گوناگون, سرتیتر

«میعاد»

«میعاد»

 fanus_qw

من با تو چنانم

که شکوفه‌ها به جرات

در توفانِ رود می‌ریزند.

 

من با تو

همچون صبحی که  شبنمِ صورتیِِ گل‌هایش

کنگره‌ی ابرهای بارانی را

در خود حبس کرده باشند

و درخت  در رگِ  شاخه‌ها

صاعقه را.

 

من با تو

همچون میعادِ فانوس و موج:

روشنایی می‌بخشی،لبخند می‌زنی

و از اقلیمِ سنگ‌ها میکاهد.

 

مادیانی شیهه کشان صورتِ دروغینِ خود را

در آب سم‌کوب می‌کند

و مشتی یالِ  افتاده

خوابِِ ریگ و لجن‌خوارها را آشوب می‌سازد.

 

من با تو

همچون شکوفه

شبنم

صاعقه

 فانوس و موج

 رمه‌ی مادیان‌های وحشی  و رود

هچون دو آهوی رم کرده

با شاخ‌های بلندیم:

نفس زنان

نمناکیِ فراموشِ تپه را می‌دریم

تا آلاله‌های ممنوع را

مژده‌ی آفتاب دهیم…

 

«علی رسولی»


www.alirasoli.com