اخبار ویژه, سرتیتر

گزارش اولیه از مناظره در رادیو یک هلند در باره قوانین سختگیرانه جدید دولت هلند و اخراج اجباری پناهجویان

Ahmad_Pouri_Kدیشب در رادیو یک هلند، مناظره موفقی با آقای لنارد فان میل نماینده راست افراطی شورای شهر روتردام داشتم. برنامه در ساختمانی در شهر روتردام برگزار شد که آنجا بیش از 30 نفر پناهجوی غیرقانونی یا بدون مدرک بودند. بعضی از آنها حتی بیش از 30 سال است که بدون داشتن سرپناهی و بدون دریافت هیچگونه حمایت دولتی، با «کار سیاه» در بدترین شرایط به زندگی خود ادامه می دهند.
بعد از برنامه هم با این انسانهای به اصطلاح «غیرقانونی» صحبت کردم. گوش کردن به داستان زندگی این افراد و رفتار دولتهای اروپایی با آنها واقعا دل هر فردی را که ذره ای وجدان و انسانیت در او باقی مانده باشد بدرد می آورد…

انسان غیرقانونی عاری از حقوق بشر!
دولتهای اروپایی موجودیت آنها را در عمل انکار می کند! موجودیت و حضور آنها را در اوراق رسمی باطل کرده اند و با آنها به مثابه انسانهایی که وجود ندارند رفتار می کنند! در حالیکه آنها زنده هستند و در خیابانها راه می روند، مشکلترین کارها را با کمترین دستمزد و بدون داشتن بیمه سلامتی و … انجام میدهند! ولی جامعه و دولتهای اروپایی وجود آنها را انکار می کند!… آنها برده های مدرن در قرن بیست و یکم هستند! بخاطر راسیسم نهادینه شده در جوامع اروپایی توسط دولتها و سیاستمداران راست افراطی حتی موجودیت و هستی این انسانهای زنده انکار می شود!… همه جا حقوق انسانی شان پایمال می شود و با سد و موانع قانونی روبرو می شوند. قوانینی که اساسا حقق بشر را مد نظر قرار نمی دهد و به نفع طبقه حاکم و استثمارگران و شرکتهای چند ملیتی و میلیاردرهاست…
کسانیکه پرونده پناهندگی شان بسته می شود، و به اصطلاح غیرقانونی می شوند، حق کارکردن، درس خواندن، اجاره خانه و … را ندارند! بزبان دیگر دولت هلند چنان زندگی آنها را به جهنم تبدیل می کند که داوطلبانه به کشوری برگردند که از آنجا با آنهمه هزینه و ریسک در رفته اند! …
حقوق بشری که می گویند باید به هر انسانی تعلق داشته باشد، بطور ساختاری و آگاهانه از آنان دریغ می شود!… آنها حتی حق حق داشتن ندارند…
زندگی آنها به معنی واقعی کلمه » یکی داستان است پر آب چشم!…»

می گویند در جهنم مارهایی هست که انسان از دست آنها بدهان اژدها پناه می برد! احزاب راست افراطی می خواهند اروپا را به چنین مکانی برای پناهجویان و خارجی ها تبدیل کنند!

انسانهای نا آگاهی که به هرقیمتی می خواهند خود را نجات دهند ولی در لجنزار فرو می روند!

غم انگیزتر از همه این است که برخی از هموطنان ما از همان احزاب راست افراطی که مسبب وضعیت موجود هستند، حمایت می کنند! فکر می کنند با تملق از رهبران سیاسی حاکم می توانند در نظامی که قانون جنگل حاکم است آینده خود را تضمین کنند… بجای همبستگی با هم سرنوشتهای خود، همانند نمایندگان طبقه حاکم با طرد و تحقیر قربانیان نظام حاکم سعی می کنند موقعیت متزلزل خود را تثبیت کنند!
تنها راه نجات انسانهای له شده، آگاهی و همبستگی انسانی بین آنان و دامن زدن به مقاومت خلاق و هوشمندانه جهت دفاع از منافع جمعی شان است. نه تملق و پناه بردن به آغوش کسانیکه آنها را به زندگی برده وار محکوم می کنند!
آنها فراموش کرده اند که اگر در اروپا اقامت پناهندگی یا انسانی گرفته اند، تنها به خاطر تلاش های احزاب چپ مانند حزب سوسیالیست و سبزهای چپ یا سازمانهای مدافع پناهجویان توانسته اند از موقعیت مناسب بهرمند شوند…
در تمام طول تاریخ اساسا احزاب و نیروهای چپ برای جامعه ای انسانی و حقوق زنان و اقلیتهای مبارزه کرده اند! یادمان باشد که در کشور سوپر مدرن و ثروتمند سویس در سال 1972 زنان حق رای بدست آورند ولی از زمان مارکس دفاع از حقوق برابر انسانها مهمترین وظیفه مارکسیستها و سوسیالیستها بود! آلکساندرا کولونتای یکی از آزادیخواه ترین زنان انقلابی، در سال 1917 در دولت لنین اولین زنی بود که درتاریخ بشریت وزیر شد!… فردا صدمین سالگر انقلاب اکتبر است. انقلابی که دنیایی نوین و دریچه ای از امید را بروی طبقات زحمتکش و محروم باز کرد!…
جملات فوق به این معنی نیست که من تمامی کارهایی را که در دولتهای سوسیالیستی انجام شد تایید می کنم. ما باید با شجاعت از دستاوردهای مثبت آنها که برای بشریت مهم است دفاع کنیم و از نکات منفی آنها انتقاد کنیم تا در آینده این اشتباهات را مرتکب نشویم. سوسیالیسم یک مذهب مقدس نیست که توسط یک پیغمبر یکبار برای همیشه تدوین شده باشد! سوسیالیسم باید در خدمت بشریت باشد نه برعکس! بطور مرتب با توجه به رشد علم و دانش و تکنولوژی و نیروهای مولده و مناسبات اجتماعی تکامل یابد!…
من برای سوسیالیسمی مبارزه می کنم که در آن بشریت به معنی واقعی کلمه به قله های ناشناخته ای از عدالت اجتماعی، آزادی و رهایی صعود کند و بطور دائم اشتباهاتش را نقد کند تا راه پیشروی در آینده را هموار کند…
سعی می کنم در اولین فرصت در باره این برنامه رادیویی و نتایج آن بنویسم.
قرار است وزیر دادگستری نظر خود را درباره سیاست اخراج پناهجویان و چگونگی بازگشت اجباری پناهجویان ایران بگوید…

از شانزدهم تا بیستم نوامبر برای شرکت در کنفرانسی اروپایی در مورد وضعیت و قوانین پناهندگی به آتن می روم…
پوزش از تمام دوستان ارجمندی که از کشورهای مختلف سئوالهای زیادی را مطرح کرده اند و بعلت شدت کارهای روزانه پناهجویان هنوز نتوانسته ام به آنها جواب دهم …
حق تقدم شماره یک من رسیدگی به مسائلی است که به نفع همه پناهجویان است. شاید جواب دادن به سئوالهای شخصی دیر شود ولی فراموش نمی کنم… در اولین فرصت سعی خودم را خواهم کرد…
می توان این مسائل را سریعتر حل کرد به شرط اینکه ایرانیانی که جواب اقامت خود را دریافت می کنند فورا همه چیز را فراموش نکرده و ارتباط شان را با ما قطع نکنند! و به سازمانهایی مثل سازمان پناهندگی پرایم کمک کنند!
خیلی از کارها را می توانید از خانه خود توسط اینترنت انجام دهید مثلا نامه یا مقاله ای را ترجمه کنید، در کارهای تحقیقاتی سازمان پرایم برای دفاع از پناهجویان با جمع آوری مقالات و اسناد از اینترنت شرکت کنید، یا برای پرداخت هزینه های ثابت سازمان پناهندگی پرایم یعنی کرایه ماهانه دفترکار ما، با پرداخت مبلغی بسیار جزئی کمک مالی کنید تا اینکه این سازمان با اینهمه تجربه و شبکه ارتباطی بین المللی که در عرض 23 سال بوجود آورده است از بین نرود!… همه کسانیکه در سازمان پرایم کار می کنند داوطلبانه و آرمانگرایانه است، هیچکس بخاطر کارش حقوقی دریافت نمی کند به همین دلیل برخلاف سازمانهای دیگر کمک مالی شما صد در صد به تداوم حیات سازمان پرایم مصرف می شود. در برخی از سازمانها در عمل حتی سی درصد کمکها به هدف مورد ادعا مصرف نمی شود…
بدون حمایت شما انجام دادن خیلی از کارها غیرممکن خواهد شد!…

به امید روزیکه ایرانیان در جهت همبستگی و همکاری حرکت کنند و به خود و همنوعانشان اعتماد کنند…

holland_azyl_collage

Photo AP Photos Picture Alliance

هر وقت عکس ها و فیلم مناظره و عکس العمل وزیر دادگستری را در باره چگونگی اخراج پناهجویان ایرانی دریافت کردم سعی می کنم گزارش مفصل تری بنویسم….

با احترام،
احمد پوری (هلند) 16 – 10 – 2017

abstanhalter1
اخیرا در هلند زندان هارلم را به کمپ و خانه پناهجویان تبدیل کرده اند! زندگی شاد پناهجویان را در این زندان مشاهده می کنید!
انسانها به خیلی چیزها عادت می کنند!… ولی تا کجا و تا کی؟ کم کم در زندگی واقعی هم برای پناهجویان به شیوه ای بسیار هوشمندانه و نامرئی تمایز بین زندان و کمپ را از بین می برند!
سه عکس از زندگی پناهجویان در این کمپ جدید را در میان عکس ها می توانید مشاهده کنید!
تازه آنها می توانند خوشحال باشند که هنوز مثل غیرقانونی ها در خیابانها و خانه های متروکه سرد ززندگی نمی کنند…
راستی این دنیا به چه سمتی می رود؟
در کنیا در کمپ داداب که بزرگترین کمپ پناهجویان جهان است بیش از 400.000 نفر سالهاست که در چادرها به زندگی گیاهی تن می دهند!
اکثریت عظیمی در این گونه خانه ها یا کمپها زندگی می کنند و اقلیتی انگشت شمار به داشتن جهان قانع نیستند!…
اگر جنایتکاران جنگ افروزی مانند ترامپ و امثالهم با جنگ اتمی یا جنگ جهانی بشریت را از بین نبرند و نظام سرمایه داری بتواند به حیات خود ادامه دهد، شاید زندگی در این کمپها مدلی از زندگی بشریت در آینده باشد…