گوناگون, سرتیتر

«گریز»

Sherko Bekas

من از این سرزمین چه خواستم

جدا از تکهای نان

گوشهای سرشار از  اطمینان 

جیبی سیرو

مُشتی آفتابِ آرام

بارانی از دوست داشتن و

پنجرهای باز  به سوی آزادی و عشق.

من بیش از این چه خواستم

که  هرگزنبود.

تا که  نیمه شبی

دروازهای را شکستم

رفتم

برای همیشه رفتم.

«شیرکو بیکس»

ترجمه: علی رسولی

www.alirasoli.com

۱ دیدگاه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.