کارگری, سرتیتر

بمب اتمی و اولین جنگ کره ای

چارلز پیرسون – برگردان : هاتف رحمانی

Picasso_Massacre-in-Korea_Musée-Picasso_1500

نقاشی پیکاسو در باره جنگ کره

کره شمالی اکنون یک بمب هیدروژنی دارد . شاید.حتی اگر بمبی که کره شمالی روز یکشنبه منفجر کرد بمب هیدروژنی نباشد ، اما قدرتمند ترین بمب کره تاکنون بود.

تاکنون ، رئیس جمهور دونالد ترامپ چیزی نگفته ( یا توئیت نکرده است ) که به تهدید 8 اوت او نزیک باشد : » بهترین کار برای کره شمالی ان است که تهدید های بیشتری را متوجه امریکا نکند. آن ها (در این صورت ) با اتش و خشمی که جهان مانند آن را ندیده است مواجه خواهند شد .»

 منظور رئیس جمهور ترامپ چیست ؟ در 11 اوت ، رادیو ملی (این سوال را)از دکتر شیلا اسمیت ، عضو ارشد مطالعات ژاپن در شورای روابط خارجی  و استادیار دانشگاه جرج تاون پرسید . اسمیت پاسخ داد :» رئیس جمهور نگفت هسته ای ، اما هسته ای به نظر می رسد.» 

امریکا پیش از این به استفاده از سلاح هسته ای علیه کره شمالی تهدید کرده است . من به تازگی کتاب 2016  اچ دبلیو برندز  ژنرال و رئیس جمهور : مک آرتور و ترومن در آستانه جنگ هسته ای را تمام کرده ام.برندز ، استاد دولت در دانشگاه تگزاس در اوستین ، نویسنده پر فروش ترین ها در باره اندرو جکسون و فرانکلین روزولت است .

ژنرال و رئیس جمهور کتاب غریبی است . وقتی که کتابی تصویر یک ابر قارچی را روی جلد  و کلمه های » جنگ هسته ای» رادر عنوان فرعی ( سوتیتر) خود دارد ، خواننده ها چه انتظاری خواهند داشت … اه ، من نمی دانم … کتابی در باره جنگ هسته ای ؟اما ، تنها 35 صفحه در این کتاب 400 صفحه ای به بمب اتمی اشاره می کند. برخی از این 35 صفحه تنها ارجاع  گذرایی به بمب را در بر می گیرد .

 هیجان انگیزتر از جایگاه زندگی واقعی شما در باره کره » در آستانه جنگ هسته ای»  برندز یک باز گویی متعارف از تاریخ 1950-1953جنگ کره را بیرون می کشد. برندز روی برخورد بین رئیس جمهور هاری ترومن و ژنرال داگلاس مک آرتور، فرمانده امریکا / سازمان ملل در کره تمرکز می کند ، که با اخراج مک آرتور از سوی ترومن به اوج می رسد .این حکایت پیش از این بارها گفته شده است .   

جنگ کره در 25 ژوئن 1950 با عبور نیروهای جمهوری دموکراتیک خلق کره از مدار جغرافیایی 38 درجه به داخل کره جنوبی، رژیم دست نشانده امریکا آغاز شد. رئیس جمهور ترومن روز 30ژوئن به صورت غیر قانونی بدون مشورت با کنگره  به نیروهای زمینی دستور داد به کره اعزام شوند.

ناگفته از سوی برندز ترومن دو گروه از بمب افکن های ب -29 را به بریتانیا و گوام ارسال کرد.هواپیما ها بمب های اتمی حمل می کردند که به جز هسته های چاشنی پلتونیوم آن ها که در امریکا باقی ماند بمب های کاملی  بودند. ( در هیچ زمانی در طی جنگ کره بمب اتمی » زنده» ای در کره وجود نداشت ) . اگر ترومن تصمیم می گرفت به بمب متوسل شود ، بمب افکن های بریتانیا باید اتحاد شوروی و گروه گوام کره شمالی و چین را هدف می گرفتند. 

جنگ پس از ورود سربازان چینی در اواخر اکتبر به جنگ علیه سازمان ملل تبدیل شد . ترومن در کنفرانس خبری 30 نوامبر خود جهان را وحشت زده کرد . ترومن به پرسشی در باره استفاده احتمالی از بمب اتم با گفتن آن که استفاده از بمب در کره همیشه تحت» ملاحظه فعال» بوده است پاسخ داد . برندز پاسخ ترومن را رفتاری اشتباه قلمداد می کند (ص 223). به احتمال زیاد ، ترومن آگاهانه به کمونیست های چین و شوروی هشدار می داد .

همان گونه که امروز کیم جونگ اون (به امریکا) هشدار می دهد . هر آزمایش بمبی ، هر موشک شلیک شده بر فراز ژاپن یا به سوی گوام ، پیامی است به امریکا . کیم می داند که امریکا با کشورهایی مانند عراق و لیبی، که سلاح هسته ای نداشتند چه کرد. برخی اوقات ، آرزو می کنم  کاش می توانستم به کیم بگویم :» حق با شماست . ما آن را درک می کنیم . شما سلاح هسته ای دارید و از کشور خود دفاع خواهید کرد . اما نباید به اثبات کردن آن ادامه دهید .»

غیر از امریکا کسی ان پیام را نمی گیرد . جیمز ماتیش وزیر دفاع  امریکا در صورت ادامه کره به راه کنونی خود تهدید به «پاسخ عظیم نظامی» کرده است . میکی هیلی سفیر امریکا در سازمان ملل اظهار داشت که » هیچ راه رها شده ای» برای مذاکرات وجود ندارد . زئیس جمهور ترامپ به قطع تجارت با کشورهایی که با کره شمالی تجارت می کنند تهدید می کند و  کره جنوبی را چون خواهان گفتگو با شمال است به  «دلجویی» متهم می کند.

شاید همه این ها بلوف باشد . اگر نه ترامپ ، دو ژنرال ، ماتیس وزیر دفاع و مک ماستر مشاور امنیت ملی باید بدانند که اقدام نظامی در کره به نفع هیچ کس نیست . حتی ممکن است ترامپ درک کند که آزادی اندکی برای مانور دارد . این می تواند لگد و فریاد زدنی را که از واشنگتن می آید توضیح دهد . چون آن ها می گویند ، کره سگ زنجیری است که با صدای بلند پارس می کند. 

برندز دوران آغاز جنگ تا هشدار 30 نوامبرکنفرانس خبری ترومن را در اولین هفت صفحه کتاب پوشش می دهد. برندز تا صفحه 40 دیگر به بمب اتمی اشاره ای نمی کند.

مک آرتور و بمب

ژنرال داگلاس مک ارتور با انداختن بمب در ژاپن مخالفت کرده بود . مک آرتور اعتقاد داشت که ژاپنی ها اماده تسلیم بودند ومایل بودند در صورتی که خاطر جمع شوند که  می توانند امپراطور خود را حفظ کنند تسلیم شوند. 

کره داستان متفاوتی بود. تنها دو هفته پس از آغاز جنگ ، مک آرتور از ستاد مشترک درخواست بمب اتمی کرد ، درخواستی که نادیده گرفته شد . مک آرتور در صورت ورود چین و اتحاد شوروی به جنگ ، انداختن بمب اتمی در تونل ها و پل های وصل کننده کره شمالی به منچوری و ولادی وستوک را مطرح کرد . در 9 دسامبر 1950 ، » مک آرتور درخواست اجازه استفاده از بمب های اتمی را به صلاحدید خود نمود» مک آرتور این درخواست را در 24 دسامبر با » فهرستی از هدف های تاخیری که برای آن به 26 بمب اتمی نیاز داشت دنبال کرد. او همچنین چهار بمب برای انداختن روی «نیروهای مهاجم» و چهار بمب دیگر برای»تمرکزبحرانی قدرت هوایی دشمن » درخواست کرد.این درخواست ها نادیده گرفته شدند.

با گذشت زمان ، مک آرتور حتی بی فکرتر دچار تخیل شد .مک آرتور روی یک  طرح  متداول در آن زمان ، قرار دادن نوعی از حصار هسته ای بین چین و کره شمالی پافشاری می کرد .این امر می توانست با قرار دادن زباله هسته ای در امتداد رود خانه یالو ، با دادن معنی جدیدی به توصیف » پرتاب زباله» به اجرا در آید . مک آرتور اعتقاد داشت که این  کمر بند غیر بهداشتی می تواند کره را از چینی ها رها کند. همچنین می توانست ، البته نا دانسته ، کره را از کره ای ها ، حداقل در شمال آزاد سازد. به نظر نمی رسید به (مغز) مک آرتور خطور کند که کره ای ها بیشتر از چینی ها در معرض تابش اشعه قرار دارند . مک آرتور هر گز برنامه را به ستاد مشترک ارائه نکرد . به خاطر خدا ، این برنامه را به رئیس جمهور ترامپ یادآور نشوید ، چون ممکن است فکر کند ایده ترسناکی برای مرز امریکا – مکزیک است .  

ترومن در 11 آوریل 1951 مک آرتور را اخراج کرد. در آن ماه ، امریکا بیش از هر زمانی در جنگ به استفاده از سلاح های هسته ای نزدیک تر شد .در 5 آوریل ، ستاد مشترک در حادثه پیش دستی رخنه بزرگ سربازان چینی بیشتری به داخل کره شمالی ، یا در صورت حمله بمب افکن های اتحاد شوروی که منابع اطلاعاتی نشان می داد که در منچوری انباشته شده بودند دستور تلافی اتمی را صادر کرد.

بروس کامینگز مورخ دانشگاه شیکاگو می نویسد ، » اکنون اشکار است که ترومن مک آرتور را نه به سادگی به خاطر نافرمانی مکرر او ( و مخالفت های او با مدیریت عمومی) ، بلکه چون ( ترومن) فرمانده قابل اطمینانی در صحنه می خواست تا واشنگتن به استفاده از سلاح های هسته ای تصمیم بگیرد کنار نگذاشت. جانشین مک آرتور ، ژنرال ماتئو  بی رایدوی ، مناسب در خواست بود . در ماه می ، رایدوی ، درخواست مک آرتور برای سی وهشت بمب اتمی را تجدید کرد.   

ستاد مشترک دوباره استفاده از بمب اتمی را در ژوئن 1951 مورد بررسی قرار داد. در سپتامبر و اکتبر ، عملیات بندر هودسون انداختن بمب روی شمال را با پرتاب بمب های اتمی مصنوعی شبیه سازی کرد .

در سال 1953، پنتاگون استفاده از بمب های هوایی در یادداشت هایی در سپتامبر ، می ، ژوئن و جولای منتشر کرد .

حتی پس از پایان دشمنی ها در 27 جولای 1953، دولت آیزنهاور برای استفاده از بمب در صورت نقض متارکه از سوی چین و کره شمالی برنامه ریزی می کرد (برنامه راهبردی هوایی 8-53)

برندز از برنامه مک آرتور برای انداختن زباله هسته ای در مرز کره شمالی و چین سخن می گوید ، اما چیزی در باره موقعیت های بسیاری در طی جنگ که امریکا به استفاده از بمب هوایی فکر می کرد نمی گوید .

2

برندز در اولین صفحه کتاب ژنرال و رئیس جمهور اظهار می کند «یک جنگ هسته ای در سال 1950 نمی توانست یک طرفه باشد .» امریکا انحصار اتمی خود را سال قبل زمانی که اتحاد شوروی بمب هسته ای خود را منفجر کرد از دست داده بود .

در جهان ما ، جنگ کره به سوی جنگ هسته ای نمی رفت . جنگ هسته ای در کتاب داستان تاریخی 2015 بمب ها دور هری تورتلدف اتفاق می افتد .

مک آرتور باور داشت که امریکا به درهم کوبیدن منچوری در راستای جدا کردن مسیر سرباز های چینی و تدارکات نیاز دارد . دولت ترومن ، اما ،خواهان محدود نگه داشتن جنگ بود . در نتیجه ، ترومن بارها درخواست مجوز عملیات مک آرتور در منچوری را نادیده گرفت. در داستان تورتلدف ، ترومن تسلیم التماس های مک آرتور می شود و یک ابر قارچی بر فراز منچوری سبز می شود .  

روسیه با پرتاب 6 بمب هوایی کوچک در انگلستان ، فرانسه و المان پاسخ می دهد . امریکا با بمباران هوایی پایگاهی که بمب های روسیه از آن جا پرتاب می شود تلافی می کند. سریع تر از آن که شما بگویید «احرالزمان» بمب های اتمی در الاسکا ، لهستان ، مجارستان ، چکسلواکی ، کیف ، ولادی وستوک ، سیاتل ، پورتلند، سان فرانسیسکو ،لس انجلس ( دو بمب) ، نیوفوندلند ، و میامی – و لنینگراد و مسکو (استالین می گریزد) فرود می آید. آه ، و روس ها اروپای غربی را مورد حمله قرار می دهند و جنگ سوم آغاز می شود .

کتاب تورتلدف هیجان انگیز ، وحشتناک و غیر طبیعی است . بروس کامینگز در تبادل ای میلی ، به من گفت که » هیچ شانسی برای آن که شوروی ها بتوانند در سطح هسته ای به کره بروند ، یا حتی تهاجم امریکا به چین وجود نداشت .» حتی اگر شوروی مایل به مخاطره جنگ هسته ای بود ، آن ها ذخیره هسته ای ناچیزی در حدود20 یا در همین حدود بمب اتمی داشتند. امریکا در سال 1950 نزدیک به 300 بمب اتمی داشت . این واقعیت ها اظهار برندز را که » جنگ هسته ای در سال 1950 نمی توانست یک طرقه باشد » را بی معنی می سازد ادعایی که برندز کاری برای مستند ساختن آن انجام نمی دهد .   

*     *     *

در نهایت ، امریکا برای نابودی کره شمالی به بمب اتمی نیاز نداشت . در نوامبر 1950، نیروهای سازمان ملل از پیشرفت چینی ها عقب نشینی می کردند ، مک آرتور ، به گفته بروس کامینگز، دستور داد که » زمین بایری بین جبهه جنگ و رودخانه یالو ساخته شود .» آن چه پیگیری شد ویرانی شرم آور شمال بود . استون و کوزنیک می نویسند :» تقریبا تمام شهرها در کره شمالی به اتش کشیده شدند. سد ها هم نابود گشتند. امریکا صد ها هزار شهروند را در شمال با مهمات متعارف و بمب های ناپالم کشت ، تقریبا 20 درصد جمعیت کره شمالی را پاک سازی کرد . باز سازی آن دهه ها برای کره طول خواهد کشید . ترومن دلایل بسیاری برای عدم استفاده از بمب در کره داشت . متحدان امریکا مخالف استفاده از بمب هسته ای بودند. ترومن نسبت به » خوش بینی های» استفاده دوباره بمب ( اتمی) علیه آسیایی ها نگران بود . کره شمالی مراکزشهری بزرگی برای هدف قرار دادن نداشت . بمب اتمی برای زمین کوهستانی کره شمالی مناسب نبود. بعد تر ، وقتی که چین وارد جنگ کره شد ، نیروهای چینی در تشکیلات بزرگ قابل هدف گیری جمع نمی شدند . جنگ کره تا حد زیادی یک جنگ چریکی بود  و سلاح های هسته ای برای جنگ های چریکی مناسب نیستند. امریکا تقریبا 300 کلاهک هسته ای داشت . ما نمی خواستیم آن ها را در چین تلف کنیم ، که تظام دفاعی امریکا ان را برای اتحاد شوروی مناسب تر می دید . ( آه ، برای روزهای کمونیسم یک پارچه .)

سرانجام ، ترومن از گسترش آن ، که می توانست به جنگ سوم جهانی ختم شود ترسید.  

ملاحظه ای که دست ترومن را نمی بست : نگرانی برای زندگی بشر . در سال های پسا ریاست جمهوری او، ترومن گفت که او هرگز یک شب خواب خود را برای تصمیم به انداختن بمب بر فراز ژاپن از دست نداده است . یک  اظهار افشا کننده ای از ترومن در استانه ورود امریکا به جنگ جهانی دوم وجود دارد ، که برندز نقل نمی کند. در سال 1941 ، سناتور ترومن آن زمان گفت :» اگر ما ببینیم که المان در حال پیروزی است باید به روسیه کمک کنیم ، و اگر روسیه در حال پیروزی باشد باید به المان کمک کنیم ، و به این شیوه اجازه دهیم تا جایی که ممکن است کشتار کنند.»

هری جهنم را به آن ها بده . و هری چنین کرد .