اخبار ایران و جهان

افزایش سربازان آمریکائی در افغانستان برای جلوگیری از ورود چینی ها ؟

گاهنامۀ هنر و مبارزه

31 اوت 2017

 

افزایش سربازان آمریکائی در افغانستان برای جلوگیری از ورود چینی ها ؟

لیتیوم و نبرد برای دستیابی به ثروتهای معدنی

 

نوشتۀ میشل شوسودوسکی

مرکز مطالعات جهانی سازی، 26 اوت 2017

متن با تصاویر 

afganistan_89u7gh

ترامپ در مورد گسترش جنگ در افغانستان اخطار داد. چرا ؟ به این علت که چنین امری جزئی از «جنگ جهانی علیه تروریسم» است ؟ و یا به این علت که افراد شرور را باید سرکوب کرد ؟ ولی آیا دلیل دیگری نیز وجود دارد ؟

آنچه را که توده های مردم نمی دانند، این است که افغانستان دارای منابع نفت و گاز، مواد اولیۀ استراتژیک است، بی آنکه تریاک را به حساب بیاوریم،  یعنی صنعتی که معادل چندین میلیارد دلار بازار سیاه هروئین در ایالات متحده را تغذیه می کند.

ذخیرۀ معادن افغانستان شامل رگه های عظیم آهن، مس، کوبالت، طلا و لیتیوم است. در اینجا باید یادآوری کنیم که به ویژه لیتیوم یک مادۀ اولیۀ استراتژیک است که در تولید باطریهای تکنولوژی برتر برای دستگاه های رایانه ای قابل حمل، تلفن سلولی و اتوموبیلهای برقی کاربرد دارد.

عزم پایدار ترامپ برای «بازسازی» افغانستان را باید به معنای غارت و چپاول ثروتهای معدنی کشوری تعبیر کنیم که بدست ایالات متحده و هم پیمانانش طی 16 سال جنگ ویران شده است. در نتیجه «خسارات جنگی» که معمولاً باید به کشور خسارت دیده پرداخت شود، به کشورهای متجاوز تعلق خواهد گرفت.

Capture d’écran : The Independent.

به گزارش نیویورک تایمز یکی از یادداشتهای داخلیِ پنتاگون به تاریخ 2007، اعلام کرده بود که افغانستان می تواند به «عربستان سعودیِ لیتیوم lithium) تبدیل شود. (مترجم : به این معنا که به همان درجه ای که نفت عربستان اهمیت دارد، افغانستان نیز به دلیل معادن لیتیوم حائز اهمیت است) (1)

گرچه برای گسترش صنایع معدنی به چندین سال وقت نیاز هست، ولی قابلیت افغانستان به اندازه ای حائز اهمیت بنظر می رسد که نمایندگان و کارفرمایان صنعتی بر این باورند که می توانند سرمایه گذاری های مهمی را جذب کنند، ژنرال دیوید پترائوس  فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده در این مورد اعلام کرده بود : «در اینجا قابلیتی باور نکردی وجود دارد، روشن است گرچه اگر هائی نیز در کار می باشد، ولی فکر می کنم قابلیت بسیار بالائی وجود دارد.»

جلیل جومریانی مشاور صنایع و معادن افغانستان نیز اظهار داشت که : «این امر به ستون اقتصاد افغانستان تبدیل خواهد شد.» (2)

آنچه را که گزارش 2007 ناگفته گذاشته این است که روسیه (اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی) و چین از سالهای 1970 از این ذخائر معدنی مطلع بودند.

پیش از آن که دولت رئیس جمهور محمد اشرف غانی، رئیس جمهور دونالد ترامپ را به سرمایه گذاری ایالات متحده در بخش معادن در افغانستان دعوت کند، به ویژه برای استخراج لیتیوم، چین پیش دستی کرده و طرح های معدنی و انرژتیک خود را راه اندازی کرده و طرح هائی برای لولۀ انتقال نفت و گاز با ایجاد دالان ترابری تدارک دیده است.

چین همکار اصلی افغانستان از دیدگاه بازرگانی و سرمایه گذاری (در کنار روسیه و ایران) است، یعنی وضعیتی که به خطر برخورد منافع اقتصادی و استراتژیک ایالات متحده در آسیای مرکزی دامن می زند.

چین احتمالاً روی پیوند ترابری زمینی از راه دهلیز واخان حساب می کند که افغانستان را به منطقۀ خود گردان اویغورستان یا سین کیانگ متصل می کند. (نقشۀ زیر را ببینید)

منابع معدنی دست نخوردۀ افغانستان تا سه هزار ملیارد دلار تخمین زده شده است، شرکت های چینی حق استخراج حجم عظیمی مس و ذغال سنگ و علاوه بر این نخستین قراردادهای صادرات نفت که به خارجی ها واگذار می شود را نیز از دهه های پیش بدست آورده اند. چین در عین حال به ذخیرۀ گستردۀ معادن لیتیوم نیز چشم دوخته است که در ساخت باطری و عناصر صنعت هسته ای کاربرد دارد.

چین در زمینۀ نیروی برق آبی (هیدرو الکتریسیته)، کشاورزی و ساختمان سرمایه گذاری می کند. راه زمینی مستقیم به چین که از مرز 76 کیلومتری بین دو کشور عبور می کند در این منطقۀ دور افتاده دست ساخت است. (نیو دهلی تایمز، 18 ژوئیه 2015)

افغانستان دارای ذخائر نفتی عظیمی ست که استخراج آن به شرکت ملی نفت چین واگذار شده است.

Source : Mining News, août 2010

 

«جنگ، برای داد و ستد خوب است»

پایگاه های نظامی ایالات متحده در محل مستقر شده اند تا دستیازی ایالات متحده بر ثروتهای معدنی افغانستان را ممکن سازند. به گزارش «فارن افرز» (Foreign Affaires) «بیش از هر منطقۀ جنگی دیگری در جهان، نیروهای نظامی ایالات متحده در آنجا [در افغانستان] گسترش یافته اند»، و مجوز رسمی چنین مداخله ای نیز به بهانۀ «تعقیب» طالبانی ها، القاعده و داعش در چهارچوب «جنگ جهانی علیه تروریسم» اعلان شده است.

چرا این همه پایگاه نظامی آمریکائی ؟ چرا ترامپ نیروی نظامی بیشتری به آنجا گسیل می کند ؟

هدف اعلام نشدۀ حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان جلوگیری از ورود چین به آنجاست، به سخن دیگر، جلوگیری از چین برای برقراری مناسبات بازرگانی با افغانستان و سرمایه گذاری در آنجاست.

بطور کلی، استقرار پایگاه های نظامی آمریکا در نزدیکی مرز غربی چین به فرآیند محاصرۀ جمهوری خلق چین تعلق دارد که جزئی از گسترش نیروی دریائی در دریای جنوبی چین، ساخت و سازهای نظامی در گوآم، کرۀ جنوبی، جزیرۀ ججو، اوکیناوا و جز اینها می باشد. (نقشۀ 2011 در زیر را مشاهده کنید)

 

 روی محور آسیا

ساخت و سازهای نظامی در نزدیکی مرز غربی چین جزئی از حضور نظامی دائمی در افغانستان است که در چهارچوب توافق امنیتی ایالات متحده و افغانستان که روی محور آسیای اوباما، واشنگتن و هم پیمانان ناتو واقع شده تعریف می شود. بر اساس این توافق ایالات متحده می تواند 9 پایگاه نظامی دائمی در افغانستان داشته باشد که از دیدگاه استراتژیک در مرز چین، پاکستان، ایران، ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان واقع شده است.

با وجود این حضور نظامی ایالات متحده از افزایش سرمایه گذاری و مناسبات بازرگانی چین و افغانستان جلوگیری نکرده است. توافق همکاری استراتژیک بین کابل و پکن در سال 2012 به امضا رسید، و افغانستان نیز به عنوان ناظر در سازمان همکاری شانگهای پذیرفته شد.

علاوه بر این، پاکستان همسایۀ افغانستان که عضو تمام عیار سازمان همکاری شانگهای است، مناسبات دو جانبۀ تنگاتنگی با چین بر قرار کرده، به همین علت اکنون دونالد ترامپ پاکستان را که طی چندین سال هدف «جنگ اعلام نشدۀ پهپادهای ایالات متحدۀ آمریکا» بود تهدید می کند.

به بیان دیگر، ما شاهد چرخش تازه ای در سطح جغرافیای سیاسی هستیم که زمینۀ مساعدی برای اتحاد افغانستان و پاکستان روی محور اورآسیای فعال در بخش های بازرگانی، سرمایه گذاری و انرژی فراهم می کند.

پاکستان، افغانستان، ایران و چین برای اجرای طرح انتقال لوله های گاز و نفت همکاری می کنند. سازمان همکاری شانگهای که ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان از اعضای تمام عیار آن هستند، پلاتفرم جغرافیای سیاسی جدیدی در چشم انداز ورود افغانستان به دالانهای اورآسیا برای ترابری و انرژی پیشنهاد کرده است.

چین تمایل بسیاری دارد تا افغانستان به شبکۀ ترابری چین غربی و جادۀ کمربندی (راه ابریشم) بپیوندد.

علاوه بر این، شرکت غول آسای معدنی که به دولت چین تعلق دارد Metallurgical Corporation of China Limited (MCC) موفق شد که معدن مس در مس عینک (مس‌عینک در ولایت لوگر در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی کابل) را از  آن خود کند. مس عینک در عین حال جزء مناطق زیر کنترل طالبان است. در سال 2012 واشنگتن بیم داشت که چین با ولعی که برای بلعیدن مواد اولیه دارد روند بهره برداری از منابع افغانستان را به ضرر ایالات متحده گسترش دهد (…). پس از بدست آوردن قرارداد بهره برداری از معدن مس عینک در ولایت لوگر روشن است که چین خواهان سهم بیشتری ست.

چین و نبرد برای لیتیوم

گروه های صنعت و معادن چینی در حال حاضر برای کسب امتیاز کنترل استراتژیک بازار جهانی لیتیوم وارد رقابت می شوند.

لیتیوم تا همین اخیراً زیر سلطۀ سه مجتمع صنعتی بود : راکوود لیتیوم  Rockwood Lithium متعلق به شرکت البرمارل Albermarle (کارولینای شمالی)، شرکت اس کیو ام (شرکت هلدینگ صنایع شیمیائی شیلیائی)، و  شرکت اتو موبیل سازی فورد (فیلادلفیا) که در آرژانتین فعال است. در وضعیتی که سه شرکت بزرگ بازار را در اختیار دارند، در حال حاضر چین بخش مهمی از تولید لیتیوم را در جهان بخود اختصاص داده و این کشور را پس از استرالیا، شیلی و آرژانتین به چهارمین تولید کنندۀ مهم جهان تبدیل کرده است. علاوه بر این گروه تیانچی Tianqi کنترل بزرگترین معدن لیتیوم به نام گرینباشز  Greenbushes در استرالیا به دست گرفته است. تیانچی در حال حاضر %51 از سهام تالیسون لیتیوم استرالیائی را با مشارکت آلبرمارل در کارولینای جنوبی در اختیار دارد. این گرایش شدید به تولید لیتیوم به دلیل گسترش سریع بازار اتوموبیل برقی در چین است.

از این پس چین «مرکز جهانی لیتیوم» است و بزرگترین بازار اتوموبیل برقی را تشکیل می دهد. شرکت چینی BYD به پشتیبانی وارن بوفت Warren Buffett بزرگترین تولید کنندۀ اتوموبیل برقی در جهان است و شرکتهای چینی بزرگترین تولید کننده های محصولات شیمیائی با ترکیب لیتیوم هستند که در تولید باطری به کار می رود.

در حال حاضر در چین، 25 شرکت صنعتی 51 مدل اتوموبیل برقی تولید می کنند. امسال، 500000 اتوموبیل برقی فروخته خواهد شد. جنرال موتورز باید هفت سال صبر می کرد تا 100000 شیوی ولتز Chevy Volts را از سال 2009 بفروش رساند. شرکت چینی BYD فقط امسال بفروش خواهد رساند! (مراجعه شود به گزارش نوامبر 2016 Mining.com)

ابعاد ذخائر لیتیوم در افغانستان هنوز کاملاً مشخص نشده است. تحلیل گران بر این باورند که این ذخائری که هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته اند تأثیر مهمی در بازار جهانی لیتیوم نخواهد داشت.

Notes :

1)  (New York Times, U.S. Identifies Vast Mineral Riches in Afghanistan – NYTimes.com, 14 juin 2010; voir aussi la BBC, 14 juin 2010; et Michel Chossudovsky, Global Research, 2010)

 (2(New York Times, op. cit.)

لینک متن اصلی :

La source originale de cet article est Mondialisation.ca

Copyright © Prof Michel Chossudovsky, Mondialisation.ca, 2017

http ://www.mondialisation.ca/plus-de-soldats-us-en-afghanistan-pour-empecher-les-chinois-dy-entrer-le-lithium-et-la-bataille-pour-obtenir-les-richesses-minerales/5605738

 

ترجمۀ حمید محوی

پاریس، 31 اوت 2017

1 Comment on افزایش سربازان آمریکائی در افغانستان برای جلوگیری از ورود چینی ها ؟

  1. ابراهیم ورسجی // سپتامبر 2, 2017 در 6:49 ب.ظ. //

    تازمانیکه درافغانستان حکومت کارآمد ساخته نشود،امریکا وچین موفق دربهره برداری ازمعادن آن نخواهند شد!
    مد تی می شود که اهمیت معادن افغانستان وموقعیت استراتژیک آن برای امریکا وچین حتاروسیه،به مسئله داغ رسانه ها وتحلیل گران امورسیاسی منطقه ی وجهانی مبدل شده است.ازاین رو، نویسنده این مقاله هم که من درباره آن تبصره می نویسم براهمیت معادن افغانستان برای امریکا ورقابت چین با آن انگشت گذاشته است. دراین شکی نیست که افغانستان هم موقعیت استراتژیک دارد هم دارای معادن دست نخورده می باشد.اما ازاین نگاه که اهمیت معادن افغانستان دردوره حکومت مسترترامپ ، تاجرمشهوربرجسته ورسانه ی شده است، پرسش برانگیزاست. پرسش برانگیزازاین نگاه که گویاتازه امریکا متوجه منابع معدنی افغانستان شده است؛ وچین هم ظاهرادربرابرآن قرارگرفته است.بلی، افغانستان دارای منابع معد نی می باشد اما نه به اندازه ی که بزرگ نمای شده است.ازاین رو، بهتراست که به علت طرح اهمیت معادن افغانستان برای امریکا درشرایط کنونی تبصره ی نمایم. واقعیت این است که ،جنگ امریکا علیه تروریسم درافغانستان به سه علت زیرناکام شده است: نخست،نگاه ابزاری وبرداشت سرسری امریکادرباره افغانستان ؛دوم،گزینش مهره های بیهوده ماننده کرزی وتیم فاسد ونالایق او برای دولت سازی درافغانستان توسط امریکا؛ سوم، کمک پاکستان به تروریستان علیه امریکاوحکومت دست نشانده اش درافغانستان به کمک خود امریکا.
    بادرنظرداشت سخنانان یاد شده،به صراحت می گویم که گزینش نادرست مهره ها توسط امریکا برای دولت سازی وکمک پاکستان به تروریستان باعث شدند تا جنگ امریکا علیه تروریسم درافغانستان باوجود هزینه های مالی وجانی بسیارشکست بخورد. باتوجه به طولانی شدن جنگ بی نتیجه علیه تروریسم درافغانستان،دانالد ترامپ پیش ازسیاست افغانی اش که بتاریخ 21 اگست اعلام کرد،چنان دررابطه به افغانستان برخورد سرد کرده بود که گویا ازافغانستان عزم عقب نشینی دارد. مسئله ی که حکومت دست نشانده امریکادرکابل را لرزان ترومشوق پاکستان درگسترش تروریسم گردید. بلی، حکومت فاسد ولرزان افغانستان که هم توسط متحدان قومی اش متهم به قبیله گرای شده است هم زیرفشارتروریستان به فرمان ارتش پاکستان قرارگرفته است؛اعلامیه های راجع به معادن افغانستان وتلافی هزینه ی حضورامریکا با بهره برداری ازآن صادرکرد. درواقع،این رئیس حکومت درمانده افغانستان ومشاوران نادانش بودند که مشوق امریکای زیرفرمان ترامپ درموضوع معادن شدند تا صندلی های لرزان آن ها زمین بوس نشود. درحالیکه امریکا درفکرتدبیر برای عدم پذیرش شکست دردولت سازی وبازسازی ومهارتررویسم بود ومی باشد تا مسئله معادن؛ وگزارش های جان ساپکو/ بررسی کننده خاص کمک های بی نتیجه ی امریکا درباره ی بازسازی افغانستان هم تایید کننده ی این موضوع می باشد. دررابطه به کوشش های چین برای امضای قرارداد ها وسرمایه گذاری بالای معادن افغانستان، من به این باورهستم که چین دو غلطی بزرگ کرده است:نخست،می خواهد ازطریق پاکستان واردافغانستان شود؛درحالیکه مردم افغانستان چنان ازپاکستان نفرت دارند که فلسطینی ها ازاسرائیل نفرت دارند؛ دوم، بدون ایجاد حکومت کارآمد درافغانستان، همان گونه که جنگ علیه تروریسم شکست خورد، بهره برداریی چین ازمعادن هم به نتیجه نمی رسد.
    بنابرآن، من به حیث نویسنده وتحلیل گرافغانستانی باشنده کا نادا که دوام داررخ داد های افغانستان را پیگیری می کنم؛ هم معادن افغانستان را کمترازآن می دانم که رسانه ی شده است هم بهره برداری ازآن را وابسته به ایجاد حکومت خوب وکارآمد می دانم. سیاست افغانستانی امریکاهم در 17 سال گذ شته بخاطر بالاکشیدن جاهلان مشهوربه تکنوکرات نتوانست دراین کشورجنگ وتروریسم زده اداره سازی نماید.ازاین رو، به نفع امریکا وچین می دانم که اول بدولت سازی ومهارتروریسم پاکستانی تمرکزکنند ودوم به بهره برداری ازمنابع معدنی افغانستان به گونه ی تامین کننده ی منافع سه طرفه ، یعنی منافع مردم افغانستان ومنافع سرمایه گذاران امریکای وچینی.درباره دولت سازی ومهارتروریسم هم، معلوم شده است که ازمهره های دست چین شده توسط امریکا کاری ساخته نیست.پس، تعویض مهره ها درجهت دولت سازی سازنده تمام می شود.درباره مهارتروریسم درافغانستان، خوب است رئیس جمهور ترامپ متوجه کمک پاکستان به تروریستان شده وهشدارخود را داده است. هشداری که پاکستان را بدریوزگی پکن ومسکو وادارکرده است.اکنون که پاکستان ازدربار بادارتاریخی اش تا اندازه ی رانده شده وبه منافقت درمسکووپکن روی آورده است،به نفع رهبران چین وروسیه به ویژه اولی می دانم که اول مرکزهای تروریست پروری درخاک پاکستان علیه افغانستان را بسته نماید ودوم درفکربهره برداری ازمعادن افغانستان شود.درغیرآن،پاکستان همان دغل کاری را که به بادار تاریخی ای خود یا امریکا کرده است به چین هم همان رامی کند!

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: