مراسم و یادبودها
نوشتن دیدگاه

در دفاع از کره شمالی

 

بنا برگزارش رسمی سازمان ملل متحد، امروز چهل وشش (46) کشور جهان گرفتار جنگ های داخلی و خارجی اند. مرز و تفاوت این دو ناشناخته و در هم و برهم هست، اما به هر صورت این تعداد 46 کشور، تقریبأ یک چهارم اعضاء سازمان ملل را تشکیل می دهند. در جنگ جهانی اول و دوم، تعداد کشورهائی که در آن شرکت داشتند کمتر از این بود و فضای سر زمین های جنگ زده، از این کمتر بود. پس چرا آنچه را که امروز در جریان است، جنگ جهانی سوم نمی نامید؟

امروزه در جنگ های داخلی  دست امپریالیسم جهانی بویژه امریکا در کار است. گفتیم چهل و شش کشور گرفتار جنگ جنگ آتشین اند. به این تعداد باید آن کشورهایی را هم گرفتار غضب ارباب یعنی تحریم امپریالیست ها هستند افزود. تحریم اقتصادی نیز جنگ و خونریزی و کشتار دسته جمعی با سلاح و ابزار دیگر است. ما واژه « مرگ تدریجی» را خوب می شناسیم. باید واژه « قتل و خون ریزی تدریجی » را هم در نظر بگیریم. می خواهند با تحریم اقتصادی ملتی را به تسلیم و سر سپردگی وادارند. ما ایرانی ها کمی از طمعش را چشیدیم. تحریم عراق توسط « بوش اول» و آقای کلینتون، به همراهی اراذلی مانند « تونی بلر » بسیار وحشتناک تر بود، صدها هزار کودک نوزاد از بی غذلیی و بی دوایی جان سپردند.

دست امپریالیسم در تمام این آدم کشی ها در کار است. چرا؟ برای این که امپریالیسم براساس منافع خود عمل می کند. دلش برای زن و بچه نمی سوزد. هر کجا جنگ است، سلاحش را می فروشد. اگر انسان های بی گناه کشته می شوند، به درک در عوض نا برابری و برتری شان محکم تر می شود. اگر مزارع و جلگه و جنگل ها در هم کوبیده شوند و تولیدات کشاورزی و خوراکی محو شود، مردم از آب و آذوقه محروم شوند، به درک. به آنان راحت تر می توان مازاد تولیدات کشاورزی فروخت. تمام این زد و خوردها به سود امپریالیسم است. این روند تا زمانی که پوزه امپریالیست ها بخاک مالید نشود، بر جا خواهد ماند.

بدین تر تیب در می یابیم که این جنگ ها، این نا بسامانی ها را تا می توانند، گسترشش می دهند، از کی و از کجا ریشه می گیرد.

حال بپردازیم به ماجرای کره شمالی: از نقطه نظر استراتژی نظامی، کره شمالی اهمیت ویژه ای دارد. در این جا مساله روسیه و چین – در دوران پیشین کمونیستی و امروز رقیب امپریالیستی هم هستند. در جنگ این دو گروه رقیب، کره نقش سرپل را بازی خواهد کرد. بنابراین باید آن را حفظ کرد. نابود کردن کره شمالی امتیازی است برای امریکا، در درگیری با روسیه و چین. از همین حالا باید بوق جارچیان در دست گرفت و به مغز مردم از دنیا بی خبر چپاند که کره شمالی خطری جدی برای صلح جهان است. این کشور را متهم به پرووکاسیون می کنند. و این در حالی است که از جانب کره تا کنون – در طول تاریخ – حمله و تجاوزی به کشور دیگری صورت نگرفته است. در حالی که این مدعیان هزاران بار به ممالک و نقاط دیگر جهان یورش آورده، صدها میلیون مردم دنیا را به دیار عدم فرستاده اند.

کره حدود صد سال است که دستخوش جنگ آوری دشمن قرار دارد. در اوائل قرن بیستم فاشیسم ژاپن بود که این کشور را به خاک و خون کشید. ارتش ژاپن تا توانست زد و کشت و سوزاند و ویران کرد. اشاره به جنایات آن دوران فرصت دیگری می طلبد، تنها بدان اشاره ای می کنیم که در کشوری که مردمانش به سنت های اخلاقی وابسته بودند، بیش از سیصد هزار(300000) دختر جوان کره ای را از خانواده هایشان ربودند و به عنوان برده های جنسی در اختیار سربازان ژاپن قرار دادند. حضرات و قدرت مندان ژاپن هنوز هم از این جنایت عذری نخواسته اند.

وقتی ژاپن در جنگ دوم جهانی شکست خورد، مردم کره می رفتند که نفسی تازه کنند. اما بلافاصله امپریالیسم امریکا سر رسید و با تمام نیرو در مقابل مطالبات استقلال طلبانه کره ایستاد. در جنگی که از سال1950 در گرفت، امریکا از راه زمین و آسمان و دریا به جان این کشور کوچک افتاد. بمباران کره بسیار بیشتر و شدیدتر بود تا بمباران هایی که سراسر جنگ دوم جهانی صورت گرفته بود. شوروی و چین – آن زمان کمونیستی – به کمک کره شتافتند که تلفات چینی ها حدود یک میلیون نفر بود. خطر درگیری جنگ سوم جهانی پیش آمد. سران امریکا پیغام دادند که کره را بمباران اتمی خواهند کرد. کار بدان جا نرسید. اما هرچه توانستند سلاح بیولوژیک و شیمیایی بکار بردند. بخش هایی از این سرزمین را برای هزاران سال مسموم کردند. بنابر آمار محتاطانه محافل محافظه کار غرب چهار میلیون و ششصد هزار (4600000) نفر از مردمان کره، مستقیمأ قربانی جنگ امریکا شدند. سه میلیون و پانصد هزار(3500000) آنان مطلقأ غیر نظامی بودند. مرگ اینان آسان و تصادفی نبود. بنا به دستور از بالا « پوگروم» و « گنوسید » بود. ویرانی ها، نه برای تضعیف دشمن، بلکه سیستماتیک همگانی و دستور از بالا بود. آگاهانه دستور آمده بود« به آتششان ببندید، همه شان را بکشید». و دستور آمده بود: هیچ چیز باقی مگذارید. اطلاعاتی که در سطور فوق آوردیم آن بود که در تریبونال بین المللی جنایات جنگی – 23 ژوئن 2001- مطرح و اعلام گردید. دادستان رسمی این تریبونال آقای رمسی کلاک(Ramsy clark) وزیر سابق دادگستری امریکا بود.

امروز کره شمالی را متهم می کنند که برای ایجاد جنگ به « پرووکاسیون» دست برده و به آزمایش های اتمی و آزمایش موشک های لازم برای جنگ اتمی مشغول است. و این را خطری برای صلح و امنیت جهانی می نمایانند. کسی نیست از این حضرات بپرسد اولین قدرتی که بمب اتمی – در هیروشیما و ناکازاکی – به کار برد کی بود؟ اگر آزمایش و تولید سلاح اتمی عیب است چرا از متحد عالی مقامشان اسرائیل – که کسی نمی داند بالا دستشان هست ، یا زیر دستشان – باز خواست کند که چرا انبارهایشان را پر از سلاح اتمی کرده اند؟ و یا مثلأ چرا در یورش به غزه و لبنان از بمب فسفری استفاده کرد. در کدام یورشی که امریکا به کشورهای دیگر آورد، این موازین اخلاقی را رعایت کرد؟

در قدیم الایام روند جنگ ها چنین بود که جنگ آوران می آمدند، نیروی دفاعی را درهم می شکستند و می زدند و می کشتند و غارت می کردند و می رفتند. جنگ های امروز این محدودیت را ندارد، همه آن جنایات و بدتر از آن را هم می کنند، زمین و زمان را برای صدها سال مسموم می کنند، چنانکه کودکی که صد سال بعد بدنیا می آید و نه سر پیاز است و نه ته پیاز، ناقص الخلقه بدنیا می آید و اگر بتواند زبانش را باز می کند، می پرسد« گناه من چه بود که…» و اینان که این بلاها را بر سر آنان آورده اند، دیگر نیستند که حساب پس دهند.

برگردیم به جنگ کره برای حل آن بحرانی که می توانست به جنگ جهانی دیگری منجر گردد، در سال 1953 کنفرانسی در ژنو، با شرکت نمایندگان قدرت های بزرگ، از جمله امریکا برگزار شد که به توافق « آتش بس » رسید. بنابرآن، قرار شد که امریکا به زیر مدار 38 درجه باز گردد و مساله کره هرچه زودتر حل گردد، نیروی نظامی بیگانه خاک کره را ترک کند و اتحاد کره شمالی و جنوبی تحقق پذیرد. اما امریکا به هیچ عنوان – با اینکه زیر قرار داد امضاء گذاشته بود- کره را ترک نکرد و هنوز هم، پس از شصت و پنج (65) سال « آتش بس » کذایی برقرار است.

برای حکم رانی برکره جنوبی، ابتدا دژخیمی بنام سینگمان- لی را که در امریکا زندگی می کرد، بدان جا آوردند که جنبش مردم را سرکوب کند، او نتوانست. این بود که با یک کودتای نظامی برکنارش کردند. پس از او حکومت های دیگری بر سر کار آوردند که نماندند و در انتخابات شکست خوردند و یا با کودتاهای نظامی کنار می رفتند.

در انتخاباتی که در سال 2002 صورت گرفت کیم – دائه – جونگس به ریاست جمهوری رسید که به رغم دستور امریکا در تلاش نزدیکی با کره شمالی برآمد. بنابر مذاکراتی که انجام یافت، قرار شد که تا سال 2012 دروازه های دو کشور را بگشایند، دو کشور را، ابتدا با دو سیستم سیاسی و اقتصادی متفاوت، با یکدیگر متحد سازند. رئیس جمهور منتخب بعدی، رو- مو – هیوم همین سیاست را ادامه داد. کوه یخ می رفت که آب شود. اما این سیاست مورد لطف ارباب قرار نگرفت. این شیوه لیبرالی را کنار زدند. رو- مو- هیوم را پس از دوره رئیس جمهوری به قتل رساندند و به توافقاتی که صورت پذیرفته بود، پشت پا زدند. تنش نوین – شدیدتر از پیش – میان کره شمالی از یک سو و کره جنوبی و ژاپن به سرکردگی امریکا از سر گرفت و این در حالی است که مردم کره – هم شمالی هم جنوبی – به یکدیگر بسیار وابسته خواهان وحدت و همزیستی  با یکدیگرند.

امروز دیگر از اردوگاه سوسیالیستی خبری نیست. روسیه و چین هم در گروه جهان – خوارانند – اما امریکا « دور اندیش » و خواهان فرو پاشاندن این دو کشور است. و بدین منظور به سر پلی برای حمله احتمالی نیاز دارد که این سر پل، همان کره شمالی است. این دو قدرت مزاحم – روسیه و چین – به فکر خویش اند. دلشان برای کره شمالی نسوخته، گاهی نیز از ترس امریکا به کره شمالی تشر می زنند که برای حفظ آرامششان با امریکا، از آزمایش های تسلیحاتی دست بر دارد.

اما کره شمالی مصمم به دفاع از خود است، گامی به عقب بر نمی دارد و می داند که اگر یک گام به عقب بر دارد، ناگزیرش می سازند، همه گام ها را به عقب را بر دارد. این به معنای تن دادن به نابودی است. مگر نشنیدم سخنرانی 19 سپتامبر آقای ترامپ در سازمان ملل را که کره شمالی را به نابودی مطلق تهدید کرد؟

امپریالیسم جهانی در شگفتی است که چگونه یک کشور کوچک چنین « پر رو » است. امپریالیسم امریکا و متحدین اش هرگونه تبلیغات دروغین که از دستشان ساخته است، علیه کره شمالی به کار می اندازند. و مثل همیشه مردم از دنیا بی خبر را آماده می کنند، تفاهم داشته باشند، اگر امریکا – لابد برای دفاع از خود – دولت و ملت کره شمالی را بطور کلی  » نابود کند «.

از خود کامگی و استبداد، از فقر و گرسنگی و قحطی در کره شمالی غوغا به راه می اندازند، اما از آن ها که به کره شمالی رفته اند، بپرسید تا بگویند که در آنجا از این بدبختی هایی که می گویند، خبری نیست. شهرهای زرق و برق متروپل های غرب را ندارند، اما نشانی هم از فقر و گرسنگی نیست. وقتی بدانجا بروید ناخواسته از خود می پرسید کجا هستند آن کودکان گرسنه و بی دوا و پوشاک که عکسشان را در رسانه های غرب دیده بودید.

کره شمالی که مورد تحریم و تنبیه و محاصره و کار شکنی و خرابکاری های امریکاست که همه چیزش را نابود کرده بود، بر فقر عمومی فائق آمد و در زمینه تکنیک و دانش وهنر به موفقیت های جالبی دست یافت. آب و آبادانی آنجا دست آورد طبقه کارگر و مردم کوشای آنجاست. زیرا در جنگ بلاخیزی که امریکا در سال 1950برپا ساخت، هیچ آجری، روی آجر دیگر، نماند. هرچه را بود نابود کردند. تمام خانه ها، ساختمان ها، کارخانه ها، تمامی خطوط راه آهن، بیمارستان ها، مدارس، نیروگاه های برق، راه ها، پل ها، سدها….. هر آنچه بود بمباران و نابود شد وهرچه امروز هست، نتیجه کوشش دولت و مردم کره است. هر ساختمانی که می بینید، از شصت سال پیش به این طرف ساخته شده است. از قدیمی ها خبری نیست. آمار رسمی گواه آنند که سطح زندگی مردم بالا می رود. آن هم نه به سمت لوکس آفرینی بلکه براساس نیاز مردم. رسانه غرب نمی توانند از دیده مردم جهان پنهان دارند که در کره شمالی حق کار برای همه هست، بیمه های اجتماعی و بازنشستگی و بیمه درمانی همگانی است. دارو و درمان رایگان است. عینک و دندان و وسایل کمکی، خلاصه، کلیه خدمات پزشکی رایگان است. آموزش در کلیه سطوح مجانی و تا یازده(11) سال اجباری است. دولت موظف به تعلیم و تربیت و نگهداری همه کودکان است. مراکز نگهداری از نوزادان برای همه موجود و مجانی است. حمل و نقل عمومی، استفاده از مراکز ورزشی و هنری و فرهنگی برای همگان رایگان است. همه این دستآوردها، با توجه به مشکلات اقتصادی، شایسته تحسین است و این نشانه قاطعیت و مصمم بودن مردم و دولت کره شمالی در برابر خرابکارهای دشمن است. در دفاتر سیاسی و اتاق های فکری گوناگون امریکا که مرکز توطئه علیه بشریت است، سناریوهایی برای فروپاشاندن کره شمالی تدوین گشته، می خواهند با دستیاری با میلیتاریسم نوخواسته ژاپن و کره جنوبی، یکی از آخرین « حکومت های شیطانی » را براندازند.

مردم جهان و تمام نیروهای پیشرو باید به پشتیبانی کره شمالی برخیزند و دروغ های امپریالیستی را افشاء کنند. امپریالیسم از همان زمان که برپاست، برپایه دروغ برپاست سراسر جنگ هایی که برپاساختند، برپایه دروغ برپاساختند. مقدمه چینی های دروغین برای جنگ عراق و لیبی و سوریه و یمن …. از یاد نمی رود. سراسر جنگ کره و ویتنام و لائوس و کامبوج و کودتاهای رنگین و مخملی و بهارهای عربی و …. همه اش برپایه دروغ های شاخدار و بی شاخ استوار بود، امپریالیسم تا هست دروغگوست، هیچ حرفشان را باور مکنید.

تلاش های کره شمالی برای دفاع از خود را « پرووکاسیون » می نامند. اما از محاصره نظامی و مانورهای نظامی علیه کره شمالی، از زیردریایی های اتمی، هواپیماهایB-12،B-2A  که سلاح اتمی حمل می کنند چیزی نمی گویند، ده ها هزار نیروی نظامی امریکا و ده ها هزار از کره جنوبی تمرین می کنند که چگونه کره شمالی را به زانو در آورند. انتظار دارند کره شمالی این پرووکاسیون ها را تحمل کند و جیکش در نیاید. حال که تحمل نمی کند، متهمش می سازند که گویی دنیا را به پرتگاه جنگ اتمی می کشاند.

کره شمالی آزمون صد سال را پشت سر گذاشته، با این گرگ آشناست. در برابرش موضع ضعف و تسلیم نمی گیرد، در پاسخ به مانورهای خصمانه دشمن اعلام کرد که تکنیک فضایی و سفینه های فضایی را به کار می اندازد. اگر مورد حمله دشمن قرار گیرد از مرزهایش ولو با سلاح اتمی دفاع خواهد کرد. در عین حال اعلام کرد که خواهان همزیستی مسالمت آمیز است، عدم توسل به جنگ، تا آنجا که ممکن باشد، از پرنسیب های اوست. ارتش کره شمالی تنها دفاعی است و قصد حمله به کشوری ندارد، این است موضع کره شمالی. این شیوه ایست که مردم پیشرو جهان که صلح و آرامش می خواهند، باید آن را به کار اندازند.

بدیهی است که ایستادگی در برابر دشمن جهانی که تا سر و دندان به سلاح های هسته ای، شمیایی، بیولوژیک مسلح است و بود و نبودش با بربریت و خود کامگی و به خدمت آوردن خودکامگان وابسته است، دشوار و خطرناک است. ممکن است دیوانگانی مانند ترومن و ترامپ یک شبه دکمه بمب اتمی را بفشارند و سرزمینی را با خاک و خون یکسان کنند. به همین دلیل گامی که کره شمالی برداشته، متهورانه و بی باکانه است و ما می دانیم شجاعت در حالی که خوب است، خطرناک هم هست و به همین دلیل تن مردم جهان برای کره شمالی می لرزد.

به راستی در برابر تهدیدهای شبانه روزی امپریالیستی بیش از دو راه نیست، ایستادگی و مقاومت مصممانه، یا تسلیم وسربرخاک نهادن. شاید این دومین کم دردسرتر باشد. اما تاریخ را با تسلیم و رضا، باتعارف و بسم الله… نمی توان به پیش برد. آنها که بدان تن دادند، به مرگ تدریجی تن در دادند. همین چند ماه پیش دیدیم که امریکا بزرگترین بمب خود، مادر تمام بمب ها را در افغانستان پرتاب کرد. تا کجا ویرانی و نابودی آورد، چند نفر مردند و زخمی شدند، به مردم نگفتند. مساله یک بار در برخی رسانه ها آمد و سپس به فراموشی گرائید. افغانستان گرفتار مرک تدریجی است. آن ها که به مرگ تدریجی تن ندادند، نام بهتری از خود بیادگار گذاشتند. اگر واقعیت این است که هر انسانی رفتنی است، چرا نام نیکویی از خود بیادگار نگذارد؟ چرا پوزه به خاک بمالد که بماند و نرود؟

امپریالیسم مسئول جنگ و گرسنگی و بی خانمانی است. هرکس خواهان از بین بردن جنگ و بردگی است باید مستقیمأ با امپریالیسم جهانی به سرکردگی USA در افتد. مبارزه برای صلح و امنیت از گذار نبرد با امپریالیسم می گذرد. جز این، راهی نیست.

کره شمالی نیاز به آرامش و صلح دارد. اما به هر وسیله، از آن محرومش می دارند. ناگزیر است در برابر دشمن بایستد. شاید اقبال آن را بیابد که به مردم سراسر جهان نشان دهد که امریکا ببر کاغذی است و پوزه این ببر کاغذی را به خاک بمالد. چنانکه چهل و دو سال پیش طبقه کارگر در پیشاپیش مردم ویتنام پوزه این ببرکاغذی را به خاک مالید و وادارشان کرد فرار را برقرار ترجیح دهند.

                                                                      پیوند در خدمت وحدت کمونیست های ایران

                                                                               اول اکتبر2017

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s