نظری, سرتیتر

طب و مارکس

marx_o78_big

من فکر می‌کنم مارکس به سه دلیل برای طب مهم است. نخست، مارکس یک نقد از اجتماع، یک شیوه تجزیه و تحلیل ارایه می‌دهد که توضیح و تفسیر گرایش‌های مشوش کننده در طب مدرن و بهداشت عمومی را ممکن می‌سازد… دوم، مارکسیسم از یک مجموعه ارزش‌ها دفاع می‌کند: تعیین آزادانه سرنوشت فرد، یک جامعه عادلانه، پایان استثمار، ژرفش امکانان مشارکت همگانی در شکل دادن به تصميم‌گيری جمعی، امتناع از پذیرش تغیيرناپذیری طبیعت بشر و باور به توان ما برای ایجاد تغییر، و درک یک حس وابستگی متقابل و تقسيم‌ناپذير بودن انسانیت مشترک ما. سوم، مارکسیسم فراخوان به درگیر شدن، دعوت به پیوستن به مبارزه برای پاسداری از ارزش‌های مشترک ماست. شما نباید مارکسیست باشيد تا مارکس را تحسين کنید. با فرارسیدن دویستمین سالگرد تولد او، ما ممکن است به توافق برسیم که طب می‌تواند از مارکس بسیار بیاموزد.   

 

منبع: مارکسیسم-لنینیسم امروز
نویسنده: ریچارد هورتون

تارنگاشت عدالت

توضیح تحریریه: لَنسِت یکی از معتبرترین ژورنال‌های پزشکی در جهان است. نوشتار زیر گرچه مارکسیستی نیست اما تأثیر فراینده ایده‌های مارکسیستی را حتا در محافل غیرمارکسیست نشان می‌دهد.

رییس‌جمهور ژی جینپینگ ماه گذشته هنگام سخنرانی در نوزدهمین کنگره حزب کمونیست از «حقیقت علمی مارکسیسم-لنینیسم» گفت. رییس‌جمهور ژی جینپینگ در ادامه گفت مارکسیسم (با ویژگی‌های چینی) باید شالوده یک چین سالم باشد.

امروز در غرب چه کسی جرأت دارد کارل مارکس را به مثابه ناجی سلامتی ما ستایش کند؟ مارکس خیلی پیش از این درگذشت. مرگ فیزیکی او در ۱۴ مارس ۱۸۸۳ بود. مرگ متافیزیکی او در سال ۱۹۹۱، با فروپاشی اتحاد شوروی و تشکیل حکومت تازه مستقل روسیه رخ داد. تجربه کمونیستی دچار لکنت، ضعف شد، و سرانجام فروپاشید.

میراث آن؟ همان‌طور که مایکل کازاتچکین در لنست ماه گذشته نوشت نظام بهداشت در عصر شوروی در سال‌های آخر «به شدیدت رو به وخامت نهاد»، و به «دسترسی ناکافی به داورها و فن‌آوری‌های پزشکی، تأسیساتی که خوب نگه‌داری نمی‌شد، و بدتر شدن مراقبت درمانی و نزول میانگین عمر» انجامید.

اما آیا این منصفانه است که مارکس را در حواشی تاریخ طب بگذاریم؟ ۵ مه ۲۰۱۸ دویستمین سالگرد تولد مارکس است. این فرصتی است برای ارزبابی دوباره از خدمت مارکس به طب و کشف این‌که آیا تأثیر او  آن‌قدر مخرب است که گفتمان معاصر می‌گوید.

تاریخ طب و تاریخ مارکسیسم به هم‌آمیخته، نزدیک، و احترام برانگیز است. بهداشت عمومی قابله مارکسیسم بود. کتاب «وضعیت طبقه کارگر در انگلستان» نوشته فريدریش انگلس (۱۸۴۵) هزینه انسانی سرمایه‌داری را عریان ساخت. باد ریلمن، سردبیر پیشین «ژورنال پزشکی نیوانگلند» (NEJM) با به کار بردن اصطلاح «مجتمع پزشکی-صنعتی» نگرانی‌های مارکسیستی پیرامون کالایی شدن همه چیزهایی را که برای زندگی ما مهم است، بازتاب داد.

به همین شیوه، هوارد ویتزکین در سال ۱۹۷۸ در نوشتاری به نام «دیدگاه مارکسیستی از مراقبت پزشکی» در «مجله پزشکی داخلی» (Annals of Internal Medicine) چنين بيان می‌کند: «نگرش مارکسیستی می‌پرسد که آیا پیشرفت‌های عمده در نظام بهداشتی می‌تواند بدون تغییرات بنیادین در نظم وسیع اجتماعی صورت پذیرد.» «اکونومیست» که مشکل بتوان آن‌را دژ افکار چپ تصور کرد اوايل امسال نوشت: «مقدار عظیمی می‌توان از مارکس آموخت. در واقع، بسیاری از آن‌چه که مارکس گفت به نظر می‌رسد هر روز مربوط‌تر می‌شود.»

ولفگانگ استریک در کتاب خود که به نحو تحریک‌آمیزی آن‌را «سرمایه‌داری چگونه پایان خواهد یافت؟» نامیده از استعارات پزشکی برای توصیف «بیماری‌های بسیاری‌» که سرمایه‌داری از بحران مالی سال ۲۰۰۷ به آن‌ها مبتلاست استفاده کرده است. او استدلال می‌کند که سرمایه‌داری نحیفی‌های بسیاری انباشت کرده و کلیه وسايل و تجهیزات درمانی خود را به کار گرفته است.

این کن روگوف اقتصادان پیشین صندوق بین‌المللی پول بود که در سال ۲۰۰۵ نوشت: «نبرد بزرگ بعدی بین سوسیالیسم و سرمایه‌داری بر سر بهداشت و عمر متوسط  بشر درخواهد گرفت.» ترزا می نخست‌وزیر بریتانیا گفته است که سرمایه‌داری «بزرگ‌ترین عامل ترقی جمعی بشر است که تاکنون آفریده شده است.» اما مردمِ هر چه بیش‌تری، به ویژه نسل‌های جوان‌تر، معتقدند که اقتصادهای مبتنی بر بازاهای آزاد لزوماً بهترین ابزار برای ساختن جوامع عادلانه‌تر و سالم‌تر نیستند.

جاسیندار اردرن نخست‌وزیر جدید زلاندنو ماه گذشته گفت: «هنگامی که اجازه می‌دهید بازار سرنوشت مردم را تعیین کند… این خوب به مردم یا به کشور خدمت نمی‌کند.» ایده‌های مارکسیستی دوباره وارد مناظرات سیاسی شده اند.

همان‌طور که تری ایگلتون در سال ۲۰۱۱ در «چرا حق با مارکس بود» نوشت، مارکسیسم به معنی انقلاب جهانی خشونت‌بار، دیکتاتوری‌های ستمگر، یا تخیلات اوتوپیایی دست‌نیافتنی نیست.

من فکر می‌کنم مارکس به سه دلیل برای طب مهم است. نخست، مارکس یک نقد از اجتماع، یک شیوه تجزیه و تحلیل ارایه می‌دهد که توضیح و تفسیر گرایش‌های مشوش کننده در طب مدرن و بهداشت عمومی را ممکن می‌سازد، گرایش‌هايی مانند: خصوصی‌سازی اقتصادیات پزشکی، قدرت نخبگان متخصص محافظه‌کار، رشد خوش‌بینی ناشی از فن‌آوری، سرمایه‌داری خیّر، اهمیت تصمیم‌گیرندگان سیاسی بهداشت، گرایش‌های نوامپریالیستی در بهداشت جهانی، تعاریف منفعت‌‌جویانه از بيماری‌ها، و حذف گروه‌های اَنگ‌ خورده از جوامع ما. همگی این جوانب مراقبت بهداشتی قرن بیست‌ویکم را بهتر می‌توان با یک عینک مارکسیستی بررسی و تفسیر کرد.
دوم، مارکسیسم از یک مجموعه ارزش‌ها دفاع می‌کند: تعیین آزادانه سرنوشت فرد، یک جامعه عادلانه، پایان استثمار، ژرفش امکانان مشارکت همگانی در شکل دادن به تصميم‌گيری جمعی، امتناع از پذیرش تغیيرناپذیری طبیعت بشر و باور به توان ما برای ایجاد تغییر، و درک یک حس وابستگی متقابل و تقسيم‌ناپذير بودن انسانیت مشترک ما.

سوم، مارکسیسم فراخوان به درگیر شدن، دعوت به پیوستن به مبارزه برای پاسداری از ارزش‌های مشترک ماست.

شما نباید مارکسیست باشيد تا مارکس را تحسين کنید. با فرارسیدن دویستمین سالگرد تولد او، ما ممکن است به توافق برسیم که طب می‌تواند از مارکس بسیار بیاموزد.

 

 http://www.thelancet.com/journals/lancet/article/PIIS0140-6736(17)32805-2/fulltext