اخبار ایران و جهان

الگوبرداری از انقلاب روسیه در جنگ بین الملل اول توسط بخشی از » چپ » ایران

naghd_002

دروازه دیگری برای تجاوز نظامی امپریالیسم امریکا به ایران : الگوبرداری از انقلاب روسیه در جنگ بین الملل اول توسط بخشی از » چپ » ایران

نوشته بیژن پویا

15 / 5 / 1396

تا کنون یخشی از » چپ » ایران ، که از توده های خلق ایران برای استقرار آزادی و دمکراسی نا امید و مایوس شده است دست به دامان امپریالیسم امریکا شده که با تجاوز به ایران ، » آزادی و حقوق بشر » در ایران بیافریند .. اما همینکه احساس کرده  که نقاب از چهره مزورانه اش برداشته شده و دارد افشا می شود ، نقاب را از چهره برداشته و نقاب دیگری بر چهره زده و چنین ادعا می کند : « امپریالیسم امریکا دشمن استقلال ، آزادی ، و عدالت اجتماعی در ایران است .. اما رژیم جمهوری اسلامی هم ، رژیمی است ارتجاعی و خون آشام که ضمن سرکوب کردن مردم ایران ، قصد دارد انقلاب اسلامی و امپراطوری شیعه خودش را در خاورمیانه براه بیاندازد .. هم امپریالیسم و هم جمهوری اسلامی ، جنایتکار و سر و ته یک کرباس هستند .. پس بگذاریم که امریکا به ایران حمله کند و این دو جنایتکار، شکم یکدیگر را پاره کنند .. پس از آنکه یکدیگر را کاملا دریدند ، آنوقت ما ( چپ ها ) وارد صحنه کارزار خواهیم شد و شرایط برای انقلاب فراهم خواهد گشت .. »

این بخش از » چپ » ایران ، برای مزین کردن نظریه خود ، با در دست داشتن عکسی از لنین و کلیشه برداری از سخنانی از لنین در افشای جنگ امپریالیستی بین الملل اول و تبدیل آن جنگ به انقلاب علیه رژیم تزاری ، تلاش دارد تا چپ ایران و یا لااقل بدنه چپ ایران را برای تجاوز نظامی امپریالیسم امریکا به ایران ، با خود همراه سازد ..

در نگاه ظاهری چنین بنظر می رسد که تحلیل پر جذبه و فریبنده ایست و می تواند بسیاری از چپ ها ، بویژه آن چپ هایی را که زخم های کهنه و مزمنی را در این چند دهه ، از ستم گری های جمهوری اسلامی ، بر پیکر خود ، با خود حمل می کنند ، به دور خود جمع نماید .. اما آیا حقیقت قضیه چنین است که این حضرات می گویند ؟

نه .. حقیقت ، چیز دیگری است ..

ما در اینجا به مقایسه دو کشور روسیه قبل از انقلاب اکتبر ، و ایران کنونی می پردازیم :

روسیه قبل از انقلاب اکتبر ، کشوری امپریالیستی بود که هم پیمان با بخشی از قدرت های امپریالیستی جهان در تجاوز به سرزمین های دیگر جهان و زد و بند با آنها بر سر تقسیم بازار ها ، ثروت ها ، و غنائم حاصله از این جنگ خانمان سوز بود .. توده های ستمدیده و بویژه سربازان درگیر جنگ که از این جنگ ویرانگر به ستوه آمده بودند ، خواهان صلح بودند ..

لنین ، ضمن مشاهدات مستقیم از وضعیت معیشتی و روانی توده های تحت فشار جنگ ، تماس های نزدیک با سربازان خسته و فراری از جبهه های جنگ ، اعتصابات سراسری روز افزون کارگری در روسیه و بررسی داهیانه پافشاری رژیم در ادامه جنگ ، دست به افشاگری گسترده ماهیت امپریالیستی این جنگ زد ..

لنین ، تمام » چپ » هایی را که ادامه جنگ را  بعنوان « دفاع از کشور » تبلیغ می کردند ، بعنوان سوسیال شوینیست و سوسیال امپریالیست متحد رژیم تزاری محکوم کرد و خواهان ترک جبهه های جنگ و تغییر جهت لوله های تفنگ سربازان به سمت نیروهای ضد انقلاب داخلی گردید ..

تحلیل و موضعگیری کاملا صحیح و داهیانه لنین ، بسیار کارا و موثر واقع شد و جذابیت و پذیرش بلشویک ها را در قلب کارگران و سربازان بسیار ارتقاء بخشید و گشایشی چشمگیر در پیشرفت انقلاب را موجب گردید ..

حال بسراغ ایران کنونی بیائیم و ببینیم واقعیت چیست ؟

آیا ایران هم مانند روسیه قبل از انقلاب اکتبر ، کشوری امپریالیستی است و به دنبال بازار های جدید ، انتقال ثروت ها و غنائم به داخل ایران در هم پیمانی با دول امپریالیستی دیگر جهان است ؟

نه .. اصلا چنین چیزی نیست ..

ایران ، نه تنها کشوری امپریالیستی نیست ، بلکه تحت سلطه امپریالیسم و مورد طمع امپریالیست ها است ..

ایران ، نه تنها اقتصاد  امپریالیستی ندارد ، بلکه اقتصادش ، اقتصادی نیمه مستعمره تک محصولی وابسته به نفت است که سالیان دراز است مورد هجوم غارتگرانه اقتصادی و سیاسی همه جانبه امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم امریکا  است و بقول نوم چامسکی متفکر بزرگ امریکا ، بیش از 60 سال است که امریکا ، مردم ایران را شکنجه می دهد ..

طرح تجزیه و تکه تکه کردن خاک ایران همواره روی میز امپریالیست ها و صهیونیست ها بوده و هست و شب روز، کارشناسان سیا و موساد روی آن کار می کنند ..

ایران از چهار طرف ، توسط امپریالیست های یانکی ، محاصره نظامی شده است و علیرغم پیمان خائنانه و تسلیم طلبانه  برجام  ، همچنان مورد تحریمات سریالی و بدون وقفه امپریالیستی است ..

این توطئه ها و نقشه های جنایتکارانه امپریالیسم امریکا از همه طرف ، عملا به مردم تحت ستم ایران تحمیل می شود ..

آخر ، این چگونه الگو برداری وحشتناکی است که باید از روسیه امپریالیستی هم پیمان با قدرت های امپریالیستی آنزمان ، در خاک ایران نیمه مستعمره و محاصره شده توسط امپریالیسم ، انجام گیرد ؟

بله این درست است که جمهوری اسلامی ، شب و روز ، خون مردم ایران را می مکد ، و بهترین فرزندان خلق را سرکوب و اعدام می کند .. اما این امر بهیچوجه تجاوز یانکی های امریکا به ایران را توجیه نمی کند .. سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار دموکراسی ، باید توسط خود مردم ایران و بدون مداخله امپریالیست ها صورت گیرد ..

این حضرات » چپ » می گویند :

جمهوری اسلامی به دنبال صدور انقلاب اسلامی و  برپایی یک امپراطوری شیعه در خاورمیانه است و باید بگذاریم که امپریالیسم امریکا به ایران حمله کند تا او و جمهوری اسلامی ، یکدیگر را پاره پاره کنند و شرایط برای انقلاب ایران فراهم گردد ..

اراجیفی دهان پر کن و عوام فریب !

حضرات » چپ » تصور می کنند که نبرد امپریالیست ها با جمهوری اسلامی در ایران ، مانند رینگ بوکس است که دو نفر بوکسور ، وسط رینگ بپرند و یکدیگر را له و لورده کنند ، و تماشاچیان هم برایشان ابراز احساسات کنند .. عجب کلیشه برداری احمقانه ای !!
حضرات » چپ » باید بدانند که اگر امپریالیست ها مستقیما و یا از طریق دار و دسته های تروریستی وابسته به خود و یا از طریق جنگ های نیابتی به ایران حمله بیاورند ، چنین هدفی ندارند که بیایند رژیم جمهوری اسلامی خون آشام را در خلاء و بدون هیچگونه ارتباطی با مردم ایران  سرنگون کنند و بلافاصله کشور را ترک کنند و پی کارشان بروند .. برعکس ، امپریالیست ها و وابستگانشان ، اینقدر احمق نیستند که اینهمه تلفات و هزینه های جانی و مادی ، بر خود هموار کنند و بدون هیچ دستاوردی به خانه های خودشان برگردند .. هدف امپریالیست ها از تجاوز به ایران ، فقط سرنگون کردن رژیم جمهوری اسلامی نیست ، بلکه تجزیه و تکه تکه کردن ایران است .. اینجا دیگر رینگ بوکس نیست که  مردم تماشاچی برای قهرمانان مورد نظر شان در رینگ ابرازاحساسات کنند و ساعتی را بقول خودشان خوش بگذرانند .. اینجا رینگ بوکس نیست .. اینجا خاک ایران است با تمام توده های تحت ستم و زجر کشیده آن ، که در این تجاوز وحشیانه امپریالیست ها، توده ها هستند که لت و پار می شوند ، قربانی می گردند و شاهد سوریه دیگری در کشور خودشان می شوند .. آخر ، این حضرات » چپ » به چه خواب و خیالی نشسته اند ؟!

این حضرات » چپ » می خواهند پس از تجاوز امپریالیست ها به خاک ایران و در گیر شدن آنها با جمهوری اسلامی و له و لورده شدن هر دوی آنها  ، با استناد کلیشه ای به سخنان لنین در دوران انقلاب روسیه ، به « سربازان خسته از جنگ با یانکی ها » رهنمود بدهند که لوله های تفنگ خودرا به سمت جمهوری اسلامی نشانه بگیرند ، غافل از آنکه خاک ایران  توسط امپریالیست ها تجزیه شده ، و یا در حال تجزیه شدن است ، و نوش داروی بعد از مرگ سهراب ، دیگر اثر ندارد ..

حال بیاییم سراغ « امپراطوری شیعه جمهوری اسلامی » مورد ادعای حضرات » چپ » که با روسیه امپریالیستی  جنگ بین الملل اول مقایسه می شود :

آیا اصلا چیزی بنام « امپراطوری شیعه جمهوری اسلامی » ، واقعیت دارد ؟

آیا اصلا چیزی بنام « امپراطوری شیعه جمهوری اسلامی » می تواند واقعیت عینی داشته باشد ؟

نه .. چنین چیزی نه واقعیت دارد ، و نه می تواند واقعیت عینی داشته باشد

واقعیت اینست که جمهوری اسلامی در کشور هایی از خاورمیانه مانند سوریه ، عراق ، و لبنان و .. دارای نفوذ مذهبی ، سیاسی و نظامی است و در حال بهره برداری استراتژیک  در موازنه قوای منطقه ای با امپریالیسم امریکا است .. علی خامنه ای قبلا در سخنرانی های خود اشاره کرده بود که جمهوری اسلامی ، دیگر آن اشتباه صدام را تکرار نخواهد کرد که در عراق بنشیند و منتظر حمله نظامی امریکا به عراق بماند ، بلکه جمهوری اسلامی ، قبل از اینکه به ایران حمله کند و یا در حین حمله به ایران ، امریکا را در جبهه های دیگر خاورمیانه درگیر خواهد کرد ..

بنابراین ، اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی در چند جبهه خاورمیانه  ، با تروریست های وابسته به امپریالیسم امریکا می جنگد ، به معنی آن نیست که جمهوری اسلامی ، واقعا به دنبال برپایی « امپراطوری شیعه جمهوری اسلامی » است .. بلکه به دنبال استفاده از تاکتیک درگیر کردن امریکا در چند جبهه مختلف خاورمیانه است تا مجبور نباشد تنهایی خودش را در تهران ، آنگونه که صدام تنهایی خودش را در بغداد  دید ، شاهد باشد .. جمهوری اسلامی بهیچوجه توانایی برپایی یک امپراطوری شیعه در خاورمیانه را ندارد ، به این معنی که نه تنها ثروت ها و غنائم سرشار از کشور های سوریه ، عراق و لبنان ، به ایران سرازیر نمی گردد ، بلکه ، بار مالی و جانی عظیمی هم  به بهای فقر و فلاکت توده های ستمدیده ایران و بطور کلی به کلیت اقتصاد و نیرو های نظامی جمهوری اسلامی تحمیل میگردد ..   لذا چیزی بنام « امپراطوری شیعه جمهوری اسلامی » مورد نظر اینگونه حضرات « چپ » ایران اصلا نمی تواند  وجود خارجی داشته باشد ، تا بتوان آنرا با روسیه امپریالیستی  در جنگ بین الملل اول مقایسه کرد ، و استفاده کلیشه ای از سخنان لنین در برخورد با آن نمود و قس علی هذا ..

ما در اینجا نمونه ای از رویکرد مارکسیستی رفیق مائوتسه دون نسبت به تجاوز نظامی امپریالیست های ژاپنی به خاک چین در دهه 1930 ، و وجه تمایز آنرا با رویکرد جاهلانه و یا خائنانه کلیشه برداران سخنان لنین برای فریب چپ ایران در زیر میاوریم :

چین در دهه 1930 ، که کشوری تحت سلطه امپریالسم و نیمه مستعمره نیمه فئودال بود و در گیر انقلاب علیه رژیم چیان کایچک بود ، مورد تجاوز نظامی امپریالیسم ژاپن قرار گرفت ..

آیا در این زمان ، کمونیست های چین ، تماشاچی چنین تجاوزی بودند تا ابتدا امپریالیست های متجاوز ژاپنی و ضد انقلاب داخلی چیان کایچک شکم یکدیگر را بدرند ، و سپس آنها انقلاب را ادامه دهند تا پیروز شوند ؟

نه .. کمونیست های چین ، تماشاچی چنین تجاوزی نبودند ..

رفیق مائوتسه دون ، برخلاف کلیشه برداران سر تا پا ایده آلیستی سخنان لنین ، علی رغم نفرت طبقاتی بیکران خود از چیان کایچک ( این قصاب شماره یک خلق چین ) ، با چیان کایچک ، علیه امپریالیسم ژاپن متحد شد و رفیق استالین هم از این اتحاد حمایت کامل کرد ..

چرا رفیق مائوتسه دون به چنین اتحادی متوسل شد ؟

زیرا در زمانی که ژاپنی ها به چین حمله کردند ، دیگر ، تضاد اصلی خلق چین با چیان کای چک وجود نداشت و این تضاد ، به تضاد اصلی خلق چین با امپریالیسم ژاپن مبدل شده بود و رفیق مائوتسه دون، داهیانه ، این حقیقت را دریافت ..  رفیق مائوتسه دون ، نه تماشاچی منفعل تجاوز امپریالیستی ژاپنی ها به خاک چین بود تا  ژاپنی ها و نیرو های چیان کایچک ، شکم یکدیگر را بدرند ، و نه خواهان تغییر لوله های تفنگ از مسیر مقاومت ضد ژاپنی ، علیه نیرو های چیان کایچک گردید .. در آنزمان هم ، کلیشه برداران چینی سخنان لنین در جنگ بین الملل اول ، در میان صفوف انقلاب چین بودند که از درک جابجایی تضاد ها در مرحله تچاوز نظامی امپریالیست های ژاپنی به خاک چین عاجز بودند و همچنان مانند همین کلیشه برداران چپ ایرانی سخنان لنین در عالم وهم و خیالات بودند .. سرانجام ، رفیق مائوتسه دون با درک صحیح جابجایی تضاد ها ، با چیان کایچک متحد شد ، امپریالیست های ژاپنی را شکست داد و در مرحله بعدی ، که تضاد اصلی ، مجددا جابجا شد و تضاد اصلی جدید ، یعنی تضاد اصلی خلق چین با رژیم چیان کایچک  ظاهر گشت ، آنگاه به ادامه انقلاب و شکست کامل رژیم چیان کایچک و پیروزی انقلاب مبادرت ورزیدند ..

اما سئوالی که در اینجا مطرح میشود اینست که ، ضمن رد رویکرد غیر مارکسیستی و یا خائنانه کلیشه برداران سخنان لنین  در جنگ بین الملل اول ، ضمن رد هواداری از تجاوز امپریالیسم امریکا به ایرا ن برای برقراری « آزادی و حقوق بشر » ، ضمن تایید قانون جابجایی تضاد ها ، و با توجه به آنکه هنوز حزب کمونیست در ایران تشکیل نشده است و کمونیست ها در حال حاضر بصورت منفرد و پراکنده هستند ، چنانچه امپریالیست های یانکی و دارو دسته های تروریستی وابسته به آنها به خاک ایران حمله کنند ، در اینصورت ، رسالت تاریخی کمونیست های ایران چه باید باشد ؟ .. این ، بحث دیگری است که مقاله دیگری را طلب می کند .. بماند برای فرصتی دیگر

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: