اخبار ایران و جهان

قحطی اکرایین : تنها اسناد می تواند حقیقت را آشکار کند.

تحریف ها ودروغ ها در باره تاریخ شوروی دوران استالین در همه جا ، از جمله در اکرایین ، روسیه و در غرب دارای نفوذ است . این دروغ ها اساسا مرکب از تکرار دروغ های تروتسکیست ها و خروشچفیست ها، در دفاع یا در انکار مشتاقانه مدارک منبع اصلی است که اکنون در دسترس است .
sosyalism3

گرور فور- برگردان : هاتف رحمانی

هیچ کاراگاهی نمی تواند بدون مطالعه دقیق و واقعی مدارک موضوع جرمی را حل نماید. همچنین ، هیچ کسی نمی تواند آن چه را عملا در تاریخ رخ داده بدون مطالعه عینی منابع اصلی مربوطه – مدارک – درک کند. من دهه ها برای مطالعه منابع اصلی در رابطه با رخ داد های ویژه دوران استالین صرف کرده ام . مارک تاوگر بیش از 25 سال منابع اصلی کشاورزی شوروی را مورد بررسی قرار داده است .

لوئیس پرویکت LOUIS PROYECT این مطالعه را انجام نداده است .در نتیجه او شانس دریافت حقیقت ، یا به رسمیت شتاختن آن را وقتی که حیقت را می بیند ندارد . او به «باور» هر آن چه با اعتقاد ایدئو لوژیک او تناسب دارد تمایل دارد ، و هر چیز دیگر را به ناگزیر رد می کند . این برای هر تلاشی در درک آن چه واقعا رخ داده است مهلک است .

حمله لوئیس پرویکت به من و مارک تاوگر Mark Tauger چه چیزی سبب هولودومور[1] شد؟» (کانترپانچ 24 مارس 1971) بالماسکه ایدئولوژی بعنوان تاریخ است . آن (نوشته ) سرشار از دروغ است .من بردروغ هایی که پرویکت در باره من و تحقیق من می گوید تمرکز خواهم کرد . امیدوارم مارک تاوگر به اتهام های جاهلانه پرویکت علیه پژوهش او جواب خواهد داد .

پرویکت نوشتار خود را با اظهار ان که » زندگی سیاسی فور حول گرامی داشت بزرگترین دستاورد های استالین – همان طور که بودند- می چرخد » اغاز می کند.این دروغ است . هدف من «گرامی داشت» استالین ، یا هیچ کس دیگری نیست .من در پژوهشم، کشف حقیقت در باره تاریخ دهه 1930 شوروی را ، با استفاده از بهترین اسناد اصلی و حفظ وسواسی واقعیت هدف دارم .

من با جئوفری روبرتز Geoffrey Roberts تاریخدان موافقم که می گوید :در 15 سال گذشته مقدار عظیمی اسناد جدید در باره استالین … از بایگانی های روسیه قابل دسترس شده است . باید روشن کنم که بعنوان یک مورخ به گفتن حقیقت در باره گذشته ، صرف نظر از ان که نتایج آن چقدر ممکن است خوشایند یانا مطبوع باشد گرایش قوی دارم …من فکر نمی کنم این که شما فقط حقیقت را به گونه ای که می بینید بیان کنید مسئله غامضی باشد.

نگاه عمومی یا «مسلط» به استالین بعنوان حاکمی تشنه به خون ساخته دو منبع است : نوشته های تروتسکی در دهه 1930 و «سخنرانی سری» نیکیتا خروشچف در کنگره بیستم حزب در فوریه 1956. این تاریخ متعارف دوران استالین – نسخه ای که ما همه آموخته ایم – کاملا دروغ است . ما اکنون این را اساسا به خاطر دو رشته از کشف های آرشیوی: انتشار نهایی هزار ها سند آرشیوی از ارشیو های قبلا سری شوروی پس از پایان اتحاد جمهوری های شوروی در سال 1991، و افتتاح بایگانی تروتسکی در هاروارد در 1980، و در درجه دوم ، آرشیو تروتسکی در موسسه هوور( جایی که من تازه از آن جا باز گشته ام) می توانیم شاهد باشیم.

خروشچف دروغ گفت

«سخنرانی سری» خروشچف در فشار بر تاریخ جهان با نفوذ ترین سخنرانی قرن بیستم است . خروشچف در ان سخنرانی استالین را بعنوان حکمرانی تشنه خون تصویر کرد که مقصر حکمفرمایی بیش از دو دهه وحشت پایدار است .

پس از کنگره 22 حزب در سال 1961، که خروشچف و مردان او با زهر حتی بیشتری به استالین حمله کردند ،بسیاری از مورخان شوروی دروغ های خروشچف را با جزئیات آراستند. این دروغ ها از سوی کمونیست ستیز های جنگ سرد مانند رابرت کانکست تکرار شدند . آن ها گفتمان » چپ» را نیز از طریق نوشته های تروتسکیست ها و آنار شیست ها و کمونیست های «طرف دار مسکو» وارد موضوع کردند .

دروغ های خروشچف در زمان میخائیل گورباچف و بوریس یلتسین از سوی مورخان حرفه ای شوروی ، سپس روسیه تقویت شد . گورباچف بهمنی از دروغ های ضد کمونیستی را که پرده دود ایدئولوژیکی برای بازگشت شیوه های استثماری در داخل اتحاد شوروی و در نهایت برای رها کردن اصلاح های سوسیالیستی و باز گشت به سرمایه داری غارتگر آماده می کرد فراهم نمود.

در طی سال های 2005-2006 من تحقیق کردم و کتاب خروشچف دروغ گفت را نوشتم . من در کتابم 61 اتهامی را که خروشچف علیه استالین یا ، در موارد اندکی ، علیه بریا ایراد کرد مشخص کردم . سپس هر یک از ان ها را در پرتو اسناد قابل دسترس از آرشیو های شوروی سابق بررسی کردم . با کمال تعجب در یافتم که 60 اتهام از 61 اتهام به صورت اثبات پذیری ، به صورت قابل توضیحی دروغ است .

این واقعیت که خروشچف توانست همه چیز را تحریف نماید که بیش از 50 سال از چشم ها دور ماند ، نشان می دهد که ما باید به دیگر «جنایت های» فرضی استالین و اتحاد شوروی زمان او نیز با دقت نگاه کنیم .

ملغمه تروتسکی

پیر بورو ، برجسته ترین مورخ تروتسکیست دوران خود ، از 1980 تا اوایل دهه 1990، و آرچ گتی ، کارشناس برجسته امریکایی در تاریخ شوروی ، کشف کردند که تروتسکی ، در بیانیه های عمومی و نوشته هایش در دهه 1930، به تکرار و در باره موضوع های بسیاری دروغ گفته بود. من در کتاب «ملغمه های تروتسکی » (2015) خود دلالت های این دروغ ها از سوی تروتسکی و چند دروغ اضافی دیگر را که خودم کشف کردم مورد بحث قرار دادم . آن ها «کمیسیون دوی» را برای کسانی که تروتسکی بی شرمانه و به تکراربه آن ها دروغ گفت ، ونیز انکاراتهام های مطرح شده علیه تروتسکی در دادگاه های اول و دوم مسکو در کتاب سرخ و جاهای دیگر را کاملا باطل می کنند .

به چالش کشیدن «پارادایم ضد استالین»

من به این نتایج خارج از هر آرزویی برای «پوزش» – چه رسد به «گرامی داشت» – به خاطر سیاست های استالین یا دولت شوروی نرسیده ام . من اعتقاد دارم این ها تنها نتایج عینی ممکن مبتنی بر مدارک قابل دسترس هستند .

نتایجی که من در باره تاریخ اتحاد شوروی در دوران استالین رسیده ام برای افرادی نظیر پرویکت ، که بیشتر تحت تاثیر تعهدات ایدئولوژیک پیشینی هستند تا تصمیم به کشف حقیقت قابل پذیرش نیستند ،» بگذار مهره ها هر جا که آن ها می خواهند فرود آیند»

«پارادایم استالین ستیزی» برعرصه تاریخ شوروی مسلط است ، در جایی که زیر سوال بردن آن » تابو» (حرام) است ، چه رسد به تکذیب آن ، من دروغ های تروتسکی – خروشچف- جنگ سرد در باره استالین و دوران استالین را رد می کنم. کسانی که در این میدان پژوهش خود را برای متناسب شدن با بستر تحمیلی «پارادایم استالین ستیزی» قطع نمی کنند ،انتشار آن را در مجله های «جریان اصلی » و انتشارات دانشگاهی (آکادمیک) اگر نه غیر ممکن اما دشوار خواهند یافت. من خوشبختم چون ادبیات انگلیسی تدریس می کنم و نیازی به انتشار در این رسانه های «معتبر» اما از نظر ایدئولوژیک سازش کرده ندارم .

کسانی مانند پرویکت که انگیزه آن ها نه کشف حقیت بلکه تبعیض های ایدئولوژیکشان است فکر می کند که هر کسی باید مانند آن ها عمل کند.بنا بر این پرویکت نه بر اساس مدارک ، بلکه با جرم هم پیوستگی ، ذکر نام های مشهور،توهین و دروغ استدلال می کنند.

چند نمونه:

جرم هم پیوستگی : پرویکت ادعا می کند که من «مانند» رولند بوئر، راجر آنیسو زیکمون میرونین هستم .

نام بردن از افراد معروف : داویز و واترکرافت R. W. Davies and Stephen G. Wheatcroft(نویسندگان سال های گرسنگی : کشاورزی شوروی 1931-1933مترجم ) معروف هستند و با تاوگر مخالفند ، از این رو – در هر صورت – آن ها » معتبرترین»و » به حق» هستند اما تاوگر «بر خطا» است .

توهین : تاوگر همدست » تبدیل فربانی به جنایتکار» است .

پرویکت : «…عقلانی به نظر می رسد که استالین در اوایل دهه 1930 برای باز داشتن هیتلر از تجاوز به روسیه – یا چیزی مانند ان-ناگزیر از به راه انداختن سرکوب وحشیانه شد.» در واقعیت نه من و نه تاوگر چیزی همانند این نگفته ایم .

دروغ : پرویکت فرازی از تحقیق تاوگر در باره قحطی سیب زمینی ایرلندی نقل می کند و سپس تاوگر را به تبرئه کردن بریتانیایی ها متهم می کند:
«آیا دولت بریتانیا مسئول است ؟ نه . ما نمی توانیم آن را بگوییم . »
اما جمله بعدی در نوشتار تاوگر می گوید :

» بدون انکار ان که دولت بریتانیا بحران را بد اداره کرد…»

پرویکت زندانی پارادایم تاریخی است که دیدگاه او از شوروی را کنترل می کند.چند نمونه :

* پرویکت بر استفاده از عبارت «هولودومور» اصرار می کند. او خواننده های کانتر پانچ را آگاه نمی کند که داویز و ویتکرافت ، که (خواندن) کارهایشان را پیشنهاد می کند ، هر دو عبارت و مفهوم «هولودومور» را درهر کتابی که پرویکت پیشنهاد می کند رد می کنند!

پرویکت :» صرف نظر از آن که لنین برکناری او ( استالین) را از رهبری حزب از بستر مرگ خود خواستار شد.»

اما، به خاطر پژوهش دقیق والنتین ساخارف Valentin Sakharov از دانشگاه دولتی مسکو ، حتی پژوهشگران » جریان اصلی» می دانند که این یادداشت ، مانند «وصیت نامه لنین» احتمالا جعلی است :

هیچ تندنویسی اصیل از » نامه ایلیچ در باره دبیر( کل) » وجود ندارد .در دفتر فعالیت های لنین که از سوی دبیر خانه حفظ شده است هیچ ذکری از هیچ نامه ای از ایلیچ نیامده است .» … هیچ منبع واحدی محتوی دیکته 4 ژانویه را تایید نمی کند. همچنین این حقیقت عجیب آن است که زینوویف برای «نامه ایلیچ در باره دبیر(کل)» در اواخر ماه می ، همراه با ارزیابی های شش کارمند رژیم شریک قلمداد نشده بود . متن ماشین شده جدید تنها در ماه ژوئن پدیدار شد . ( استفن کوتکین[2] Stephen Mark Kotkin ، استالین ص 505)

پرویکت : » تا حد زیادی به خاطر کنترل بوروکراتیک و نفوذ شدید عناصر خود نما در داخل حزب ، توانست مخالفین را شکست دهد… »

اما استفن کوهن[3] Stephen Frand Cohen در سال 1973 در اثر خود بوخارین و انقلاب بلشویکی نوشت : اما تنها سیاست های ماشین برای پیروزی استالین به حساب نمی آمد … در داخل این الیگارشی برگزیده ، قدرت بوروکراتیک استالین تا حد قابل ملاحظه ای بسیار اندک تحمیل می شد … تا اورِیل 1929 ، این افراد با نفوذ استالین را برگزیدند و اکثریت ضروری را در رهبری بالا تشکیل دادند . روشن به نظر می رسد آن ها ،کم تربه خاطر قدرت بوروکرایک او، بلکه بیشتر بخاطر آن که رهبری و سیاست های او را ترجیح می دادند چنین کردند.(327)

· پرو یکت : » پیشروی تحمیلی استالین بین دهقانان فقیر و ثروتمند تبعیضی قائل نمی شد «

اما جیمز میس James E. Mace ، قهرمان ملی گرایان اکرایینی همدست فاشیست ها ، در سال 1983 در باره نقش «کمیته دهقانان فقیرسلینا» در حمایت از اشتراکی سازی نوشت. شواهد بسیار دیگری از حمایت دهقانان از اشتراکی سازی وجود دارد.

نتیجه

تاریخ به درستی درک شده تلاشی برای روش های معروف تحقیق منبع اصلی به شیوه ای عینی ، در راستای رسیدن به دقت – صداقت- گفته ها در باره گذشته است . بسیاری از اوقات نتیجه برای کسانی که به سازه های دروغ ایدئولوژیک وفادارند ، حتی زمانی که سازه های آن ها تاریخ نگاری سیاسی شده » جریان اصلی» را تشکیل می دهد، بیدار کننده است . هرکس که برای کشف حقیقت و سپس گفتن آن بدون ترس یا هواداری تلاش می کند ، شایسته مورخ خوانده شدن است ، صرف نظر از آن که چقدر ممکن است معروف ، متعهد ، یا معتبرباشد .

تحریف ها ودروغ ها در باره تاریخ شوروی دوران استالین در همه جا ، از جمله در اکرایین ، روسیه و در غرب دارای نفوذ است . این دروغ ها اساسا مرکب از تکرار دروغ های تروتسکیست ها و خروشچفیست ها، در دفاع یا در انکار مشتاقانه مدارک منبع اصلی است که اکنون در دسترس است .

اسناد به تازگی قابل دسترس شده از منابع بایگانی ،باز نویسی تاریخ شوروی دوران استالین و تجدید نظر کامل درنقش خود استالین را الزامی می سازد . این محرک باز هم خواهان پی کاوی، برای همه کسانی که خواهان آموختن از خطا ها، ونیز از موفقیت ها ی بلشویک ها ، پیشگامان جنبش کمونیستی قرن بیستم هستند دارای اهمیت بزرگی است .

یادداشت

اطلاعات در باره کتاب های منتشر شده من به همه زبان ها ، در صفحه تارنگاشت من موجود است . شما در آن جا می توانید تمام نوشتارهای منتشر شده من ، تنها برخی به زبان روسی ،در باره تاریخ شوروی را ببینید .

سرچشمه : کانتر پانچ


[1] – هولودومور به اکرایینی قحطی انسان ساخته
[2] – تاریخ نگار، نویسنده و استاد دانشگاه امریکایی متولد 1959 . او اکنون استاد تاریخ در دانشگاه پرینستون امریکا و در موسسه هوور نیز فعالیت می کند.
[3] – شوروی شناس معروف امریکایی . متولد 1938. استاد دانشگاه پرینستون و دانشگاه واشنگتن
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: