بین المللی, سرتیتر

در باب «بهبودی روابط ایران و آمریکا»از دیدگاه جیمز متیس

گاهنامه 

هنر و مبارزه

11 ژوئیه 2017



درباب «بهبودی روابط ایران و آمریکا»

از دیدگاه جیمز متیس و از دیدگاه پرولتاریای ایران

 

در بامداد روز 11 ژوئیۀ 2017، سایت اسپوتنیک گزارشی زیرا عنوان «تغییر نظام در ایران شرط برقراری ابطه ایران و آمریکا» به نقل از ایسنا منتشر کرد : « جیمز متیس در ادعاهایی جدید گفت: بهبود روابط میان ایران و آمریکا بسیار دشوار خواهد بود و هرگونه تغییر موضع برابر ایران بسیار دشوار است چرا که این کشور دموکراسی واقعی ندارد. او در ادامه گفت: وقتی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا را برعهده داشته، ایران با بزرگ‌ترین مشکل‌ها رو به‌ رو شده است. وزیر دفاع آمریکا افزود: همه مقامات خاورمیانه از تل‌آویو تا مصر به من گفتند که ایران یک مشکل بزرگ است. او همچنین ایران را بزرگ‌ترین عامل برهم‌ زننده ثبات در منطقه دانست. پیش‌تر نیز رکس تیلرسون وزیر امور خارجه آمریکا به تبعیت از سیاست‌های ایالات متحده علیه ایران، خواستار تغییر نظام در ایران شده بود.»

بحث دربارۀ دموکراسی و ارزیابی این و یا آن کشور در این زمینه که تا چه اندازه دموکراتیک هست یا نیست، مطمئناً نمی تواند در این کامنت بگنجد. ولی در مورد آمریکا، اخیراً در یک ویدئو دربارۀ جنگ ویتنام، مفسر جنگی می گفت : چگونه ممکن است کشوری متمدن (یعنی ایالات متحده) بتواند تا این اندازه دست به اعمال جنایتکارانه بزند؟ در روزگار ما نیز در مورد سوریه کاملاً روشن است که تروریسم حاصل سیاستهای فرادست مدارانه ایالات متحده در جهان است که تمام کرۀ زمین را ارث پدر نسل برانداز ایالات متحده می داند.

مشخصاً دربارۀ «روابط میان ایران و آمریکا»، متأسفانه این روابط که در ادامۀ روابط استعماری ایران و انگلیس واقع شده هیچگاه به نفع مردم ایران نبوده. مردم ایران چگونه می توانند به کشوری اعتماد کنند که دست مافیاهای بانکی را برای چپاول مردم خود آمریکا باز می گذار و ده ها هزار و حتا سدها هزار خانوادۀ آمریکائی، زن و شوهر و چند تا بچه را آوازۀ خیابانهای آمریکا می کند (طی بحران 2008)؟ برخی از این مردمی که قربانی توطئۀ بانکهای آمریکائی شدند از سربازان قدیمی نیروی دریائی آمریکا بودند که سالها (مثلاً) برای کشورشان جنگیده بودند و جانشان را برای این کشور بخطر انداخته بودند، و می توانستند هیچگاه به کشورشان باز نگردند…آمریکا سر این نوع شهروندانش را کلاه گذاشت، خانه هایش را دزدید و از کار بی کارشان کرد، تا جائی که برخی از مقامات خود دولت آمریکا به این کلاهبرداری اعتراف کردند و به مردم توصیه می کردند که خانه هایشان را ترک نکنند! ولی چگونه ؟ وقتی پلیس با تمام قدرت به نفع بانکهای کلاهبردار مداخله می کند…؟ در نتیجه ما با دموکراسی از نوع آمریکائی آشنا هستیم. این موضوع مناسبات با آمریکا البته برای بخشی از جامعۀ ایران منافعی در بر دارد و حتا برای خود دستگاه دین اسلام و نظام سرمایه در ایران، …که اخیراً نیز گوشه ای از این واقعیت را در قراداد بین شرکتهای هواپیمائی ایران و بوئینگ دیدیم با حجم بیش از 22 میلیارد. ولی تا وقتی که دموکراسی واقعی در خود آمریکا برقرار نشود و سیاستهای امپریالیستی و جنگ طلبانه، تخریب کشورها، کشتار مردم جهان بدست عمو سام متوقف نشود، مردم ایران هیچ نفعی در مناسباتشان با آمریکا و حتا اروپا نخواهند داشت. همانگونه که در بالا اشاره کردم، برای طبقات حاکم و مرفه، کارچاق کن، دلال که سرمایه های بزرگ و کوچکی را در این معاملات تصاحب می کنند، این مناسبات ضروری ست. ما «پرولتاریای ایران» نمی توانیم به کشور و یا رژیمی اعتماد داشته باشیم که دشمن نیروهای مولد و استقلال ایران است. نمی توانیم به کشوری اعتماد کنیم که به نام خسارت جانبی در جنگهائی که به نام دفاع از «شیوۀ زندگی غربی» (؟) بر پا می کند، زن و بچه و پیر و جوان و خصوصاً چوپانان خرد سال افغان را با مدرنترین و هوشمند ترین سلاح هایش دائماً به قتل می رساند. تناقض بزرگ تمدن عرب نیز در همینجاست، برای قتل چوپانان و کودکان افغان باید از سلاح های اولترا مدرن استفاده کند. سلاحهای هوشمند در خدمت جنون قدرت… در هر صورت تغییر نظام، و به عقب نشینی وادار کردن دستگاه دین اسلام، که براستی یکی از موانع پیشرفت جامعۀ ایرانی ست، و یا جلوگیری از نظام سرمایه داری در ایران برای چپاول ثروتهای ملی…همۀ اینها یک موضوع داخلی هستند. و اتفاقاً ما در این زمینه به هیچ وجه نباید روی آمریکا و اروپا حساب کنیم، از آمریکا و اروپا فقط می توانیم انتظار داشته باشیم که داعش را به در خانه های ما بفرستد…تغییر رژیم یک موضوع داخلی ست و باز هم متأسفانه اپوزیسیون های ایرانی که توسط غرب ساخته و پرداخته شده اند یکی از موانع تغییر و تحول هستند. و به ایالات متحده و اتحادیۀ اروپا شخصاً قول می دهم که اگر در ایران تغییر وتحولی به نفع دموکراسی و آزادی تحقق پذیر گردد، با ایرانی های خیلی بیشتر مشکل پیدا خواهند کرد، زیرا آزادی خواهان ایرانی تحمل جنایتکاران بین المللی، و کشتار مردم و چپاول مردم آفریقا یا کشتار دهقانان افغان را نخواهند داشت. این ایرانیان آزادیخواه و مردم آزادیخواه و قانونمدار جهانند که منتظر تغییر رژیم در کشورهای اروپائی و آمریکا هستند.

۱ دیدگاه

  1. vrujack says

    در مجله هفته کمتر مقاله ای میتوان یافت که این چنین روان و شفاف و قابل فهم حتی برای من مساله باین مهمی را مطرح کند. فقط گاهی آقای احمد مزارعی در باره اوضاع خاور میانه آنهم برگردان کرده از متخصصین مردم مبارز عرب با جانبداری از حکومت سرمایداران ایران مساله را این چنین شفاف و قابل درک بیان کرده بوده است.
    نویسنده گویا از ترس عدم چاپ (در بعضی سایت ها) از استعمال واژه «طبقه کارگر» خود داری کرده و از کلمه مردم آزادیخواه ایران سخن گفته است که میتوان آنرا با مردم لیبرال اشتباه کرد که بطور حتم نویسنده آنرا منظور ندارد.
    سپاس بر گاهنامه هنر و مبارزه
    سپاس بر نویسنده که حدس میزنم میتواند رفیق حمید محوی بوده باشد.(رفیق خبری ازت نیست. امیدوارم سلامت باشی)
    vrujack

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.