کارگری, سرتیتر

تبعید،مبارزه طبقاتی- وظایف اولیه

imigrant.jpeg

یکی از کمبودها ونکات ضعف بزرگ فعالین کمونیست ایرانی بخصوص آنهائی که سال ها در خارج زندگی ومبارزه کرده اند ، عدم برخورد فعال به مبارزه طبقاتی در محل اقامت وانجام تکالیفی است که درتبعید در برابرانها قرارمی گیرد.هدف من دراین مقاله با توجه به شرایط موجود ومشکلات عدیده ای که برسرراه جنبش کمونیستی وشکل گیری یک انترناسیونال انقلابی وجود دارد، بهیچ وجه طرح ایده های مجردوصرفانظری نیست، بلکه طرح یحثی است که بتواند سنگ بنای چنین خواستی رادرمبارزه عملی بنا نهاده ومسئله تبعید را درپرتومبارزه طبقاتی مورد کنکاش ویررسی قراردهد .اهمیت نظری و عملی این بحث بخصوص کمک به پالایش ایدولوژیک فعالین کمونیست وپاکسازی آنها از سموم ناسیونالیسم، راسیسم وسعی  دربرش ازتفکرات بورزازی وخرده بورژازی وبخصوص خارج شدن از محدودیت های مبارزه در چار چوب ملی وایرانی گرائی است . بنابراین در اولین فراز این مقاله به ضرورت همکاری واتحاد عمل با نیروهای کمونیستی محل اقامت ورفع موانع ومشکلات زندگی سیاسی درتبعید وچگونگی دست یابی به ظرف های لازم برای رسیدن به سامانه ای مشترک وپایدارمی پردازم .

جنبش کمونیستی و نیز کارگری ایران بنابه مجموعه ای از دلایل تاریخی وچگوتکی شکل گیریش تحت سلطه امپریالسم ودر این رابطه پیدایش زندگی کارگری- ایجاد سازمان های سیاسی ومبارزاتی طبقه کارگر تحت دیکتاتوری امپریالیستی بمفهوم مدرن سرمایه دارانه وطبعاجوان بودن ونداشتن ریشه های عمیق ایدولوزیک برخاسته ازجهان بینی مارکسیستی نتوانست به یک درک همه جانبه از یک  مبارزه کمونیستی بمفهوم انترناسیونا لیزم پرولتاریائی دست یابد . عدم نهاد ینه شدن سازمان های کارگری – حزب ،سندیکا ، بدلایلی که دربالا ذکر شد ودر این ارتباط، عدم استقلال ایدولوژیک وتشکیلاتی از تفکر وبینش بورزازی وخرده بورزازی جبراّ خلائی رادر خود پرورش داد که نتیجه ان نبود یک سازمان فراگیرانقلابی درداخل وگسترش ان به خارج بود.  وبهمین دلیل در مواجهه با امواج ضد انقلابی از هرگونه پناه گاهی جهت بازسازی وادامه فعالیت محروم می ماند.  شرایط سخت وخطر ناک مبارزه در داخل همواره با مهاجرت وتبعید هزاران انسان همراه بود، که در صورت وجود امکانات وروابط لازم می توانست فرصتی باشد برای حفظ ، وسازماندهی مجدد مبارزین وتامین ادامه فعا لیت آنها .البنه ترسیم این منظر کلی نباید چنین تلقی گردد که هیچ کوششی برای سامان دادن به چنین ساختارهای درخارج  صورت نگرفته است .

در طول بیش از صد سال اخیر، گذشته از مقاطع شکل گیری اولین جوانه های سوسیال دمکراسی متاثرازجنبش سوسیال دمکراسی روسیه درایران یعنی حزب اجتماعیون- عامیون، 1905- 1907 وسپس ایجاد حزب کمونیست ایران- در بندر انزلی-  1920 ونیزشکل گیری جنبش نوین کمونیستی دردهه چهل وتولد ان در- 19 بهمن 1349- پیشروان جنبش کارگری فاقد اگاهی لازم از سازمان دهی انقلاب وپیوند ان با انترناسیونالیسم پرولتاریائی بودند. اما آنچه که در کل این پروسه برجنبش سایه انداخته است محدود بودن ان درچارچوب ملی ونبود پیوند فراملی یعنی سامانه ای بین المللی برای تقویت وحدت طبقاتی کارگران بمثابه اساس مادی تحکیم جنبش کمونیستی بوده است.  همین ضعف باعث می شد که کمونیست های ایرانی نتوانند پروسه اموزش ویاد گیری دو جانبه ازاندیشه وتجارب انقلابی دیگران رابزوایای فکری وعملی خود تعمیم دهند، درحالیکه شرایط مبارزاتی ازجمله تبعید بارها این فرصت رادر اختیارآنها قرارمی داد که متاسفانه بدلایل فوق نتوانستند ازان استفاده لازم بعمل آورند.

یکی ازمشخصه های اجتناب ناپذیرمبارزه انقلابی در ایران وسرنوشتی که فعالین سیاسی همواره بدان دچاربوده اند،همانطورکه درابتدای این نوشته به ان اشاره کردیم، وجود خفقان سیاسی در جامعه وسرکوب مستمر وخونین نیرو های کمونیستی ومبارز بوده است.رویکردی که ریشه های ان در روابطی است که بکارگیری قهر ضدانقلابی توسط رزیم های وابسته جهت حفظ واستمرارروابط استعماری ونواستعماری مهر خود رابرزایش تمامی اجزای برپادارنده این سیستم ودر طول تمامی پروسه رشد وتکوین ان برچهره داشته است . به همین دلیل تعقیب، دستگیری وقتل عام  با برنامه ومنظم کمونیست هاودیگر مبارزین به نتایج درد ناکی منجرشده است، بطوریکه بخش وسیعی از انها برای نجات  خویش وادامه مبارزه جبراّ زندگی در تبعید را پذ یرا  شده  وسالهای زیادی ازعمرخودرادرخارج سپری کرده و می کنند. این پدیده اما ازطرف دیگر، فرصتی جهت برقراری تماس واشنائی بانیروهای محل تبعید را فراهم می اورد،  که می توان از ان استفاده شایانی برای ارتقاء آگاهی خود وپیشبرد جنبش نمود.البته در این مقاله روی سخن مابا ان افراد ونیروهای است که باوری عمیق به کمونیسم ومبارزه سیاسی درتبعید داشته وجدا ازشرایط جغرافیائی که دران زیست می کنند ، خودرابعنوان یک کمونیست شناخته وتغیر وضعیت موجود ومداخله  فعال درمبارزه طبقاتی پیرامون خویش را، با وجود تمامی سختی های که از نظر کاری واجتماعی باان درگیرند ازنظر دورنداشته ودراشکال مختلف چه درسطوح صنفی – محل کار،اتحادیه های کارگری – ویا شرکت در جنبش های اجتماعی – اعتراضات سیاسی، تضاهرات وگردهمائی های معمول، علیه اجحافات وتعرضات سرمایه به جامعه کارگری ، حقوق ودست آوردهای دمکراتیک در کناروهمدوش سایر نیروهای کمونیستی ازملیت های مختلف به فعالیت ادامه می دهند.

البته افرادی هم هستند که بعدازمد تی اسکان درخارج وربروشدن باوضعیت جدید وپشت سر گذاشتن مشکلات اولیه، بجای  ریشه یابی شکست های دیروزوقبول زندگی درتبعید و ارتقاء اگاهی خویش وکمک به پیشبرد مبارزه ، با دست یابی به اندک رفاه اجتماعی، کم کم واقعیات را در مغزخویش واژگونه کرده وباانطباق خود به منا سبات حاکم دراتوپیای زندگی خرده بورزازی غرق شده وغرولند وتسلیم طلبی راجایگزین نقد انقلابی می کنند.هسته اصلی این تفکررانفی مبارزه طبقاتی وطبعاباورهای کمونیستی می سازد، که معنای ان درزندگی واقعی دفاع از وضع موجودومخالفت باهرگونه تفکر رادیکال وانقلابی است.اکثریت قریب باتفاق این افراد درصورت عدم سقوط درلومپنیزم سیاسی- بد بینی ونیهلیزم فلسفی وغیره، ویا آویزان شدن به حلقه عرفان وصوفیگری ، خواستار تعدیل ناهنجاری های اجتماعی واصلاح وبهبود معلول هاجدا ازریشه یابی وعلل  مادی انها هستند .این افراد بهترین خوراک ایدولوژیک برای بورزازی –سوسیال دمکرات ها ، احزاب سبزودیگرنهادهاوگروهای وابسته به انهابوده ودولت های امپریالیستی برای پیشبرد سیاست های نواستعماری وتحکیم مواضع اقتصادی  خود آنها را بکار می گیرند . درمثال ایران این پدیده انحرافی از مقام برجسته ای برخورداراست،.نگاهی به این طیف از مبارزین گذشته وکارگزاران امروزاتا ق های فکری ، سیاسی – هنری امپریالیستی بخوبی نشان می دهد که چگونه ازانهاجهت تامین منافع خود وارایه چهره انسانی از رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی واینکه استحاله پذیر است در مجامع بین المللی ودیپلما تیک استفاده می شود ..کنفرانس برلین که درواقع  با این هدف برگزار شد نمونه ای مشمئزکننده واکراه اور از این جریان انحرافی بود.حضورطیف وسیع ضد انقلابیون توده- اکثریتی همراه با جمهوری خواهان وکمونیست های قدیمی وهم فکرانشان  وغیره دراین نشست وپشتیبانی بی شائبه انهاازسفیران سیاسی جمهوری اسلامی حاکی از این دگردیسی سیاسی وسقوط ازاد است. این افراد با تمکین به سیاست هایی نئولیبرالیستی و گرفتن امتیازات شغلی ومالی به حلقه ارتباط مراجع سیاست گزازی امپریالیستی با جمهوری اسلامی تبدیل شده اند. این شخصیت های مضحک سیاسی نمونه بارزی ازچنین کمونیست های دیروز ونادمین» دمکرات » امروزی اند که منافع جنبش کمونیستی رافدای مطامع خرده بورژازی خودکرده اند.درهمین شهروین ماسالهاست که باچنین پدیده ای کریه ومشمئزکننده ای روبروبوده ایم . این افراد نه تنهابه سکوت دربرابررژیم اسلامی بسنده نکردند بلکه به مدافعین اشکاروپنهان ان تبدیل شده وبعضاکارگزاری تحرکات»هنری و فرهنگی»رژیم- جشنواره های سینمائی ،  کنسرت سفرای هنری  ویا هفته فیلم-  را به عهده گرفته اند ، که ما بافاصله زمانی کمی  شاهد انعکاس عکس وتفاسیر انها در نشریات سفارت جمهوری اسلامی در وین از جمله» اخبار ایران» بوده ایم. البته تمامی این خوش رقصی ها تحت شعارهای شیادانه معمول ورسمی مشاطه گران سرمایه- دفاع ازدمکراسی،اصلاح طلبی، وصلح و مبارزه علیه سکتاریسم وخشونت طلبی انجام گرفته ومی گیرد. طبیعی است برای کمونیست های واقعی جایگاه  امروز طبقاتی وعملکرداین نیروهاوافراد کاملا روشن است وافشاء ومبارزه باانهابمثابه بخشی ازمبارزه علیه امپریالیسم و ارتجاع وابسته به ان می بایست  همواره دربرنامه مبارزاتی انها علیه رزیم جمهوری اسلامی قرار داشته باشد.اماآنچه که هدف اصلی این نوشته راتشکیل میدهد نه توضیح وضعیت سیاسی مهاجرین  وپناهندگان درخارج ازکشوروسرانجام چنین افرادی که بنوبه خودلازم است درمقاله ای جداگانه مورد بحث وبررسی قرارگیرد، بلکه باارایه تصویری ازاین وضعیت می خواهیم حوزه فعالیت وموانع بازدارنده حرکت نیروهای کمونیستی راروشن کنیم واینکه چگونه می توان مبارزه درسطح ملی رابامبارزه طبقاتی درکشورهای مورد اقامت با تمامی مشکلات ان درارتباط منطقی قرارداده وبارآورنمود . درنیم قرن اخیرچه درزمان شاه وچه درجمهوری اسلامی، بخصوص باشروع  مبارزه مسلحانه -19 بهمن 49- وتاثیرگزاری بلاواسطه ان بر جنبش خارج ازکشور، تامقطع بیست ودو بهمن 57 وسپس آغاز تعقیب وسرکوب کمونیست ها، فعالین کارگری ومبارزین وبرقراری شکنجه ، دار ودرفش– مقطع سی تیر 60 –  و درادامه ان جاری شدن موج عظیم پناهندگی،  به خارج ، ماشاهد شکل گیری یک جامعه بزرگ مهاجرو تبعیدی ایرانی درخارج ازکشورهستیم. طبیعی است که این افراد از طیف های رنگارنگ وطبقات مختلف بوده اند که کمیت مورد نظرمادراینجانیروهای متعلق به جنبش کمونیستی ودمکرات های انقلابی اند ونه انهای که خود بخشی ازنیروهای سرکوب واستثماراند که تعداد آنها کم هم نیست . این جماعت در اینجا هم  بساط سوداگری دونبشه گذشته خودرا پهن کرده وبه تجارت وسیاحت بین ایران واروپا وامریکا مشغولند. ولی انچه که به افراد وسازمان های مبارز وانقلا بی بر می گردد، درطول این دوران اصولا هیچگونه مناسبات تعریف شده و تنگاتنگی با نیروهای محل اقامت وجود نداشته واگرتماس ویاهمکاری های هم انجام گرفته خصلت یک جانبه داشته وصرفا به د فاع ازمبارزات مردم، ازادی زندانیان سیاسی، برقراری خواست های دمکراتیک وپشتیبانی ازجنبش های رهائی بخش ویاتحرکات ضد راسیستی ومقابله با خارجی ستیزی محدود ومنحصربوده است. این روابط هیچگاه ازاتحادعمل های نامبرده وتماس های فردی فراترنرفته وبه ایجادروابط منسجم تشکیلاتی تکامل نیافته است . بعبارت دیگراین تمهیدات مشترک همواره یکطرفه  وبیشترجنبه ملی داشته  وقادرنبوده است به یک رابطه دوطرفه وانترناسیونالیستی، یعنی به ایجاد نزد یکی باسازمان های سیاسی محل اقامت وبنای ساختارهای نسبتا ماند گارازجمله ایجادامکانات تشکیلاتی وحمایتی واقعی ونه دولتی که دنبالچه سیاست های ضد پناهندگی احزاب بورژازی هستند برای  پناه جویان مبارزوکمونیست منجرگردد.ازطرف دیگربایداین حقیقت رادرنظرگرفت که سازمان های اینجائی هم دارای امکانات محدود می باشند ووضعیت انها هم تابعی ازمبارزات طبقاتی بوده ودائم درحال تغییروتحول اند وبهمین دلیل نمی توان ازپیوند وساختارهای ثابت و پایدارصحبت کرد. هدف ماازاین بحث بیش ازهرچیزغلبه برپیله گرائی ملی وفلوکلوریک گل وبلبلی وطنی – در جازدن دربرگزاری جشن های سنتی ویا نبش قبر «افتخارات » باستانی-  اشنائی وشرکت فعال در مسائل اجتماعی- طبقاتی، محل اقامت ونیزفعالیت های فرهنگی وهنری  برخاسته  از زندگی در حال حرکت و روبجلو باآگاهی انتقادی از گذ شته است . تاریخ جنبش انقلابی ایران مملوازچنین تجارب بیشتر منفی وکمترمثبت است ، کنفدراسیون جهانی( cisnu) که درزمان شاه ظرف دربرگیرنده مجموعه نیروهای اپوزوسیون ایرانی بخصوص کمونیست ها وافراد مبارزودمکرات بود ، با وجود داشتن بندهاوارتباطات تشکیلاتی با نیروهای مبارز وضدامپریالیستی درمنطقه خاورمیانه،اروپاوامریکای لاتین بعنوان مثال فلسطین، ویتنام ومیر درشیلی وغیره ، حرکات مبارزاتیش بیشترمسایل ملی را بازتاب می داد وتاملات فکری وعملی انهاکمترمورد نقد وبررسی درسطع توده ای قرارمی گرفت ، پد یده ای که اغلب جنبش های رهائی بخش به ان مبتلا بودند.دراینجا من به محتوای این مبارزات که تاچه اندازه دارای گرایشات قوی کمونیستی بوده نمی پردازم وبه این بسنده می کنم که باراصلی این مبارزات بردوش نیروهای کمونیستی بود که دریک اتحادعمل برنامه ای (منشورکنفدراسیون) درهمکاری بانیروها ی جبهه ملی آنرا به پیش می بردند.بعبارت دیگرهمکاری های فراملی دوجانبه نه ازنگاهی انترناسیونالیستی به مفهوم حرکت درجهت غلبه برپراکند گی ووحدت پرولتاریا بلکه بیشترازمنظرتامین قوا» سیاهی لشگر»ومطرح بودن خودانجام می شد وتمام سعی هم براین بود که چگونه میتوان ارتباطات اندک موجود رادررابطه باکارزارهای دفاعی درباره ایران ودر این ارتباط تحکیم موقعیت خویش ، بکارگرفت. دراین میان کمتربه این مهم فکرمی شد که چه زمینه های ازمبارزه برای کسب تجربه و شناخت از قانون مندی های انقلاب درخوداین کشورهاوجود دارد ، چگونه می توان درک خود را ازطبقه کارگر ونیروهای کمونیست این جوامع بالا برد واز تجارب تئوریک وسیاسی آنها درس گرفت ونیزازاتحادهای مشروط درون نیروهای خلقی ودرگیرهای انها با قدرت سیاسی آموخت وپروسه نزدیکی وپیوند باچنین نیروهای راتسریع نمود. ویااینکه چه ساختارهای رامی بایست ازهم اکنون بوجودآورد که نزدیکی های سیاسی ایدولوژیک رافراهم کند . ویا چگونه می توان ازکانال همکاری های مقطعی نهادهای رابنا کرد که بتوان بااتکاء به انها درصورت سرریزشدن امواج بعدی سرکوب ، سریعتربه سازماندهی های اولیه دست یافت وافرادی را که مجبور به ترک وطن می شوند، باکمک چنین روابط تشکیلاتی سازمندهی نمود و همزمان به ان ها درزندگی معمول جهت دست یابی به سرپناه وکارکمک  کرد، تاانرژی انقلابی انهابه هرزنرفته وبخاطراحتیاجات مادی جذب وهضم نیروهای رفرمیست وسازشکارنگردند. همانطورکه قبلا اشاره کردیم درگذشته نیروهای موجودکمونیستی درخارج که اکثریت انهادرکنفدراسیون جهانی اتحادیه ملی (cisnu)  مبارزه می کردند،اعم ارتباطاتشان با کشورهای باصطلاح سوسیالیستی واحزاب برادربود که انهم شکلی کاملا فرمال وتشریفاتی داشت وبه فرستادن پیام به کنگره های حزبی یا بزرگ داشت سالروزهای تاریخی منحصر ومحدودمی شد. نمونه چنین احزابی «سازمان انقلابی حزب توده «وطوفان»وغیره بودند ، که باتعویض رژیم شاهنشاهی باجمهوری اسلامی، بعدازتنفسی کوتاه مورد حمله ارتجاع واقع شدند وباردیگرمجبوربه زندگی در تبعید گردید ند. ولی اینباراین نیروهاباشرایط جدیدی روبرومی شوند،ازهم پاشی کشورهای» سوسیالیستی» شوروی،چین وآلبانی وازبین رفتن امکانات فنی ومادی، انهاراباشرایط سختی برای بازسازی تشکیلاتی روبرومی کند، البته باید متذکرشد که  بخش بزرگی ازسازمان چریک های فدائی خلق در ایران هم با رسوخ تفکرات راست وسازش کارانه وسپس نفی مبانی انقلابی سازمان، وافتادن در منجلاب ارتداد ، در کنار حاکمیت قرار گرفت .این نیروها وافرادعملا قدرت تشکیلاتی وسیاسی وتوان فردی خودرادرخدمت تحکیم رژیم وابسته به امپریالیسم قراردادند وسپس درخارج درپناه  مادی وسیاسی بورزازی  امپریالیستی  طرح های کهنه ضد کمونیستی را از انبان نظریه پردازان بورژازی بیرون می کشند وباتقبیح  قهرانقلابی پروسه» رفورم» – حفظ واصلاح  رزیم –  رادرچارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی بزعامت ولایت فقیه تئوریتیزه کرده وبخورد مردم می دهند. پیش برندگان جنبش سبز رنگین کمان ورسانه های وابسته ای مانند بی بی سی ، صدای امریکا و راد یوی فرداو… چکیده چنین برنامه وعمل سیاسی وتبلیغاتی هستند . باروی کارامدن جمهوری اسلامی وسپس سرکوب وترورنیروهای  مبارزوبخصوص کمونیست ها این تراژادی بصورت دیگری تکرار شد. اگردرگذشته اندک ارتباطی مابین نیروهای کمونیستی ایرانی بااحزاب وسازمان های خارجی، همانطوریکه گفتیم یک طرفه ،ابزاری و درخدمت دفاع ازمبارزات مردم ایران شکل گرفته بود، این بارکه اکثرسازمان ها مورد ضرب وجرح عمال امپریالیسم قرارداشتند،وبیشترکادرهای فعال واگاه اعدام شده ویابه زندان های طولانی محکوم شده بودند ، خیل وسیعی ازانان، بخصوص بد نبال این موج سرکوب به خارج پناه آوردند، واین درحالی است که جنبش فاقد یک پشت جبهه منسجم وکمونیستی است وآنچه که موجود است تشکل های دولتی سرپرستی وحمایت از پناهند گان ومهاجرین ونیز نهادهای کمک رسانی کلیساو…بود.که اغلب انها هم درچنبره سیاست های احزاب سوسیال دمکراسی ودیگراحزاب بورژازی وکارگزاران فرصت طلب آنها  گرفتارند. بهمین دلیل بیشتر این پناه جویان بعدازمدتی سرگردانی وعدم پیوند با نیروهای کمونیستی محل تبعید ازنظرایدولوژیک کم کم درجریانات رفرمیستی تحلیل رفته ویاکلا ازمبارزه سرد می شوند وازکارسیاسی کنارمی کشند. ویا همانطورکه شاهد هستیم حول وحوش کانون وانجمن های فرهنگی وهنری که شعار»غیرسیاسی بودن را»علت وجودی خویش اعلام نموده اند جمع می شوند . تشکل های که  اغلب انها توسط نهادهای فرهنگی رژیم –بنیاد فارابی ، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ، ویاشرکای گذشته ان تحت عنوان اپوزوسیون و درارتباطی تنگاتنگ بامحافل بورژازی وسیاست های مورد علاقه انها درخارج سازمان دهی شده وبه فعالیت اگاهانه سیاسی البته ازنوع مورد قبول نئولیبرالیسم امپریالیستی مشغولند.این جریانات که دارای عملکرد مشخص وهد فمند سیاسی اند با کمال وقاحت در تبلیغات عمومی غیرسیاسی معرفی می شوند ، ولی این عوام فریبی چنان عیان شدهاست که رژیم اسلامی هم دیگرابائی درعلنی کردن اهداف خود نداشته ورسماّ این برنامه هارا تحت عنوان مبادلات فرهنگی دررسانه های رسمی خویش، در ایران وخارج  معرفی وپشتبانی می نماید . برگزاری هفته های فیلم دراطریش والمان توسط بنیاد فارابی ،  وسفارت خانه های جمهوری اسلامی با حضورسفیرودیگرشخصیت های شاخص ان، ویا برگزاری کنسرت های مختلف، بطور نمونه حضورارکسترسمفونیک تهران درسنت پولتن اطریش ، واستقبال پرحرارت جماعت همیشه در صحنه شعبده بازی های اصلاح طلبی رژیم ازان ، سفر مهاجرانی به سوئد وسخنرانی درکنفرانس یوشکودراستهکهلم و کنفرانس برلین تحت عنوان «ایران بعدازانتخابات ودینامیک اصلاحات» ویا نمایشگاه» هفت هزار سال فرهنگ ایران» بسرپرستی اقای مهاجرانی وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی هنگام ریاست جمهوری خاتمی درمحل  موزه هنرهای تاریخی در وین، اوج بهره برداری رژیم اسلامی از این افراد ونیروهاست. آقای مها جرانی که اکنون رئیس نهاد دایره ایدولوژیک عقید تی رژیم در لندن می باشد حین افتتاح این نمایشگاه در جواب به چگوتگی اجرای سنگسار می گوید»حکم بهتر است که درمحیط بسته اجرا شود برای آینکه خبرنگاران وفیلم برداران از ان علیه ما سوءاستفاده تبلیغاتی می کنند» که ترجمان ان بزبان آدم می شود قبول بربریت عهد جاهلیت واجرای ان درپناه قوانین جمهوری اسلامی یعنی درانطباق بانسبیت فرهنگی مورد پسندغرب. وبالاخره اوج ارتداد ودگردیسی این کاروان باصطلاح غیر سیاسیون شرکت آنها در راه پیمائی اول ما مه 2012 در وین در زیر تمثال رضا شاه دوم این بازمانده ارتجاع پهلوی بود .

دراینجا نکته ای را باید تذکردهیم که ایجاد چنین فضائی نمی تواند توجیه وضعیت امروز ما باشد و نباید نبود ساختارهای هرچند کوچک انترناسیونالیستی را از ان نتیجه گرفت. رسیدن به چنین سامانه تشکیلاتی مستلزم مقدمات دیگری است که شرط اصلی ان تبیین جنبش کارگری درسطح بین المللی وجستجوی دلایل فراز ونشیب وبخصوص شکست وعقب نشینی های ان درچند دهه گذشته است ، که فراز دیگری از این مقاله را قلم می زند. ولی همانطور که درابتدا به ان اشاره کردیم ، می بایست این معضل مورد نقد قرار گرفته وبرای رفع آن گام های عملی برداشته شود.

حال این سوال مطرح می شود که چه میتوان کرد ؟ وزمینه های اصلی فائق شدن براین ضعف ها بانوجه به اوضاع ملی ویبن المللی درشرایط جدید، در کدامین حوزه های مبارزاتی قرار دارد ؟

انچه که ابتدا می بایست برای خود حل کنیم، باوربه مبارزه طبقاتی درمحیط زندگی وفعالیت سیاسی برای تغیر وضعیت موجود است، فعالیتی که شاخص اصلی یک انسان کمونیست بوده وخارج ازان خرده کاری وتن دادن به زندگی در یک دایره بسته وبیهوده  خرده بورژامابانه است.  متاسفانه دراین  حوزه از فعالیت ، نیروهای کموتیستی ایرانی  دربرابران هیچ گونه رسالتی برای خود نمی شناسند ودر بهترین حالت آنرا در چارچوب مبارزات دمکراتیک وعمومی- ضد راسیستی ، ضد فاشیستی ومقابله باخارجی ستیزی وانهم با محتوی آبکی وصرفاهومانیستی خلاصه می کنند، مبارزه ای که فاقد هرگونه خصلت طبقاتی بوده ، وریشه ومسبب اصلی ناهنجاری های اجتماعی را که برخاسته از انتاگونیسم تضاد کار وسرمایه است از زیرضرب خارج می کند. این نیروها در بهترین حالت تحت واژه های مانند جهانی شدن سرمایه، لیبراالیسم اقتصادی وهمراه باان معجزه بازار ازاد که باشکست سرمایه داری دولتی در شوروی واقمارش و برقراری سلطه کامل سرمایه در بعد جهانی،  به داروی رازگونه حل معضلات عمومی مردم تبدیل شده است ، میکوشند پایان تاریخ ، مبارزه طبقاتی وا نقلاب را اعلام کرده تااز این نظام انگلی وفاسد ابد یتی بسازند. ولی واقعیات نشان می دهد ، سرمایه جهانی که با اتکاء به قدرت اقتصادی واعمال قهرضد اانقلابی سیطره خودرا دراقصی نقاط جهان پوشش داده است ، بازار ورقابت آزاد رامد ت هاست بزیر انحصار خود گرفته است وفاقد هرگونه عنصردمکراتیک ومترقیانه بوده ودر تمامی خطوط ان ارتجاعی است . این نظام بر پایه تضاد های درونی وازآنجا مبارزه ما بین گروه بندی های مالی ان برای غارت واستثماروکسب حوزه های نفوذ همواره حامل جنگ وستمگری بوده ونماد کاملی از بربریت وپایمال  کننده حرمت وارزش های انسلنی است . بعبارات دیگر»جهانی شدن سرمایه»بهیچ وجه به مفهوم تخفیف تضاد های درونی سیستم ویابه معنای تغییرماهیت امپریالیسم وخوش خیم شدن ان نیست  وتنها یکی از خصائل ان است که در گذشته هم ووجود داشته وحال به کمیت های نوینی تکامل یافته است. نظام امپریالیستی که ازاوائل قرن بیستم-1914 – بمثابه بالاترین مرحله تکامل سرمایه داری شکل گرفته است ، توسط لنین تحلیل واستراتژی وتاکتیک پرولتاریا را برای این دوره روشن نموده است. عصری که مبارزه ما بین گروه بندی های مالی برای غارت و چپاول منابع  زیرزمینی واستثمارنیروی کارو تصرف بازارهای جدید جنگ های خونینی را بدنبال داشته است وبرفقر وفلاکت توده های مردم افزوده است. جنگ های جهانی امپریالیستی اول ودوم وصد ها جتگ نیابتی دراقصا نقاط جهان وبحران های مالی وسیاسی مزمنی که سراپای این نظام را فرا گرفته است، همگی بیان بروز تضادهای اشتی ناپذیر ان می باشد،  بطوریکه مبارزه درجهت نابودی این نظام ضد انسانی وبرقراری سوسیالیسم از وظایف مبرم وبلاواسطه کمونیست ها ومبارزین انقلابی است.

بعبارت دیگر»جهانی شدن سرمایه»بهیچ وجه به مفهوم تخفیف تضاد های درونی سیستم نبوده ونیست ودر دوره های مختلف بنا بد رجه شد ت وضعف  تضادهای سیستم وتناسب قوامابین دولت هاودسته بندی های بزرگ مالی  بصورمختلف تظاهر می یابند که درشرایط فعلی همکاری برای غارت، جپاول واستثماروبر افروختن جنگ های  منطقه ای کنترل شده، گرایش عمومی ان است.

برخلاف انهائیکه کوشش دارند سرمایه داری را انسانی وتضادهای ذاتی انرا حل شدنی جلوه دهند، باید گفت ، یا عامداّ به این دریوزگی مشغولند ویا با جهان واقعی بیکانه اند . در زندگی زنده وجاری ما شاهد تعمیق این تضادها وگسترش دامنه ان در میان اقشار وطبقات تحت ستم در جوامع متروپل وکشورهای پیرامونی ان هستیم. رشد تضاد مابین کارمزدوری وتاخت وتازلگام گسیخته سرمایه درتعرض به سطح زندگی معیشتی توده ها باعث شده است که مزد کارگران درقیاس با رشد تولید حاصل ازکارکاهش یافته وبه ارتش ذخیره کار- توده بیکاران- افزوده شود، وبدین ترتیب شرایط مناسبی را برای بهره وری سرمایه واستثمار نیروی کار فراهم می اورد

فقرعمومی ورسمیت دادن به وجود طبیعی انسان های درجه دوم با «استدلال» توان واستعدادهای متفاوت بصورت راسیسم عریان درآمده وکاملاّ قابل مشاهده است. بیان سیاسی این تضادها نارضایتی عمومی درکشورهای متروپول است. نگاهی به آماراعتصابات واعتراضات توده ای چه دررابطه با مطا لبات کارگری ویا مقاومت دربرابرتخریب محیط زیست ویاخطر نیروگاه های اتمی وجنگ ومقاومت ملت ها وتوده های تحت ستم دربرابر انقیاد وسلطه گری نشان می دهد، که سیستم امپریالیستی دچاربحران ساختاری واضافه تولید است ومرکزاین نظام هم ازاین بحران عمومی درامان نیست. همین عوامل باعث می شود جنبش مقاومت وسازمان های سیاسی تحرک بیشتری یافته وباشکستن ساختارهای منجمد وبوروکراتیزه شده قد یم جویای راه یابی وسازماندهی نوینی باشند.

کمونیست ها می بایست نفوذ وقدرت خویش را از رشد وتکامل این تضاد ها بگیرند که مرکز ثقل ان ابتدا تجمع وسازمان دهی خویش وشرکت فعال درمبارزات صنفی وسیاسی پرولتاریا و جنبش های اجتماعی است ، اهرمی که با اتکاء به ان می توان به مداخله وسیعتردرمبارزات عمومی توده ها پرداخت تا ذخایرجنبش کارگری ومتحد ین انرا درسطوح وسیعتری سازماندهی وبکار گرفت .

برای ما بعنوان کمونیست های تبعیدی شناخت این عرصه ازمبارزات ویا فتن نیروهای درگیر، نزدیکی و آشنائی  بامبانی ایدولوژیک وسیاسی وبالاخره پیداکردن محورهای مشترک با انها قدم های لازمی است که این کوشش های مشترک را چه ازنقطه نظرطرح وبررسی مشکلات جنبش کارگری وچه شرکت دراکسیون های اعتراضی که ازضروریات پروسه تجانس وفعالیت کمونیستی درمبارزه طبقاتی ونیز کمک متقابل در تبعید است، ممکن و مشروط می کند.

به اعتقاد من تنهادردل چنین فرایندی می توان نطفه های اولیه ساختارهای تشکیلاتی- سیاسی لازم را برای آینده جنبش تدارک دید وچتر دفاعی در برابرامواج سرکوب های آتی بنا نهاد و نیروهای جنبش کمونیستی راحفظ وازدرغلطیدن آنها به دامن رفرمیسم جلوگیری نمود. واقعیت این است ، همانطور که امپریالیسم در شرایط بحرانی موجود تخفیف تضادهای خودرا در جنگ وتهاجم  جستجومی کند که تبعات ان سرکوب وکشتارنیروهای انقلابی  ودر ادامه ان اجباربه زندگی در تبعید است ما هم می بایست تدارک لازم را برای حفظ نیروهای جنبش اتخاذ نمائیم. میلیتاریزه کردن منطقه ، مسلح کردن دولت های نواستعماری از جمله جمهوری اسلامی با دست گاههای عظیم بوروکراتیک- نظامی،  وسرکوب ناشی از ان همواره بخش ثابتی ازسیاست های امپریالیستی برای مقابله باانقلاب وجنبش های کارگری – مردمی وحل تضادهای درونی خود  بوده است. واگر ما با تنفس های «دمکراتیک «کوتاه مدت روبرو می شویم نه قاعده ویاخواست امپریالیسم ودولت های وابسته بلکه فشار جنبش های توده ای است که در موقعیت های انقلابی وشرایط استثنائی بین المللی  به انها تحمیل می شود. شرایط کوتاه مد ت  نیمه دمکراتیک بعد از قیام بهمن 57 ورویدادهای اخیردر کشورهای عربی وتکوین وسرانجام قابل پیش بیتی آنها اثبات این مدعای ماست .از آنجائی که دراین کشورها  سازماندهی  مسلحانه انقلاب باافق سوسیالیستی وتلفیق کار مخفی وعلنی تنها بدیل انقلابی جهت سرنگونی سلطه امپریالیسم ورژیم های وابسته  وبرقراری حاکمیت خلق برهبری طبقه کارگر است ، طبیعی است که انقلابیون دائم زیرحمله ارتجاع قرار داشته وبعضاّ مجبور بزندگی درتبععد شوند،

   هرگونه توهمی نسبت باین مناسبات وحل تشکیلات کمونیستی در خرده کاری های صرفاّ سیاسی- توده ای- علنی عملاّ بمعنای قبول بقای منفعل و تسلیم به وضع موجود است که نتیجه ان هم همواره شناسائی، تعقیب وسرکوب خونین مبارزین وکمونیست ها توسط ارتجاع وابسته به امپریالیسم بوده است.

وجود خیل عظیم پناهند گان سیاسی بخصوص از طیف نیروهای چپ وکمونیست ایرانی درخارج بعدازخرداد 60 و مشکلاتی که با ان سر درگریبانند ، شاهد زنده ای از کارکرد این پروسه وعدم برخورداری از پوشش پناه دهی وحفاظتی لازم برای د فع این ضربات وتجد ید قوا برای از سرگیری فعالیت و ادامه مبارزه بوده است .

بنابراین ، باتوجه به مسائل مطروحه ، در شرایط کنونی، یعنی قبول زندگی درتبعید ، می بایست همراه با مبارزه علیه رژیم به خودسازی وارتقاء دانش سیاسی خویش همت گزارد وبا مطالعه درجوامع دیگرو شفافیت بخشیدن به دید گاه های احیاّ خام وباز نشده جنبش کارگری بخصوص بعدازنشیب های

 چند دهه اخیرکه برای پیشرفت کمونیسم انقلابی ازاهمیت بالائی برخورداراست کمبودهای گذشته را جبران کرد. ودر همین ارتباط ودرشکل خاص ان ، بازبینی در جنبش کمونیستی ایران ، با اتکاء به کمونیسم انقلابی وتجارب جنبش کارگری ، می بایست در دستورکارفعالین کمونیست قرارداشته باشد.

برای رهیافت به این مهم می بایست، بنا بخصلت وسرشت انترناسیونالیستی مبارزه کارگری، نزدیکی وهمکاری با نیروهای کمونیستی ومبارزدرخارج از کشوررا گسترش داده وبا ایجاد زمینه های  مبارزاتی مشترک با هدف برپائی ساختارهای هماهنگ کننده  ، عناصرلازم برای تقویت ورشد جنبش دمکراتیک وضد امپریالیستی را سازماندهی وبه ابتدائی ترین ملزومات شعار» زنده بادانترناسیونالیرم پرولتاریائی»جامه عمل پوشاند . درجازدن درپیله مسایل ملی ویا دل مشغولیت های خرده کاراته «سیاسی «معمول – گردش وگفتگو در دنیای مجازی اینترنت وفیس بوک  و…  بدون شرکت فعال در مبارزات جاری وبالاخره بکارگیری نیروی دیگران فقط در خدمت منافع خود نه تنها با روح انترنلسیونالیزم پرولتازیائی در تضاد است، بلکه انطورکه تا بحال شاهد بوده ایم به آسانی ضربه پذ یر بوده ونمی تواند به تقویت اتحاد طبقاتی کارگران وزحمتکشان جهان که منبع اصلی قدرت جهت سرنگونی سیادت سرمایه داری  جها نی  است فایق آمد.

. دراطریش با توجه به توان نیروهای موجود- اطریشی وخارجی- قدم های در این راستا برداشته شده است. همکاری های مشترک درزمینه های مختلف : برگزاری سمینار حول مسایل مهم جنبش کمونیستی، کلاس های اموزشی جهت بحث وبررسی متون مارکسیستی ودر زمینه های سیاسی عملی – اتحاد عمل های مقطعی وشرکت فعال درمبارزات طبقاتی وچالش های ضد راسیستی وفاشیستی و بالاخره ترجمه اخبار مبارزت کارگری ومردمی ایران ونیز تدارک بحث های تئوریک بزبان المانی وبرعکس وهمچنین انعکاس مبارزات نیروهای  اینجائی وترجمه ونشر آن در بین ایرانیان و… گوشه های از این فعالیت ها هستند.

طبعآ شکل گیری چنین آلترناتیوهای  در کشورها ی دیگرمی تواند مدار فعالیت های کمونیستی به مفهوم مارکسیستی- لنینیستی ان را گسترش داده وباعث تدوام مبارزات ورفع نسبی  مشکلات در تبعید ونیز انسجام ایدولوژیک –  تشکیلاتی وارتقاء کیفی جنبش کارگری گردد.

یکی از فعالین چپ در وین    15 دسامبر 2012

آدرس تماس:   rat , amerlinghaus  stiftgasse 8  1070 wien  -iran