اخبار ایران و جهان

گزارش مختصری از مراسم با شکوه سوگواری برای رفیق مهپاره آهنی در آمستردام

گزارش مختصری از مراسم با شکوه سوگواری برای رفیق مهپاره آهنی در آمستردام

همانطور که قبلن به اطلاع رسانده بودیم رفیق مهپاره آهنی دراثر بیماری سرطان در 20 ژوئیه بدرود حیات گفت وهمه نزدیکان ویارانش را درغم فروبرد.

روزشنبه 22 ژوئیه مراسم با شکوه سوگواری برای رفیق مهپاره درآلمیره با حضور بیش از 450 نفر برگزار گردید. این مراسم از ویژه گیهای خاصی برخوردار بود.زنی از تبار کرد وترک وعاشق ایران ویکپارچگی این سرزمین کهن ، زنی مبارز ومیهندوست وعاشق سوسیالیسم وبرابری وسرشارازخشم ونفرت علیه استثمار سرمایه داری وامپریالیستی و تجاوزگری واستعمار ومیلیتاریسم افسارگسیخته، پس از نبردی طولانی سرانجام ناچارشد آگاهانه » به استقبال مرگ» برود  و به زندگی اش پایان دهد. اتخاذ چنین تصمیم سهمگین وسختی وتعیین روزمرگ ودرعین حال لبخند زدن و به چالش گرفتن مرگ  از ویژه گیهای زندگی وپایان زندگی پربار مهپاره بود.

مهپاره سوای آرمان وایدئولوژی اش ازویژه گیهای خاص شخصی نیز برخورددار بود. وی با سیمای زیبا وپرمهرش، با شخصیت متین و فروتنانه اش،با دست ودلبازی و بزرگمنشی اش، بلندنظری اش، بزرگواری اش، بلندهمتی اش، عزتنفس اش ووالاهمتی اش از کاریزمای خاصی برخوردار بود که هرانسان با اولین دیدار شیفته شخصیت ومرام اومی شد. شرکت بیش از450 نفردراین مراسم بدون کمترین تبلغ وآگهی قبلی حکایت ازنفوذ معنوی این زن مبارزوکمونیست دربین مردم دارد.

ازدیگر ویژه گیهای این مراسم این بود که مهپاره خودش در برنامه ریزی، درانتخاب موزیک ، در انتخاب غذا و شیرینی، درانتخاب لباس پس ازمرگش…. شرکت فعال داشت.وی پیراهن زیبایی با رنگ سرخ را برای خودش  به خیاط سفارش داده بود. وی شراب ونوشیدنیهایی متنوعی رابرای پذیرایی میهمانان سفارش داده بود و تاکید کرده بود که مراسم مرگ او مراسم سوگواری نخواهد بود. مراسم همبستگی وامید به زندگی ودوست داشتن وعاشق زیستن است. ازهمین روی تاکید داشت که دوستان ویارانش در این مراسم بنوشند، شاد باشند واز عشق به زندگی و برابری وعاشقانه زیستن سخن بگویند.

مراسم یاد بود مهپاره برخلاف سنتهای معمول مراسمی در خود و برای خود نبود. مراسمی بود با روح همبستگی و یگانگی وصمیمیت وجلوه ای ازروح انترناسیونالیستی که همه انسانها از کرد و آذری، وافغانی وهندی وهلندی و ترک وعرب وآفریقایی…. با تعلقات ملی وتنوع زبانی وگویشهای مختلف شرکت داشتند. دراین مراسم ایرانیانی با تعلقات سازمانی و سیاسی مختلف شرکت کرده و با مهپاره وخانواده او ابراز همبستگی نمودند. این مراسم نماد وتبلوری بود از ارتباطات ملی وفرا ملی رفیق مهپاره در طول حیات مبارزاتی اش . مهپاره نشان داد که سرشت انسان دوستی و میهندوستی اش با اصل انترناسیونالیستی عجین بود.او زنی آگاه وپیشرو والگوی بسیاری از زنان ایران بود.

رفیق مهپاره مادرش کرد بود وپدرش آذری وهمسرش نیزاز خطه آذربایجان . مهپاره اما همواره تعلقات طبقاتی را بر تعلقات ملی ارج میشمرد ، عاشق ایران بود و برای ایرانی سوسیالیستی و برای محو استثمار، و برای تساوی حقوق خلقها واقوام مختلف ایران می رزمید و از هیچ کوششی برای تحقق یک ایران آزاد وآباد وشکوفان دریغ نمی کرد.

***

مراسم با یک دقیقه سکوت آغاز شد . رفیق مسعود همسررفیق مهپاره سخنرانی زیبایی را دروصف شخصیت مهپاره ، درزندگی مبارزاتی مشترک با او، در انسان دوستی او، در کردار ورفتاراو، درافت وخیزهای زندگی و در خوشبینی اوبه زندگی بیان داشت و درپایان با کف زدنهای حضار روبرو شد. وی در قسمتی از سخنرانی اش چنین گفت:

» – مهپاره حاصل ازدواج دختری زیبا از خطه کردستان با جوانی برومند از خطه آذربایجان است. چقدر زیباست آمیزش خلقها وچقدر پرتوان است برای استقلال  ویکپارچگی  کشور عزیزمان ایران» . طبیعتا مهپاره  زنی بود که شهامت وطغیانگری وروحیه مبارزه جویی  را ازاین دوتبار به ارث برده بود. وی در شانزده سالگی  با کتابهای  صمد بهرنگی  آشنا میشود وداستانهای  صمد خمیره شورشگری مهپاره را ورز می دهد وشمعی روشن میشود که تا به امروز رقص نورش ادامه داشت. مهپاره تابو شکن بود. مهپاره با شرکت در انقلاب بهمن 57  برعلیه تعلق طبقاتی اش طغیان کرد وبه همراه برادرش  پا به میدان ها  میگذارد.چنین فرزندان شورشگری برای پدری که مقام بالایی درارتش نظام داشت قابل تحمل نبود می بایست با خانه پدری ودا کنند.»

» مهپاره انسانی با چند نکته استثنایی است. او یکی از نادرترین عروسها باید باشد که ماه عسلش یک روز طول کشید. روز دوم بایستی اطلاعیه ای تایپ میکرد وبا جوراب های عروس خانم چاپ ویتنامی درست می شد . «انقلاب فرهنگی» رژیم آغاز شده بود . زمان برگشت از شیراز به تهران آرایش چهره قشنگش آلوده به مرکب سیاه دستگاه چاپ بود»……

» قلب مهپاره  مملو ازعشق به کودکان، کمک به کودکان یتیم و  عشق به پا پتی ها  ودریک کلام عشق به انسان وکرامت انسانی بود. آرمانش  استقرار جامعه ای آزاد با عدالت اجتماعی بود که تنها در یک نظام سوسیالیستی محقق میشد.»….وی از جنگ وخون ریزی، تجاوزات امپریالیستی و نفرت داشت .تجاوز به سوریه را که جان هزاران کودک را گرفت محکومت می کرد. بمباران سوریه توسط آمریکا را که به بهانه های مختلف صورت گرفته است، محکوم میکرد…»

«مهپاره همانطور که عاشق انسان وانسانیت بود، نفرت و خشم طبقاتی نیز داشت. نفرت بیکران اواز امپریالیستها و رژیم جمهوری اسلامی حد و مرزی نداشت. علیرغم ضعف جسمانی با رفقای میز کتاب آمستردام  به فرانسه سفر کرد تا علیه حسن روحانی و زد و بند با امپریالیسم فرانسه افشاگری کند و صدای مردم ایران را به گوش جهانیان برساند. »

» مهپاره همیشه انسانی امیدوار بود، شیک می پوشید، درجمع دوستان شادی و پایکوبی به راه می انداخت ومیگفت  ما باید نشان دهیم  که هدف ما جامعه ای است که درآن همگان، بویژه کارگران و زحمتکشان بتوانند از نعمات زندگی  بهره مند شوند. غم وغصه و استثمار باید از روی زمین برچیده شود»

» مهپاره وقتی گزارش دکلمه شعر برشت توسط رفیقی درجشن صدمین سالگرد انقلاب اکتبر وتجلیل از میراث جنبش کمونیستی که توسط رفقای حزب کارایران(توفان) در27 ماه مه 2017 درآلمان برگزار گردید وبرای اوبه اجرا درآمد را خواند، بینهایت شاد شد وگفت نمی دانم چه کار بزرگی کردم ، چه سنگی روی سنگ گذاشتم که رفقا اینهمه از من تجلیل بعمل می آورند.»…….

» مهپاره در آخرین روزهای حیاتش سفارش کرده بود  که درمراسمش گل نیاورند.مبلغ گلها را  در صندوقی بیاندازند  و دراختیار خانواده های زندانی و کارگرانی که درراه تحقق مطالباتشان به زندان افکنده شدند ، برسانند، شاید که مرحمی باشد برای استخوان لای زخم این عزیزان».

» درخاتمه باید بگویم که بقول عزیزی، مهپاره همان مرغ آتش ققنوس است که آتش عشق انساندوستی وکرامت انسانی اش با آتش جسمش لحظاتی دیگر درهم خواهد آمیخت….. یادش گرامی، راهش پر رهروباد!»

پس ازسخرانی نوبت به آقای علی صفویان هنرمند وآموزگار موسیقی رسید که با سخنانی کوتاه وادای احترام وابراز همدردی، چند ترانه انتخابی رفیق مهپاره را با صدای گرم ودلنشینش به اجرا درآورد ومورد استقبال حضار قرار گرفت.
سپس رفیق نمایند حزب کارایران(توفان)  پیام حزب را قرائت نمود.در بخشی ازاین پیام چنین آمد:

رفیق مهپاره انسان دوست داشتنی، رئوف و گشاده رویی بود. و به قول سهراب سپهری از اهالی امروز بود، و با تمام افق های باز نسبت داشت و «لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید». قلبي ازتپش افتاد كه مالامال ازعشق ومحبت به دًوستان و ياران و در يك كلام عشق به انسان بود .لبخندي ازلبان فرو افتاد كه اميد و خوشبيني به زندگي و آينده  تابناكً بشري را كه با محو نابرابريهاي اجتماعي و طبقاتي همراه است، نويد مي داد والهامبخش دوستان و.رفقا و يارانش بود .»رفیق مهپاره به حزبش ،حزب کارایران (توفان) وفادار بود از هیچ مساعدت مالی به خانواده جانباختگان سیاسی و کارگرانی که برای احقاق حقوق خود، اضافه دستمزد، حق تشکیل سندیکای مستقل کارگری وآزادی بیان و قلم واجتماعات به زندان افکنده شدند، دریغ نمی کرد.همبستگی با کارگران و خلقهای دربند جهان ومبارزه با تجاوزات امپریالیستی واستعماری نیز درسرشت انساندوستی و انترناسیونالیستی اوبود.

ما فعالیتها وخدمات ارزشمند سیاسی رفیق مهپاره به حزب و خانواده های زندانیان سیاسی را ارج گذاشته  ویاد وخاطره اش را همواره گرامی میداریم. حزب ما اين ضايعه بزرگ را به رفیق مسعود همسر وی و تک تک اعضای خانواده او تسلیت می گویدو برايشان صبروآرامش وپایداری آرزو میکند.»
ازطرف نماینده رفقای کمیته میزکتاب آمستردام که تشکلی دمکراتیک و ضد امپریالیستی وبا همکاری هواداران چند سازمان وازجمله هواداران حزب ما و فعالین چپ ودمکرات تشکیل شده است، پیامی قرائت شد. در بخشی ازاین پیام چنین آمد:

» مهپاره‌ی عزيز، رفيقی که ساليان متمادی، با آرمان‌های انسانی وآزاديخواهانه و سوسياليستی زيست و برای تحقق آن‌ها تلاش کرد، از ميان ما رفت.عزيزی که قلب‌اش هميشه برای زحمتکشان، برای ستمديدگان و برای هر آنکس که احتياج به ياری داشت می‌طپيد، از ميان ما رفت.عزيزی که خنده‌هايش، اميد ‌می‌داد و لطف و مهربانی‌اش قلب‌های ما را آرامش می‌بخشيد، از ميان ما رفت.مهپاره برای ما که او را از نزدیک می‌شناسيم، نامی فراموش ناشدنی است، انسانی که خاطراتِ فراموش ناشدنی را در ذهن‌های ما حک کرد، از جمع ما رفت. مهپاره رفیقی که حضورش در برنامه‌های کمیته میزکتاب آمستردام همیشه پر رنگ و درخشنده و خاطره انگیز بود، بخصوص که در اوان بیماری و در یکی از برنامه‌ها میزبانی و میهمان نوازی‌اش، به تمامی انسان نوازانه بود. او در آخرين روزهای عمرش، که با مرگ همچون رفيقی مانوس مشورت می‌کرد، که کی با او همراهی می‌کند، احساس‌هايی را در ما آفريد که وصف‌اش در کلمات نمی‌گنجد.

در آخرين ديداری که همه‌ی دوستان کمیته ميزکتاب آمسترادم با او داشتيم، موقعی که من نزديک‌اش شدم تا دست‌های مهربانش را ببوسم، چشم‌های خسته‌اش را باز کرد و کلماتی بر زبان آورد که حقيقتا وجودم را لرزاند. او در حالی که سمبلی از وحدت را به من هديه می‌داد، به زبان ترکی گفت: مجید بن سيزی ناسيل اونوتاجايم (مجيد من چگونه می‌توانم شماها را فراموش کنم.) در حالی که او داشت ما را ترک می‌کرد.

مهپاره از آن انسان‌هايی بود که از دورنگی‌ها گذر کرده بود، و آنچه که در او بود، خوبی بود. محتوايی که خود آن را کسب کرده بود. او انسان برجسته، همسر و مادری فداکار، و يک سوسياليستی بود که تا لحظه‌ی مرگ و در لحظاتی که همه‌ی راه‌های بهبودی به روی وی بسته شده بود، استوار بود. و حقيقتا خودش بود. و از اين جا مشخص می‌شد که سوسياليزم برای او يک عقيده نبود، يک ذهنيت نبود، بلکه عين حيات و زندگی و چگونه بودن و چگونه زيستن بود. زيرا او در بستری آزاد، و بی‌ريا و عدالتخواهانه رشد کرده بود و اين چنين از ميان ما رفت . سفر او برای ما يک فقدان عظيم و غمی است سنگین که سراپای وجودمان را فرا گرفته است . او اسم‌اش مهپاره بود، پاره‌ای از ماه ، که به پرواز در آمد. آسمان مظهر پرواز و رهايی انسان است، او مشتاق آسمان بود و مشتاق پرواز. سفر او در ما عشق را، دوست داشتن را، صداقت را و همدلی را تقويت کرد.»

درپایان شرکت کنندگان دراین مراسم برای آخرین دیدار با رفیق مهپاره از کنار تابوت سرباز، که وی درآن با لباس زیبای سرخش آرمیده بود  گذشتند وبا ادای احترام با اوخداحافظی کردند.

پیامهای تسلیت  فراوانی از شهرها وکشورهای مختلف دریافت شد که بخاطر صفحات محدود نشریه امکان انتشار آنها نمی باشد .همینطور پیامهایی ازطرف برخی نیروهای انقلابی به رفیق مسعود ارسال شد که وی خود جداگانه ضمن انتشار اطلاعیه ای درفیسبوک مهپاره از همه دوستان ویاران تشکر کرد.

درضمکن قابل ذکراست که کمک های مالی قابل توجه ای به صندوق ریخته شد که طبق خواست رفیق مهپاره در اختیار خانواده زندانیان سیاسی و فعالین کارگری قرارخواهد گرفت.

***

نقل از توفان الکترونیکی شماره 133 نشریه الکترونیکی حزب کارایران مرداد ماه 1396

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: