سياسی, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

دوران پرمخاطره

khawarmiyaneh

دوران پرمخاطره

به نظر می رسد ایالات متحده و عربستان سعودی برای جنگ با ایران آماده می شوند.

نویسنده: یاسمین میظر

مترجم: ندا رضائی

هرکس تحولات اخیر خاورمیانه را دنبال کند، متوجه خواهد شد جنگ لفظی میان ایران و عربستان وارد مرحله تازه ای شده است که می تواند به وضعیت بغرنجی بیانجامد.

برخی معتقدند که زنجیره ی این وقایع با دیدار رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه ایالات متحده، از ریاض آغاز شد، او از رهبران سعودی خواست تا اقدامات خود را براساس استاندارهای مشخصی پیش برده، از متحدان سنتی خود مانند اخوان المسلمین فاصله بگیرند، و خود را اسلامگرایانی «پیشروتر» از رقیب خود، جمهوری اسلامی ایران نشان دهند. به نظر می رسد که این به عربستان سعودی این انگیزه را داد تا گام های جسورانه تر و تهاجمی تری علیه ایران بردارد.

آنچه امروز شاهد آنیم می تواند پیامد این روند است. ابتدا «دستورالعمل هایی» برای آزادسازی محدودیت های زنان صادر شد. حتی پیش از دیدار تیلرسون، مقامات سعودی، در اواخر ماه سپتامبر اعلام کردند که اجازه رانندگی به زنان صادر شده است. انگیزه های اقتصادی روشنی پَس این تصمیم قرار داشت، اما این تلاش های شاهزاده محمد بن سلمان، او را نیز در زمره «اصلاح طلبان» مطرح ساخت. پس از دیدار با وزیر امورخارجه امریکا، اعلام شد مقامات سعودی محدودیت حضور تماشاگران زن در استادیوم های ورزشی را کاهش می دهند. این چالشی مستقیم با ایران بود که در حال حاضر کمپینی با همین محتوا از مقامات می خواهد اجازه ورود زنان به استادیوم ها برای تماشای فوتبال و سایر ورزش ها بدهد.

هیچ کس نمی داند که چگونه این «آزادسازی» با روحانیون سعودی یا اهل سنت در منطقه پیش خواهد رفت، روحانیونی که منبع الهام­بخش بسیاری از گروه های جهادی، از جمله اخوان المسلمین، القاعده، دولت اسلامی و النصره بوده اند- واکنش های غیرقابل پیش بینی محافظه کاران در عربستان سعودی همواره نگرانی هایی در مورد «ثبات» در منطقه را به دنبال داشته است.

با این حال، هیچ یک از این اقدامات با استعفای سعد حریری، نخست وزیر لبنان، در روز 4 نوامبر در سفر به عربستان سعودی برابری نمی کند که ادعا می شود جانش در خطر است. این مسئله در کشوری به لحاظ سیاسی شکننده خلاء رهبری در پی داشته است.

حریری، ایران را به دخالت در منطقه متهم کرد و آن را مسبب « ویرانی و هرج و مرج» خواند و افزود: «ایران منطقه و تصمیم گیری در سوریه و عراق را در کنترل خود دارد. من می خواهم به ایران و هواداران آن بگویم که در مداخلات خود در امور داخلی کشورهای عربی فنا خواهند شد.» حسن نصرالله، رهبر حزب الله، در 5 نوامبر ادعا کرد که این حریری نیست، «او به گروگان گرفته شده» و عربستان سعودی او را وادار به چنین سخنانی کرده است.

میشل عون، رئیس جمهور مسیحی لبنان، گفت که او استعفا حریری را تا زمانی که به لبنان باز گردد و دلایل خود را توضیح دهد نخواهد پذیرفت. آشکار است که او نیز مانند دیگران از این وقایع ناگهانی شگفت زده شده است.

بخش مهمی از ثروت حریری از مالکیت یک شرکت ساختمانی در ریاض، به نام سعودی اوجیه بود و او با وجود آن که مقامی بلندپایه در لبنان است گذرنامه سعودی دارد. در ماه جولای سال جاری این شرکت تعطیل شد و شایعاتی وجود دارد که این خانواده اکنون ورشکسته است.

حامیان مالی حریری یعنی خاندان سلطنتی سعودی، از تحرکات سیاسی اخیر او خشنود نبودند، از جمله انتصاب سفیر لبنان در سوریه که تلویحا مشروعیت بخشی به رژیم اسد تلقی می شد؛ و چند روز قبل از حضور در تلویزیون سعودی برای اعلام استعفا، با علی اکبر ولایتی در بیروت دیدار کرد. ولایتی مشاور عالی رهبر ایران علی خامنه ای است. گفته می شود سعودی ها حریری را به ریاض دعوت کردند – برخی می گویند حتی یک هواپیما دنبال او فرستاده شد.

استعفای وی باعث ایجاد بحران قانون اساسی در لبنان شد. در حال حاضر انتخابات های جدیدی در راه است که بعضی امید دارند به ائتلاف دولت و حزب الله پایان دهد و دست دونالد ترامپ را برای اعمال تحریم ها علیه رهبران حزب الله باز گذارد.

تصادفی در کار نیست

زمانبندی تمام این وقایع نمی تواند تصادف محض باشد. تنها چند روز پیش، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که در مراسم صدمین سالگرد اعلامیه بالفور در بریتانیا، در سخنرانی خود در چاتم هاوس گفت: ایران « کشورها را یکی پس از دیگری به طور مستقیم یا نیابتی نابود می کند» ایران «به جنگ سوریه وارد شد تا آن را به لحاظ اقتصادی و نظامی لبنانیزه کند.»[1]

وجود ائتلاف سعودی- اسرائیلی تحت حمایت ایالات متحده برای تغییر رژیم ایران، از زمان سفر ترامپ به خاورمیانه در ماه می، کاملا مشهود بود، اما این روند به نظر می رسد در دو هفته گذشته شتاب بیشتری یافته است. یکی از عواملی که ترامپ و سعودی ها را تحریک کرد سفر پوتین به تهران در هفته گذشته بود. رئيس جمهور روسيه معاهده ای 30 ميليارد دلاری (بخشی از يک توافقنامه استراتژيک انرژی) را با ايران امضا کرد، با رهبر ایران دیدار کرد و به او و حسن روحاني رئيس جمهور اطمینان مجدد داد که همچنان به حمایت از ايران در جنگ سوريه از جمله «بازسازي اقتصادي» آن ادامه خواهد داد.

همه این ها عربستان سعودی را برانگیخت تا تلاش های خود را به همراه ایالات متحده و اسرائیل برای تحمیل تغییر رژیم در ایران افزایش دهد. کمی پس از استعفای حریری، موشکی از یمن به سمت عربستان پرتاب شد (احتمالا توسط نیروهای طرفدار ایران، هر چند که لزوما با موافقت تهران نبوده است)، بحران دیگری را ایجاد کرد که هم مقامات سعودی و هم آمریکا، تهران را به این حمله متهم کردند. در همان روز اخبار مربوط خاندان سلطنتی سعودی در صدر اخبار قرار گرفت.

تیلرسون، ظاهرا طی سفر خود به خاورمیانه، به رابطه سعودی ها با طیف گسترده ای از گروه های جهادی هشدار داده بود. ظاهرا به آن ها اعلام کرده بود، حامیان تغییر رژیم در ایران، زمانی که پای موقعیت اجتماعی زنان در میان است، نباید از روحانیون شیعه در ایران عقب مانده تر به نظر آیند. این امر هم اصلاحات اخیر و هم وقایع شگفت آوری _ برخی آن را پرمخاطره می دانند_ که اخیرا روی داده است را توضیح می دهد.

در 3 نوامبر، سعودی ها 11 تن از شاهزادگان خود را به اتهام فساد دستگیر کردند. نقطه اشتراک آن ها آنچنان که ادعا می شود ارتباط با قطر (کشوری که عربستان سعودی ادعا می کند حامی گروه های تروریستی است – مصداق دیگ به دیگچه می گوید رو سیاه) است. یکی از دستگیرشدگان (که در هتلی پنج ستاره بازداشت شده اند) شاهزاده الولید بن طلال است که از سرمایه گذاران شرکت های News Corp، Citigroup، Apple، Time Warner و توییتر است. با این حال، این مولتی میلیاردر از طرفداران دونالد ترامپ نیست. در دسامبر 2015 او در توییتی نوشت: «شما نه تنها مایه آبروریزی حزب جمهوری­خواه بلکه تمام امریکا هستید. از آنجایی که هرگز برنده نخواهید شد، از رقابت ریاست جمهوری کنار بکشید». گفته می شود او امروز تاوان این توییت را می پردازد، اما دلیل باورپذیرتر آن است که به عنوان یکی از ثروتمندترین مردان جهان، این موقعیت را دارد تا شورش ها علیه سلطان سلمان و شاهزاده عبدالله را تامین مالی کند.

وزیران با سابقه ای نیز در روز 5 نوامبر دستگیر شدند، از جمله شاهزاده متعب بن عبدالله، رئیس گارد ملی[2] و عادل فقیه، وزیر اقتصاد. یکی دیگر از شاهزادگان، منصور بن مقرن، معاون والی استان عسیر در سانحه هوایی روز یکشنبه کشته شد. حذف متعب بن عبدالله، پسر مورد علاقه پادشاه در گذشته ملک عبدالله، اقدام دیگری بود تا جایگاه شاهزاده محمد بن سلمان را تقویت کند.

ترامپ در توییتی این اقدامات را مبارزه با فساد خواند، که این نظر را تقویت می کند که عملیات عربستان سعودی را تیلرسون با حمایت رییس جمهور آغاز کرده است. اما دانیل شاپیرو در روزنامه «هاراتز» اسرائیل در مقاله ای با عنوان «آیا عربستان سعودی اسرائیل را به جنگ با حزب الله و ایران متقاعد می کند؟» نگرانی ها در بخش هایی از محافل سیاسی اسرائیل را به طورخلاصه بیان می کند:

چه چیزی استعفای ناگهانی سعد حریری نخست وزیر لبنان و تهدیدات تروریستی حزب الله را به عربستان سعودی و اسرائیل وصل می کند؟ تمام مسئله ایران است. اما اسرائیل نباید در کنار ریاض ناشکیبا در این درگیری نابهنگام مانور دهد.

صرف نظر از اینکه چه کسی تحت فشار قرار دارد، وضعیت روز به روز بدتر می شود. بنا به گفته جیک نواک، که در 6 نوامبر در وب سایت CNBC منتشر شد:

از زمانی که سرکوب ها در روز شنبه آغاز شد، عربستان سعودی اتهام زنی نسبت به همسایگان خود را افزایش داده است. نخست، مستقیما ایران را به دلیل حمله موشکی به ریاض از سمت یمن متهم کرد که سیستم ضد موشکی Patriot آمریکا آن را دفع کرد. سعودی ها این حمله را «حمله مستقیم نظامی رژیم ایران» نامیدند که می تواند جنگ قلمداد شود. دوم اینکه، عربستان سعودی، حداقل به شکل ظاهری، لبنان را به دلیل تهاجم حزب الله به جنگ علیه خود متهم کرد. این اظهارات باعث شد که حتی متحد سعودی، عبدالفتاح سیسی، رئیس جمهور مصر، آن ها دعوت به آرامش کند. [3]

آنچه که خاندان سلطنت عربستان سعودی، ترامپ و نتانیاهو نمی توانند تشخیص دهند این است که همه این تهدیدات، موضع رژیم اسلامی را تقویت می کند. حاکمان شیعه از بحران ها تغذیه می کنند- آنها دوست دارند در توطئه های جهانی قربانی به نظر آیند و در این برهه بخش هایی از رسانه های اسرائیلی و آمریکایی نیز معتقدند که در آنچه علی ظاهر اتفاقات بی ربط است هماهنگی­هایی وجود دارد. برای کسانی که می خواهند سرنگونی جمهوری اسلامی را مردم ایران رقم زنند، این ها تحولاتی ترقی خواهانه نخواهد بود.

[1] www.theguardian.com/world/2017/nov/03/netanyahu-says-he-will-not-let-iran-take-strategic-control-inside-syria.

 

[2] گارد ملی در اصل به عنوان  نیرویی ضد کودتا برای دفاع از خانواده سلطنتی از توطئه های انقلابی در ارتش طراحی شد که در پایتخت و شهرهای مقدس و همچنین در امتداد مرزها مستقر است.

[3] www.cnbc.com/2017/11/07/trump-may-have-pushed-saudi-arabia-and-iran-closer-to-war-commentary.html.

 

 

 

 

منبع:

http://weeklyworker.co.uk/worker/1178/dangerous-times/

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s