دریافتی

نکاتی پیرامون کشتار کولبران در کردستان

شورش کریمی
در هفته های اخیر، در پی کشته شدن دو کولبر در مرز بانه به دست نیروهای انتظامی، مردم خشمگین این شهر مقابل فرمانداری دست به تجمع زدند و خواستار گفتگو با فرماندار در رابطه با این کشتار شدند. ولی مانند همیشه فرماندار و سایر مسئولان دولتی جوابی برای مردم معترض نداشتند. در روزهای بعدی مردم بانه اعلام اعتصاب عمومی کردند که مورد پشتیبانی عمومی قرار گرفت و مردم متعاقبا به خیابان آمدند و با راهپیمایی گسترده خواستار محاکمه عامرین این کشتار و پایان دادن به کشتار کولبران شدند. اما دولت بورژوا اسلامی ایران که در طول حیات خود، همواره حرکت های توده ای را به شدیدترین وجهی سرکوب کرده است، با وحشت نسبت به این حرکت توده ای و نگرانی از گسترش آن به دیگر شهرهای کردستان، با اعزام نیرو از شهرهای اطراف برای مهار این حرکت توده ای، در جهت سرکوب آن بر آمد و با حمله به مردم معترض شمار زیادی را زخمی و تعدادی را بازداشت کرد.
در ادامه اعتراضات شهر بانه، فعالین مدنی دیگر شهرهای کردستان با اعلام پشتیبانی و حمایت از اعتراضات بانه فراخوان به اعتصاب عمومی و تحصن در سطح شهرهای سنتدج و مریوان دادند. ولی باز هم حکومت اسلامی با گسیل نیروهای سرکوبگر به این شهرها، فضای شهر را کاملا میلیتاریزه کرده و با مانور در سطح شهرها، با ارعاب و ایجاد وحشت سعی در ترساندن مردم در این شهرها را داشت. اما با این وجود مردم در شهر سنندج به خیابان ها آمده و خواستار پایان دادن به کشتار کولبران و محاکمه عامرین کشتار آنان شدند. در جریان اعتراضات سنندج چندین نفر از فعالین مدنی بازداشت شدند. در شهرهای دیگری از جمله مهاباد فراخوان به اعتصاب و راهپیمایی داده شده بود که نیروهای امنیتی با استفاده از مزدوران محلی آن را سرکوب کرده و تعدادی از فعالین مدنی از جمله کبری خالندی را بازداشت کردند. در کرمانشاه هم به دنبال فراخوان فعالین مدنی به پشتیبانی از مردم بانه و محکوم کردن کشتار کولبران، تجمع اعتراضی صورت گرفت که به دنبال آن نیروهای امنیتی رژیم پنج تن از فعالین مدنی به نام های فرزاد صفره، فواد مظفری، شهریار طهماسبی، شهریار رستمی و ارسلان عباسی در روز 16 شهریور دستگیر کردند.
در ادامه نمایندگان رژیم به اشکال متفاوت سعی در آرام کردن توده های به خشم آمده در کردستان داشتند. در این میان، محسن بیگلری تجمعات در بانه را به «ضرر مردم» ‌توصیف کرد و افزود: «از یکسو از آنها سوءاستفاده و بهره‌برداری‌های ناروا می‌شود و از سوی دیگر، نتیجه‌ای از آنها حاصل نمی‌شود». همچنین محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت، روز سه‌شنبه درباره کشته شدن دو کولبر گفت: «اطلاعات دقیقی درباره این موضوع ندارم اما قطعا پیگیری‌های لازم را در دولت انجام می دهیم».
در پاسخ به سخنگوی دولت باید گفت که کشتار کولبران و دستگیر و زندانی کردن آنان پدیده ی تازه ای نیست و امروزه به مدد رسانه های احتماعی، مردم در هر جایی از جهان می توانند به اخبار مربوط به زندگی و کار مردمان دیگر دسترسی پیدا کنند. البته از کسی که سخنگوی دولت است و در خدمت نظام سرمایه داری است، انتظار نمی رود که اخبار مربوط به زندگی ، کار و مرگ توده های تحت استثمار را پیگیری کند. واقعیت این است که در این شرایط دولت و نمایندگان مجلس( که کارگزار سیستم سرمایه داری هستند و نه نماینده واقعی مردم)، سعی می کنند با وعده های توخالی خشم توده های ناراضی را کمتر کنند. تا به این وسیله جلوی پیشروی هر چه بیشتر این حرکت های اعتراضی را بگیرند.
در کردستان به دلیل تلاقی ستم طبقاتی و ستم ملی، و همچنین به دلیل سابقه چندین دهه فعالیت احزاب سیاسی در این مناطق، پتانسیل حرکت های اعتراضی بسیار بالاست . از جمله این حرکت های اعتراضی در سال های اخیر می توان به اعتصاب عمومی در کردستان در اعتراض به اعدام فرزاد کمانگر و یارانش در اردیبهشت ماه 1389 اشاره کرد. همچنین مرگ فریناز خسروانی در اردیبهشت 1394 در مهاباد، منجر به اعتراض های وسیعی در شهر مهاباد شد و شهر به صحنه زد و خورد بین مردم و نیروهای سرکوب گر رژیم تبدیل شد.
در اکثر شهرهای مرزی کردستان به دلیل نبودن فرصت های شغلی و درنتیجه بالابودن آمار بیکاری، افراد بسیاری از طبقه کارگر و زحمتکش این مناطق به کولبری روی می آورند و هر ساله از طرف حکومت اسلامی تعداد زیادی از کارگران کولبر، قربانی این سیستم فوق ارتجاعی و فاسد می شوند. حکومت بورژوا اسلامی ایران که خود مسبب فقر تحمیل شده به طبقه کارگر است، با تیراندازی به این کولبران و دستگیر و زندانی کردن آنان، همین اندک فرصت های امرار معاش را از طبقه کارگر در کردستان گرفته است.

برای درک هر چه بیشتر این اوضاع لازم است که شرایط اقصادی و اجتماعی جامعه کردستان را که پدیده کولبری در آن رشد کرده است، به صورت دقیق تر بررسی کنیم . سیستم اقتصادی/ اجتماعی حاکم در ایران ، سیستم سرمایه داری است. در سیستم سرمایه داری، طبقه سرمایه دار که صاحب ابزار تولیدی است ، طبقه کارگر را که چیزی جز نیروی کار خود ندارد، استثمار می کند. در نتیجه این روند، قدرت و ثروت در دست صاحبان سرمایه هر چه بیشتر انباشت می شود، در حالی که دایره معیشت طبقه کارگر و زحمتکش روز به روز تنگ تر میشود.
شکاف های عظیم طبقاتی بین طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار، آمار بالای بیکاری، دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر، تورم افسار گسیخته، فساد مالی و رانت خواری از مشخصه های اصلی سیستم سرمایه داری در ایران است. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، سه استان کرمانشاه، چهارمحال و بختیاری و استان کردستان بالاترین آمار بیکاری در کشور را دارند. البته آمار واقعی مربوط به بیکاری قطعا از آن چیزی که مراکز دولتی اعلام می کنند، بسیار بیشتر است. چرا که مراکز دولتی از شاخص های غیر استاندارد برای تعیین میزان بیکاری استفاده می کنند. اوضاع اقتصادی در کردستان، باعث شده است که بسیاری ازمردم بخصوص در شهرهای مرزنشین به کار دشوار کولبری بپردازند. این کارگران کولبر در ازای مبلغ بسیار ناچیزی از مرزهای سخت و کوهستانی عبور کرده و کالاهایی به وزن 30 تا 40 کیلوگرم و گاهی بیشتر را بر پشت خود حمل کرده و در شهرهایی در این سوی مرز تحویل صاحبان این کالاها می دهند. در کنار سختی و دشواری این کار، خطرهای دیگری همچون امکان پرت شدن در مسیرهای کوهستانی، مین های منفجر نشده به جامانده از جنگ ایران وعراق، این کارگران کولبر را تهدید می کند. در کنار این خطرها و دشواری های مسیر، اما مسئله مهم تر تیراندازی ماموران مرزی است که منجر به زخمی و کشته شدن این کارگران میشود.

در کنار مسئله ستم طبقاتی ،مسئله دیگر وجود ستم ملی در کردستان است که هم در دوره پهلوی و هم در دوره حکومت اسلامی ایران به مردم در کردستان اعمال شده است. که ریشه آن به پروسه دولت- ملت سازی اواخر جنگ جهانی اول و تقسیم کردستان بین چهار کشور ایران، ترکیه، عراق و سوریه بر می گردد. در طول این سالیان طولانی، ملت کرد تحت وحشیانه ترین ستم ها از طرف حکومت های مرکزی این چهار کشور قرار گرفته که در نوع خودش یک ژنوساید به حساب می آید. تا جایی که بعضا حکومت هایی مانند حکومت ترکیه منکر وجود ملتی به نام کرد می شوند و کردها را ترک های کوهی خطاب می کنند. همچنین می توان به وضعیت کردها در کردستان سوریه اشاره کرد که تا قبل از خیزش های مردمی از ابتدایی ترین حقوق انسانی بی بهره بودند. در فاصله این پروسه دولت- ملت سازی اجباری از جانب امپریالیسم و مزدوران سرمایه دار وابسته اش در این چهار کشور، جنبش های ناسیونالیستی برای رفع ستم ملی شکل گرفته است که متاسفانه نتوانسته اند توده های تحت ستم کرد را به سوی لغو این ستم رهبری کنند و در اکثریت موارد ناکام مانده اند. برای روشن شدن مطلب می توان به وضعیت کردها در کردستان عراق اشاره کرد. چنانچه شاهد هستیم تنها تغییری که بعد از تشکیل دولت اقلیم کردستان در عراق ایجاد شده است، جایگزین شدن سرمایه دار کُرد با سرمایه دار عرب بوده است. و همچنان میلیون ها کارگر برای بقای خود با سخت ترین شرایط دست و پنجه نرم می کنند و در طرف مقابل مافیاهایی به وجود آمده است که تمام دارایی و ثروت کردستان را غارت می کنند و با اوج بی شرمی سنگ دفاع از ملت کرد را به سینه می زنند.
باید در نظر داشت که تمام انواع استثمار از جمله ستم طبقاتی، ستم ملی و قومی، ستم جنسیتی همه ریشه در سیستم های طبقاتی، و به ویژه سیستم سرمایه داری دارند و ارتباط در هم تنیده ای بین آن ها وجود دارد. برای پایان دادن به تمام انواع استثمار، طبقه کارگر باید ساختارهای نابرابر اقتصادی اجتماعی نظام سرمایه داری را سرنگون کند و یک نظام اجتماعی بی طبقه و به دور از هر گونه استثمار انسان را جایگزین کند. بنابراین با کناره گیری فرماندار، استاندار و یا هر مقام دولتی دیگر، هیچ درجه ای از رفاه و آسایش برای کارگران و توده های زحمتکش به دست نمی آید. و حتی اگر به دست آید موقتی است و حکومت در پی باز پس گرفتن امتیازهای داده شده بر خواهد آمد. کارگران و توده های زحمتکش باید به این مسئله آگاهی پیدا کنند که نباید به هیچ جناح و باند درون حکومت اسلامی ایران توهم داشته باشند. نه جناح به اصطلاح اعتدالگرا و اصلاح طلب و نه مزدورانی که به نام نماینده مردم این مناطق به مجلس حکومت اسلامی معرفی شده اند، هیچ کدام نخواهند توانست ذره ای از درد این مناطق را التیام ببخشند و تنها عملی که می توانند انجام دهند، سرکوب و کشتار مردم و تحمیل شرایط غیر انسانی است. از دوران خاتمی تا کنون بخش قابل توجهی از نیروهای اپوزیسیون کرد به جناح های حکومتی متوهم بوده اند و آرزوی شریک شدن در حکومت را در سر پرورانده اند. اما در طول این سال ها شاهد بوده ایم که هیچ کدام از شعارها و وعده های فریبنده جناح های مختلف متحقق نشده است و زندگی کارگران و زحمتکشان روز به روز اسفناک تر شده است.
فعالین و پیشروان جنبش سوسیالیستی در کردستان باید وظیفه تئوریزه کردن تجربیات چندین دهه مبارزه را برعهده بگیرند. این تجربیات باید بتواند راهنمای مبارزه کارگران و زحمتکشان شود تا در آینده اسیر توهمات ناسیونالیستی و خرده بورژوازی نشوند. تجربه جنبش های اجتماعی در سراسر دنیا می تواند راهنمای مبارزات اجتماعی ما در کردستان و در ایران شود. به عنوان مثال می توان از تجربه مبارزات موفق در جنبش روژاوا، نکات زیادی را آموخت . جنبش روژاوا به ما ثابت کرد که کمونیست ها و چپ ها مهم ترین متحدان هر جنبش اجتماعی پیشرو در سراسر جهان هستند.

.

فعالین و پیشروان اجتماعی همچنین می توانند راهکارهای زیر را برای تقویت این جنبش در جهت رسیدن به مطالبات توده های زحمتکش در دستور کار خود قرار دهند.
1)از طریق طرح خواسته ها و فعال نگه داشتن توده ها می توان از کشتار کارگران کولبر جلوگیری کرد. در این زمینه لازم است اشاره کرد که کار کولبری به هیچ عنوان شغل محسوب نمی شود و باید با طرح خواست شغل مناسب برای بیکاران یا بیمه بیکاری، پدیده کولبری را منسوخ کرد. باید با ایجاد تشکل هایی از بیکاران و کولبران مطالبه اشتغال یا بیمه بیکاری را مطرح ساخت و این تشکل ها باید با دیگر تشکل های مستقل کارگران ارتباط داشته باشند.
2) تهیه لیستی از اسامی کولبرهای زخمی و کشته شده و سازمان دادن خانواده ها و زخمی ها از طرق مختلف از جمله، یافتن وکلای با شرافت که بتوانند از راههای قانونی به این پرونده ها رسیدگی کنند و عاملان این جنایات را محاکمه کنند. بخصوص می توان با کار آگاهگرانه در این مناطق زنان و دیگر اعضای خانواده این کولبرها را به میدان مبارزه کشاند.
3) تهیه لیستی از بازداشت شدگان اخیر و مطالبه آزادی آنها.
4) کار فرهنگی از جمله شعر، موزیک، نقاشی و عکاسی می تواند جامعه ایران و بین الملل را به ستمی که به کارگران کردستان می رود آشنا کند و در جهت هدف های فوق ذکر متحد کند.
نکته بسیار مهمی که باید در نظر داشت این است که اگر چه افق مبارزات اجتماعی ما، سرنگونی کامل ساختارهای نابرابر اقتصادی-اجتماعی سیستم سرمایه داری است، در این مسیر کوچک ترین مطالبه ای که به سیستم سرمایه داری تحمیل می کنیم( ازجمله متوقف کردن کشتار کولبرها، بیمه بیکاری، دستمزدهای بالاتر و…)، دستاورد مبارزه ماست و ما را یک قدم به هدف نهایی ما که همانا ایجاد یک جامعه عاری از استثمار و نابرابری است، نزدیک می کند. در مسیر این مبارزه، تمامی جنبش های اجتماعی پیشرو از جمله جنبش کارگران، جنبش زنان، جنبش دفاع از حقوق کودک، جنبش علیه جنگ و…باید با ارتباط مستمر از یکدیگر دفاع کنند. چرا که این جنبش های احتماعی ارتباط ارگانیگ با هم دارند و همگی علیه وضع موجود مبارزه می کنند.

شورش کریمی
آلمان . سپتامبر 2017