گوناگون

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۱۰)

برای تروتسکیست‌ها سرمایه داری در سال ۱۹۲۸ و پس از آن هنوز یک‌سان است. همه این حقایق جنبش‌های انقلابی، تروتسکیست‌ها را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. از نظر تروتسکیست‌ها، سرمایه داری هنوز شکست ناپذیرست… استالین مؤثرترین شخصیتی بود که درک درستی از موقعیت جهان را ارائه داد. این استالین بود که حس واقعی و درکی روشن از مسیری را داشت که باید پیموده می‌شد. حوادث بعدی صحت این تجزیه و تحلیل رفیق استالین را به اثبات رساند. در کم‌تر از یک‌سال از گذشت کنگره، بحران اقتصادی جهانی با شدت تمام به همه اُرگان‌های حیاتی کل سیستم سرمایه داری ضربه وارد ساخت. جنبش انقلابی مستعمرات هند، عرب و شماری دیگر، پیروزی‌های شوراهای چین، انقلاب در کوبا، انقلاب در اسپانیا، قیام انقلابی در اتریش، رشد جنبش انقلابی در فرانسه و آمریکا، تنها برخی از تحولات زیادی هستند که دوره سوم را نشان می‌دهند. باید اعتراف کنیم که هرگز نمی‌توانیم در نوشته های تروتسکیست‌ها چیزی را شبیه به توضیح بیابیم که چرا آن‌ها مخالف تجزیه و تحلیل «دوره سوم» اند. پوزخند تحقیرآمیز تنها کاری‌ست‌که می‌کنند. از نظر آن‌ها هیچ دوره جدیدی وجود ندارد.

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۱۰) – موضع تحقیرآمیز تروتسکیسم در قبال دوره سوم

نوشته: موئیسای جی. اُلجین

برگردان: آمادور نویدی

موضع تحقیرآمیز تروتسکیسم در قبال دوره سوم

مدت زمان بین سال‌های ۱۹۱۸ و ۱۹۲۳، دوره جنبش‌های توده ای بزرگ و انقلابات بود. کافی‌ست که انقلاب پرولتری در مجارستان، انقلاب پرولتری در  باواریا (ایالتی در جنوب آلمان)، تصرف کارخانه ها توسط کارگران در ایتالیا، شورش سال ۱۹۲۱ در آلمان، و جنبش انقلابی قدرت‌مند در پائیز سال ۱۹۲۳ در آلمان را بیاد بیاوریم. این دوره با شکست انقلاب آلمان خاتمه یافت.

دوره بعدی، دوره ثبات جزیی و نسبی سرمایه داری‌ست. تولید سرمایه داری افزایش یافته، اما نتوانسته است بر بحران عمومی سرمایه داری فائق آید. اقتصاد جهانی به دو بخش- سرمایه داری و نوع سوسیالیستی تقسیم شده است. سرمایه داری فن آوری پیش‌رفته تری را معرفی می‌کند، و به تولید گسترده متوسل می‌شود، اما گسترش کالاهای جدید به بازار نیاز دارد، در حالی‌که بازارها کاهش می یابند. سرمایه داری به منظور کسب سود سرمایه خود، استثمار کارگران را افزایش می‌دهد، اما در نتیجه این، بازار داخلی تضعیف می‌شود. در بسیاری از کشورها، در حالی‌که «رونق » وجود دارد، اما استانداردهای زندگی کارگران پائین است، و این به‌معنای کاهش قدرت خرید آن‌هاست. همه این‌ها باعث می‌شود که امپریالیست‌ها  برای حوزه های فعالیت در سرمایه گذاری جدید و منابع مواد خام، دیوانه وارد بدنبال بازاهای جدید بگردند. و این به درگیری‌های جدید بین قدرت‌های امپریالیستی منجر خواهد شد. هر کشوری با دست‌پاچگی خود را به سلاح های نو مجهز می‌کند. جنگ‌های جدید در شرف تکوین اند. در همان‌حال، استثمار توده ها، هردو کارگران و کشاورزان را بسوی مقاومت بیش‌تر می‌کشاند. جنبش ضدامپریالیستی شدیدی در مستعمرات موجود است که اغلب خودسر و به قیام  شباهت دارد.

در سال ۱۹۲۸ یک چنین وضعیتی وجود داشت و بدین دلیل بود که گردهم‌آیی ششمین کنگره کمونیسم بین الملل  در تابستان ۱۹۲۸، اعلام کرد که این پایان ثبات سرمایه داری است‌ و دوره جدید – سومین دوره پساجنگ شروع گشته است. در آن دوره، کمینترن گفت، که توده ها بیش‌تر رادیکال می‌شوند. آن‌ها  با شمار بیش‌تری از جمعیت در مبارزه علیه سرمایه داری حضور می‌یابند. کمینترن گفت، که متعاقب افزایش تنش های داخلی و تضادهای خارجی کشورهای سرمایه داری، روحیه انقلابی کارگران، افزایش می یابد. کمینترن، دوره جدیدی از جنگ‌ها و انقلابات را در آینده نه چندان دور پیش‌بینی کرد.

استالین مؤثرترین شخصیتی بود که درک درستی از موقعیت جهان را ارائه داد. این استالین بود که حس واقعی و درکی روشن از مسیری را داشت که باید پیموده می‌شد. این استالین بود که پیوسته علیه هردو جبهه جنگید: اپورتونیست‌های راست، مانند لاوستونتی ها در آمریکا،  که نه بحران‌های قریب الوقوع، و نه رادیکالیزه شدن کارگران در کشورهای سرمایه داری، و نه احتمال پیش‌روی سریع بسوی سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را می‌دیدند – و اپورتونیست‌های «چپ» که مدافع تجربیات ماجراجویانه غلط ناشی از عدم اعتقاد محض نسبت به رشد نیروهای انقلابی بودند.

حوادث بعدی صحت این تجزیه و تحلیل رفیق استالین را به اثبات رساند. در کم‌تر از یک‌سال از گذشت کنگره، بحران اقتصادی جهانی با شدت تمام به همه اُرگان‌های حیاتی کل سیستم سرمایه داری ضربه وارد ساخت. جنبش انقلابی مستعمرات هند، عرب و شماری دیگر، پیروزی‌های شوراهای چین، انقلاب در کوبا، انقلاب در اسپانیا، قیام انقلابی در اتریش، رشد جنبش انقلابی در فرانسه و آمریکا، تنها برخی از تحولات زیادی هستند که دوره سوم را نشان می‌دهند.

باید اعتراف کنیم که هرگز نمی‌توانیم در نوشته های تروتسکیست‌ها چیزی را شبیه به توضیح بیابیم که چرا آن‌ها مخالف تجزیه و تحلیل «دوره سوم» اند. پوزخند تحقیرآمیز تنها کاری‌ست‌که می‌کنند. از نظر آن‌ها هیچ دوره جدیدی وجود ندارد. برای تروتسکیست‌ها سرمایه داری در سال ۱۹۲۸ و پس از آن هنوز یک‌سان است. همه این حقایق جنبش‌های انقلابی، تروتسکیست‌ها را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. از نظر تروتسکیست‌ها، سرمایه داری هنوز شکست ناپذیرست.

Next: 11.  The German Situation and the Question of Social-Fascism

Table of Contents

درباره نویسنده:

اُلجین، موئیسای جی. (۱۸۷۸-۱۹۳۹)، در سال ۱۸۷۸ در شهرک یهودی نشین (شتلت) نزدیک کی‌یف، اکراین بدنیا آمد. پس از حضور در مدرسه سنتی یهودیان ( چدر) وارد دانشگاه کی‌یف شد، جایی که کار خود را بعنوان یک انقلابی آغاز کرد. در سال ۱۹۰۱، به عنوان رئیس کمیته مرکزی دانشجویان انتخاب شد، در حالی‌که هم‌چنین عضو گروه انقلابی فریهیت بود. در آوریل سال ۱۹۰۳ رژیم تزاری به دلیل نقش او در تشکیل گروه‌های دفاع از خود یهودی دستور دستگیری او را صادر کرد، که در آن‌زمان مجبور به مهاجرت به ویلنا، لهستان شد.

در ویلنا او عضو بوند یهودی بود، و برای فعالیت‌هایش دستگیر شد. در طول انقلاب سال ۱۹۰۵ در وین بود، و تمام اعلامیه های صادر شده توسط بوند را در آن دوره تألیف و تصنیف می‌کرد.

از سال ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۰ در هیلدربرگ تحصیل کرد، و در آلمان تا زمانی‌ بود که جنگ جهانی اول شروع شد. او قادر به بازگشت به روسیه نبود، و در سال ۱۹۱۵، به آمریکا مهاجرت کرد، جایی که بلافاصله به روزنامه روزانه  سوسیالیست «به پیش» کمک نمود.

در سال ۱۹۱۷ نویسنده اولین کتاب درباره انقلاب روسیه (روح انقلاب روسیه) بود و زمانی‌که فدراسیون سوسیالیستی یهودیان در سال ۱۹۲۱ انشعاب کرد، او رابطه اش را با «به پیش» قطع کرد و یکی از اعضای بنیان‌گذار حزب کارگران شد. او یکی از پیش‌تازان سازمان‌دهی در بخش یهودیان حزب، و بینان‌گذار روزنامه کمونیست روزانه ییدیش «صبح فریهیت»، و تا هنگام مرگ ویرایش‌گر آن بود. او هم‌چنین برای سال‌ها یکی ازعضای کمیته ملی حزب کمونیست آمریکا بود.

گذشته از مقالات بی‌شمار روزنامه و سرمقالات، او کتاب‌های بسیاری نوشت، و مسئول ترجمه چندین جلد کتاب از مجموعه آثار لنین به انگلیسی، هم‌چنین مترجم کتاب جنگ دهقانی انگلس در آلمان، ده روزی که دنیا را لرزان از جان رید، و آوای وحش از جک لندن به ییدیش است. او در ۲۲ نوامبر، ۱۹۳۹ درگذشت. دهه ها پس از مرگش، و تا زمانی‌که روزنامه در سال ۱۹۸۸ بسته شد،عکس او در سرصفحه «فریهیت» چاپ می‌شد.

https://www.marxists.org/glossary/people/o/l.htm#olgin-moissaye

برگردانده شده از:

Moissaye J. Olgin

Trotskyism

Counter-Revolution in Disguise

The Third Period

https://www.marxists.org/archive/olgin/1935/trotskyism/11.htm

***

بخش های ۱ تا ۹ در سایت هفته:

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء(۱)

پایگاه اجتماعی تروتسکیسم(۲)

تروتسکیسم به چه معناست؟(۳)

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۴)- انکار ساخت سوسیالیسم در یک کشور)

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۵)- انقلاب و دهقانان

کینه شتری تروتسکیسم با اتحاد جماهیر شوروی(۶)

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۷) – دشمنی کور تروتسکیسم با حزب کمونیست (بلشویک) و الکوی لنینیستی

https://mejalehhafteh.com/2017/07/17/

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء ۸) – کمیته انگلیس و روسیه

https://mejalehhafteh.com/2017/08/20/

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۹)-  انقلاب چین و خیانت تروتسکیسم

https://mejalehhafteh.com/2017/10/13/

https://mejalehhafteh.com/tag/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%86%D9%88%D9%8A%D8%AF%D9%8A/

***

بخش های ۱ تا ۹ در اخگر (ترجمه های آمادور نویدی)

http://amadornavidi.wordpress.com/

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۱) – حرفه یا مقام تروتسکی: موئیسای جی. اُلجین/ آمادور نویدی

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۲) – پایگاه اجتماعی تروتسکیسم/ آمادور نویدی

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۳) – تروتسکیسم به چه معناست؟: موئیسای جی. اُلجین / آمادور نویدی

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۴) – تروتسکیسم و انکار ساخت سوسیالیسم در یک کشور: موئیسای جی. اُلجین/ آمادور نویدی

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۵)- تروتسکیسم علیه انقلاب و دهقانان: موئیسای جی. اُلجین/ آمادور نویدی

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۶) – کینه شتری تروتسکیسم با اتحاد جماهیر شوروی: موئیسای جی. اُلجین/ آمادور نویدی

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۷)- دشمنی کور تروتسکیسم با حزب کمونیست (بلشویک) و الکوی لنینیستی

https://amadornavidi.wordpress.com/2017/07/17/

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء ۸) – کمیته انگلیس و روسیه

https://amadornavidi.wordpress.com/2017/08/20/

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۹) –  انقلاب چین و خیانت تروتسکیسم

https://amadornavidi.wordpress.com/2017/10/13/

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    رفیق آمادر نویدی درود بر شما،
    اینها دیگر ترتسکیست های نا آگاه و یا روشنفکرانی که از شنیدن نام کارگران و بخصوص انظباط کارخانه ای بهراس میافتند و کاری بجز بهتر دانی و فرماندهی از آنان بر نمی آید، نیستند.
    شاید در این قرن دیگر ترتسکیسم بشکل کلاسیک خود، آنهم بخاطر روشنگری های روزانه و عملیِ جورج بوشها و اوباماست های سبزها و اکنون ترامپ*) پایه وجودی ندارد! بخصوص ترامپ جوانان آزاد از کار بدنی را چشمانشان را لااقل در منطقه نفتی باز کرده است و بدام چنین بی وطنانی نمی افتند. حتی اگر این ترتسکیست ها از ایران تریبونالی هایِ پیروان منصور حکمتی و یا روزنامه نیمروزی و یا رویزیونیست های بتازگی ترتسکیست شده .. باشند.
    در این دوران چنین بی وطنانی ارگانهای «دولت دست ساز» کشورهای سرمایداری بوده و خود دولت ها در کنار «شلاق و نان قندی» سعی در زنده کردن ترتسکیسم مینمایند تا شاید جوانان کور و کر بمانند.
    آری این افراد دانسته و آگاهانه همچون وزارت اطلاعاتی ها و لباس شخصی ها، جیره خوار رژیم های خودی میباشند و جنایت های زیادی در کارنامه عملی خود دارند.
    ۱۲ آبان ۹۶
    سپیده

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

  2. با درود به خوانندگان و تشکر از سایت هفته جهت انتشار ترجمه هایم.
    یک خواننده منصف وقتی که این باصطلاح کامنت جناب بی‌وطن را می‌خواند، حتما وقتی‌که به این قسمت از کامنت می‌رسد که می‌گوید:«نقش لنين در كنار تروتسكي بعنوان رهبران انقلابي برجسته بود»، ناخودآگاه حالیش می‌شود که این تروتسکی بود که در کنار رفیق لنین – رهبر انقلاب بود یا آورده شد و نه برعکس، آن طوری‌که ایشان القاء می‌کند؟!
    و یا «سرمایه داری در سال ۱۹۲۸ از عینک… »، این‌هم یک دروغ و برچسب دیگری‌ست که فقط از عهده ضدانقلاب تروتسکیست برمی آید. چرا که اگر رفیق استالین و رفیق مائو علیه سرمایه داری نبودند و راه منشویکی را پیمودند، پس تروتسکی ( ضدانقلاب در خفاء) که از ابتدا از یک شاخه به شاخه دیگر (و تا به آخر منشویک) ماند، خواهان چه بود – آن‌هم بویژه در ارتباط با اتحادجماهیر شوروی سوسیالیسیتی و پس از آن انقلاب چین!؟ بنظر می آید که جناب بی‌وطن دوران رفیق استالین را با دوره خروشچف قاطی کرده است و یا همان گونه که ذکر شد جهت القاء به خواننده جوان، با دروغ، تاریخ را جعل کند – همان گونه که تروتسکیست، ضدانقلاب در خفاء کرده و می‌کند!
    و یا «تروسكيسم تكامل دهنده همان ماركسيسم است كه لنين و …»، یعنی رفیق لنین و لنینست ها می بایست تروتسکیست (بخوان ضدانقلابی می‌شدند)، که مارکسیست تکامل یابد و بالاخره همان بنظر این جناب بی‌وطن، حتماً مانند خاتم النبیاء- دیگر «پیشوایی» نمی آید و همه باید برای آن کسی که سقط شده است، تا ابد سر تعظیم بیاورند و لاغیر! خنده دارست، نه!؟
    ویا «ٰتروتسكي رهبر كل ارتش سرخ و رهبر …»، خوب می‌شد چندتا مدال هم به سینه اش می‌چسباندید! ولی در حقیقت، هر مقام و منصبی که حزب بلشویک برهبری لنین و زیر نظر بلشویک‌ها و پس از آن برهبری معمار سوسیالیسم – استالین به این ضدانقلابی (تروتسکی) دادند، بجز خراب‌کاری و به کشته دادن کارگران و سربازان شوروی، کاری از پیش نبرد، چون خودخواه و خودرأی بود، تا بالاخره بخاطر فراکسیونیسم و سرپیچی از مقررات – اساسنامه حزب اخراجش کردند.
    ویا «استالينيسم و هر كي در پي اين پديده ملوث با روش منشويسم…»، درست مانند گذشته و زمان لنین – ولی این‌بار «پیشوا»، علیه رفیق استالین شروع به مخالفت گذاشت. آخر چگونه است که کسی جانشین رفیق لنین بشود، ولی از ریشه منشویک و نه بلشویک باشد؟! این تنها از ترشحات افکار تروتسکیست‌هایی از نوع جناب بی‌وطن سرچشمه می‌گیرد و لاغیر! اصلاً، تروتسکی منشویک بود و منشویک هم باقیماند – اگرچه تروتسکیست‌ها او را خالص ترین لنینیست (در اصل ضدانقلاب در خفاء) می‌خوانند که فقط چند ماه قبل از انقلاب جبهه عوض کرد – مانند همیشه از شاخه ای به شاخه دیگر پرید و شانس خود را امتحان کرد، که نتوانست به اهداف پلیدش برسد، وگرنه چرا تروتسکی (این ضدانقلاب در خفاء)، جزو ۵ نفر کمیته انقلاب نبود؟! حتماً، داشت انقلاب را از پشت میز کارش رهبری می‌کرد – آن‌هم در لباس رفیق لنین!
    و اما حُسن ختام! این جوجه تروتسکیست‌های رنگارنگ – در گروهک‌های انگشت شمار – چند نفره و با اسامی مختلف هستند که در استرالیا و در اروپا و آمریکا و با حمایت دولت های سرمایه داری و امپریالیست‌ها (بخوان ضدانقلاب) از ابتدا در جنبش کارگری و کمونیستی اصیل جهان تفرقه انداخته اند و می اندازند. خوانندگان جهت اطلاعات بیش‌تر درباره تروتسکی و تروتسکیسم (این ضدانقلاب در خفاء) می توانند به بخش های ۱ تا ۹ کتاب تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء در همین سایت هفته:
    https://mejalehhafteh.com/tag/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%86%D9%88%D9%8A%D8%AF%D9%8A/
    و یا اخگر(ترجمه های آمادور نویدی)
    http://amadornavidi.wordpress.com/
    رجوع کنند.
    در خانه اگر کس است یک حرف بس است!

    دوست داشتن

  3. ستيز بيوطن says

    ستيز
    بر اندازي سيستم سرمايه داري كه در روسيه با يك سازماندهي و پشت كار پيشروان انقلابي متشكل از ماركسيست هاي انقلابي از درون جنبش هاي كارگري همانند تروتسكي كه خود رهبري شوراي كارگران در پتروگراد بدست داشت سازمان دادند و نقش لنين در كنار تروتسكي بعنوان رهبران انقلابي برجسته بود. در اكتبر در سال ١٩١٧ بزرگترين ضربه و شكست را به ماشين سرمايه داري كه كارگران روسيه داد و تاريخ ساز شد كه هرگز تاريخ نظيرش را نديده بود و نه پس از شكست اين انقلاب مثال بوجود امد. بله سرمايه داري كه در يك صد سال قبل بود ماهيت ان همان ارتجاعي كه بوده هنوزم وجود دارد و پايه هاي حمايوي ان رفته رفته با گذشت يك قرن از انقلاب زوسيه در شكل و روند ستمگر و شيوع كار ان در اسثتمار همان كه بود هست. اين شايد تنها از عينك استالينيست ها و مايويست ها شيوع مناسبات سرمايه داري را كه بعد ١٩٢٨ ذكر كردند شايد با ترحم ديده باشند و همان تز هاي انقلاب مرحله ايي و تباني كارگران انقلابي با بورژوازي را بنام «خلق» در يك بلوك چهار طبقه ايي بوجود اوردند چون اينها فكر ميكردند كه سرمايه داري در ١٩١٧ وحشت ناك بود و پس از ان چهره دوستانه گرفته بخود و با اين كار منشويكي خود راه انقلابات سوسياليستي به رهبري كارگري را جاگزين انقلابات پسا مناسبات فيودالي انقلابات «بورژوا ديموكراتيك » نسخه كشي كردند و با اين انحرافات منشويكي باعث قتل عام مليون ها كارگر انقلابي در روي جهان شدند.
    تروسكيسم تكامل دهنده همان ماركسيسم است كه لنين و ديگر كادر هاي انقلابي و كارگران سوسياليست در درون جنبش انقلابي اصيل بلشويسم بر شان ملموس بود مي باشد. تروتسكيسم كه با انحرافات استالينيستي و و تضاد هاي عمده و نيمه عمده و پوره عمده و كمي عمده ضعيف در سرمايه داري و نمي دانم در خط امپرياليسم و صد ها روش هاي بورژوا گونه و ضد انقلابي و ضد ماركسيستي استالينيسم مبارزه كرده را هيچ عنصري نمي تواند پنهان كند اگر پس از لنين كسي در روند تكامل انقلاب هاي سوسياليستي در سطح جهان براي پياده كردن ميراث انقلابي ماركسيستي مبارزه كرد اون تروتسكي رهبر كل ارتش سرخ و رهبر بزرگترين توده كارگران روسيه بود.
    استالينيسم و هر كي در پي اين پديده ملوث با روش منشويسم جز چهره بورژوازي در درون يگانه انقلاب سوسياليستي و يك عنصر تصادفي در انقلاب چيزي ديگري نبود و جنبش هاي كه باورمند به مبارزه ضد سرمايه داري و امپرياليسم است و پاسدار ميراث انقلاب بلشويك -لنينست اين را درك دارد.
    براي جنبش انقلابي كارگر كه امروز براي بسيار مدت دراز است كه با تز هاي از دل در اورده استالينيسم و دوره بندي هاي بي ارتباط از شرايط سرمايه داري و تقسيم ان به دوره يك دو سه چهار نمي دانم پنج و …. هفتاد و هشتاد توهم زدايي ميكند و مي خواهد ادعا كمونيست بودن را كند و در كوبا چين ايران افغانستان ….. جز استالينيسم در در خدمت و كار امد براي ضد انقلاب مانند يك دولت اخوندي در ايران و يك دولت و اشغال امپرياليسم در افغانستان هيچ كسي ديگري خدمت نكرده و امروز سرمايه داري و امپرياليسم در هر شرايط است صرف مديون خدمات استالنيسم است . بوركراسي و ترم تروريستي استالين جنبش هاي انقلابي را رو گردان از مبارزه سوسياليستي كرده بخصوص در اروپا كه هر روزه به احزاب سوسيال ديموكرات و رفرميست ها رجوع ميكنند.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.