سياسی, سرتیتر

بگذار اتحاد شوروی را از نقشه جغرافیا محو کنیم!

oktober_udssr_sw
 
منبع: گلوبال ریسرچ
نويسنده: پرفسور میخائیل خسودوفسکی

تارنگاشت عدالت
«بگذار اتحاد جماهير شوروی را از نقشه جغرافیا محو کنیم!»
۲۰۴ بمب اتمی برای بزرگ‌ترین شهرها.
طرح حمله اتمی ایالات متحده آمریکا علیه اتحاد جماهیر شوروی قبل از پایان جنگ دوم جهانی آماده شده بود.

Bombes-atomiques
برنامه‌ریزی یک جنگ اتمی علیه اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۴۵ آغاز شد.

در سپتامبر ۱۹۴۵ پنتاگون طرح نابودی اتحاد شوروی را به وسيلۀ حملات هماهنگ شده به شهرهای بزرگ آن در نظر گرفته بود.

همۀ شهرهای بزرگ شوروی Major cities)) به عنوان هدف در لیستی مشخص شده بود. هر شهری نسبت به بزرگی آن (میل مربع) و تعداد بمب مورد نیاز برای ویرانی کامل آن (در نمودار زیر) طبقه‌بندی شده بود.

۶ بمب کافی بود تا هریک از شهرهای مورد نظر از جمله مسکو، لنینگراد، تاشکند، کیف، خارکف و یا اودسا را نابود کند.

پنتاگون تعداد کل بمب‌های لازم را برای محو اتحاد جماهیر شوروی از نقشه جغرافیا ۲۰۴ عدد محاسبه کرده بود.  اهداف این بمباران‌ها شامل ۶۶ شهر بزرگ شوروی می‌شد.

باید گفت که سند سری این طرح نظامی شیطانی در سپتامبر ۱۹۴۵، یعنی کم‌تر از یک ماه بعد از بمباران هیروشیما و ناکازاکی (در ۶ و ۹ سپتامبر ۱۹۴۵) و دو سال قبل از آغاز جنگ سرد (۱۹۴۷) آماده شده بود.

این طرح سری که در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۵ که ۲ هفته بعد از کاپیتولاسیون ژاپن در ۲ سپتامبر ۱۹۴۵ در عرشه کشتی جنگی میسوری، مطرح شد مدت‌ها قبل، یعنی در اوج جنگ جهانی دوم و در زمانی که ایالات متحده آمریکا هنوز هم‌پیمان اتحاد جماهیر شوروی محسوب می‌شد، طراحی شده بود.

untitled-design-99-1-1
همین‌طور باید در نظر داشت که استالین  تازه در کنفرانس پوتسدام در ۲۴ ژوئیه ۱۹۴۵ از کانال‌های رسمی «هاری ترومن» از پروژه ننگین مانهاتان مطلع گردیده بود.

علاوه برآن باید توجه داشت که پروژه مانهاتان در سال ۱۹۳۹ یعنی دو سال قبل از ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم یعنی در دسامبر ۱۹۴۱ آغاز گردیده بود.کرملین از سال ۱۹۴۲ در مورد این پروژه سری کاملاً در جریان بود.

آیا پنتاگون از حمله به هیروشیما و ناکازاکی استفاده کرد تا از سودمندی حمله به مراتب بزرگ‌تری با ۲۰۴ بمب اتمی به شوروی مطمئن گردد؟

روز ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۵ یعنی ۲ هفته پس از کاپیتولاسیون رسمی ژاپن و پایان جنگ جهانی دوم، ژنرال «نوراستاد» کپی لیست تعداد بمب‌های مورد نیاز را برای ژنرال «لسلی گرووز»، (ريیس وقت پروژه مانهاتان) و فردی که مسؤول تولید بمب به هر اندازه که نیروی هوايی آمریکا احتیاج داشت بود، فرستاد. می‌توان تصور کرد که طبقه‌بندی این سند بسیار بسیار محرمانه بود TOP SECRET LIMITED یعنی همان اندازه محرمانه که در طول جنگ جهانی دوم رفتار می‌شد.

اتحاد شوروی در سال ۱۹۴۵ از طرح بمباران ۶۶ شهر شوروی اطلاع داشت.

اگر ایالات متحده تصمیم نگرفته بود که برای حمله به اتحاد شوروی بمب‌ اتمی تولید کند، مسابقه تسلیحاتی نیز آغاز نمی‌شد. نه اتحاد شوروی و نه جمهوری خلق چین برای بازدارندگی حریف، بمب اتمی تولید نمی‌کردند.

اتحاد شوروی در جنگ جهانی دوم ۲۶ میلیون کشته داد.

اتحاد شوروی در سال ۱۹۴۹ در واکنش به گزارش‌های سازمان‌های جاسوسی در مورد پروژه مانهاتان ۱۹۴۲بمب اتمی خود را تولید کرد.

نتیجه‌گیری کنیم.

در زمانی که مقدار اورانیوم غنی‌شده موجود شاید تنها برای تولید یک یا دو بمب کفایت می‌کرد، نیروی هوايی این ژنرال اتمی چه تعداد بمب درخواست می‌کرد؟ آن‌ها خواستار حداقل ۱۲۳ و حداکثر ۴۶۶ بمب اتمی بودند، آن‌هم تنها مدت کوتاهی پس از بمباران هیروشیما و ناکازاکی.

البته به سبک دیوان‌سالاری یک لیست شسته رفته نیز آماده شده بود. (Alex Wallerstein, op.cit)

Screen-Shot-2017-11-03-at-22_07_18-1
Screen-Shot-2017-10-30-at-15_58_03
به نظر ژنرال «نوراستاد»:
اولاً این نظر رسمی نیروی هوايی ایالات متحده در مورد تعداد بمب‌هايی است که مورد نیاز است تا «امنیت ملی» تأمین گردد.

ثانیاً این طرح تنها یک پیشنهاد است که قبل از این‌که به سایر مراجع CG و یا AAF ارسال شود نیاز به تفسیر ژنرال «گرووز» دارد.

Screen-Shot-2017-11-03-at-22_10_25-1

این لیست اولیه متعلق به سال ۱۹۴۵ است که ۶۶ شهر را دربر می‌گرفت که در جنگ سرد (۱۹۵۶)  با ۱۲۰۰ شهر دیگر اتحاد شوروی و کشورهای بلوک شرق در اروپای شرق تکمیل شد. (ر.ک. به اسناد منتشره پايین)
(منبع آرشیو امنیت ملی)
1945-Russian-and-Manchurian-Strategic-Urban-Areas-500x370
طبق طرح ۱۹۵۶ قرار بود بمب‌های هیدروژنی علیه هدف‌های مقدم نیروی هوايی در اتحاد شوروی، چین و اروپای شرقی مورد استفاده قرار گیرد. شهرهای بزرگ بلوک شرق از جمله برلین دارای بالاترین اولویت برای «نابودی سیستماتیک با بمب اتمی» بود. (ویلیام بور. آرشیو امنیت ملی کتاب ۵۳۸ دسامبر ۲۰۱۵)

اکنون پس از پایان جنگ سرد، جنگ اتمی علیه روسیه، چین، کره شمالی و ایران مجدداً در «دستور روز» قرار گرفته است. علاوه براین، بنابر گزارش Rand-Corporation که به خواست ارتش آمریکا آماده شده بود جنگ علیه چین در حال حاضر جزو برنامه‌های جاری پنتاگون است.

«آتش و ترس»، از ترومن به ترامپ: جنون سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا

Screen-Shot-2017-11-03-at-22_09_50-1

لیست دیوانگی‌های سیاسی آمریکا که چهره زشت جنایات آمریکا علیه بشریت را افشا می‌کند، طولانی است.

روز ۹ اوت ۱۹۴۵ پس از پرتاب دومین بمب اتمی بر ناکازاکی ريیس‌جمهور ترومن طی یک نطق رادیويی خطاب به مردم آمریکا گفت، در رابطه با استعمال سلاح هسته‌ای، خداوند پشتیبان مردم آمریکاست و «او به شیوه و انگیزه خود، ما را در استعمال (بمب اتمی) هدایت می‌کند.»

به گفته ترومن: خدا با ماست و تصمیم خواهد گرفت که آیا و کی ما از بمب اتمی استفاده کنیم:
«(ما باید) در مورد کنترل آینده این بمب برنامه‌ریزی کنیم. من در این زمینه از کنگره خواهم خواست (تصویب کند)، که تولید (بمب) و استفاده از آن زیر کنترل قرار گیرد و (امیدوارم) قدرت آن تأثیر عظیمی بر صلح جهانی داشته باشد.

ما باید خود را متولی این قدرت بدانیم تا از سؤاستفاده از آن جلوگیری کنیم و آن را در خدمت بشریت قرار دهیم.

این مسؤولیت خطیری است که به عهده ما گذاشته شده. خدا را شکر می‌کنیم که این‌ (سلاح‌های هسته‌ای) به جای این که در دست دشمنان ما باشد در اختیار ما قرار دارد؛ و دعا می‌کنیم که خداوند ما را هدایت کند که از آن‌ها (سلاح‌های هسته‌ای) به شیوه و خواست او استفاده نمايیم.»

۱ دیدگاه

  1. ابراهیم ورسجی says

    جهان برای رهای ازشرارت های سرمایداری افسارگسیخته ای امریکا ؛ به یک سوسیالیسم انسانی نیازمبرم دارد!
    شاید کمتری کسی درجهان یا فت شود که بخاطر فروپاشی کمونیسم شوروی اشک ریخته باشد؛همچنان ،کسی درجهان یا فت نمی شود که درک نکرده باشد که امریکا درجهان پسا شوروی مصیبت های بی شماری خلق کرده است. بهرحال ،من که مخالف تجاوز ارتش سرخ شوروی به زاد گاهم ،افغانستان بودم ؛بدرستی درک کردم که ایدئولوژی بلشویک های روسی در شوروی وشاگردان بی سواد آن ها درافغانستان هم ضربه به کمونیسم مارکسی- انگلسی زدند هم کمک به امپریالیسم امریکا کردند.امریکا هم کشوری است که بدون دشمن زندگی کرده نمی تواند. ازاین رو،بعد از کمونیسم روسی ، اسلامیسم را دشمن خود ساخت وکمک به امپراتوری آشوب وترورازافغانستان تا لیبیا کرد.درحالیکه، امریکا نه راه بیرون رفت ازامپراتوریی آشوب خلق کرده ای خود را دارد وتروریستان ومستبدان پدرخوانده شان کشورهای مسلمان را گروگان گرفته اند.متاسفانه، گرایش های چپی به خصوص اصلاح طلبان آن ها راه حل همه پذیری تا کنون ارایه کرده نتوانستند. راه حال که ارایه نکرده اند؛جای تاسف این است که به حیث یک نیروی موثری ضدسرمایداری امریکای هم عرض اندام کرده نتوانستند!

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.