مراسم و یادبودها, سرتیتر

علی اشرف درویشیان قلم تهیدستان و زحمتکشان چشم از جهان فرو بست

darvishian-5

علی‌اشرف درویشیان – گوتنبرگ سوئد، می ۲۰۱۳ – عکس: بهنام دارایی‌زاده

علی‌اشرف درویشیان نویسنده متعهد به طبقات زحمتکش و تهیدست وطنمان پس از یک دوره طولانی بیماری ساعتی پیش در کرج چشم از جهان فرو بست.

علی‌اشرف درویشیان؛ داستان‌نویس و پژوهشگر حوزه ادبیات مردمی در ۷۶ سالگی درگذشت.

بانو «شهناز دارابیان» همسر علی اشرف درویشیان درگذشت این نویسنده بزرگ را تایید کرده و اعلام کرد وی بر اثر نارسایی ریوی درگذشته است.

علی‌اشرف درویشیان ۳ شهریور سال ۱۳۲۰ در در شهر کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش اوسا سیف الله آهنگر بود و در گاراژ کار می‌کرد. مادربزرگش نیز زنی دنیا دیده و با تجربه و سرد و گرم چشیده بود‌‌. در گفتن افسانه‌ها و قصه‌های عامیانه مهارت عجیبی داشت‌‌. درویشیان بسیاری از افسانه‌های او را در کتاب افسانه‌‌ها و متل‌های کردی آورده ‌است.

درویشیان در سال ۱۳۳۷ پس از گذراندن دوره‌ دانشسرای مقدماتی کرمانشاه، ۸ سال در روستاهای کرمانشاه و گیلا‌نغرب آموزگار بود. در سال ۱۳۴۵ در دانشگاه تهران در رشته‌ ادبیات فارسی و سپس تا کارشناسی ارشد روان‌شناسی تربیتی درس خواند و همزمان در دانشسرای عالی تهران تا رشته‌ مشاوره و راهنمای تحصیلی پیش رفت.

از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ در پوران سلطنت شاه سابق ایران به سبب نوشتن کتاب «از این ولا‌یت» و فعالیت‌های سیاسی ۳ بار توسط babamساواک دستگیر و ممنوع‌ القلم شد. درویشیان در کتاب‌هایش زندگی کودکان فرودست و مقاومت و تلا‌ش پیوسته‌ آن‌ها را در زندگی نشان می‌دهد. درویشیان 6 سال به خاطر انتشار کتاب‌هایش در زندان بود. مجموعه‌ «فصل نان» و قصه‌ «رنگینه» را در زندان نوشت و توسط همسرش به خارج از زندان فرستاد‌.

وی در بسیاری از آثارش ازجمله در آبشوران، سال‌های ابری، فصل نان و همراه آهنگ‌های بابام به زندگی خودش و سختی‌های آن سالها پرداخته است.

در سال۱۳۳۶ که به دانشسرای مقدماتی کرمانشاه رفت، روز به روز علاقه‌اش به مطالعه بیشتر شد. در تابستان ۱۳۵۰ در کرمانشاه به خاطر فعالیت‌های سیاسی و نوشتن مجموعه داستان‌های «از این ولایت» دستگیر شد. پس از 8 ماه آزاد شد و دو ماه بعد دوباره در تهران دستگیر شد و به هفت ماه زندان محکوم. در پی این موضوع از شغل معلمی منفصل و از دانشگاه اخراج شد. بار سوم در اردیبهشت ۱۳۵۳ دستگیر و به یازده سال زندان محکوم شد، در حالی که سه ماه بود ازدواج کرده بود اما سرانجام در آبان ماه ۱۳۵۷ با انقلاب مردم ایران از زندان بیرون آمد.

faslenannآثار این نویسنده عبارتنداز: بیستون، آبشوران، فصل نان، همراه آهنگ‌های بابام، گل طلا وکلاش قرمز، ابر سیاه هزار چشم، روزنامه دیواری مدرسه ما، رنگینه، کی برمی‌گردی داداش جان، آتش در کتابخانه بچه‌ها، چون و چرا، داستان‌های محبوب من، سلول 18، سی و دو سال مقاومت در زندان‌های شاه، افسانه‌ها و متل‌های کردی، سال‌های ابری، درشتی، مجموعه 20 جلدی فرهنگ افسانه‌های ایرانی با همکاری رضا خندان مهابادی، واژه نامه گویش کرمانشاهی، یادمان صمد (صمد بهرنگی) شب آبستن، از این ولایت، قصه‌های آن سال‌ها و خاطرات صفر خان (صفر قهرمانیان).

منبع خبر ایلنا

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    سعدی که دوران برده گی اش وی را به علم ماتریالیسم و دیدی دیالکتیکی مجهز کرد، چه خوش گفت:
    . «مرده آنست که نامش به نکویی نبرند»

    …این سراییست که البته خلل خواهد کرد / …
    ای که بر پشت زمینی همه وقت آن تو نیست / دیگران در شکم مادر و پشت پدرند
    گوسفندی برد این گرگ معود هر روز / گوسفندان دگر خیره درو می‌نگرند
    آنکه پای از سر نخوت ننهادی بر خاک / عاقبت خاک شد و خلق به دو می‌گذرند
    کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق / تا دمی چند که ماندست غنیمت شمرند
    گل بیخار میسر نشود در بستان / گل بیخار جهان مردم نیکو سیرند
    سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز / مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
    [سعدیا مرد {یا زن/سپیده} نکونام نمیرد هرگز / مرده آنست که نامش به نکویی نبرند]

    رفقا در این مورد میبایستی سعدی نغز گو را تصحیح میکردم، زیرا در این مورد خاص مانند سرگذشت خانم ساتراپی؛
    نیک یاد درویشان داستانهای مادر بزرگش را با فهم طبقاتی خود بازتاب داده است و کاملا ناجوان زنی میباشد که آنرا فقط بمردان بسپاریم.
    متاسفانه تاکنون بخاطر وظایفی که داشته ام موفق بخواندن از وی نگردیده ام ولی نیک یاد درویشیان همانطوریکه از کارنامه اش برمی آید از همردیفان شاعر مبارز «صمد بهرنگی» که مورد نفرت شاه و اکنون سرمایداری اسلامی ایران است، بوده است که خود دلیلی بر محبوب بودن برای قلبهای ایرانی میباشد.
    یادش گرامی باد!
    اردادتمند سپیده

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.