بین المللی, سرتیتر

شکست تلاش اسرائیل برای مقابل هم قراردادن روسیه و ایران

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

آینده ما

وزیر خارجه روسیه با اظهارات خود تلاش اسرائیل را که می خواست از طریق پخش شایعات مسکو و تهران را در مقابل هم قرار دهد نقش بر آب کرد.
رسانه های غربی، روز یکشنبه خبر دادند که روسیه موافقت کرده که به نیروهای ایران و نیروهای مورد حمایت ایران در سوریه اجازه ندهد به مرز اسرائیل نزدیک شوند و در درازمدت حتی آنها را در خاک سوریه تحمل هم نکند. رسانه های غربی اعلام کردند که منبع این ادعائی که رسما تایید نشده یکی از مقامات ارشد امریکائی است، بدون آن که نام و نشانی از او اعلام شود و یا اشاره ای به مقام و منصب او کرده باشند. طبق خبر منتشره از سوی رسانه های غربی قولی که روسیه داده بخشی از یک »Memorandum of Principles« (MOP) ( تفاهم اصولی) است که روز شنبه به امضای نمایندگان امریکا و روسیه و اردن رسیده است. هدف از این توافق نامه که هنوز به مرحله قانونی نرسیده تدارک استقرار یک آتش کاملا عمومی در سوریه است. روز سه شنبه لاوروف در برابر آژانش خبری ریانوستی گفت که او چنین قولی نداده است.
افزون بر این، لاوروف تاکید کرد که حضور ایران در سوریه «مشروع» است در حالی که فعالیت های نظامی امریکا در سوریه ، اولا «غیرقانونی» ، ثانیا » بی اثر» است. وزیر خارجه روسیه با این اظهارات موضع دولت سوریه را مورد تایید قرار داد.
او در روز سه شنبه بر این نکته نیز انگشت نهاد و تاکید کرد که حضور نیروهای نظامی امریکا و دیگر کشورها در سوریه بدون کسب اجازه از دولت سوریه صورت گرفته و «تجاوز» است و «نقض صریح اصول سازمان ملل است» .
خواست های اسرائیل از روسیه ترکیبی است از دو خواست که با یکدیگر آمیخته می شوند: خواست نخست اسرائیل آنست که در منطقه ای حائل با عمق 40 تا 50 کیلومتربوجود بیآید، که نه نظامیان ایرانی و نه واحد های نیروهای همپیمان با آن – بویژه حزب الله لبنان-، هیچکدام اجازه توقف در آن را نداشته باشند.
بخش دوم خواست اسرائیل این است که اگرحضور نیروهای ایران در بخشی از سوریه صورت دائمی پیدا کند اسرائیل علیه آن دست به اقدامات نظامی بزند. آنچه حائز اهمیت ویژه است ایجاد «یک راه ارتباط زمینی میان ایران و لبنان » است که اسرائیل می خواهد مانع ایجاد آن گردد.
یک سخنگوی اسرائیل روز دوشنبه در واکنش به MOP » توافق اصولی» امریکا، روسیه، اردن برای آتش بس در سوریه گفت اسرائیل کماکان، اصولا خود را متعهد به رعایت آن نمیداند و کماکان » حق» خود می داند که فراسوی مرزهای خود ضربات نظامی وارد آورد.
با توجه به اطلاعات رسمی، نیروی نظامی اسرائیل در طی سالهای گذشته در حدود 100 بار به مواضع و کاروان های تدارکاتی حزب الله در خاک سوریه حمله کرده است.
در این مدت حتی یک حمله متقابل هم صورت نگرفته است.
همین امر در مورد حمله های اسرائیل به نیروهای نظامی سوریه نیز صادق است، بدون آن که از جانب نیروهای نظامی سوریه بهانه ای به اسرائیل داده شده باشد.
اسرائیل تا کنون بارها ادعا کرده که تحمل این حملات، بر اساس توافقی است که بین مسکو و اورشلیم ، صورت گرفته است. دولت روسیه تا کنون این ادعای اسرائیل را رد نکرده است.

https://www.jungewelt.de/artikel/321866.legitime-pr%C3%A4senz.html

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    از قدیم ندیما گفته اند «دود از کنده بلند میشه»
    این کنده قدیمی آقای رضا نافعی شروع به دود کردن کرده است و از روسیه ای سخن میگوید که در سوریه شریک قافله و با اسراییل نقش دزد را بازی میکند.

    ناگفته نماند که محور مقاومت تا همین جا هم از روسیه سپاسگدار میباشند، هرچند که روسیه از این طربق (همکاری با مقاومت خلقهای مبارز عرب) بنفع خود قدم برمیدارد و ثبات خود را موجب میگردد.
    این ایران است که بزودی دچار دگرگونی میگردد.
    نان را دوباره گران کرده اند. هر روز ازنو سبد غذایی را سبکتر و از دسترس زحمتکشان دورتر مینمایند!
    آقای شین میم (۵۰۰میلیارد تومان؟) پول فرهنگیان را با همکاری بانک و گمرک دزدیده و در آلمان بست مینشیند!
    دوپاسپورتی های دزد هم در همه جا در راس مقام های دولتی و بخصوص بانکهای خصوصی جلوس کرده و با حقوق های نجومی برانت خواری مشغولند!
    صادرات (دسترنج کارگران و برزگران ایرانی) روز بروز افزایش مییابد و در کنار آن سهم سود سرمایه تجاری بیشتر گردیده است
    اجمدی نژاد همراه بقایی و خراسانی… در شابدالعظیم بست مینشینند تا شاید خلقهای ایران دست بکار گردیده و رقیب وی را زمین زند. احمدی نژاد زبان عشق لاتی را از کجا فرا گرفته است. خودش که بچه گود تهرون نیست.

    دیکتاتوری قرون وسطی ای تا بجایی رسیده است که سایت ها و رسانه‌هایی که ویدیوی بست نشینی وی را لینک کرده اند(میشد از طریق آنان به این ویدیو وصل شد) را فیلتر کرده اند(درش را بسته اند) ببینید اقتدار برادران لاریجانی انگلیس زده تا بکجا رسیده است.
    سید علی هم دیگر گریان نیست، خوش و خرم با دمش گردو میشکند.

    مردم کوچکترین اطمینانی به دولت و نظام موجود ندارند. و همانند کلیه بلایای طبیعی گذشته کمک کنندگان خود بمحل حادثه شتافته تا کمک هایشان را از دزدی بسیجی ها و دولتی ها محفوظ بدارند. دولت هم از ازدحام کمک کنندگان گلایه کرده و خواهان کمک‌های وجه نقد میباشد.
    روحانی در کرمانشاه هم در خرابه های زلزله زده که خیابانهایش از موجودات زنده پر است که زمانی برایش هموطن بوده اند از ماشین ضد گلوله اش پیاده نگردید. آری از ترس خشم این مردمان این ترسو حتی شیشه ماشین را پایین نکشید!!

    فقز در میان اکثریت اهالی ایران بیداد میکند. در رسانه ها گردن افراد دولتی را از خیکی بودن تبر نمیزند، همگی از اضافه وزن شکایت دارند، برخلاف: مردم در صحنه معترض اکثرا پوست و استخوان هستند…
    وضعیت آب و مسمومیت محیط زیست همانند ام.آمریکا برای فقط ارواح موجود است و سرمایدار خصوصی ذره ای هم رحم نکرده و به سود حد اکثر فکر میکند. تنها چیزی که ایرانیان را به سکوت و سکون علیه دولت اجبار دارد، همانا نفرت عمیق آنان برعلیه استعمار فرتوت و فرزند ریشویش (مصدق) آمریکا میباشد.
    ایران درست پا جای پای آمریکا میگدارد. پریروز قرار دادهای آب و نون داری با کشور غنا Gana بسته اند و در عوض کارخانه سیمان باید برایشان بسازند. و از طریق این کشور بازار ایران در آفریقا محدود به سو دان شمالی و کمی هم حبشه و بازهم کمتر کنگو محدود نخواهد ماند!
    حکومتی که با خلق خود چینن کند با دیگر خلقها چه ها کند.

    اکنون بانک های خصوصی شده، بمال و ناموس مردم ایران کاملا مسلط گردیده اند و نتنها وسایل کار را از آنها دزدیده اند، بلکه آینده خلقهای ایران را هم بتاراج گذاشته اند و در اجرای اوامر بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی با تمام قوا کوشا هستند و روزبروز کوشا تر میشوند؛
    با وجودیکه صاحب تاکنونی «ام.آمریکا» این بنگاه های معاملاتی غارتگر(سه ابراهرم بانک جهانی…) خود را از مخلوقه خویش عقب کشیده است. بعبارتی خیلی ها خواب پایان «گلوبا لیزاسیون» یعنی جهانی کردن سرمایه را میبینند که خیلی ساده انگارند.
    گاهی دولت تنظیم کننده بازار است که نامش را کانزیسم میگذارند و گاهی دیگر بازار تنظیم کننده دولت میگردد و نامش را نولیبرالیسم میگذارند و فرش قرمز برای سرمایه های جهانی شده پهن میکنند!

    سپس افرادی ناقوس مرگ سرمایداری جهانی «گلوبالیزاسیون» را میزنند، هیهات که چقدر از مرحله پرتند!
    جهانی شدن را دیگر نمیتوان پس گرفت، زیرا شیری غران تر و درنده تر از امپریالیسم فرتوت شده آمریکا اکنون بروی آن پنجه افکنده است و این ماشینری را بدست خود خواهد گرفت! چین امپریالیستی با یک میلیارد و چندی نیروی کار. با نظامی آهنین تر از همه رقبا!
    آنوقت است که مردم روسیه نه تنها حسرت راستی و درستی دوران لنین و استالین را خورده که پوزه کل جهان سرمایداری را پرماننت(مستمر) برخاک میمالید و سپس در جنگ جهانی دوم پایه‌های سوسیالیسم را در جهان تعمیم داد، بلکه بازهم دست بهمان انقلاب اکتبری با دوچندان حدت بیشتری خواهند زد.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.