اخبار ایران و جهان

کیش و مات های سیاسی- اقتصادی در جی 20

g20_rt

روسیه امروز ترجمه رضا نافعی

آینده ما

اکثر شرکت کنندگان در کنفرانس  جی 20 از نتایج آن راضی بودند. از منظر اکثر رسانه های آلمانی واشنگتن خود را در این همایش منزوی کرد. ولی امریکا چندان هم تنها نماند. بلکه برعکس، آنچه در این همایش آشکار شد افتراق غرب در مورد مسائل کلیدی بود.

ادعا می شود که گویا در کنفرانس مذکور 19 کشور در یک سو قرار داشتند و یک کشور در سوی دیگر، که تازه  رفتار تحریک آمیزی هم داشت.

نظر تقریبا تمام رسانه های آلمان این بود که  امریکا در کنفرانس سران خودش را تنها کرد. بیاد می آورید که  مشابه این نظر را  کی و کجا شنیدیم؟ دوسال پیش در فوروم بریزبن در استرالیا نیز رسانه ها می خواستند یک نفر دیگر را در انزوا ببینند – روسیه را- . ولی یکبار دیگر می بینیم که این فرمول غلط است.

آنها که روسیه و رئیس جمهور آن را تا همین چندی پیش به گوشه انزوا میراندند رسانه های جهانی ساز بودند، مانند نیویورک تایمز امریکائی و  دی ولت آلمانی  و حالا هم باز همین رسانه بجای آن که حرف تازه ای بزنند همان حرف ها را در مورد ترامپ تکرار می کنند. ولی چنین نبود که  ترامپ در هامبورگ حتی بطور تقریبی  خود را تا این اندازه در انزوا ببیند.

همایش بر او چگونه گذشت؟

او در آنجا نه تنها با پوتین بلکه با رؤسای دیگر کشورها و دول نیز دیدار کرد. کشورهائی که 80 درصد تولید ناخالص جهان، 75 درصد از بازرگانی جهان را در اختیار دارند و 66،7 از جمعیت جهان  ساکن آن کشورها هستند.  این ها سرآمدان جهان هستند که خیلی بیشتر از فقط امریکا هستند، اما همین سرآمدان جهان بر سر بسیاری از مسائل با یکدیگر هم نظر نیستند.

آنچه که باصطلاح » افکار عمومی جهان» خوانده می شود، امریکا را بکرات سرزنش کرده است. در گذشته این کار را پوشیده تر و با لحنی محترمانه تر انجام می داد.

اما امروز امریکا، در مورد مسائل باصطلاح کلیدی، مانند آزادی بازرگانی و مسائل اقلیمی با انتقاد صریح روبروست، حتی به نسبت 19 بر یک 1. اما این روند با ترامپ آغاز نشده.

بقیه جهان، در طی سالهای اخیر، چشم پوشی از امریکا را بیشتر و بیشتر آموخت. موثر ترین نتایج برای استقرار صلح در سوریه در کنفرانس آستانه بدست آمد که امریکا در آن حضور نداشت. منزوی شدن امریکا ، دست کم در چنین مواردی از کشفیات رسانه های  مروج جهانی سازی نیست.

در مورد بازرگانی ترامپ تهدید می کند که دست به حمایت از تولیدات داخلی خواهد زد، یعنی برای  برخی از اقلام واردات عوارض گمرکی گزاف دریافت خواهد شد و به این معتقد نیست که مناسبات بازرگانی همه جانبه نعمت است. دلیل آن نیز پایان دادن به توافقنامه تجارت آزاد در بازرگانی میان قاره ای است. سرانجام 19 کشور قطعنامه ای به تصویب رساندند با این بند که وضع عوارض گمرکی برای کالاهای وارداتی تحت شرائطی ویژه ممکن است. اما از این بابت  کاملا عصبانی بودند.

در مورد مباحثات اقلیمی  وضع از این هم بدتر بود:  وقتی که برجستگان جهان برای بررسی مسائل اقلیمی تشکیل جلسه داده بودند، ترامپ مشغول بود-  او با پوتین گفتگو می کرد!  نتیجه آن که دیگر کشورها تصمیم به حفظ قرار داد پاریس گرفتند، البته فقط خودشان ، بدون امریکا.

در هامبورگ چه رخ داد؟ امریکا جهان را از منظر برجستگان اروپا و چند کشور دیگرِ متعلق  به باصطلاح غرب  نمی بیند. آنچه آشکار شد انشقاقِ غرب است نه انزوا از جهان. اگر هیلاری کلینتون همنشین اروپائی ها شده بود، یک توافق گسترده وجود داشت و مشغول » منزوی ساختن» کس دیگری بودند. که البته همه می دانیم آن یک نفر که بود.

که با که   و برای چه؟

حالا جزئیاتی به میان می آیند که تصویر را هیجان انگیز می سازند: مهره های درشت جی 20 فقط امریکا و اتحادیه اروپا نیستند. اگر به تحلیل های داخل چین و هند  نظر افکنیم می بینیم که آنجا در باره جی 20  چندان بحث و گفتگوئی صورت نگرفته است. برای این غول ها همایش جی 20 واقعه مهمی نیست. می دانیم که : اگر اتفاق بدی نیفتد –  از چه  باید خبر داد؟ بنا بر این سیر امور برای آنها بد نبوده است.

معمولا تجارت آزاد برای کسانی خوب است که از رقابت نمی ترسند. دهلی نو و چین موافق آزادی بازرگانی هستند. آنها قبلا با روسیه و دیگر کشورهای بریکس قراردادی منعقد کرده بودند مبنی بر این که تحریم هائی که با انگیزه سیاسی صورت می گیرند به آزادی بازرگانی نیز لطمه می زنند.  .

آیا آنها امریکا را مثلا منزوی کردند؟  فقط باید نگاهی به دیدار شی جینگ پی و ترامپ در حاشیه کنفرانس افکند. آنجا حسابی جشن ماه عسل برپا بود، برغم آن که این دوکشور در مورد کره شمالی با هم اتفاق نظر ندارند. دیدار پوتین و ترامپ نیز همه چیز ممکن را ثابت می کند جز انزوای امریکا را.

اهمیت این مسئله اقلیمی در چه و درکجاست؟

بحث در باره اقلیم و گرمای زمین نیز بنا به تحلیل  دیمیتری کاسیرِو ، تحلیلگر ریا نووستی، در واقع چیزی نیست جز دعوا میان دو لابی-  لابی نفت- گاز- ذغال سنگ از یک سو و لابی هوادار انرژی های نو، از سوی دیگر. قرارداد اقلیمی در درجه اول بسود کشورهائی است که نفت و گازتولید نمی کنند، مانند چین و هند . برخلاف آنها روسیه، امریکا و عربستان سعودی از آن سود نمی برند.

امریکائی ها چه کردند؟ آنها موفق شدند یک نکته را در قطعنامه نهائی کنفرانس بیافزایند، به این صورت که تضمین دادند انرژی «پاک» در اختیار جهان بگذارند، که از نفت، ذغال سنگ و گاز بدست خواهند آورد. بنا بر این در اینجا به یک مصالحه رسیده اند.

مسائل دیگری هم در کنفرانس سران مطرح بودند که کسی نمی توانست با طرح آنها مخالفت کند، حتی روسیه:  مثلا اقتصاد دیجیتال، مبارزه با پول شوئی و تامین هزینه های تروریسم. همه اتفاق نظر داشتند که در این موارد باید با یکدیگر همکار کنند.

تمدن مقوله ای  نیست که ویژه لیبرال ها باشد

خط جدائی  دیگری نیز هست که جهان غرب را پیوسته با وضوح بیشتری به دو بخش تقسیم می کند. این خط در نطقی که ترامپ قبل از حضور در کنفرانس جی 20 در  ورشو   کرد  بوضوح عیان شد. ترامپ در ورشو نه تنها سیستم های موشکی مانند » پاتریوت»  و گاز صخره ای  به لهستان فروخت  بلکه سخنانی   رزمجویانه و اساسی  در باره دیدگاه غرب نیز بیان کرد.

بنظر ترامپ غرب در درجه اول تمدنی است با 2500 سال سابقه، که بویژه متضمن فرهنگ، مذهب و ارزش ها سنتی است. رسانه های هوادار کلینتون در امریکا این سخنان را بعنوان» راست افراطی» و  حتی » نژادپرستانه»  بشدت مورد انتقاد قرار دادند.

ترامپ در آن سخنرانی، بعنوان مثال ازنفوذ اسلامگرایان افراطی در ارزش های برخاسته از تمدن سخن گفت. ولی یک گلوبالیست راست کیش اعتقادی به ملیت ها، مذاهب، و ارزش هائی ندارد که جهانی نباشند.

بعنوان مثال آیا این نظرات روسیه و ترامپ را متحد نمی سازند؟ روسیه نیز خود در گذشته یک پروژه جهانی به جهان عرضه کرد- یعنی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را.

استالین رهبر شوروی با طرح نظر انقلاب در یک کشور نظریه انقلاب مستمر را بکنار نهاد. اما تروتسکی سخت ترین رقیب او ، در این مورد، در پی تحقق انقلاب مستمر بود. بسیاری از پیروان پیشین تروتسکی امروز در صف روس هراسان نئوکان جای دارند.

خوب یا بد، امروز دیگر روسیه  دعوی جهانی سازی( گلوبالیسم) ندارد. امروز مبداء حرکت روسیه این است که فرهنگ ها و تمدن ها متفاوتند ، همبود نیستند و جهان ترکیبی است از این اجزاء متنوع . بنا بر این صرفا ازمنظر تئوری میان دکترین ترامپ و روسیه تضادی وجود ندارد..

گلوبالیست ها هم به همین دلیل مخالف این همایش بودند؟.

گلوبالیست ها هم به همین دلیل مخالف این همایش بودند؟

مخالفان گلوبالیسم که به همایش هامبورگ معترض بودند، با دنباله روی از برخی نیروهای افراطی  اعتراضات را به آشوب کشاندند. ولی آیا این ها در واقع با ترامپ همپیمان نبودند ، چون ترامپ هم مخالف گلوبالیستهاست. ولی این اعتراضات یک جنبه داخلی هم داشت، بخصوص محاسبه آنگلا مرگل درست از آب در نیامد. این نظر نیویورک تایمز است.

مخالفان جهانی سازی در کدم سو قرار دارند؟

مرکل خیلی بیشتر ترجیح می داد که مهماندار هیلاری کلینتون باشد. ولی او می خواست، حالا که   ترامپ و چند دیکتاتور دیگر مانند پوتین و اردوغان هم آنجا هستند، کاملا لیبرال با تظاهرکنندگان برخورد کند و 70 هزار تظاهر کننده را به شهر راه دهد و به دیکتاتور ها نشان بدهد که چگونه باید با  مخالفان رفتار کرد. ولی اوضاع از کنترل خارج شد و خود او زیر فشار قرار گرفت.

ولی رابطه سه جانبه ماکرون- ترامپ- مرکل هم کمی از مسیر خارج شد. بنظر می رسید که ماکرون می خواهد بجای آن که با تردید  به ترامپ بنگرد نزدیک او باشد، در حالی که او شریک نزدیک مرکل است. پس انزوا ی ترامپ چه می شود؟..

همه چیز شتابان در تغییر است، اتحاد ها و اتحادیه ها روزبروز سست تر می شوند، همه چیز دنیا بهم پیوسته است. جی 20 هم گروهی نیست که یک نفر با چماق تادیب آن بالا بایستد و جهت حرکت را به همه نشان بدهد ، این همایش بیشتر برای میزان کردن ساعت هاست.  با اطمینان می توان گفت که  واژه » انزوا» ابزاری نیست که به کار توصیف رویداد های این جهان آید. حال اگربرای سرآمدان جهان غرب حتی ترامپ هم دیگر بحد کافی سر موضع نیست و می خواهند بازهم چنان در صحنه حاضر شوند که گوئی  کانون جهان هستند، در نهایت خود را منزوی خواهند ساخت.

 

https://deutsch.rt.com/international/53889-g20-bilanz-gipfeltreffen-verdeutlich-spaltung-des-westens/

 

telegram_majaleh

1 Comment on کیش و مات های سیاسی- اقتصادی در جی 20

  1. تا کنون مقاله ای این چنین درهم برهمی و تجزیه و تحلیلی بازاری با تکیه به کودک باوری نخوانده بودم.
    معمولا آقای رضا نافعی مقالاتی را انتخاب میکردند که بیشتر از روسیه و چین جانب داری میکردند و به استدلالاتی چند متکی بود.
    این مقاله همه را بسخره گرفته است و حکومت شوروی سوسیالیستی زمان استالین را با حکومت کنونی در یک راستا دیده و تازه اینجا بسنده نکرده و چین را هم بدان میچسباند!!
    ترامپ را با اتک و اکوپای آلمان یکی کرده و سعی میکند که اختلافی مابین آنها پیدا کند!! سپس اشتباه مرکل را مقصر تمام حوادث و داده های جی ۲۰ مینماید.
    تو گویی تمام قوانین اقتصادی و قوانین رقابت و تبانی مابین امپریالیستها فقط منوط به خواست چند نفر از سران این کشورها میباشد!

    دوست داشتن

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: