استثنا, سرتیتر

تاًملی دیگربار بر طرح خاورمیانه ی سوسیالیستی – وزیر فتحی

armut_908

وزیر فتحی

منتشر شده درفراپیش

بیست و سوم نوامبر 2014 برابر با دوم آذر ماه 1393 طرح خاورمیانه ی سوسیالیستی در قالب گفتگویی اختصاصی با عنوان « خاور میانه و بدیل ِ ما » با تلویزیون دریچه انتشار یافت .(1) زمان ، زمانی بود که « دولت اسلامی در عراق و شام » – داعش – پرچم خلافت را در قلب و پهلوی سرزمینهای عراق و سوریه فرو برده و کوفته  بود و « خلافت » را در پسا مرگ ِ ناسیونالیسم عربی و درهم کوبیده شدن افعانستان و عراق و لیبی توسط امپریالیسم ترانس آتلانتیک ؛ همچون راه حل نهایی خاورمیانه ؛ بر می کشید . ابرهای تیره و تار ،  آسمان ِ خاورمیانه را فراگرفته بود و بر زمین خونین اش یاًس و نومیدی می بارید . خاورمیانه را از سویی ترکیبی از گردباد ِ جنگ های نیابتی فی مابین ِ قدرت های نوظهور منطقه ای  و  رقابت های  جغرا- سیاسی قدرت های جهانی  و پیشرویهای امپریالیسم ترانس آتلانتیک  در هم می نوردید واز سوی دیگر الزامات پیشبرد طرح خلافت داعش – از جمله : محو و حذف تنوعات قومی – مذهبی ِ منطقه با توسل به زور عریان و کشتار وحشیانه و بیرحمانه وبه  تسلیم واداشتن غیر مسلمانان و به اسارت و انقیاد درآوردن زنان و سلب تمامی دست آوردهای مدنی ِ مردمان آنجا  ؛ منطقه را به جهنمی غیر قابل تحمل تبدیل میکرد که آینده ی تاریک و سیاهی بیش در انتظارش نبود .

بازتاب و پیامد های چنین وضعیت فاجعه باری نه تنها سیل مهاجران و پناهندگانی بود که دل به دریا می زدند و تن به امواج خروشان می سپردند تا به همان جوامعی بگریزند  که سر کردگان و حاکمان و دست اندر کارانشان خود در بوجود آوردن چنین فاجعه ای دست داشتند ؛ بلکه مات و مبهوت و میخکوب  شدن بسیاری از رادیکالترین و دلسوز ترین و متعهد ترین عناصر چپ و انقلابی را هم به همراه داشت . صرفنظر از باندهای تبهکار چپ نمایی همچون حکاکا که همواره – هم آن زمان و هم اکنون – ابواب جمعی ِ پیشبرد سیاستهای امپریالیستی – صهونیستی بوده اند و همچنان  و هنوز هم هستند ؛ وصرفنظر از جریانات چپی که  کودتاهای فاشیستی را انقلاب میخواندند و کجدار و مریض با دموکراسی سرمایه داری غرب معاشقه و باجنبش سبز و اصلاح طلبان مغضوب ِ جمهوری اسلامی مغازله میکردند ؛ نزدیکترین رفقای ما هم یگانه  میدان نبرد واقعاً موجود برای رهایی را  شرق اکراین ومنظقه ی  دنباس  می دانستند و مشعل سوسیالیسم را در آنجا میجستند و در خاورمیانه  نیرویی نمی دیدند که  چنین پرچمی برافرازد ودر برابر فراخوان مابرای به پیش کشیدن بدیل ِ  اتحادیه ای از خاورمیانه ی سوسیالیستی  به صراحت میگفتند که  در خاورمیانه زمینه اش نیست .

ما در آن زمان معتقد بودیم و هنوز هم هستیم که این خاورمیانه است که گره گاه اصلی سرنوشت عصر جدید جهان است و اگر « زمینه »  ای نیست ، میبایست آن را فراهم ساخت و اگر همچنان برآنیم که سرانجام دو راه درپیش است : یا سوسیالیسم و یا بربریت ! ما معتقد بودیم و دوسال بعد – یعنی درست در 21دسامبر2016برابربا اول دی ماه 1395 – هم بر این باورمان پای فشردیم که :

«   شکست «خلافت اسلامی » و داعش ، قطعی ست و این شکست پیش و بیش از آنکه شکستی تشکیلاتی – نظامی باشد ، شکستی استراتژیک و ایدئولوژیک برای داعش بوده و پایانی ست بر نوزاد نامشروعی به نام طرح خلافت . مردم سوریه و عراق و کل خاورمیانه به این « آلترناتیو» جعلی نه گفته اند . آری شکست داعش قطعی ست  … دوران ناسیونالیسم عربی هم  چه در هیئت ناصریسم و چه در اشکال بعث  ایسم  ، دیری ست که سپری شده است و اساساً ظهور داعش و صعود پرچم « خلافت » – حتی برغم سقوط ِ  محتوم اش – خود ، مبیّن آنست که ناسیونالیسم عربی پاسخگوی مطالبات خاورمیانه و الزامات دگرگونی های آن نیست . ناسیونالیسم  ترکی هم اگر امروزه کارایی می داشت ، بورژوازی ترکیه سکان مناسبات مسلط را به حزب عدالت و توسعه ی اسلام اردوغانی نمی سپرد . »(2)

ما درآن زمان معتقد بودیم و هنوز هم هستیم که : 

«  یگانه آلترناتیو مردمی و انسانی یی که میتواند متضمن همزیستی مسالمت آمیز و با حقوق برابر و برادری طبقاتی  باشد ، خاورمیانه ای سوسیالیستی ست و بهترین و آسیب ناپذیرترین شکل  تحقق آن هم اتحادی از جمهوریهای سوسیالیستی است که پیوست ِ داوطلبانه و حقوق برابر و آزادی زبان ها و مذاهب برای همه ی ملل و اقوام تشکیل دهنده ی آن ، ارکان وستونپایه های ساختمان ِ آنند »(3)

تاًکید بر نقاط قوت طرح

امروز و در سالگرد طرح آن مبحث لازم است در تاملی دگر بار ، بر نقاط قوت آن  تاً کید  ، و به کاستی های آن نیز  اشاره کنیم و پیمان ببندیم که به آن ها نیز درآینده بپردازیم اگرچه برآنیم که که این کاریست کارستان و ورود همه ی نیرهای متعهد و انقلابی و سوسیالیست و کمونیست را می طلبد چرا که طرح این بحث و به پیش کشیدن این آلترناتیو نه به معنای اینست که ما مبدع و مخترع بلافصل آنیم و نه بدان معناست که لزوماً خود تمام کننده ی آن خواهیم بود ؛ این کاریست که حرکتی جمعی ودر سطح خاورمیانه می طلبد  .

و اما گذری بر آنچه گذشت :

1-خاورمیانه ی سوسیالیستی ، بدیلی ست در برابر نظام سرمایه داری و طرح های امپریالیستی

2-خاورمیانه ی سوسیالیستی بدیلی ست در برابر طرح های شکست خورده ی «سوسیالیسم واقعاً موجود» شوروی و بلوک شرق و سوسیالیسم ِ چینی

3-خاورمیانه ی سوسیالیستی بدیلی ست در برابر طرح های شکست خورده ی ناسیونالیسم عربی و سوسیالیسم بعثی

4-خاورمیانه ی سوسیالیستی بدیلی ست در برابر جمهوری اسلامی و مناسباتی که این رژیم حامل و پاسبان آنست

ما در همان گفتگوی مورد اشاره موارد زیر را تصریح و بر آنها تاًکید کردیم :

الف : بدیل ما برغم شباهت ها در عنوان ، بکلی با تمام تجربیات تاکنونی و مشخصاً با تجربه ی اتحاد شوروی متفاوت و از آن متمایز است

ب- آزادی و برابری از نظر ما جدائی ناپذیرند . جائیکه آزادی نباشد ، برابری ممکن نیست .

ج – سوسیالیسم برای ما یک سیستم تولید و توزیع ِ صرف نیست بلکه پیش و بیش از هرچیز یک مناسبات انسانی ست

ش- مناسبات مد نظر ما آنیست که در آن مالکیت خصوصی  بر ابزار تولید ، ملغی ؛ و مالکیت اجتماعی جایگزین آن میشود و بدین ترتیب اساس استثمار و نابرابری برچیده میشود

د- نظام کارمزدی در این مناسبات لغو میشود ، نظامی که از ارکان برده داری نوین است

ر- اتحاد جماهیر مورد نظر ما اتحادیه ای ست از خاورمیانه که داوطلبانه و اگاهانه تاً سیس می شود

خ – مذاهب و بی مذهبی در این اتحادیه آزاد اند و پیروان آنها از حقوق برابر و بی تبعیض برخوردارند و همزیستی مسالمت آمیز قانوناً و عملاً تضمین میشود.

ک- مردمان خاورمیانه به زبانها و گویش های گوناگونی صجبت میکنند . کلیه ی زبان ها و گویش ها در این طرح و  مناسبات جایگزین ، آزاد اند و همه گی رسمی تلقی می شوند .

ق- سین ِ سرآغاز تاسیس این اتحادیه ، سرنگونی همه ی رژیمهای موجود و مانع منطقه و خلع ید از بورژوازی ست

ی- سنگ بنای این اتحادیه میتواند از هر و در هر  جایی بنا شود که مردم آنجا به پیشاهنگی و رهبری کارگران و زحمتکشان ، بورژوازی را خلع و سکان هدایت کشتی جامعه ی خویش را بدست گیرند .

همچنین از دیگر نکات درست بحث ، تاًکید ما در رد ناسیونالیسم کردی ست که در متن بیانیه ی « ایران و جهان ؛ چشم اندازها و مواضع ِ ما » بدان پرداخته ایم :

« ناسیونالیسم کُردی هم امروزه بر طبل جنگ می کوبد وقتی که در این گیرو دار وهنگامه ، منافغ بورژوایی اش را دربُرش و برداشتن تکه هایی ازاین منطقه ی مجروح جستجو می کند . ما بر آنیم که اکنون و اینجا دم زدن از اصل « حق تعیین سرنوشت » ، یعنی واپسگرایی مطلق و بر افروختن آتش جنگ بی پایانی که پیش و بیش از هرکسی خود مردم کرد را در زبانه های یش خواهد بلعید و به خاکستر خواهد نشاند ! بیش از یکصد سال است که خاورمیانه و بویژه ایران ما درگیر مبارزات مدنی و جنبش های اجتماعی و انقلاب سیاسی ست . اکنون که به مرحله ای پا نهاده ایم که در انقلاب اجتماعی ِ آتی به نتائج ایثار یکصد سال گذشته مان امیدوار شویم ؛ تبدیل این نبرد تاریخی – طبقاتی ِ  ما به جنگ ها و منازعات قومی ؛ عین واپسگرایی و حتی جنایت علیه بشریت است !»(4)

بویژه امروزه و در پرتو فتنه ی رفراندم کردستان عراق می بینیم که چگونه می رفت تا این «رفراندم»  خاورمیانه را در دوران پسا داعش به گرداب خونین جدیدی در افکند و امکان امر انکشاف مبارزات طبقاتی و عروج سوسیالیسم و برابری در این منطقه را با چالشی مرگبار روبرو سازد . 

«خاورمیانه ی فردا در صورتی رنگ آرامش و آسایش را به خود خواهد گرفت که با پذیرش و برسمیت شناختن تنوعات قومی و مذهبی بربریت سرمایه داری را کنار زده و راهی به سمت آزادی و برابری بگشاید . راهی که ما برانیم که از سمت وسوی سوسیالیسم می گذرد .»5)

اهمیت و ارزش چنین فرازهایی هنگامی دوچندان می نماید که ببینیم چگونه بدون داشتن چشم انداز و آلترناتیو سوسیالیستی فراگیر برای کل منطقه  ؛ در مواجهه با حوادث متحدثی همچون رفراندم کرستان عراق و در مقابله با آن ممکن است  به ورطه ی نگره های رئال پولیتیکی – همچون حشمت رئیسی – افتاد و با آن مخالفت کرد از آنرو  که این کاری « احمقانه » است و سران اقلیم کردستان عراق موازنه قوا و مخالفت دولت های همسایه ایران و ترکیه و سوریه و قدرت های جهانی مانند امریکا و اروپا را نادیده گرفتند (6)؛ و یا همچون مرتظی محیط از سر عرق ملی به فریاد درآمد و آن را محکوم کرد(7)؛ و یا مانند مهران زنگنه رفراندم کردستان را در تحلیل سیاسی ، نادرست ارزیابی کرد و با آن مخالفت نمود  اما در جهتگیری سیاسی با اعلام اینکه : « کرکوک و مناطق مورد مناقشه را نیروهای دولت مرکزی عراق اشغال کردند.»(8)دم خروس این آرزو از زیر ردای چپ نمایش بیرون بزند که  « فرودستان و سازمان‌هایشان » – لابد برای بدست گرفتن همان پرچم ناسیونالیسم کردی اما این بار بنام چپ و سوسیالیسم و کمونیسم – باید پا به میدان بگذارند  !

اشاراتی به کاستی های بحث

برغم نکات مثبتی که بر شمردیم ؛ طرح خاورمیانه ی متحد سوسیالیستی کاستی هایی دارد که میبایست بدانها پرداخت . ازجمله اینکه :

– استراتژی ما برای تحقق این طرح چیست ؟

– کدامیک در اولویت نخست اند و در گام اول مطرح اند : انقلاب سیاسی یا انقلاب اجتماعی ؟

– نحوه ی اعمال هژمونی طبقه ی کارگر و خلع ید از بورژوازی

– مسئله ی مجلس موسسان

و…و… و…

درمسیر فراپیش

وظیفه ی همه ی ماست ، مسئولیت همه ی آنانی ست که به تغییر وضع کنونی می اندیشند  ، و به ضرورت انقلاب معتقدند ،  و آزادی و برابری را میطلبند ؛  که طرحی نو در اندازند و  مباحثات آن را پیش ببرند . ما هم تلاش کرده ایم گامی بسیار کوچک و البته در حد و مقیاس توان خویش در این زمینه برداریم .

نه به جنگ های قومی

نه به منازعات مذهبی

نه به مداخلات امپریالیستی

زنده باد خاور میانه ی متحد سوسیالیستی

وزیر فتحی

اول نوامبر 2017

برابر با 10ام آبانماه1396

abstanhalter1

پی نوشت ها

1-

https://www.youtube.com/watch?v=SZJxJ_i3yBw&feature=youtu.be

2-

ایران و جهان ؛ چشم اندازها و مواضع ما

https://farapish.wordpress.com/2016/12/21/39/#more-39

3و4و5 –

همان

6-

https://www.youtube.com/watch?v=E60oJyITchM&feature=share

7-نگاه کنید به برنامه های تلویزیونی مرتظی محیط در دوره مور بحث در باره رفراندم کردستان

8-مهران زنگنه : چرادرکرکوک مقاوت صورت نگرفت

اینجا