سرتیتر

چرا من به روحانی رای نمی دهم؟

rohani_klidرضارخشان

این مطالب بیش از هشت ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری نوشته شد. که در ان از جنبه طبقاتی به نقد سیاستهای تاکنونی این دولت در زندگی کارگران پرداخته شد.بر خلاف خیلی از طیفهای سیاسی نزدیک به اصلاح طلبان و یا میانه روها ،که بزرگترین حربه تبلیغاتی خود را بر اساس لولو کردن جریان رقیب استوار کرده بودند. متاسفانه این حربه ،یعنی ترس انداختن در دل مردم ، نتیجه انتخابات را تعیین کرد ونه برنامه مدون و یا راهکارهای عملی در پیش برد سیاستهای اتی دولت.بنظرم یک بار برای همیشه باید از جریان سیاست در ایران تقدس زدایی کرد.مسائلی که موجب میشود نتیجه انتخابات نه در کمپین ها، که مبتنی بر مولفه های دیگری که ربطی به شایستگی افراد و برنامه های واقعی و انسانی آنها ندارد(مانند مسائل مذهبی و قومی قبیله ای) مشخص میشوند.این تعصب در عالم سیاست آفت است. تعصب به اصلاح طلبان، بدون درک و سنجش اهدافشان همانقدر زیانبار است که در اردوگاه جریان رقیب.خیلی از کارگران هم متاسفانه بدون تحلیل طبقاتی کاندیداها به کسانی رای می دهند که سیاستهایشان برای طبقه کارگر فاجعه بار است.اصولا یکی از مشکلات فرهنگی ما ایرانیان از انقلاب مشروطیت بدین سو اینست که ،ما بسادگی رای مان را خرج می کنیم.اگر بپذیریم که مسئله انتخابات ریاست جمهوری بر زندگی ما تاثیر گذار است (جدا از بحثهای نظییر نظارت استصوابی که ربطی به این بحث ندارد)شرکت در این انتخابات و اقبال به هر کدام از طیفهای سیاسی از سوی کارگران،باید بر اساس خواسته ها و نیازهای طبقاتی آنها باشد.در چنین حالتی می تواند اندکی به بهبودی زندگی کارگران کمک نماید.

چرا من به روحانی رای نمی دهم؟
دولت روحانی که بعد از شکست جنبش سبز و در زمانیکه سایه ناامیدی و رخوت ،بجهت شکست اهداف این جنبش و همچنین ،دور شدن از منابع قدرت سیاسی در نظام حاکم ،بر بدنه اجتماعی آنها مستولی بود واصلاح طلبان ناامیدانه تلاش می کردند تا با بازسازی توان از دست رفته خود ،دوباره به چرخه قدرت بر گردند و پنجه بر هر دیواری می کشیدند.کمااینکه رد صلاحیت بهت آور هاشمی رفسنجانی می رفت که اندک امیدشان هم از دست برود اما با تایید صلاحیت عارف و روحانی شانس آن را یافتند تا دوباره به صحنه قدرت ورود کنند، شکل گرفت.جهت یک سو کردن توان خود در انتخابات و پرهیز از هرگونه ریسکی ،عارف از صحنه کنار کشید تا راه برای روحانی باز شود.و این چنین بود که دولت یازدهم با اکثریت نچندان قوی به روی کار آمد.خط مشی این دولت با توجه به نزدیکی به مکتب اقتصادی دولت بااصطلاح سازندگی از قبل آشکار بود. منجمله سیاستهایی مانند حل مسئله هسته ای ،که البته به انجام رسید.پیوستن به سازمان تجارت جهانی ، سازمان مبارزه با پولشویی و بازار ازاد و کلا نزدیکی به اقتصاد سرمایه داری جهانی از اهم آنها بود.هر چند که در عمل وبه دلایل متعدد دولت در زمینه تغییر در جهت بهبودی اوضاع اقتصادی وسیاسی واجتماعی ،دستاورد قابل ملموسی نداشت. درین میان، حرکت سریع و کور در چرخش اقتصادی به سمت اقتصاد بازار ازاد،نظییر واگذاریهای عجولانه و غیر کارشناسانه شرکتهای دولتی به بخش خصوصی ناکارآمد برای طبقه کارگر چیزی جز دشواریهای بیشتر ،حقوق پایینتر از خط فقر و رها سازی های اقتصادی (بنا به گفته آقای سید راضی نوری نماینده شهر شوش در مجلس)به اسم خصوصی سازی که حتا بدون رعایت مسائل بورکراتیک رایج در مناسبات بورژوازی صورت می گرفت ،نکته دیگری در بر نداشت. دولت یازدهم گویا کارگران را بار گرانی بر دوش خود می داند. تلاش می کند که هرطور شده به بهانه کوچک کردن حجم دولت و با سپردن همه امور به بخش خصوصی بخوانید سرمایه داران ،این بار را از سر دوش خود بردارد .سیاستهای تاکنونی این دولت برای این طبقه ،نه تنهاهیچ بوده است که فاجعه بزرگی بهمراه داشته است.یه روز یارانه نقدی را بیماری اقتصادی می داند و یواش یواش در صدد حذف یارانه بگیران گام برمی دارد و روزی دیگر مسکن مهر را عامل بدبختی اقتصادی می خواند.این در حالیست که، مسکن مهر جدای از همه مشکلاتش ولی برای بسیاری که استطاعت خرید خانه را بصورت نقدی نداشتند فرصت خرید فراهم کرد که طبقه کارگر بیشترین متقاضی این طرح بودند.ازاد سازی های اقتصادی،چه در ازاد سازی قیمتها بر اساس عرضه وتقاضا ومخالفت علنی نزدیکان دولت با هرگونه نهادهای حمایتی ،مانند سازمان حمایت از مصرف کننده و سایر اتحادیه ها که البته درین مورد هم طبقه کارگر بعنوان بزرگترین طیف آسیب پذیر باید بیشترین حمایت را دارا باشد. همچنین این دولت در زمینه تشکلات کارگری ورفع موانع در جهت ایجاد نهادهای مستقل کارگری ،گامی بر نداشته است.برعکس، این دولت بیشترین توجه خود را بر رفع نیازها و مسائل مربوط به کارفرماها وسرمایه دارها معطوف کرده است.درین راستا میتوان به تلاش گسترده دولتیان به بهانه ایجاد رونق اقتصادی ،جهت تغییر قانون کار به نفع کارفرمایان وبه ضرر کارگران اشاره کرد.چرا که میخوانند با تغییر معدود موادی در قانون کار که حامی کارگر است ،دست کارفرمایان را جهت هر گونه عملی به ضرر کارگران باز نگه دارند نتیجه چنین عملی به بی پناهی ومصائب بیشتر کارگران می انجامد. با اینهمه اکنون که کمتر از یک سال تا انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم در سال اینده باقی مانده است رفته رفته فعالیتهای انتخاباتی هم شروع می شود.اینبار هم اصلاح طلبان مانند سال 92پشت سر دولت روحانی سنگر گرفته اند.من نمی دانم این دولت قرار است که چه چیزی را به نفع مردم اصلاح کند؟. ولی اگر قرار باشد که سیاستهای تا کنونی خود را به پیش ببرد برای طبقه کارگر چیزی جز رنج بیشتر دستاورد دیگری نخواهد داشت.درین سه سال گذشته تنها کاری که دولت انجام داده است کوبیدن دولت قبلی بوده است. حتا در مورد رسوایی حقوقهای نجومی هم عنوان می کردند که این حقوقها در دولت قبلی طرح وبرنامه ریزی شده بودند. اما برای این سئوال که ،پس دولت درین سه سال چه می کرده است؟ با سکوت گذر می کردند.حتا علارغم اصرار منتقدین هم، این دولت حاضر نشد که فیش حقوقی مدیران خود را جهت شفاف سازی به پیشگاه ملت منتشر کند.در زمینه های سیاسی وصیانت از حقوق شهروندی هم نمره این دولت علارغم تمامی شعارهایش ،نمره قابل قبولی نیست.هر چند که برای طبقه بزرگ کارگر ،با وجود این همه مصائب و دشواری ،مسائل معیشتی و زیستی اولویت اول تا دهم میباشد. واصولا بدون حل مسائل اقتصادی ، حتا دموکراسی بورژوایی هم خواب وخیالی بیش نیست.تا زمانیکه حاصل دسترنج افراد کفاف زندگی انسانی وشایسته ای را ندهد سایر حقوق فردی وسیاسی میسر نمی شود
در خاتمه،دولت یازدهم چه در تحقق شعارها وچه در پیشبرد سیاستهایش، برای ما کارگران دستاوردی نداشته است که هیچ ، موجب فقر وبیکاری و ناامنی شغلی بیشتری را فراهم کرده است دکترین اقتصادی دولت فعلی بر گرفته از اندیش مندن اقتصاد سرمایه داری نظیر فریدمن و مکتب شیکاگو و غیره که مبتنی بر حمایت قاطع وبی چون وچرا از سرمایه داری است .جایی که هم اقتصاد دچار رکود و بحران میشود سرمایه داران با وامهای کلان و معافیت های مالیاتی تشویق میشوند و کارگران با سیاستهای تعدیل اقتصادی ،افزایش مالیات و کاهش خدمات عمومی تنبیه میشوند.این مسیری که دولت روحانی تخت گاز در ان می راند. با در نظر گرفتن همه اینها ،مرا به این جمع بندی رسانیده است که در انتخابات بعدی به این دولت رای ندهم. البته این بمعنای حمایت از جریانات رقیب هم نیست بلکه در مورد عدم حمایت از این دولت با این سیاستهای خاص می باشد.

با آرزوی روزی که دیوار کارگر اینقدر کوتاه نباشد

رضارخشان

23/شهریورماه/1395