کارگری, سرتیتر

روزهای سرنوشت‌ساز ونزوئلا

venezula_9jiz

روزهای سرنوشت‌ساز ونزوئلا

خورخه مارتین

24 ژوئیۀ 2017

ترجمه: هوشنگ نوری

مقدمۀ مترجم:

اکنون که این مقاله را مطالعه می‌کنید بیش از یک هفته از نوشتن مقالۀ خورخه مارتین گذشته است. عنوان اصلی مقاله «آغاز هفتۀ سرنوشت‌ساز در ونزوئلا» است که اشاره به هفتۀ منتهی به انتخابات دارد و با در نظر گرفتن زمان چاپ مقاله و اتمام رأی‌گیری مجلس مؤسسان عنوان اصلی را تغییر دادم.

در این مقاله مارتین به دسیسه‌های اپوزیسیون و خاستگاه آنان اشاره می‌کند. همچنین در وضعیت موجود از مادورو در برابر اپوزیسیون، که امپریالیسم ایالات متحده و اسپانیا حامی‌شان است، حمایت می‌کند. با وجود نقدهایی که به مادورو و حزبش وارد است و با وجود کاستی‌های فراوانی که سیاست مادورو داشته است، در موقعیتی که هر لحظه بیم سوریه‌سازی و لیبی‌سازی ونزوئلا می‌رود و در برابر هجوم همه‌جانبۀ سگان هار امپریالیسم سیاست بی‌طرفانه سالوسانه به نظر می‌رسد. بنابراین حمایت از مادورو برای نگه داشتن کشور در برابر سقوط و از بین رفتن دستاوردهای مترقی انقلاب بولیواری و مقابله با سیاست امپریالیسم ایالات متحده در ونزوئلا یگانه سیاست کمونیستی است.

چپ‌هایی که از هجوم امپریالیسم و سگ‌های منطقه‌ای‌شان به سوریه دفاع می‌کنند و اسد را به دلیل مستبد خواندنش مستوجب چنین مجازاتی می‌دانند و برای هر حملۀ آمریکا هلهله می‌کشند و برای شکست خوردن جبهه‌النصره در حلب اشک می‌ریزند، در نهایت، در ونزوئلا نیز از اپوزیسیون حمایت می‌کنند و مادورو را دیکتاتور (!) خطاب می‌کنند، دیکتاتوری که در انتخابات دموکراتیک برنده شده است. و چون همسو با سیاست‌های امپریالیسم آمریکا حرکت نمی‌کند دیکتاتور خطاب می‌شود.

سخن کوتاه، همین‌ها که در سوریه مخالف اسد و در ونزوئلا مخالف مادورو هستند در ایران از جنبش سبز حمایت می‌کردند و و در کل از هر پروژۀ براندازانه‌ای دفاع می‌کنند. این‌ها از هر آشوبی که آمریکا در کشورهای دیگر به راه می‌اندازد دفاع می‌کنند. این مقاله چنین چپ‌هایی را نیز رسوا کرده، چپ‌هایی که در حمایت از اپوزیسیون به مشروعیت‌بخشی به این ماشین کشتار آمریکا مشغول‌اند.

در انتها یادآور شوم که ترجمۀ این مقاله به معنی تأیید سیاست‌های خورخه مارتین و همراهانش در کل نیست.

*****

اپوزیسیون ونزوئلا، که آمریکا و اسپانیا از آن‌ها پشتیبانی می‌کنند، یورش همه‌جانبه‌ای را برای ممانعت از برگزاری انتخابات برای تشکیل مجلس مؤسسان روز یکشنبه (30 ژوئیه) آغاز کرده‌ است. ما در برابر این اقدام مرتجعانه‌ای که فقط از راه انقلابی می‌توان بر آن فائق آمد استوار می‌ایستیم.

نخستین گلوله را رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، شلیک کرد که در بیانیه‌ای رسمی از اجرای «شدید و فوری» تحریم‌های اقتصادی بر ضد ونزوئلا، در صورت تشکیل مجلس مؤسسان، خبر داد. در صفحات مقالات اقتصادی در ایالات متحده مباحثات بسیاری دربارۀ معنای دقیق این تهدید وجود دارد. اگر ایالات متحده لازم شود تحریم‌ها را بر شرکت نفت ونزوئلا، PDVSA، تحمیل کند، باید منابع اصلی ارز خارجی‌ای را که دولت ونزوئلا دارد قطع کند. در حالی که PDVSA نفت را به کشورهای گوناگون می‌فروشد، بیشتر فروشش به چین و روسیه به‌منظور تسویۀ وام‌های از پیش داده‌شده است، حال آنکه ایالات متحده مشتری اصلی پول آن‌هاست. با این حال، کاهش واردات نفت از ونزوئلا بر بازار آمریکا تأثیر خواهد گذاشت. در حالی که ایالات متحده می‌تواند همیشه از ذخایر استراتژیکش استفاده کند، هر عرضۀ همراه با وقفه‌ای از ونزوئلا کارها را برای پالایشگاه‌های ایالات متحده، که برای استفاده کردن از نفت فوق سنگین ونزوئلا به‌دقت تنظیم شده‌اند، دشوار می‌کند. این وقفه ممکن است به افزایش موقت قیمت سوخت در ایالات متحده بینجامد، چیزی که هیچ رئیس‌جمهور آمریکایی نمی‌خواهد با آن مواجه شود. احتمال بیشتری دارد که تحریم‌ها ادامۀ سیاست کنونی ایالات متحده (که اوباما اجرا کرد) از تحریم‌های هدفمند بر ضد مقامات بلندپایۀ ونزوئلا باشد. با وجود این، تحریم‌های اقتصادی جدی‌تر را نمی‌توان منتفی دانست، وقتی که سیاست خارجی ایالات متحده در آمریکای لاتین را زالوها و سگ‌های هار (mad-dog gusanos) در میامی و نماینندگانشان در حزب جمهوری‌خواه هدایت می‌کنند. بی‌شک، بیانیۀ ترامپ تهدیدی جدی و تجاوز امپریالیستی تحمل‌ناپذیری است.

امروز (24 ژوئیه)، سرمقالۀ روزنامۀ اسپانیایی ال پایس، صدای شرکت‌های چند‌ملیتی اسپانیایی با منافعی تعیین‌کننده در آمریکای لاتین، «حملۀ مادورو به نظام دموکراتیک» را محکوم کرد و از «جامعۀ جهانی» خواست تا سعی کند «مانع این کودتای نهادی شود». البته، ال پایس و حزب مردم، که حزب حاکم اسپانیاست، همه‌چیز را دربارۀ کودتاهای ونزوئلا می‌دانند، زیرا آن‌ها از کودتای کم‌دوام آوریل 2002 بر ضد هوگو چاوز حمایت کردند. ال پایس همچنین از اسپانیا می‌خواهد «در رأس تلاش برای اتحاد کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین و ایالات متحده باشد» تا به «رژیم چاویستی پیام صریحی از عواقبِ ویران‌سازی نهاییِ نظام دموکراتیک ونزوئلا» بفرستد. «مادورو و همدستانش بهتر است بدانند که کارهایشان بدون مجازات نخواهد ماند.» این مداخله‌ای امپریالیستی با زبانِ غیرمعمول در ونزوئلاست، مداخلۀ کسانی که در دفاع از منافع شرکت‌های چندملیتی و اولیگارشی ونزوئلا راسخ‌اند.

مرحلۀ کنونیِ یورش ارتجاعی (که بیش از سه ماه است که ادامه دارد) با به‌اصطلاح «نظرخواهی» در 16 ژوئیه‌ای آغاز شد که در آن اپوزیسیون «دموکراتیک» از مردم دعوت کرد که به مجلس مؤسسان جواب رد بدهند و مشروعیتش را به رسمیت نشناسند، اگرچه برای مداخله به ارتش نیاز داشتند و اگرچه موافقِ تشکیل دولت موازی «وحدت ملی» بودند. این تلاشی بود به‌منظور مشروعیت بخشیدن به درخواستشان برای کودتا و جلوگیری از پیش بردن انتخابات مجلس مؤسسان.

چنان‌که قبلاً در جای دیگر توضیح داده‌ایم، «نظر‌خواهی» نشان‌دهندۀ بسیج نسبتاً بزرگی از صفوف اپوزیسیون بود (که در لایه‌های ممتاز متوسط و بالایی مردم متمرکز‌ شده بود)، اما همچنین حاکی از بسیج چشمگیر صفوف چاویست در تمرین هم‌زمان برای انتخابات مجلس مؤسسان بود. میزان مشارکتی که اپوزیسیون اعلام کرده به‌وضوح بسیار اغراق‌آمیز است، ولی این موضوع مانع پیشروی آن‌ها‌ طبق برنامه‌شان نمی‌شود.

پنجشنبۀ گذشته، 20 ژوئیه، آن‌ها دعوت به «اعتصاب مدنی» کردند، که در واقع از طرف هیچ بخشی از کارگران حمایت نشد. تمام شرکت‌های بزرگ دولتی، مانند بیشتر شرکت‌های بخش خصوصی، به‌طور عادی کار می‌کردند. نتیجه تعطیلی مراکز خرید و تجاری، از کار انداختن حمل و نقل خصوصی و همچنین اقدامات وسیع بستن جاده و سنگر‌بندی بود. کارگرانی بوده‌اند که همین‌که به محل کارشان رسیده‌اند دیده‌اند کارفرمایانشان به کارخانه راهشان نداده‌اند. مثلاً، در شهر بارسلونای ایالت آنسواتگی، کارگران در کارخانۀ ماکوسا (که برای صنعت خودرو صندلی‌های چرمی می‌سازد) گفته‌اند که باید کار را تعطیل کنند، چیزی که آن‌ها نپذیرفتند. حتی یک گزارش از انجمن‌های در محل کار پیدا نخواهید کرد که در آن کارگران تصمیم گرفته باشند در «اعتصاب» شرکت کنند.

خشونت اپوزیسیون در آن روز به اوج رسید. گروه‌هایی از آشوبگران با کوکتل مولوتوف‌ و پرتاب‌کننده‌های دست‌ساز موشک هجوم آوردند و تلاش کردند که ساختمان کانال تلویزیونی دولتی VTV را در لوس رویکس در کاراکاس به آتش بکشند. دست‌کم از یکی از مهاجمان که تفنگ تهاجمی داشت عکس گرفته شد. آن‌ها را سرانجام اقدام مشترک گارد ملی و کارگران VTV عقب راند که فریادزنان شعارهای انقلابی‌ای مانند «چاوز نمرده، او تکثیر شده» می‌دادند. در شهر کابودار ایالت لارا، کارگرانِ کارخانۀ فراوری شیر لاکتئوس لوس آندس (ملی‌شده به‌دست چاوز)، همچنین مجبور شدند حملۀ خشونت‌آمیز مشابه آشوبگرانِ اپوزیسیون را دفع کنند. این مثال‌ها قابل‌توجه و حاکی از آغاز واکنش طبقۀ کارگر است.

شورش‌ها و بستن جاده‌ها در شوراهای محلی‌ای بیشتر بود که شهرداران اپوزیسیون داشتند، پلیس شهرداری با شورشیان همکاری و از آن‌ها دفاع می‌کرد، مانند باروتا یا بخش‌هایی از باریناس. دیگر، اعتراض روزانه اساساً در بخش‌های ممتاز متوسط و بالای شهرهای اصلی متمرکز شده بود، بدون هیچ طرفداری یا با طرفداران کمی در طبقۀ کارگر و محله‌های فقیرنشین.

اپوزیسیون همچنین، با ایجاد مجمع ملی برای تعیین مجموعۀ جدیدی از قضات دیوان عالی، چالش‌های نهادی‌شان را تشدید کرده است. این تلاشی آشکار است برای ایجاد وضعیت قدرت دوگانه در نهادهای دولتی. با وجود این، اپوزیسیون یکدفعه از تعیین دولت جدید دست کشید، چیزی که آن‌ها قول انجام دادنش را داده‌اند. این احتمالاً بازتاب شکاف‌های داخل صفوف اپوزیسیون میان احزاب قدیم طبقۀ حاکم (عمدتاً حزب اقدام دموکراتیک) و رهبران جوان جدید و بسیار راستگراترِ اپوزیسیون (مانند ماریا کورینا ماچادو، فردی گوارا و خوان ریکوئسنس) است. ماریا ماچادو در مصاحبه‌ای توضیح داد که حزب او با «توافق اداری»‌ای که ائتلاف مود (میز وحدت دموکراتیک) اعلام کرده مخالف است. فردی گوارا از طرف خود علناً «مقاومت» را ستود، یعنی گروه‌های کوچک آشوبگر مسلحی را که در خط مقدم درگیری‌های بین پلیس و فعالان تروریستِ سه ماه گذشته بوده‌اند.

wirgul1

ما عمیقاً با یورش اپوزیسیون مخالفیم، یورشی که بیان‌کنندۀ منافع سرمایه‌داران، بانک‌داران و مالکانی است که امپریالیسم ایالات متحده (و اسپانیا) کاملاً حمایتشان می‌کنند. بنابراین، این مبارزه‌ای طبقاتی است و فقط با روش‌های مبارزۀ طبقاتی می‌شود مصاف کرد.

اپوزیسیون دو روز چهارشنبه و پنجشنبۀ این هفته را «اعتصاب عمومی» نامیده است. این یعنی که در واقع در بعضی از شرکت‌ها کارفرمایان کارخانه‌ها را می‌بندند، اما مخصوصاً به این معناست که مبارزۀ پردامنۀ بستن جاده و سنگربندی، احتمالاً توأم با خرابکاری در شبکۀ برق در شهرهای اصلی، تلاشی است برای فلج کردن کشور. چند تن از رهبران اپوزیسیون علناً از مردم خواستند که غذا و کالاهای اساسی را برای کل هفته ذخیره کنند و در خانه بمانند.

یکی از رهبران اصلی اپوزیسیون، انریکه کاپریلس، در 28 فوریه، در پی «اعتصاب ملی 48 ساعته»، اعلامیه‌ای صادر کرد برای «سرنگونی دولت» و حتی به کنایه گفت که آن‌ها «راهپیمایی در اطراف کاخ میرافلورس را منع نمی‌کنند»، جایی که یادآور خاطرات شوم کودتای آوریل 2002 است، که راهپیمایی اپوزیسیون در اطراف کاخ ریاست جمهوری آغازگر آن بود.

برای شنبه بیست و نهم این ماه، اپوزیسیون از حامیانش خواست برای اینکه کاملاً از برگزاری انتخابات در یکشنبه جلوگیری کنند در مراکز محل انتخاباتشان راهپیمایی کنند و آن‌ها را ببندند. رهبران اپوزیسیون وعده داده‌اند «اقدامات بیشتر» برای یکشنبه اعلام خواهد شد.

شورای برگزاری انتخابات قبلاً برنامه‌ریزی کرده است به مردمی که در 74 بخش از 1141 بخش کشور زندگی می‌کنند، بخش‌هایی که در آن‌ها خشونت اپوزیسیون متمرکز شده است، اجازۀ رأی دادن در مراکز رأی‌گیریِ دیگر غیر از شهرشان را بدهد.

از این رو، این هفته در حملۀ شورش‌گرانۀ اپوزیسیون و امپریالیسم سرنوشت‌ساز خواهد بود.

در عین حال، سر و صدای جزئیات زیادی دربارۀ مذاکرات به گوش می‌رسد. گفته می‌شود رئیس‌جمهور پیشین اسپانیا، زاپاترو، به کاراکاس آمده است. او عضو تیم مذاکرات شکست‌خورده میان دولت و اپوزیسیون در انتهای سال گذشته بود و همچنین در آزادی دو هفتۀ پیش رهبر اپوزیسیون و توطئه‌گر کودتا، لئوپولدو لوپز، از زندان به بازداشت خانگی نقش ایفا کرد. مادورو اکنون پیشنهاد دیگری به اپوزیسیون برای مذاکره در برنامۀ تلویزیونی روز یکشنبه‌اش داده است. بعضی از رهبران جناح «میانه‌رو» اپوزیسیون نیز در استفاده از کلمۀ «مذاکره» در اظهاراتشان با احتیاط بوده‌اند. در مقاله‌ای در ال ناسیونال (بلندگوی اصلی اپوزیسیون)، رهبری از آوانزادا پروگرسیستا (حزب فرماندار لارا، هنری فالکون) خواستار مذاکره برای دربرگرفتن امتیازهای هر دو طرف شد.

این صدای کسانی در طبقۀ حاکم است که متوجه شده‌اند چاویسم حامیان زیادی را از دست داده است، در حالی که آن‌ها نتوانسته‌اند حمایت توده‌های طبقۀ کارگر و محله‌های فقیرنشین را به دست آورند و نیز در ارتش شکاف مهمی ایجاد کنند. آن‌ها همچنین از افتادن در ورطۀ جنگ داخلی‌ای بیم دارند که اگر بشود از آن اجتناب کرد، منافعی برای طبقۀ حاکم نخواهد داشت. با این حال، این بخش‌ها تعارض دارند با گونۀ جدید رهبران اپوزیسیونی که خود بر پایۀ توده‌های شوریدۀ خرده‌بورژوا قرار دارند و بر «مقاومت» شورشیان وحشی تکیه می‌کنند. هر دو بخش اهداف مشابهی دارند، تفاوت آن‌ها یکی از تاکتیک‌هاست.

اگر «میز وحدت دموکراتیک»، با حمایت امپریالیسم، به قدرت می‌رسید، آن امر مسلماً برای انقلاب بولیواری عقب‌نشینی‌ اساسی‌ای می‌بود و تمام دستاوردهای انقلاب را تهدید می‌کرد. اولیگارشی شروع به حمله‌ای با تمام قوا به کارگران می‌کرد. آن‌ها بستۀ سبعانۀ ریاضت اقتصادی‌ای را اجرا می‌کردند که کارگران را مجبور می‌کرد تمام هزینه‌های بحران سرمایه‌داری را متحمل شوند، از طریق کاهش بودجۀ درمان و بهداشت و آموزش و پرورش، کاهش حقوق بازنشستگی و خانه‌های سازمانی، اخراج‌ گسترده در بخش دولتی، خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی، بازگشت زمین‌های مصادره‌شده به مالکان پیشینشان و غیره. به همین ترتیب، سرکوب و تصفیۀ با انگیزۀ سیاسی علیه فعالان انقلابی و سازمان‌هایشان را شروع می‌کردند.

در مواجه با این وضعیت ما نمی‌توانیم بی‌طرف باشیم. ننگ‌آور است که سازمان‌هایی مانند حزبِ به غلط نام‌گذاری‌شدۀ سوسیالیسم و آزادیِ اورلاندو چیرینو عملاً به یورش اپوزیسیون پیوسته‌اند، از مردم خواسته‌اند در «نظرخواهیِ» [اپوزیسیون] شرکت کنند و از «اعتصاب مدنی»شان حمایت کنند. آن‌ها به اردوگاه طبقۀ سرمایه‌دار پیوسته‌اند.

ما عمیقاً با یورش اپوزیسیون مخالفیم، یورشی که بیان‌کنندۀ منافع سرمایه‌داران، بانک‌داران و مالکانی است که امپریالیسم ایالات متحده (و اسپانیا) کاملاً حمایتشان می‌کنند. بنابراین، این مبارزه‌ای طبقاتی است و فقط با روش‌های مبارزۀ طبقاتی می‌شود مصاف کرد. در برابر حملات مسلحانه علیه شرکت‌های دولتی، کارگران باید بریگاد‌های دفاع مردمی (BDP) و سازمان‌های دفاع از خودِ مسلح تشکیل دهند، مانند سازمان‌های روستایی‌ای که پیش از این در زولیا، باریناس و آپور بنیاد نهاده‌اند. هفتۀ پیش کاروانی از باریگاد‌های دفاع مردمی، برای نمایش قدرت، از سانتا باربارا دو باریناس به سمت سوکوپو راهپیمایی کرد و از دیگران خواست که الگوی آن‌ها را تکرار کنند. وقت آن است که ذخیرۀ ارتشی را که کارگران بسیاری تاکنون واردش شده‌اند فعال کرد.

هم‌زمان با به‌اصطلاح «اعتصاب عمومی 48 ساعته»، که در واقع اعتصاب کارفرمایان است، عملاً فقط همراه با میتینگ‌های توده‌ای محل کار، اشغال کارخانه‌ها و تهدید به مصادره کردن می‌توان نبرد کرد. هر سرمایه‌داری که در حملۀ ضد انقلاب دخیل بوده است باید دارایی‌هایش تحت کنترل کارگران مصادره شود. همان‌طور که در ونزوئلا می‌گویند «مار را با سرش بکش»، مبارزات ارتجاعی را سرمایه‌داران و مالکان بزرگ سازماندهی و تأمین مالی کرده‌اند.

اپوزیسیون می‌خواهد جلوی تشکیل مجلس مؤسسان را بگیرد و بنابراین باید مشارکتِ حداکثری شود. اما، این تصور که مجلس مؤسسان، خود، «پاسدار» انقلاب و ضامن «صلح و گفت‌و‌گو» خواهد بود، همان‌طور که دولت استدلال می‌کند، یا کودکانه است یا احمقانه. ضد انقلاب باید با راه انقلابی سر ستیز داشته باشد. به‌علاوه زیرا فقط از راه انقلابی می‌توانیم شروع به حل مشکلات اقتصادی‌ای کنیم که بر میلیون‌ها خانوادۀ طبقۀ کارگر اثر می‌گذارد. فقط با ابتکارِ عمل انقلابیِ توده‌ها می‌توان ارادۀ مبارزۀ توده‌ها را دوباره برانگیخت.

فقط توده‌ها توده‌ها را رها می‌کنند!

دست‌ها از ونزوئلا کوتاه!

مصادرۀ اموال توطئه‌گران کودتا!

بستن کارخانه‌ها، اشغال کارخانه‌ها!

مرده باد یورش ارتجاعی و امپریالیستی!

دفاع از انقلاب ونزوئلا!

ترجمه از:

https://www.marxist.com/the-beginning-of-a-crucial-week-in-venezuela.htm