سرتیتر

بازی جدید اصلاح طلبان: توسل به رفرمیسم !

rohani

درنجات نظام سرمایه داری دوجناح راست  فدائیان اکثریت (فرخ نگهدار و علی کشتگر) سنگ تمام در دفاع از اصلاح طلبان جمهوری اسلامی با روی کارآمدن حسن روحانی گذاشته و علی کشتگر تحت عنوان «مرگ سیاسی افراطی گری ولایت مدار؟» به نقل از خبرنامه گویا می نویسد: «مردم با هوشیاری همه این تلاشهای مذبوحانه و کارشکنانه را می بینند و می دانند که این جریان منزوی که به زور اسلحه همچنان قدرت را در دست دارد با خواسته ها و آرزوهای جامعه امروز ایران دشمنی دارد. اگر در بیست سال گذشته افراطیون به رغم سرکوب های خونین، قتل های زنجیره ای، سانسور، دروغ و حصر و ممنوع التصویر کردن نتوانسته اند مانع پیشرفت اندیشه اصلاحات دموکراسی خواهانه شوند و برعکس این خود آنها بوده اند که منزوی تر شده اند می توان امیدوار بود که در آینده نیز همین روند با شتابی بیشتر ادامه پیدا کند. تشدید حملات آنان به روحانی و افکار اصلاح طلبانه نه از موضع قدرت که از سر ضعف است.»

این حضرات که با سنگ دفاع از جمهوری اسلامی زدن تمام، درگذشته و امروز در فراموش کردن بیان قتل عامهای زندانیان سیاسی در تابستان 1367به فکر دفاع از اصلاح طلبان افتاده اند، به قول معروف قماربازان درحال غرق شدن در کازینوها به هنگام بازی قمار، ورد زبان رونق دهنده گان معرکه قمار «هیچ چیزی دیگر خوب جلو نمی رود!» است و مع الوصف اقبالشان را مکررا در بازار مکاره به امتحان می گذارند تا ببینند که از امام زاده اصلاح طلبی نیز معجزه ای بروز نخواهد کرد.

درجهان سرمایه داری زیر سلطه ی امپریالیسم ، نه در زیربناهای تولیدی و نه در روبناهای حکومتی و نه حتا درمورد محیط زیست سالم هوا و آب امیدی باقی نمانده و با سرسختی و عناد برای تحت انقیاد نگهداشتن طبقه ی کارگردر زیر سلطه ی مالکان وسایل تولید و مبادله دست به انواع شگردها می زنند و نظام سرمایه داری حاکم برایران ازاین قاعده مستثنا نیست و کل این نظام جهانی روی زنده نماندن انسانها «امید بقاء» نداشته و تنها با توسل به قمار درجستجوی راه حل نجات حاکمیت سرمایه داری می باشند:

بعداز بروز انزجار شدید مردم نسبت به جمهوری اسلامی و نه گفتن به ولایت فقیه، حاکمیت دین بر دولت، نه به       ظلم و ستم، استثمار افسارگسیخته کارگران و زحمت کشان، زندان سازیها و شکنجه و اعدام و فساد دزدی و کلاشی در بیت المال کشور توسط آقا زاده ها و فامیلهای دور و نزدیک آنان، با مهندسی انتخاب بین وبا و طاعون، «پیروزی» انتخاباتی ریاست جمهوری 29 اردیبهشت 1396 و حمایت اصلاح طلبان ازحسن روحانی به نظر می رسد بخشی از دارو دسته ی حاکم برای حفظ قدرت در دست جمهوری اسلامی، رفرمیسم را تنها راه باقی مانده تشخیص داده اند و مجادلات لفظی بین دوجناح محافظه کار و اصلاح طلب درحال شدت یابی است. زیرا ادامه ی روشهای گذشته در 38 سال قلدری و جنایت اعمال شده به اکثریت انسانهای شریف کشور، قادر به تحکیم این نظام نشده اند.

دراین راستا برخی می خواهند از وزیر امورخارجه کابینه روحانی که معمم نیست، هم ردیف «دکتر محمد مصدق» را در کسوت «دکترمحمدجوادظریف» چهره سازی جدیدی قلمداد بکنند:

البته اگر از نظر تاریخی مصدق با تکیه به قانون اساسی «شاه باید سلطنت کند، نه حکومت»، » ملی کردن صنعت نفت ایران»، گذراندن قانون «افزایش 20% سهم دهقانان»( البته نه نفی مناسبات فئودالی)، «ضدیت با کمونیسم» در 75 سال پیش، مطلوب ترین مدافع منافع سرمایه داری غیر کمپرادور رفرمیست بود که توسط کودتای 28 مرداد 1332امپریالیستی- سلطنتی سرنگون شد.

اما در شرایط کنونی محمد جوادظریف نه به مخالفت با»سلطنت آسمانی ولایت فقیه»، «نه ملی گرا، بلکه با دید بُرد – بُرد با درنظرگرفتن منافع امپریالیستها «، «نه دفاع از حقوق کارگران و زحمت کشان» و «نه اعلام روشن دفاع از حقوق دموکراتیک مردم»، سخت از دیپلوماسی تعامل با امپریالیستها تحت عنوان «دفاع ازمنافع ایران» که چیزی جز دفاع از منافع سرمایه داران نیست موضع پیش رفته تری نسبت به مواضع مصدق ندارد.

چون که اینان، ایران را متعلق به اکثریت مردمی نمی دانند که نعمات مادی و معنوی این جامعه را تولید می کنند که در بهره گیری از این نعمات تولیدی خودشان بی نصیبند. عجبا آقای ظریف  از بزرگی مردم ایران صاحب توانهای موجود و سلحشور بودن صحبت می کند اما نه در خدمت رهائی آنان، بلکه منظورش درخدمت توانگران غارتگروارد میدان سیاست شده است!!

اکنون زمان ملی گرائی با جهانی شدن سرمایه و حتا پیش بردن رفرمیسم گذشته و دوران جهانی گرائی و ایست گفتن به دزدی و غارتگری نظامهای سرمایه داری فرا رسیده است. به این اعتبار به قول معروف: تاریخ اگر دوبار تکرار شود، بار اول تراژدی آن زمان مصدق بود و تکرارامروزیش بیش از کمدی نمی تواند باشد. زیرا طبقه کارگر به جان آمده از گستاخیهای وحشیانه ی سرمایه داران فقط در سال گذ شته بیش از1500 بار دست به اعتصاب و اعتراض علیه این «دزدان قانون، که دزدی از مجرای قانون می کنند!» زدند. مردم خواستار آزادی هستند،  به حق مایل به بهره مندی از زحمت خودشان می باشند، قلدری برده داران زمان گذشته را برنمی تابند، می خواهند در تعیین سرنوشت خود و فرزندانشان نقش فعال داشته باشند، شنیدن دزدیهای میلیاردی برایشان تهوع آور است که از داشتن نان خشک در سفره خانواده شان توسط حاکمان نوکر سرمایه داران دریغ شده است. مردم خواستار تغییر بنیادی این نحوست مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و مبادله و یا زندگی براساس نزول خواری از ثروت مشتی از دزدان غارتگر و ضبط این ثروتها و واریزشدن به اموال اجتماعی می باشند. کوتاه کردن دست آدمکشان و شکنجه گران را ،از آزار دادن به زن و مرد و نوجوان و کودک می خواهند تا محیط برابری انسانها درمقابل ساختن نظام سوسیالیستی را دربرابر خود فراهم سازند. رفرمیسم فرتوت اگر قادر به ایجاد این امکانات بود، کشورهائی را می شد دید که در پهنه ی جهان در اوج رفاه و عزت وجود داشته باشند و اگر فقط به آمریکا نگاه کنید به قدری انسانهای گرسنه در سرتاسرآن وجود دارند که میلیاردرها قدری برای جلوگیری ازخیزش انقلابی، روزانه مقدار ناچیزی یک وعده غذا به این گرسنه گان می دهند تا خواب عیش و عشرتشان برآشفته نشود!.

شکوفا ساختن زند گی انسانی متعالی درایران در گرو شورش علیه نظام کنونی استبدادی – فاشیستی حاکم درایران است و نه کاسه گدائی دراز کردن به سوی اصلاح طلبان عقب مانده جمهوری اسلامی!. فعالان کارگری و دیگر کمونیستها وظیفه ی عاجل وحدت و سازماندهی تشکیلات سیاسی پیشرو را در دستور روز خود دارند تا در برابر حیله و تزویرهای حاکمان در نقشهای مختلف ظاهرشدن را افشا کنند و مانع از توهٌم سازی آنان گردند تا سالهای دیگر شمشیر تیز مبارزه برای تغییر از دور خارج نشود.

ک. ابراهیم – 9خرداد 1396 – 30 مه 2017