تاریخی, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

نظرات انحرافی اقای رضا علوی در مورد کردستان عراق،سوریه و…..(1)

نوشته : احمد مزارعی، دهم مهر 1396

به همه نظرات انحرافی اقای علوی نمیتوان وضرورتی هم ندارد پرداخت اما من به دو مورد ان که ایشان ازخط سیاسی موساد وسی ای ا ‘ دانسته ویا ندانسته با ویا بدون حسن نیت کپی برداری کرده پاسخ میدهم :

عراق وسوریه

(1) درمورد کودتای نظامیان در عراق وکشتار وعربی کردن اجباری کردها :

عبدالکریم قاسم افسر ملی گرای عراقی با کمک سایر افسران وطن دوست وبا همکاری حزب کمونیست عراق بر علیه ملک فیصل که دست نشانده انگلیس بود کودتا کرد ، از اولین اقداماتش دعوت از ملا مصطفی بارزانی بود که از روسیه به عراق باز گردد ودر عراق از وی بعنوان قهرمان ملی استقبال شد. درجریان نوشتن اولین قانون اساسی ، بصورت مصوبه قانونی قید شد که عراق از دو قومیت کرد وعرب تشکیل شده وروزنامه ای نیز بنام خبات یعنی ازادی وبه زبان کردی در بغدادشروع به اتشار کرد،اقدامات دیگر مهم قاسم ملی کردن شرکت نفت واصلاحات ارضی بود هنگامیکه بحث ملی کردن شرکت نفت به میان امد امریکا وانگلیس در بیروت نیروی نظامی پیاده کرده تا به عراق حمله کنند ، روسها در انزمان دوکار برای عراق کردند 1- ابتدا از طریق حزب کمونیست عراق به قاسم اطلاع دادند که امریکا وانگلیس در صددهستند تا طرح کودتا علیه دکتر مصدق را درعراق به اجرا در اورند و 2- به امریکا در مورد حمله نظامی به عراق التیماتوم دادند که ما بوسیله موشک ما نع حمله وجنگ بر علیه عراق خواهیم شد.

اکنون درعراق اصلاحات ارضی نیز شروع شده وملا مصطفی بارزانی بهمراه سایر فیودالها وزمینداران بزرگ کردستان شدیدا مخالف اصلاحات ارضی بودند ، باید گفت که اسراییلیها وامریکاییها از همان زمان وازطریق ایران در عراق وکردستان نفوذ داشته تدارک جنگ داخلی در عراق وسرنگون کردن قاسم را در دستور کار داشتند. بنا به نوشته خیری زکی عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست عراق درکتاب خاطرات،جلد اول، در ان دوره ، نیروهای ملی و کمونیست ابتدا کوشیدند از طریق رییس پارتی یعنی رییس حزب کمونیست کردستان عراق ، مصطفی بارزانی را از شروع جنگ بر علیه عبدالکریم قاسم منع کنند ،انها به بارزا نی گفتند که این یک جنگ استعماری بر علیه عراق وتسلط بر نفت ان است که متاسفانه نتیجه نداد ،هنگامیکه بحثی جدی میان رییس حزب کمونیست کردستا عراق وملا مصطفی در میگیرد ملا مصطفی به وی میگوید «همچنانکه خروس نوک میزند میتوانم با یک ضربت قلبت را از شکمت در اورم»، از کتاب خاطرات زکی خیری عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست عراق در اندوره ویکبار دیگر خیری زکی بهمراه هییتی بنزد مصطفی بارزا نی رفته شاید بتوانند وی را از شروع جنگ برعلیه عبد الکریم قاسم منصرف کنند که موفق نمیشوند وبدین شکل اسراییل امریکا وبا همکاری شاه خاین ووطنفروش موفق میشوند اولین جنگ استعماری را بر علیه اولین جمهوری ملی ومستقل عراق اغاز کنند،این سیاست دخالتگری ادامه یافت ورهبران قبیله ای وخاین کرد در طول سالهای بعد از قاسم وتا به امروز همین سیاست ضدملل منطقه وکردها را به نمایندگی از طرف اسراییل ادامه میدهند ،در دوره صدام وبا وجود داشتن خود مختاری ، این خیانتها در اشکال مختلف ادامه پیدا کرد .

بنا بنوشته «دانيل پرت» تحليل‌گر سياسی اسرائيلی در کتابش بنام ازراه فریب ، دولت اسرائيل دو وزارتخانه خارجی دارد. يکی وزارتخانه خارجه که علنی است و ديگری وزارتخانه مخفی و غيررسمی که تحت نام فعاليت‌های سياسی عمل می‌کند و تحت نظر موساد سازمان جاسوسی اسرائيل قرار داد. اين دومی مسؤول ارتباط با بسياری از کشورهای منطقه خاورميانه می‌باشد و رابطه دولت اسرائيل و کردها از طريق اين بخش انجام می‌گيرد. رابطه کردها و موساد از سال‌های شصت ميلادی قرن گذشته در شکل نظامی و اطلاعاتی با ملامصطفی بارزانی شروع شد و تاکنون نيز ادامه دارد.

در آن زمان ميان مصطفی بارزانی و موساد، قراردادی محرمانه به امضا رسيد و از همان زمان برای پيشبرد امور اين فعاليت‌ها در بخش «فعاليت‌های سياسی» در اسرائيل بخشی تأًسيس برای کردستان تاسیس شد. در آن زمان بيست نفر از شخصيت‌های مهم سياسی اسرائيل در اين بخش فعال بودند که از آن ميان می‌توان موشه دايان وزير دفاع کشور اسرائيل را نام برد. حزب دمکرات کردستان عراق عده‌ای را برای آموزش دوره‌های نظامی و اطلاعاتی به اسرائيل فرستاد که از ميان آنان دو نفر از فرزندان مصطفی بارزانی نيز شرکت داشتند، مسعود بارزانی و ادريس بارزانی. شخص مصطفی بارزانی نيز در دو نوبت در سال‌های ١۹۶۷ ،برای عرض تبریک پیروزی اسراییل بر اعراب ویکبار درسال ١۹۷٢ از اسرائيل بازديد به عمل آورد.

در زمينه نظامی ، اسرائيل اسلحه‌های روسی را که در زمان جنگ از اعراب به غنيمت گرفته بود در اختيار کردها قرار می‌داد. اسرائيل اسلحه‌های پيشرفته هم‌چون موشک و اسلحه‌های ضد هواپيما و ضد هلی‌کوپتر به کردها نمی‌داد و اين مشکل کردها را حل نمی‌کرد. اسلحه‌های اسرائيلی برای استفاده در مناطق صعب‌العبور کوهستانی کاربرد نداشت، اما اين اسلحه‌ها برای جنگ چريکی طولانی‌مدت مناسب بود و می‌توانست لشکريان زمينی صدام را ضعيف کند. اسرائيل می‌کوشيد تا توازن نيرو را ميان کردها و ارتش عراق متعادل نگه دارد و بدين‌سان می‌توانست همشيه کردها را در چنگال خود داشته باشد.

در مورد کمک‌های مالی دانيال پرت می‌گويد که ما سالانه پانصد هزار دلار در اختيار حزب دمکرات کردستان قرار میدادیم تا انها ازطریق کارمندان وکارکنان کرد در مراکز دولتی عراق در دوره صدام ، اسناد را سرقت کرده وپس از ترجمه انها از عربی به انگلیسی در اختیار ما قرار دهند ، این همکاریها تا سال 1975، ادامه یافت.

در اين سال دولت آمريکا و اسرائيل و شاه ايران تصميم گرفتند تا کمک‌های خود را به بارزانی متوقف کنند. در نتیجه هزاران نفر از نيروهای مسلح کرد مجبور به تسليم شدند. عده ای از اينان به ايران پناهنده شدند. نزديک به هشت هزار تن آنان توسط رژيم صدام به ا عدام محکوم گشتند. تجربه اين مرحله از رابطه ميان کردها و اسرائيل بر ما آشکار می‌سازد که دولت اسرائيل هيچ‌گاه خواستار کمک واقعی و نجات کردها نبود، بلکه به اين وسيله می‌خواست تا ارتش زمينی صدام را در يک جنگ طولانی چريکی ضعيف کند و بر اين اساس اسلحه و اطلاعاتی در اختيار کردها قرار می‌داد».

درسال 1992 ، ماقبل وبعد از ان بارها میان دوقبیله جنگ درگفت وهر بار که یکی شکست میخورد فورا دست به دامن صدام میشدند تا نجاتشان دهد . درهمان سال 1992 مکرم طالبنی که یکی از شخصیتهای ملی وسیاسی کردستان عراق محسوب میشود وبه پدر وبنیانگزار احزاب سیاسی کرد ها معروف است وازطرفی مورد احترام هم دوحزب قبیله ای کردها بود وهم اینکه مورد قبول واحترام صدام حسین ، وی پیشنهاد نمود تا میان کردها وصدام میانجیگری کرده وجنگ وبرادر کشی را در عراق پایان دهد وخوشبختانه هم کردها وهم صدام از پیشنهاد وی استقبال میکنند ، نتیجه کار اینکه صدام مرزی را مشخص میکندوقول میدهد که کردها اعلام استقلال کنند ومن به فوریت استقلال انها را به رسمیت خواهم شناخت ، مکرم طالبانی به نزد رهبران کرد رفته وموافقت صدام را در مورد به رسمیت شناختن ا ستقلال کردستان به انها ابلاغ میکند ،هردو حزب دوهفته فرصت میخواهند تا نظر خودرا اعلام کنند ، پس از دوهفته پاسخشان اینچنین بوده است :» امریکا به ما ابلاغ کرده است که اگر با صدام صلح کنیم ویا استقلال کردستان را بپذیریم همه ما را هرکدام با یک چمدان به امریکا تبعید خواهند کرد» از کتاب خاطرات مکرم طالبانی وهمچنین در کتابچه ای تحت عنوان «ارزیابی از کتاب خاطرات مکرم طالبانی»نوشته شوکت خزندار عضو سابق کمیته مرکزی حزب کمونیست عراق نیز امده است.

اساسا بحث مسیله کردستان تحت عناوینی همچون حق تعیین سرنوشت ویا حقوق بشر ویا حقوق ملل ویا عنوانهایی پر طمطراق از این نوع بیهوده وخاک پاشیدن در چشم مردم است وگویندگانش یا احمق وکوردل هستند ویا مزدور،اگر کسی اینهمه دخالتهای گسترده اسراییل وامریکا در در منطقه بویژه در کردستان ومنطقه را نبیند ودرخواست حق تعیین سرنوشت برای کردستان کند حقیقتا ادم سفله وحقیری است،اسراییل از طریق موساد یک مجموعه دایمی در کردستان دارد وامور جاسوسی ، توطیه وترور را در کردستان برعلیه منطقه پیش میبرد .تا انجا که درروزنامه سفیر چاپ لبنان امده بود، شخصی بنام تسفریر ، اخرین رییس هییت موساد در کردستان بود که ماموریت هفت ساله اش درکردستان پایان یافته وبا رادیو نظامیان اسراییل مصاحبه کرده وروزنامه سفیر متن مصاحبه را به عربی ترجمه کرده بود،این هییت درکردستان دایمی است .

(2) دیدگاه اقای رضا علوی در مورد کردهای سوریه وموضوع شناسنامه انها بسیار انحرافی وبیمعنی تر از نظراتش در مورد عراق ،عبدالکریم قاسم وکردها است،.برای روشن شدن وضعیت کردهای سوریه در منطقه جزیره ومشکلات شهروندی انها ،یک استاد جامعه شناسی دانشگاه دمشق چندی پیش کتابی در اینمورد تالیف نمود واین مشکل را ریشه ای وازنظر تاریخی ،سیاسی وامنیتی مورد تحقیق قرارداد، من خلاصه ای از کتاب را ترجمه ودر سایت مجله هفته منتشر شد،نام دقیق عنوان انرا بیاد ندارم ولی باید بررسی وضعیت کردهای سوریه باشد. خلاصه این است که در سوریه کردهایی هستند که اززمان رهبری صلاح الدین ایوبی دردوشهر دمشق وحلب ساکن شده وبرج وباروهایی نیز بنامشان وجود دارد،اینها شهروندان قدیمی سوریه بوده ودرزندگی اجتماعی،فرهنگی،سیاسی وامنیتی سوریه حضور داشته اند،در میان انان خانواده عظم است که یکی از انها قهرمان جنگ استقلا ل سوریه بوده که بر علیه استعمار فرانسه جنگیده وشهید شده ومجسمه اش هنوز برپا است ، بسیاری از این خانواده اهل قلم وادب هستند،بسیاری از کردها مناصب مهم دولتی همچون رییس جمهور،نخست وزیر ، وزیر جنگ ، استادان دانشگاه وغیره بوده اند،رنده یاد خالد بکتاش ر ییس حزب کمونیست سوریه کرد بکتاشی بود وفرزندانش همچنان جزو نیروهای انقلابی ومترقی به حساب میایند ،یکی از معروف ترین محققان زبان وادبیات عربی در سوریه نیز کرد است،محلات کردها در دمشق وسوریه جزو قدیمیترین محلات دمشق وحلب است وبه زبان کردی – عربی صحبت میکنند،کردهای منطقه جزیره وسایر ساکنان کرد اطراف سوریه همچون عفرین، کوبانی (کوبانی در اصل نامش عین العرب بوده است) قامشلی و..، بطور عمده بعد از شکست کردها درجنگهای استقلال طلبانه شان به رهبری نوری پاشا با اتا تورک در کوههای اگری ، بعد از جنگ جهانی اول ، به مناطق مختلف بلاد شام شامل سوریه ، لبنان وفلسطین فرارکردند وبیشتر در مثلث مرزی سوریه ، ترکیه وعراق ساکن شده وزندگی تازه ای را اغاز کردند،برای دولت تازه تاسیس سوریه امکان وتوانایی نداشت که به این معضل بپردازد بخصوص که مسا له امنیتی نیز مطرح بود ، درزمان حافظ اسد هییتی مامور شد تا با این مشکل بپردازد ، هیچکدام انها شناسنامه هیچکجا را نداشتند ، در میانشان ارمنی،اشوری وترکمن نیز وجود داشت، قابل ذکر است که اینها اگر چه شناسنامه نداشتند ولی از بسیاری امکانات دولتی سوریه بخصوص برای کشاورزی ،بهداشت و…استفاده میکردند.هییت پس از بررسی به این نتیجه رسید که دویست هزار نفر اینها از سالها پیش و در نتیجه جنگ ، مهاجرت کرده وتصمیم گرفته شد تا به انها شناسنامه بدهند واینطور که اقای علوی سرهم بندی میکند نبوده ونیست،حافظ اسد خود علوی بود وبا کردهای علوی ترکیه رابطه حسنه ای داشت ودکتر بشار اسد نیز رابطه ای خوبی با علویهای ترکیه دارد وغالب انها در منازلشان عکس خاندان اسد را حفظ میکنند،استان اسکندرون که بتوسط ترکیه اشغال شده است کاملا سوریه ای میباشد وتا هنوزبسیاری به زبان عربی صحبت میکنند،حافظ اسدرییس جمهور سوریه وقدری جمیل رییس حزب کمونیست سوریه تصمیم گرفتند تا به کردهای ترکیه کمک کنند تا مستقل شوند ،بر همین اساس دو اردوگاه بزرگ ،یکی در حومه دمشق ودیگری در دره بقاع لبنان تاسیس نموده وامکانات کامل در اختیار عبد الله اجلان قرار دادند ونزدیک به ده هزار چریک کرد تربیت کردند وبدین شکل «حزب کارگران ودهقانان ترکیه»ویا پ . ک . ک ، کنونی زاده شد ،قابل ذکر است که یک کرد ثروتمند سوریه ای نیزبخش قابل ملاحظه از مخارج دو اردوگاه را میپرداخت،شرح این جریان در کتابی که قدری جمیل تالیف نموده امده است. خلاصه اینکه بررسی اینگونه مشکلات در کشورهای منطقه که استقلالشان هنوز از طرف غرب امپریالیستی به رسمیت شناخته نشده وهر لحظه تهدید به جنگ ، ،تحریم، جاسوسی ، وصدها مشکلات دیگر میشوند ،بیکباره بارزانی با کمک اسراییل میخواهد استقلال بگیرد ویا در سوریه بدتر از عراق که امریکا اشکارا دخالت نظامی کرده است، اقای علوی وبسیاری مشابه ایشان کاسه داغ تر از اش شده وبرای استقلال کردستان وبی شنناسنامه های سوریه سینه به تنور میچسبانند، البته اقای علوی در درفشانیهای دیگرشان موعظه میفرمایند که استقلال ایران هم عیب وایراداتی دارد وما بعد از سی سال مرگ بر امریکا گفتن چه بدست اورده ایم ؟ که خود معنایش این میشود که بهتر است برگردیم زیر بال وپر امریکا وگور ستارخان ودکتر مصدق وهزاران نفر انسان شریفی که جانشان را درراه استقلال ، ازادی وعدالت اجتماعی در طبق اخلاص گذاشتند وشهید شدند ،بله ، گورشان را خراب کنیم که چرا بیهوده «مبارزه» کردند.

نظرات اقای علوی در مورد عراق،سوریه وهمچنین سودان نیز بکلی غلط وانحرافی است وصرفا برای دفاع وسرپوش گذاشتن برروی دخالتهای چهل ساله امریکا واسراییل نوشته شده است،دخالتهای این دو کشور برای تجزیه سودان همان است که در عراق دنبال میشود ، در انجا نیز مسیله نفت وسایر منابع زیر زمینی واخراج چینیها از افریقا میباشد که خود بحث مفصلی میطلبد.

درپایان با این شعر عارف قزوینی نوشته را پایان میدهم :

کسی که رو به سفارت پی امیدی رفت دهید مژده که لال و کرو خموش امد

راهی که استعمارگران از طریق دادن پول،تلوزیون،رادیو امکانات رفاهی وسخنرانیهای شسته ورفته ودیکته شده پیشنهاد میکنند به مخروبه هایی همچون افغانستان ،عراق، سوریه،لیبی وسومالی وفقر ومسکنت وبردگی منتهی خواهد شد، داعش وابوغریب نماد بارز وپیشنهادی استعمارگران امریکا وکل غرب برای «ازادی»ملل منطقه است واصلا نباید در این گفته شک کرد ،طرح امریکا،اروپا بهمراهی با سازمانهای اطلا عاتی انها داعشیزه کردن کل خاور میانه بود ، قراربور در مدت چهل وهشت ساعت ایران بوسیله داعش همسا یه امریکا شود ، ازادی،عدالت تنها میتواند وباید بادستان پرتوان مردم ایران برقرارشود،دایه مهربان تر ازمادری وجود ندارد واین کاملا شدنی است ، چه حقیر وسفله هستند کسانی که هنوز دل در گروی ازادی وحقوق بشر امریکا بوسیله پول وتلوزیون مجانی دارند ، بقول شاعر انقلاب مشروطه عارف قزوینی :

کسی که رو به سفارت پی امیدی رفت دهید مژده که لال وکرو خموش امد

پایان.

(1) – نظرات اقای علوی :

بعد از کودتای نظامیان جمهوری خواه در عراق و سرنگونی حکومت پادشاهی هاشمی دراین کشور، سران عراق به دنبال اجرای ایده های ملی گرایی بودند. براساس این ایده، عراق یک کشور عربی با مردم عرب و فرهنگ و زبان عربی است و همه چیز نیز با این شاخص ومعیار سنجیده می شد. در نتیجه این تعریف، کردها در عراق به صورت اتوماتیک به بیگانه و شهروند درجه دو تبدیل شدند.
همین روند ادامه داشت و با قدرت یافتن حزب بعث و صدام حسین در عراق، این روند به اوج خود رسید تا جایی که دولت صدام طرح هایی را در قالب حذف کردها، کاهش جمعیت آنها، کاهش نسب جمعیت کردها، خارج کردن کردها از مناطق محل سکونت آنها و در یک کلام عرب سازی مناطق کردی (تعریب) اجرا کرد و کار به جایی رسید که علیه هموطنان کرد خود از بمب شیمیایی نیز استفاده کرد.
همین طرز تفکر و سیاست از سوی اتاتورک در ترکیه، رضاخان در ایران، حافظ اسد در سوریه، پادشاهان سعودی در عربستان سعودی و پادشاهان آل خلیفه در بحرین دنبال شد.
در دوره آتاتورک، کردها را «ترک کوهی» نامیدند تا به این سوال مهم جواب دهند چگونه در کشوری که مدعی اند متعلق به ترک هاست کرد هم زندگی می کند.
در دوره حافظ اسد و به قدرت رسیدن حزب بعث در سوریه، از اعطای شناسنامه به کردها جلوگیری شد.
در دوره رضاشاه ، هویت ایرانی براساس یک نژاد و یک زبان تعریف و تلاش شد تفریس از طریق اقدامات گوناگون سیاسی، نظامی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی همه انسان هایی که خارج از این دایره تعریف می شدند تحت فشار قرار بگیرند و از آنها هویت زدایی شود

استقلال به خودی خود تاثیر مثبت یا منفی بر سطح زندگی مردم یک منطقه ندارد.
به عنوان مثال دولت سودان بعد از 40 سال جنگ داخلی با سودان جنوبی و کشته شدن بیش از 200 هزار نفر در جنگ های داخلی، با همه پرسی استقلال جنوب سودان موافقت کرد. با جدایی سودان جنوبی وتولد کشور جدید، جنگ داخلی متوقف شد. هزینه های دولت سودان در جنوب این کشور هم متوقف شد.
سودان جنوبی بعد از استقلال درگیر جنگ داخلی و خون ریزی گسترده ای شد و از سوی آمریکا و قدرت های خارجی تحت تحریم قرار گرفت
در تاریخ معاصر هیچ موردی نداشته ایم که منطقه ای، همه پرسی استقلال برگزار کند و هیچ قدرت منطقه ای یا جهانی از آن حمایت نکند. همیشه همه پرسی استقلال یا اعلام استقلال مناطق با حمایت جدی یک قدرت جهانی صورت می گیرد. همه پرسی استقلال کردستان عراق از این نظر یک مورد تقریباً کم نظیر است.
هم اکنون علاوه بر دولت مرکزی عراق، ایران و ترکیه و همه همسایگان عراق و قدرت های منطقه ای در کنار آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل مخالف این همه پرسی هستند تنها اسرائیل رسماً از آن حمایت کرده است
eza Alavi
‏۱۱‏ ساعت ·
در تاریخ معاصر هیچ موردی نداشته ایم که منطقه ای، همه پرسی استقلال برگزار کند و هیچ قدرت منطقه ای یا جهانی از آن حمایت نکند. همیشه همه پرسی استقلال یا اعلام استقلال مناطق با حمایت جدی یک قدرت جهانی صورت می گیرد. همه پرسی استقلال کردستان عراق از این نظر یک مورد تقریباً کم نظیر است
استفاده از عبارت تجزیه عراق در صورت استقلال کردستان عراق نادرست است. تجزیه یک کشور زمانی اتفاق می افتد که یک کشور دچار فروپاشی می شود و از نام کشور اولیه چیزی نمی ماند مثل شوروی یا یوگسلاوی یا عثمانی.

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s