اخبار ویژه, سرتیتر

افغانستان قربانی امپریالیسم

herat_afgan

گاهنامۀ هنر و مبارزه

2 اوت 2017

عملیات تروریستی انتحاری مسلمانان در هرات 30 کشته بر جای گذاشت

افغانستان قربانی امپریالیسم

گردآوری و نوشتۀ حمید محوی

اسپوتینک در بامداد 2 اوت 2017 گزارش داد که تعداد کشته شدگان در عملیات انتحاری در هرات به 30 نفر رسید. به گزارش اسپوتنیک، منابع بیمارستانی اعلام کردند که در انفجار انتحاری امشب هرات در نزدیکی مسجد جوادیه واقع در بکرآباد 30 تن کشته و 30 تن مجروح شده اند.

بی بی سی بخش فارسی دربارۀ همین رویداد نوشت «حملۀ انتحاری به مسجد جوادیه هرات 29 کشته و 64 زخمی به جا گذاشت»… «طالبان به رسانه ها اعلام کرده است که کار آنها نبوده». بی بی سی در همین گزارش به رویدادهای مشابه در ماه های گذشته اشاره می کند :

«کمتر از دو ماه پیش، انفجاری در مقابل دروازۀ شمالی مسجد هرات جان 7 نفر را گرفت و 16 نفر را هم زخمی کردبی بی سی دربارۀ وضعیت مسجد هرات نوشته است که «از مهمترین بناهای تاریخی افغانستان است و در قرن 12 ساخته شده، 4 دروازه دارددر برابر هر 4 دوازه این مسجد بازارهای بزرگی واقع شده اند». یعنی دقیقاً بر اساس ساز و کار شهری در دوران پاگانیسم عرب، که یکی از منابع بنیادی دین اسلام را تشکیل می دهد، یعنی بتکده و بازار.

«در ماه مه یک انفجار عظیم در کابل باعث مرگ بیش از 150 نفر شد که مرگبارترین حمله در این کشور از زمان سقوط طالبان در سال 2001 بود. هدف آن حمله معلوم نبود

بی گمان فهرست همۀ عملیات تروریستی انتحاری بسیار طولانی خواهد بود. متأسفانه تا نظم سرمایه بر جهان حاکم است، اینگونه فجایع ادامه خواهد داشت.

اسلام در تبانی با فرادستی ایالات متحده و اتحادیۀ اروپا

قرن بیست و یکم اوج استعمار و حاکمیت تبهکاران

امروز، به تجربه دریافته ایم که در هر کجای دنیا که جنگ مذهبی و قومی از مردم قربانی می گیرد، باید رد پای ایالات متحده و اتحادیۀ اروپا یعنی کشورهای مشخصاً سرمایه دار با سابقۀ استعماری را نیز شناسائی کنیم.

ایدئولوژی های تمدن ستیز یعنی اسلامگرائی در تبانی با امپریالیسم که به ویژه از سال 1979 در افغانستان با سرپرستی زیبیگنیف برژینسکی همواره مورد بهره برداری سازمان سیا با همکاری عربستان سعودی و سرویس های اطلاعاتی پاکستان قرار گرفت تا امروز به حیات خود ادامه داده و سرتا سر خاورمیانه و آفریقای شمالی را به خاک و خون کشیده و ویران کرده است، و حتا اروپا و خود آمریکا را نیز بی نصیب نگذاشته است. پایان بخشیدن به این ایدئولوژیهای تبهکارانه،  البته روشن است که با لایحه و تصویب قانون و یا اعمال زور ممکن نخواهد شد. بستن یا تخریب مساجد و مدارسی که حملۀ انتحاری را آموزش می دهد و بازداشت مفتی ها و البغدادیهای شهادت طلب و انتحاری طلب و به همینگونه مأموران سیا و خود سازمان سیا به مثابه یک سازمان تروریستیجملگی ضروری ست ولی کافی نیست. توده ها به شناخت و کار مفید نیازمندند، به آزادی نیازمندند، و نیازمندند که در جهان قانونمندی زندگی کنند تا طعمۀ فرادستی کشورهای قدرتمند و سازمان های تروریستی و مافیائی نشوند.

ولی عملاً می بینیم که رهبران مذهبی نزد گروه های مذهبی که قربانی شونده ها را تشکیل می دهند، با وجود همۀ این قربانیان، آنان نیز همواره مبشر و مبلغ شبه شناخت هستند. در حالی که توده های مردم برای عبور از این ورطۀ هولناک اولترا خشونت آمیز پیش از همه به شناخت و آگاهی نیازمندند تا سرانجام ابزار دفاعی خودشان را تدارک ببینند و علیه بربریت نظام سرمایه داری و تبانی دستگاه دین اسلام و هر دشمن پتانسیل دیگری مقابله کنند. ولی متأسفانه همواره قربانی رهبران مذهبی و طبقۀ حاکم خودشان نیز بوده اند که بجای شناخت، شبه شناخت به آنان تزریق می کنند، و چنین واقعیتی یعنی دور باطل.

باید دانست که استعمار یا هر نوع انحراف دیگری همواره از نقاط ضعف جوامع سوء استفاده می کند. برخی مسلمانان که با چنین اعمالی خود را در سطح بین المللی بی اعتبار می بینند، سعی می کنند بگویند که این اعمال اسلامی نیست، اسلام تروریست نیست، ولی از سوی دیگر نقد دین را بر نمی تابند و با قوانین تروریستی مثل «حکم ارتداد» که برای مثال در ایران در قانون اساسی به ثبت رسیده، به شکل دیگری تودها را به گروگان دستگاه و بازار اسلام تبدیل می کنند. از سوی دیگر روشن است که پشت این اعمال تروریستی دستهای امپریالیستی و کشورهای میلیاردر عرب ساحل خلیج فارس در کار است، همان گونه که این دستها در حملۀ تروریستی اخیر به تهران نیز در کار بود و حتا می توانیم بگوئیم که شاهزادۀ سعودی نیز کمابیش و بی آنکه بگوید آشکارا آن را به عهده گرفت.

می دانیم که از دیرباز جنگ مذهبی، شیعه و سنی مثل جنگ قومی و قبیله ای از ترفندهای امپریالیسم و استعمار برای نفوذ در مناطقی ست که می خواهد تحت سلطۀ خود بگیرد، و این سیاست استعماری را «بازی بزرگ» نامیده اند. در نتیجه باید بدانیم که پشت این جنگ مذهبی، جنگ اقتصادی برای فرمانروائی بر جهان نهفته است. ولی چرا هرات هدف تروریسم قرار گرفته؟ می توانیم بر اساس گمانه زنی بگوئیم که آنچه هرات را به کام دیو تروریسم سوق داده، توفیق های احتمالی این منطقه در آینده است، زیرا  یکی از گزارشات مهم این روزهای اخیر پیشرفت در ساخت راه آهن خواف به هرات بود که نخستین گام در احیای جادۀ ابریشم است.

راه کار اساسی این است که سازمان ملل متحد از نیویورک به شهر دیگری و در کشور دیگری منتقل و دوباره باز سازی شود، یعنی گزینشی که احتمالاً می تواند جهان را به دو نیمه تقسیم کند، زیرا سازمان ملل متحد قدیمی ممکن است بخواهد به عملکرد ضد بشری و کلاهبردارانه اش علیه بشریت ادامه دهد. در هر صورت هدف این است که سازمان ملل متحد از وضعیت ابزار تجاوز و کشتار مردم جهان و تخریب کشورها خارج شود، با الغای حق وتو برای پدرخوانده های تروریسم، جهاد طلبی و استعمار نوین مثل ایالات متحده، فرانسه و انگلیس.

در وضعیت کنونی نمی دانیم چگونه، ولی نیاز و ضرورتی جهانی برای محاکمۀ تروریستها و پشتیبانان آنان احساس می شود، در لیبی، عراق، افغانستان، سوریه، آفریقا، تنش های بین روسیه و آمریکا، کرۀ شمالی و آمریکا، و البته ایران و آمریکا، و نزوئلا و آمریکادر همه جا با فاجعۀ یگانه ای روبرو هستیم، و فاجعه بطور خلاصه یعنی نظم سرمایه و فرادستی برخی کشورها با ایدئولوژیهایی که از طالبان و داعش نیز دست کمی ندارد، و نامش هست دموکراسی غربی یعنی دموکراسی بورژوای نخبه گرا، نابغه باور، نژاد پرستکه امتیازات طبقاتی را حق طبیعی «انسانها» می داند. ریشۀ همۀ این فجایع و خاصه تروریسم در نظم سرمایه و نظم طبقاتی نهفته است.