تا لیبرالیسم و بی مسئولیتی در عمل انقلابی را جایگزین اراده متحد و ایجاد رهبری آگاه و با اتوریته کافی کنند.آنها ضعیف شدن سازمان های چپ را برجسته می کنند تا به نادرست، سرنوشت کار تشیکلاتی و سازماندهی پرولتاریا را نشان دهند.

رهبری : نکته دیگری که رفرمیسم و…برای درهم شکستن جنبش کارگری تبلیغ می کند حمله به رهبران سازمان های سیاسی بعلت اشتباهاتشان و نشان دادن این اشتباهات در رهبران به عنوان یک نتیجه طبیعی از وجود رهبران در جنبش های انقلابی است.آنها تحت عنوان دموکراسی، رهبری را نفی می کنند تا آنارشیسم را جایگزین سانترالیسم دموکراتیک نمایند.آنها کار در سیستم سانترالیسم دموکراتیک را تحت عنوان تبعیت جمع از فرد عنوان می کنند و این فکر را اشاعه می دهند که فرد هیچ حقی نداشته و فقط فرمانبر و اجرا کننده است. آنها خواهان منفرد کردن و به منحل کردن تمامی سازمان های سیاسی هستند ولی چون ظاهرا خود را دموکرات نشان می دهند قادر به اذغان نفی کامل سازمان های چپ نیستند و به همین دلیل قصد دارند با درهم شکستن اصول سازمانی و تشکیلاتی در افکار توده ها اجازه رشد و فعالیت را از سازمان کمونیستی در جامعه بگیرند.

افکار انقلابی: رفرمیست ها با بدست گرفتن حقوق بشر و دموکراسی آنهم از نوع پارلمانی و بورژائی اش و رد افکار طبقاتی و مبارزه طبقاتی و در بسیاری از موارد استفاده از مذهب و ناسیونالیسم تمرکز خود را علیه افکار کمونیستی و سوسیالیستی گذاشته اند . رفرمیسم بی تعهدی و بی مسئولیتی را در همه جا تبلیغ می کند آنها که ظاهرا ضدیت خود را با علم می پوشانند ولی با دگماتیسم خواند نظرات علمی کمونیستی دم خروس را نشان می دهند.آنها افکار کمونیستی را شکست خورده می دانند آنهم دقیقا بخاطر اینکه خود هیچ آلترناتیوی در برابر جامعه کنونی ندارند.آنها با رد جامعه طبقاتی و بزرگ کردن نقش فرد در جایگاه های اجتماعی تقصیر همه بلایای اجتماعی را به گردن فرد انداخته و فکر نکردن راجع به مسائل قدرت و جامعه را به عنوان راهی برای آرامش تبلیغ می کنند.

اخلاقیات انقلابی : رفرمیست ها اخلاقیات را موضوعی فردی و عمدتا حول و حوش مسائل جنسی می بینند و با موضوعاتی از قبیل فداکاری و از خودگذشتگی در راه زحمتکشان و ستمدیدگاه بیگانه و… به هدر دادن زندگی و جوانی و ترس از دست دادن امکانات عنوان کرده و به آن برخوردی کاملا دشمنانه و منفی دارند . آنها بجای تلاش برای زندگی بهتر یک جامعه ، پول در آوردن و زندگی بهتر شخصی را تبلیغ می کنند و سعی دارند که با نگاهی خرده بورژوائی مالکیت خصوصی، مفاهیم کاملا متضاد به اخلاقیات والای انسانی بدهند . آنها کسانی را که با کلاه برداری به ثروت می رسند زرنگ و کارگران و زحمتکشانی را که از قبل کار روزانه و بصورت بخور و نمیر زندگی می کنند بی عرضه و ساده ( احمق ) می خوانند. آنها کسانی را که با زد و بند با مقامات بر گرده مردم سوار می شوند عاقل و مردم تحصیل کرده و روشنفکرانی را که به قدرت تسلیم نمی شوند را احمق ، تند رو و یا وابسته می دانند. رفرمیسم در اخلاقیات از روش آهسته برو ، آهسته بیا که گربه شاخت نزند پیروی می کنند و آنرا در برابر دخالتگری سیاسی و اجتماعی فرد در جامعه قرار می دهند تا اجازه پیدایش هیچ اعتراض و تشکلی را در مرحله اخلاقی و فکری ندهند.

نتیجه اینکه رفرمیسم دشمن طبقه کارگر و زحمتکشان است بدون مرز بندی با افکار ، عادات آنها، نه تنها انقلابی در کار نخواهد بود بلکه آنها خواهان روش های ظاهرا مسالمت آمیزی هستند که اوضاع کنونی را تحت کنترل حاکمیت برای همیشه نگاه داشته و جلوی تغییر و به قدرت رسیدن و آزادی کارگران و زحمتکشان را بگیرند.آنها دوستان را بجای دشمنان و دشمنان را بجای دوستان نادان قرار می دهند تا از یک طرف عناصر آگاه را در بین انقلابیون منفرد کنند و از طرف دیگر با پاشیدن خاک به چشم مردم، کینه و خشم مردم را از دشمنان واقعی به گمراهی بکشانند. آنها دوستان واقعی دشمنان مردم هستند ،سوپاپ اطمینان هائی هستند که بورژازی و حاکمیت برای حفظ وضع موجود همیشه آنها و افکارشان را به خدمت می گیرد. انقلاب اجتماعی کارگران و زحمتکشان با پاک کردن افکار رفرمیسم در واقع راه انقلاب را برای رهائی هموار می کند. دوران تاریخی و وضعیت جهان سرمایه و مبارزات توده های وسیع مردم خواهان انقلاب نشان داده است که رفرمیسم دیگر قادر به هیچ تغییر مثبتی در جامعه نبوده بلکه به عصای دست ارتجاع و بورژوازی بین المللی و داخلی تبدیل شده است .

ع.غ

رنجبر شماره ۱۵۲