تاریخی, سرتیتر

اعتبار و حیثیت جهانی انقلاب اکتبر

 oktober_1-1296331_960_720

انقلاب اکتبر100   ساله شد

اعتبار و حیثیت جهانی انقلاب اکتبر

mehdizانقلاب کبیر اکتبر در بحبوحه جنگ جهانی اول که سراسر اروپا را فرا گرفته بود شکل گرفت  سیستم حکومتی کشورهای اروپایی دارای ساختار فئودالی مذهبی  وشدیدا  در رقابت و جنگ و جدال با هم بودند در روسیه مذهب اورتودوکس در رهبری کشور پهناور و جهان گشای روسیه نقشی حیاتی داشت بلبشو و جنگ و جدال در سیستمهای فئودالی و جنگهای متعدد که مدام  در جریان بود بسیاری از این امپراتوری های فئودالی را تضعیف کرده که منجر به رشد تضادها و شروع جنگ فرا گیر در بخش بزرگی از اروپا شد  و بنیه اقتصادی و مالی این کشورها را کاملا ضعیف کرد  جوامع فئودالی این کشورها با جنگ در صدد بودند تا با تقسیم مجدد جهان و یا با نابودی رقبا راه برون رفتی پیدا کنند .

جنگ ، ویرانی بی خانمانی  ، عدم امنیت اجتماعی و مالی نشان داد که سیستم فئودالی به پایان راه خود رسیده است . اوج این پاشیدگیی در جنگ جهانی اول بخوبی خودرا نشان داد  . کشورهای صنعتی پیشرفته تر نظیر آلمان ، انگلستان و تا حدودی فرانسه با تمرکز بر روی استعمار خارجی و زیر ساختها و نوسازی صنایع و شاغل کردن بسیاری از روستا زاده گان توانستند تا حدودی خودرا جمع و جور کنند ولی روسیه تزاری که سرزمینهای وسیعی را اشغال کرده بود و سیستم پادشاهی که تحت کنترل شدید کلیسا ی اورتودوکس قرارداشت هنوز بر روی سیاستهای گذشته پا فشاری میکرد وکلیسا که مالک و صاحب زمینها و کشاورزان بود حاضر نبود تغییری در ساختار اقتصادی اجتماعی ایجاد کند .

در نتیجه تا آنجا پیش رفت که در همه زمینه ها  درجا زد و یا مجبور شد امتیاز بدهد ولی این سیاست کارایی نداشت در نتیجه جنگ جهانی اول شکل گرفت که روسیه تزاری در ضعیف ترین  موقعیت جغرافیایی قرار گرفت  و جنگ در سراسر اروپا تا ترکیه را در نوردید و امپراتوریها یکی پس ازدیگری در هم شکستند و جنبشهای اجتماعی رشد کردند که یک بخش آن اجرای تحقق عدالت اجتماعی را در نظر داشت  در نتیجه انواع و اقسام احزاب و سازمانها در جنبشهای توده ای در سراسر اروپا  شکل گرفتند از جمله  احزاب سوسیال دمکرات ، چپ های مارکسیستی  و سوسیالیستهای انقلابی ، ناسیونالیستها با طیف های بسیار گسترده .

اکثر این سازمانها و گروه ها بشکلی وارد جبهه حکومتهای منطقه ای شدند تا سهمی در قدرت داشته باشند. ولی نتیجه عملکرد  و بازده کار در این جنگ و جدال بر سر منافع مختلف کشورها تا آنجا پیش نرفته بود که تحولات بنیادی در ساختار این کشورها ایجاد شود  بلکه حاکمیت فئودالی علیرغم مقاومت بیهوده به اشکال جامعه سرمایه داری تغییر ماهیت داد .

 در جنگ جهانی اول تقریبا تمامی امپراتوری های کشورهای فئودالی در هم شکستند دوران گذار برنامه و تدارک راه حل دیگری را میطلبید . در این موقع بود که در جامعه روسیه سوسیال دمکراسی نیم بند  پا به عرصه وجود گذاشت و در صدد تغییرات تدریجی برای تغییر ماهیت  سیستم درهم شکسته گذشته  بر آمد وسعی کرد بسرعت در حکومت حل شود .

ولی روسیه متلاشی تر ازآن بود که بتواند با سیستم سابق به جنگ ، فقر وفلاکت ، بیکاری جنایات کلیسا و نداشتن زیر ساختهای مناسب و جنگ با وسعت روسیه فقر و فلاکت گسترده را سروسامان بدهد.

 دراین مرحله جنبش چپ با ماهیت دیگر پا بعرصه وجود گذاشت که تغییرات رادیکال را در سر می پروراند و آنهم جنبش مارکسیستی بود که جامعه را بر اساس طبقات مورد ارزیابی قرار میداد و راه حل خودش را هم عرضه میکرد از آنجا که سیستم سابق هنوز در حال گذار بود و فرصت کافی نداشت خودش را جمع و جور کند و با شرایط نوین خودرا تطابق دهد شرایط مناسبی پیش آمد تا جوان وکیلی بنام لنین  با همکاری  استالین که تجربه میدانی  وسیعی داشت و تنی چند از رهبران برجسته حزب کمونیست  روسیه ابتکار عمل را بدست بگیرند و با تحلیلی که از اوضاع داشتند و جدالی که در بین جناح بندی های حکومتیان در جریان بود  حکومت شوراها را بنیان گزاری کنند.

  با باز گشت لنین به پیشنهاد استالین از طریق فنلاند  به روسیه ارزیابی این بود که اوضاع مناسب هست و میشود حزب کمونیست را ایجاد کرد و از آنجا که مورد تعقیب پلیس بود مجبور شد مجددا   به خارج از کشور کوچ کند و سالها در آلمان و سوئیس و انگلستان به تحقیق و بررسی بپردازد تا جایی که بعنوان فردی کمونیست ، انقلابی  ، مارکسیسم شناس ، سیاستمدار چپ و کارشنانس برجسته امور انقلابی در بسیاری از محافل خارج شناخته شده بود  شخصیتی که سر یک جریان بود و حرفش خریدار داشت  این فعالیتها تا آنجا پیش رفت که نظرات لنین بعنوان یک جریان اقلیت در همه مجامع کمونیستی برای خودش جاپایی پیدا کرده بود.

لنین تحقیقاتی هم در زمینه  برنامه ریزی و مدیریت   اقتصادی و صنعتی . تئوری امپیریالیسم آخرین مرحله سرمایه داری ، یک گام به پیش ودو گام به پس را تدوین کرده بود و منتظر فرصتی بود تا دوباره به کشور باز گردد تا زمینه ادامه  دیدگاه های خود را فراهم کند . این دوره همزمان بود با فعالیت  استالین که سالها پیش از آن مانیفست حزب کمونیست را به روسی ترجمه کرده بود و فعالیت گسترده ای در گرجستان و روسیه  بخصوص در تدارک و اجرایی کردن اعتصاب های کارگری داشت و عمل کرد بسیارموفقی را پشت سر گذاشته بود استالین بعنوان شخصیت کمونیست پر کار سازمانده و مدام فراری و محکوم به اعدام  بارها برای دیدن لنین به آلمان و سوئیس رفته بود هنوز در آن دوران چپ روسی بعنوان گروه اقلیت شناخته میشد  چون لنین درجناح چپ کمونیستی فعال بود لنین وقتی حزب کمونیست روسیه را بکمک استالین سازمان داد از سال 1912 تا 1924 رهبری حزب کمونیست روسیه و رهبری اتحاد جماهیر شوروی را در دست گرفت  لنین برای سازمان دادن سیاستهای اجرایی حزب کمونیست  کشور نقش تعیین کننده ای ایفا کرد  اگر چه شوروی دراکتبر سال 1917 موفق شد تزارها را سرنگون کند ولی خرابی ناشی از جنگ خارجی و داخلی و ادامه آن و تخریب گسترده  اموال دولتی توسط فئودالها و یاغیان همچنا ن ادامه داشت روسیه بیش از هشت میلیون کیلو متر مربع وسعت و \راکندگی جمعیت داشت و کنترل آن کار آسانی نبود.

دوران تثبیت دولت شورها با مشکلات  بسیارزیادی همراه بود  جناحی از حزب بر ادامه جنگ پافشاری میکرد وقصد داشت تا همه کشورهای اروپایی را به اشغال خود در آورد  جنگ بی پایان و ادامه دار تا پیروزی نهایی که مفهومی بجز خودکشی نداشت   وضعیت حکومت تزاری آنچنان خراب و آشفته بود که میشد با مانور دقیق و حساب شده بسیاری از جناحهای بوروکرات و تکنوکرات را که نقش تعیین کننده ای در اداره امور کشور داشتند  جمع و جور و نظر آنها را جلب کرد مشکل بود بشود کسی را قانع کرد که تزارها میتوانند به بقاء خود ادامه دهند  موفقیت اولیه در سرنگونی سیستم پادشاهی خیلی ها را آن موقع گیج کرده بود و تا زمانی که آلمان و شرکا بخشهای بزرگی از خاک روسیه را  اشغال نکرده بودند حاضر نبودند  سیاست تثبیت کشور را دنبال کنند  . دقیقا در همین برهه کشور شوراها  سرزمینهای زیادی را از دست داد و مجبور شد امتیازات فراوانی از جمله سرزمینهای زیادی را به دشمن واگزار کند  تنها بعداز جنگ جهانی دوم بود که اتحاد شوروی موفق به باز پس گیری مناطق اشغالی شد.

سازمان دادن و جمع و جور کردن کشوری به بزرگی اتحاد شوروی کار آسانی نبود هنوز کشور دارای قانون اساسی مدونی و کادرهای کارکشته و مدیر نبود که بر اساس آن برنامه های موقت را در عمل اجرایی کند . ویرانی کشور در اثر جنگ کشور پهناور شوروی ، ملیتهای مختلف و پراکنده کم آبی و خشک سالی برنامه قابل اجرای مدونی را میطلبید  اینجا بود که جناح بندیهای حزب آماده جان فشانی برای تدوین برنامه پیشرفت اقتصادی همه جانبه نبودند در واقع آینده روشنی متصور نبود این جدال ها تا سالهای 1927 ادامه پیدا کرد . لنین در اثر بیماری مزمن و غیر قابل علاج در 12 ژانویه 1924  درگذشت  در واقع لنین در طول تاریخ زندگی بعنوان یک متفکر بزرگ جریان چپ بیشتر وقت خودرا در خارج از کشور گذرانده بود و از اکتبر 1917 و تا تاریخ درگذشت بطور مستمر در اتحاد شوروی زندگی کرد  در نتیجه تدوین قانون اساسی کشور  به استالین و تیم او محول شد  تا قوانین حقوقی جمهوریهای اتحاد شوروی را دراین چهارچوب تدوین کنند.

حزب کمونیست جوان اتحاد شوروی برای اولین بار با کادرهایی که هنوز در کار اجرایی تجربه نداشتند سر در گریبان بود ولی در نهایت تصمیم گرفتند بر اساس طرح استالین اولویتهای کشور را مشخص کنند . تامین مواد غذایی و رشد زیربنای کشاورزی ، صنعتی کردن کشور ، تامین مسکن برای احاد ملت با شرایط منطقه ای  ، ایجاد مدارس و راه های ارتباطی  و تامین انرژی برای مصارف  روشنایی و گرمایی و بسیاری از برنامه های دیگر که با شرکت فعال تمامی 16 جمهوری اتحاد شوروی که داوطلبانه به شوروی پیوسته بودند تدوین و برای اجرا به همه مناطق ابلاغ شد و کار بنیادی آغاز گردید .

حزب کمونیست و کادرهای برجسته آن موظف شدند تا برنامه مدونی را که قابل اجرا باشند تدوین کنند تا با امکانات موجود بمرحله اجرا در آید . حزب و دولت به این نتیجه رسیدند که همراه با تعاونی کردن کشاورزی که با شرکت دهقانان شکل گرفته بود (کلخوزها) به تولیدات کشاورزی رونق تازه ای بدهند از آنجا که برای تعاونی ها سهم 30%در نظر گرفته بودند و مقدار آن مورد رضایت کشاورزان نبود با مقاومت منفی آنها مواجه شد . ضمن آنکه دولت و حزب با توجه به وسعت زیاد کشور مخصوصا مناطق حاصل خیز تعاونی دولتی سوفیوزها را که کشاورزی صنعتی بود  راه اندازی کرد . تا رقابت تولیدی و نو آوری را در دو تعاونی  تشویق کنند  و ذخیره غذایی کشور را تضمین کنند و باز دهی را بالا ببرند.

الویت دوم  صنعتی کردن کشور با تمامی ابزارهای ممکن در زمان کوتاه بود  روسیه دارای صنایع بود اما نه با باز دهی خوب و مدرن  تازه زیر ساخت ها هم متلاشی و ده ها سال نیاز داشت تا آنها را آماده کند .

 ثبات نسبی در مرزها و پیشرفت اقتصادی و خود کفایی در کشور پهناور  اتحاد شوروی و قدرت گرفتن تدریجی جنبش کمونیستی در بزرگترین کشور جهان چین و کره شمالی شوک بزرگی بود بر جهان سرمایه داری  که آغازگر رشد فاشیسم در جهان غرب عمدتا در اروپا و بالاخص در آلمان و کشورهای همزبان  در حال پا گرفتن بود  بنابراین شتاب در صنعتی کردن اتحاد شوروی به اولویت اصلی تبدیل شد  . علیرغم مانورهایی که اتحاد شوروی انجام میداد تا کمترین تحریک را ایجاد کند ولی فاشیسم اروپا تمرکز حمله خودرا بر روی اتحاد شوروی گذاشته بود تا مانع پیشرفت و باز سازی کشور شوراها بشوند.

اتحاد شوروی تازه از جنگ جهانی اول خلاص شده بود ولی با میلیتاریزه شدن اروپا و ژاپن میبایست تغییر الویت استراتژیک بدهد آنهم کشوری به بزرگی اتحاد شوروی چیزی در حدود ده میلیون کیلومترمربع . استالین که قانون اساسی اتحاد شوروی را در سال 1924 بپایان برده بود و مدتها آنرا برای مطالعه در اختیار جمهوریهای شوروی قرار داده بود تا دیدگاه های خودرا مطرح کنند تا سال 1926 موفق شد متمدن ترین و پیشرفته ترین قانون اساسی جهان را که در تاریخ بشر سابقه نداشت  تدوین و با تصویب کنگره خلق برای اجرا آماده کند .

آلمان نازی و شرکا همچنان در تدارک جنگ برای کنترل تمام جهان از جمله اروپا و اتحاد شوروی بودند در درون کشور تمامی نیروهای مخالف سیستم فعال شده بودند و به تخریب زیر ساختهای کشور و نابودی ذخایر غله و مواد دارویی دست میزدند  این تخریب آنچنان در مرزهای شوروی گسترده بود که دولت مجبور شد برای حفاظت از اموال مردم ده ها هزار سرباز را روانه مرزها کند و مردم مناطق مرزی را مسلح کند تا بتوانند از خود دفاع کنند  که بمعنی پخش نیروی نظامی و عدم تمرکز در مرزهای با خطر بالا که فاشیسم در تدارک اشغال و نابودی اتحاد شوروی بود . با تحرک نظامی آلمان نازی اتحاد شوروی مجبور شد بسیاری از تاسیسات صنعتی خود را به مناطق امن در درون کشور منتقل کند و همین مسئله باعث شد تا اتحاد شوروی در جنگ پیروز شود .

خرابی جنگ جهانی دوم بمراتب بیشتر از خسارت جنگی جنگ جهانی اول و بسیار گسترده بود  اتحاد شوروی می بایست خود را دردوجبهه آماده کند بازسازی خرابی های جنگ جهانی اول و تدارک برای دفاع از کشور در جنگ فاشیستی پیش رو  شوروی بعداز جنگ  فاشیستی شبانه روز برای بازسازی خرابیها نیرو و سرمایه گذاشت و با ایجاد جبهه متحد ضد فاشیستی که انگلستان و آمریکا هم در آن شرکت داشتند  موفق شد بر نیروهای فاشیستی غلبه کند . نباید فراموش کرد که کمونیستهای چینی و کره ای نه تنها به ژاپن اجازه حمله به شوروی در مرزهای دوکشوررا ندادند بلکه با شکست فاشیسم نظامی ژاپن پیروزی اتحاد شوروی را تضمین کردند .

اتحاد شوروی بعداز پیروزی در جنگ  با نیروی باور نکردنی به باز سازی کشور پرداخت و به تمامی کشورهای بلوک شرق و چین و کره شمالی هم که دچار آسیب جدی شده بودند کمک کرد تا کشورهای خود رابسازند .

 در سالهای 1945 تا1953علیرغم درخواست استالین  برای استعفاء از رهبری بزرگترین و موفق ترین  کشور وحزب کمونیست جهان  بعلت کهولت سن موافقت کمیته مرکزی حزب  جلب نشد در حالی که در این دوره نقاهت کادرهای روسی که اکثریت مطلق رهبری حزب را داشتند در حال تصویه غیر روسها  درتشکیلات حزبی بودند و شرایط را برای روسوفیلها آماده میکردند.

 اتحاد شوروی در دوران بعداز انقلاب علیرغم جنگ خانمان بر انداز در عرصه تولید و رفاه اجتماعی سنگ تمام گذاشته بود و موفق شده بود در سال 1952 اولین بمب اتمی خود را آزمایش کند تا آمریکا بسرش نزند که به اتحاد شوروی حمله  نظامی بکند . شوروی در تمامی عرصه پیشتاز بود کشوری بزرگ با امکانات نامحدود و پیشرفت همه جانبه و سریع در علم و صنعت این امکان را بوجود آورده بود تا در سطح جهانی رقابت پذیر و خود کفا باشد . تا آن موقع کمتر کشور ی در جهان وجود داشت که به اندازه اتحاد شوروی در مدت کوتاه  فعالیت اقتصادی خود و با وجود دوجنگ جهانی خانمان بر انداز تا این اندازه دست آورد داشته باشد  و شرایط را برای پیروزی چین توده ای و کره شمالی فراهم کند  و در شرق اروپا برای حفاظت از دست آوردهای انقلاب این کشورها  تا این اندازه  سرمایه گزاری کند  و جبهه سوسیالیستی  ایجاد شده را که با مقاومت در برابر فاشیسم پا گرفته بودند متشکل و    متحد کند و امنیت جمعی کشورهای سوسیالیستی را تضمین کند . همه این دست آوردها  از سالهای 1921 تا 1953 بدست آمد  تنها در عرض  32 سال یک معجزه بتمام معنی  تا این تاریخ اتحاد شوروی مسلح به بمب اتمی شد و شرایط فعالیتهای فضایی را هم  فراهم کرده بود در نتیجه امنیت اجتماعی و نظامی برای پیشرفت و تکامل کشورهای سوسیالیستی و چین و کره را تضمین کرده بود .

  با درگذشت استالین در 5 مارس 1953 طولی نکشید که تمامی غیر روسها از کمیته مرکزی پاک سازی شدند بریا وزیر داخله که او هم مثل استالین گرجی بود و در انقلاب و پیروزی در جنگ نقش برجسته ای داشت بدون محاکمه با شلیک گلوله به سر او در محل کارش و با حضور خروشچف اعدام شد بریا از خروشچف خواسته بود که اورا محاکمه علنی کنند خروشچف پس از مرگ استالین زار زار گریه میکرد و حتی زیر تابوت اورا گرفته بود ولی تمامی اسناد حزبی را برای مدت ده سال ضبط کردند و کسی اجازه دست رسی به آنها را نداشت. این اسناد در زمان بقدرت رسیدن ولادمیر پوتین به مرکز  امنیتی  اسناد روسیه در موسکو منتقل شد.

از این تاریخ ببعد روسیه روال افول خودرا آغاز کرد خوروشچف مولوتف وزیر خارجه و وزیر دفاع مارشال ژوکف را تبعید کرد و از سرنوشت آنها هم هنوز  خبری نیست و بعداز آن در دفتر سیاسی و یا کمیته مرکزی از نمایندگان ملیتهای دیگر خبری نشد و اتحاد شوروی در سال 1989 و حزب کمونیست آن از هم پاشید و کشور نزدیک به اضمحلال کامل بود. روسیه رفته بود که به سه قسمت با طرح آمریکا و اروپا تقسیم شود روسیه اروپا که میبایست به اتحادیه اروپا بپیوندد ، روسیه آسیا  و روسیه سیبری که از روسیه جدا میشدند  بنا به پیشنهاد گورباچف که یک تنه حزب را منحل کرد  و دستور داد تا یلسین مجلس خلق را بتوپ ببندد و مدعی شد که شوروی بدون  دست آورد که نمیتواند روی پای خود بایستد بهتر است که منحل شود  .

روسیه از سال 1955 سیر نزولی را تا سال 1989 با شیب تند طی کرد تمامی بخشهای کشور از کار افتاد و آنچنان درمانده شد که قادر نبود حقوق ارتشیان و کارمندان  را پرداخت کند و در داخل کشور از چچن گرفته تا گرجستان و ابخازیا و دیگر نقاط کشور به آشوب کشیده شد  درست در دورانی که غرب با تمام توان در حال بازساری خود بود روسیه درگیر جنگ و جدال داخلی بود . پیمان نظامی ورشو و پیمان اقتصادی آن منحل شدند اروپای شرقی متحد اصلی اتحاد شوروی دیگر وجود خارجی نداشت  اگر چین به یلسین هشدار نداده بود که کشور در حال تقسیم و پاشیدگی هست و کمک بدون بهره تا 40 میلیاردی را در اختیارش قرار نمیداد معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظار این کشور خواهد بود . سیستم بوروکراتیک  تما م شریان حیاتی کشور را بدون سررشته از برنامه ریزی و مدیریت اداری بازدهی تولید ی را به حد اقل رسانده بود  آنهم در کشوری که تمام منابع لازم برای  در صدر قرار گرفتن  و پیشرفت صنعتی  و رفاه اجتماعی  را  دارا بود .

 اتحاد شوروی  نه تنها پاشید بلکه نزدیک بود از هویت خود هم چشم پوشی کند مقایسه سالهای پیش از 1960 و بعداز آن نشان میدهد که همه دست آوردهای این کشور علیرغم جنگ وخشک سالی و دیگر بلایای طبیعی نه تنها به مردم خودش بلکه به بشریت بیشترین خدمت را ارزانی کرده است . شوروی در حالیکه غرب شتابان تمامی سیستم اقتصادی و نظامی و روابط  بین المللی خودرا باز سازی میکرد و از موقعیتها نهایت استفاده را میبرد همچنان به درجا زدن ادامه میداد .

انقلاب اکتبر با وجود همه مشکلاتی که پیش رو داشت جهان را تغییر داد خدمات شایانی به بشریت در زمینه عملی ، صنعتی  و فضایی کرد و چین توده ای ،کره شمالی ، کوبا ، ویتنام و بسیاری از کشورها استقلال و موجودیت خودرا مدیون همکاری اتحاد شوروی هستند چین بدون همکاری اتحاد شوروی قادر نبود به مقامی برسد که اینک در جهان بدست آورده است اگر اتحاد شوروی و تجربه آن نبود امکان اینکه در کشورهای اروپایی به سیستم خدمات اجتماعی باندازه کافی بهاء میدادند بسیار ناچیز بود .

تجربه اتحاد شوروی نشان میدهد اگر یک کشور از رهبران مدبر ، برنامه ریز و معتقد به منافع خلق خود نباشد نمیتواند سرپا بایستد رهبران بی کفایت اتحاد شوروی با وجود همه امکانات عالی از جمله مواد معدنی و طبیعت و وسعت زیاد و جمعیت متناسب و اروپای شرقی متحد آنچنان ضربه هولناکی به کشور خود زده است که مرتجعین متجاوز بخود اجازه میدهند در امور داخلی آن دخالت کنند و برایش تعیین تکلیف کنند استالین آنموقع هشدار داده بود که امنیت شوروی منوط  به امنیت و رشد همزمان و هم جانبه همکاری بین شوروی و کشورهای هم پیمان اروپای شرقی و کشورهای سوسیالیستی  است .

تاریخ براه خود ادامه میدهد نتیجه انقلاب اکتبر که صحنه و سرنوشت جهان را برای همیشه تغییر داده و به دوران فئودالی هزاران ساله نقطه پایانی گذاشت جوامع سرمایه داری را مجبور کرد تا خدمات اجتماعی را در سرلوحه کار خود قرار دهند  شوروی کمک کرد تا تمامی کشورهای جهان سوم که در زیر یوغ  استعمارگران  به غول و زنجیر کشیده شده بودند استقلال ملی خودرا بدست آورند  . اتحاد شوروی  موفق شد جلو جنگهای فرا گیر و جهانی را  بعداز جنگ جهانی دوم بگیرد  سر بر آوردن قدرت توده ای بسیار عظیم دمکراسی توده ای چین  دست آورد انقلاب و عملکرد اتحاد شوروی  سابق است.

  اتحاد شوروی عملا با دوشخصیت برجسته لنین و استالین که هردو پیش از 1953 در خدمت خلق خودبودند و با تمام وجود به آن اعتقاد داشتند و روسیه را شوروی کردند  تا سرنوشت جهان  در جهت پیشرفت و تکامل حرکت کند. ولی مذهب اورتودوکس روسی در طول تاریخ این کشور عامل مهم عدم  پیشرفت و تکامل روسیه بود کاتولیکهای اروپای شرقی بکمک اورتودکسهای روسی خسارت زیادی بر اعتبار و عملکرد اتحاد شوروی با همکاری با غرب بر علیه منافع کشورهای سوسیالیستی وارد کردند . بی کفایتی زمامداران اتحاد شوروی بعداز 1960 و عدم بازدهی پویا و افزایش رفاه اجتماعی  و دزدی  عدم انگیزه برای پیشرفت و تکامل جامعه شوروی را به سقوط کشاند.

چین در تاریخ خود دوفیلسوف بزرگ که هردو جهانی هستند کنفوسیوس و مائو را به جهان عرضه کرد.کونفوسیوس  2650 سال پیش شیوه و قانون حکومت مداری را تدوین کرد و تا همین صد سال پیش همه کشورهای جنوب شرقی آسیا با این مصوبات کشور را اداره میکردند    تمام آثار و دست آوردهای دوران فئودالی را در جنوب شرقی آسیا بخصوص در چین که در اوج تکامل خود بود میشود مشاهده کرد  وقتی در چین مائو و تیم او  آغاز عصر نو را برای چین تدوین کردند  ومناسبات بین نیروها ، تضادها ؛ خدمت بخلق و تلفیق آن با مارکسیسم لنینیسم را به خلق بزرگ چین عرضه کردند توده های عظیم مردم که همیشه تاریخ سازند  به این جنبش پیوستند و شاهراه پیشرفت و ساختن تمدن بشری را در سرلوحه کار خود داد ند عصر نوین در تاریخ بشر رقم خورده است باید به پیشواز آن رفت و آنرا با تمام توان تقویت کرد  تا سرمایه داری انحصاری که در شکل و شمایل قدرت نظامی و اتمی ظاهر شده است دست آوردهای بشری را  نیست و نابود نکند .

 چین توده ای کشوری بزرگ با جمعیت 1.4میلیاردی با ثروتی بیکران با مردمانی متمدن و با بازدهی بسیار بالا و رفاه اجتماعی و جامعه ای مدرن و فوق پیشرفته با ایده مارکسیسم  در راه ساختن دمکراسی توده ای بمفهوم عدالت اجتماعی  است. همزمانی واقعه تاریخی صدومین سال انقلاب کبیر اکتبر  با 75 مین سال گنگره حزب کمونیست که در دهم ماه اکتبر شروع خواهد شد  هردو به همه  کارگران ، زحمتکشان و خلقهای جهان مبارک باد علیرغم پیچ و خم های مبارزاتی خلقها و زحمتکشان  جهان  سوسیالیسم  براه خود ادامه میدهد در هیچ دوره تاریخی جنبش چپ به اندازه امروز شانش موفقیت و پیروزی نداشته است  امسال روسیه و بلاروس در نظر دارند بمناسبت صدومین سال انقلاب عظیم اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی مراسم یاد بود بر گزار کنند. ضمن آنکه تمامی احزاب چپ چه در حاکمیت و چه در اپوزیسیون این واقعه را گرامی خواهند داشت  سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی  پا به جهان گذاشت  و جمهوری خلق چین با ساختن جامعه ای پیشرفته و مدرن با بازدهی بسیار بالا گذار به جامعه سوسیالیستی را اعتبار و حیثیت  انقلاب سوسیالیستی  را پا بر جا نگه داشته است  و به تکامل آن ادامه میدهد سوسیالیسم در حال گذار راه آینده بشریت است .

مهدی ضمیری

24.09.2017

 لنین : متولد 22 آوریل 1870 درگذشت 21 ژانویه 1924

استالین: متولد 10.دسامبر 1879 درگذشت 5 مارس 1953

بنیان گزاران اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی

 مائو: متولد26 دسامبر 1893 درگذشت 9 سپتامبر 1976

 بنیانگزار جمهوری دمکراتیک خلق چین

کنفوسیوس : متولد 28 سپتامبر 551 پیش از میلاد درگذشت  479 پیش از میلاد

نام کامل کنگ شی یو (Kong Qiu)