سرتیتر

دروغی که میتواند جهان را نابود کند

trump_luge

آندره دامون
ترجمه و تلخیص از الف. میم

اسپایسر سخنگوی کاخ سفید ترامپ روز دوشنبه گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد «دولت آمریکا اطلاعاتی در اختیار دارد که نشان میدهد رژیم بشار اسد قصد یک حمله شیمیایی جدید در سوریه را دارد که به احتمال زیاد تعداد زیادی از غیرنظامیان و به خصوص بچه های بی گناه کشته خواهند شد» .

او در ادامه گفت که اگر رژیم بشار اسد دست به این حمله شیمیایی بزند برای او و نظامیانش عواقب خطرناکی خواهد داشت.

نماینده دائمی آمریکا در سازمان ملل «نیکی هیلی»، سه شنبه گذشته اعلام کرد که این پیام فقط برای سوریه ارسال نمی شود بلکه متحدان اسد، روسیه و ایران را نیز در بر میگیرد. «اگر بار دیگر چنین حمله ای صورت گیرد هدف ما دیگر رژیم اسد نخواهد بود بلکه ایران و سوریه را نیز هم شامل میشود».
به زبان آدمیزاد یعنی اینکه یک حمله شیمیایی ساختگی در سوریه می تواند برای آمریکا، بهانه ای کافی باشد، برای گسترش جنگ سوریه علیه ایران و روسیه .

از سخنگوی پنتاگون درخواست شده است که ادعاهای کاخ سفید را مورد تایید قرار دهند اما و برای اثبات ادعاهای خود دلیل و سندی ارائه نکرد، او ادامه میدهد که «بر اساس اطلاعاتی از منابع جاسوسی سیا در منطقه آنها می توانند قاطعانه بگویند که تحرک هواپیماها در مناطق مشخصی مشاهده شده که با حمله شیمیایی در ارتباط میتواند باشد، منظور سخنگوی پنتاگون از مناطق مشخص احتمالا آن پایگاه هوایی بود که در ششم آپریل مورد حمله هوایی آمریکا قرار گرفت.

بعضی از نمایندگان نظامی کشور اعلام کردند که آنها از ادعاهای آمریکا کمترین اطلاعی ندارند و نظامیان بریتانیائی هم اعلام کرده اند با وجود آنکه تاکنون آمریکا برای ادعاهایش سند و مدرکی ارائه نکرده و انها نیز سند و مدرکی در اختیار ندارند، اما به طور کامل از عملیات نظامی آمریکا علیه ارتش سوریه حمایت خواهند کرد.
این به این معنی است که برای بریتانیا ابدا اهمیتی ندارد که ادعاهای آمریکا مطابق حقیقت است یا نه، آیا اصلا حمله شیمیایی صورت گرفته یا نه، مهم این است که ما در کنار آمریکا بر علیه ایران، سوریه و روسیه قرار داریم.
اظهارات مشابهی هم از سوی نظامیان فرانسه در مطبوعات غربی می‌توان یافت.

ژورنالیست ناشر معتبر و مشهور امریکایی سیمور هرش، که نام و اعتبارش را در افشای دروغ های نظامی کسب کرده و در جنگ ویتنام هم قتل عام «می لای» را افشا کرده بود، یک روز قبل از بیانیه کاخ سفید در مورد حمله شیمیایی احتمالی سوریه، مقاله مفصلی در این مورد منتشر کرد. در این مقاله سیمور هرش نشان می‌دهد که تمامی ادعاهایی که پرزیدنت ترامپ با تکیه بر آنها حملات ششم آپریل به سوریه را بنا کرده بود ساختگی و دروغ پردازی محض بود و کاخ سفید تنها برای توجیه تجاوز غیر قانونی اش آنها را مطرح کرده است.

هرش مصاحبه های تحقیقات و گفتگو های زیادی با نظامیان و متخصصین منطقه در کشورهای مختلف انجام داده و ثابت می کند که در تاریخ ۴ آپریل هیچ حمله شیمیایی توسط دولت سوریه صورت نگرفته و به کار بردن گاز سمی سارین کاملاً ساختگی بوده است.

اتهام دروغین حمله شیمیایی و حمله انتقام جویانه آمریکا به پایگاه هوایی سوریه با وقاحت تمام و با آگاهی قبلی ساخته و پرداخته کاخ سفید بوده است، این دروغ پردازی چنان وقیحانه بود که حتی بخشی از نظامیان و ماموران امنیتی آمریکایی نیز با آن مخالفت کردند.هرش از یک افسر آمریکایی نقل قول میکند که«این حرف ها کاملاً بی معنی است، همه می‌دانند که در آن روز هیچ حمله شیمیایی صورت نگرفت…»

در آن زمان دونالد ترامپ زیر فشار شدید سازمان اطلاعات امنیت آمریکا و حزب دموکرات این کشور قرار میگیرد تا ی را مجبور کنند موضع گیری شدیدی علیه سوریه از خود نشان دهد و با یک عملیات نظامی بیشتر سمبولیک، برای جهانیان روشن سازد که سیاست امروز آمریکا در مقابله سوریه با دوران اوباما تفاوت ماهوی کرده است.

پس از حمله غیر قانونی آمریکا به پایگاه نظامی سوریه ناگهان برای چند روزی اوضاع و احوال به نفع پرزیدنت ترامپ تغییر کرد, سیمور هرش مینویسد: «این چند روز بهترین روزهای ترامپ بودند», مانند روزهای جنگ های بزرگ همه پشت سر فرمانده کل قوا قرار داشتند, «براین ویلیامز» مجری معروف فرستنده «ام اس ان بی سی» در برنامه اش تصاویر شلیک موشک‌های «تام هاوک» به سوریه را بسیار زیبا تصویر کرد. «فرید زکریا» در مصاحبه با سی ان ان اعلام کرد«من معتقدم که دونالد ترامپ اکنون واقعا رئیس جمهور ایالات متحده آمریکاست»!
ارزیابی از یکصد روزنامه مهم امریکا نشان می دهد که ۳۹ روزنامه سرمقاله خود را به این موضوع اختصاص داده و حمله آمریکا به سوریه را یک تصمیم مثبت ارزیابی کردند از جمله روزنامه های نیویورک تایمز ، وال استریت جورنال و واشینگتن پست.

در آن هنگام که حمله صورت گرفت هیچ یک از روزنامه های معروف و یا رسانه های به اصطلاح معتبر آمریکایی لحظه ای هم حاضر نبود به این نکته فکر کنند ویا برایش کمترین اهمیتی نداشت که آیا اصلاً ادعاهای ترامپ حقیقت دارد یا نه؟
اینکه چنین داستان پردازی های بی اساسی به عنوان حقیقت از سوی رسانه ها و روزنامه ها منتشر میشوند و به فروش میرسند نشان می دهد که رسانه های مرجع به بوق تبلیغاتی پروپاگاندایی جنگی تبدیل شده اند.

سیمور هرش شجاع، حتا یک روزنامه یارسانه را در آمریکا نیافت که حاضر باشد مقاله افشاگرانه اش منتشر کند.
حتی «بریتیش ریویو آف بوک» که در گذشته مقالات افشاگرانه ویرا منتشر کرده بود، حاضر به انتشار این مقاله نشد، به همین خاطر سیمور هرش، مجبور به انتشار مقاله اش در یک روزنامه آلمانی شد.

رسانه ها داستان سرهم بندی شده آمریکا را منتشر خواهند کرد اما جدیدترین اتهامات درباره ارتش سوریه با ادعای آماده سازی قبلی برای یک «حمله شیمیایی» احتمالی، باعث نشد که رسانه ها در نقش خود بعنوان وسیله ای برای پروپاگاندای جنگ افروزانه دچار تردید شوند، اما با وجود تمام اینها تغییری در این واقعیت هم نمی دهد که تمام ادعاهای آنها دروغ است.
این دیگر «عادی» شده است که دولت آمریکا برای تهمت هایش خود را ملزم به آوردن سند و مدرکی نداند، داستانهای ساختگی باید با همکاری رسانه ها، مردم و افکار عمومی آمریکا را متقاعد کند.

۱۴ سال پیش دولت جورج بوش با سرهم بندی داستان دروغین سلاح های کشتار جمعی صدام حسین، جنگی را آغاز کرد که میلیون ها نفر قربانی آن شدند.
امروز دونالد ترامپ با همان روش و دروغ پردازی های مشابهی سعی در دامن زدن به جنگی خطرناکتری‌ را دارد، درگیری که می‌توانند زمینه سازی جنگ اتمی دو ابرقدرت جهان شود.
رسانه‌های آمریکا در این جنگ افروزی به طور کامل از سیاست‌های دولت مطبوعشان حمایت می کنند.

بجای مقاومت در برابر ابن سیاست جنگ افروزانه و خطرناک، حزب دمکرات آمریکا که روسیه ستیزی را در مرکز سیاست‌های خود قرار داده است، رئیس جمهور را در دامن زدن به این بحران تشویق هم می‌کند، «تیم کین» ماه ژوئن در مقاله ای چارچوب سیاست‌های خارجی تهاجمی آمریکا را ترسیم میکند، سیاستی که بر اساس سیاست خارجی هیلاری کلینتون استوار است و در مرکز آن تهمت هیستریک ارتباط ترامپ با پوتین قرار دارد.

کین با محکوم کردن سیاست خارجی باراک اوباما وی را متهم می‌کند که با عدم دخالت زودهنگام در سوریه لطماتی به منافع آتی آمریکا وارد آورد که برای آن کشور در آینده گران تمام خواهد شد .
او اوباما را برای سیاست کم تحرکش در مقابله با حملات سایبری روسیه و دخالتهای پوتین در انتخابات ۲۰۱۶ محکوم کرده و ادامه می‌دهد که آمریکا بابد همیشه رفتاری از خود نشان دهد که کسی بخود جرات درگیری با ما را ندهد .

واشینگتن پست در مقاله ای که اخیرا منتشر کرد، روشن روشن میکند که اوباما مطمئن بود که پس از دوران ریاست جمهوری اش، هیلاری کلینتون رئیس جمهور بعدی آمریکا خواهد بود.
سیاست خارجی کلینتون مبتی بر روغن ریختن بر آتش جنگ سوریه قرار داشت تا دخالت مستقیم در آن. این به معنی احتمال درگیر شدن با روسیه نیز بود. پیروزی ترامپ نقشه های دموکرات ها را برهم زد. به همین خاطر سازمان‌های امنیتی و حزب دموکرات مریکا سرسختانه در پی تغییر سیاست‌خارجی ترامپ هستند و سعی دارند سیاست خارجی ستیزه جویانه هیلاری کلینتون را جایگزین آن کنند و همانطور که شاهد ایم در این زمینه موفقیت های قابل توجهی هم کسب کرده اند.

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    روزی قطره بارانی جلوی مورچه ای بارید، دست به هوار زدن زد که ای مردم کجایید که دنیا را آب برد! باید از نویسنده مقاله آندره دامون و الف میم برگرداننده پرسید چه کسی میخواهد و یا میتواند جهان را نابود کند؟ نویسنده از تیم کین شاهد می آورد:
    **«تیم کین» ماه ژوئن در مقاله ای چارچوب سیاست‌های خارجی تهاجمی آمریکا را ترسیم میکند، سیاستی که بر اساس سیاست خارجی هیلاری کلینتون استوار است و در مرکز آن تهمت هیستریک ارتباط ترامپ با پوتین قرار دارد.**
    کمی بالاتر هم از انگلیس تحت فرماندهی ترزامی/کوربینی و فرانسه ماکرونی که به آمریکا و حمله پیشدستانه وی تحت بهانه تحدید شمییایی سوریه پیوسته اند شکایت دارد و همین‌ها را کافی میداند که جهان را آمریکا باید بتواند نابود کند!!
    اتفاقاً آقای آندره دامون رقابت‌های امپریالیستی همیشه از طریق تشکیل اتحادی از کشورهایی که در دو جناج متضاد متحد گردیده اند صورت گرفته است و اصولاً «تجدید تقسیم جهان-لنین» نمیتواند بدون ایجاد آلیانس های جدیدی انجام پذیر گردد.
    لنین ثابت میکند که هر آلیانسی که بازار های فروش را تحت تسلط خود میگیرد، پس از چندی از درون در اثر گندیدگی نظام سرمایداری انحصاری افول میکند که با جنگی جهانی آنهم نه بخاطر از بین بردن جهان بلکه تحت تسلط در آوردن بازارهای دشمن صورت میپذیرد.
    اتحاد ایران و خلقهای مبارز عرب، همراه با روسیه و پشتیبانی خجالتی چین می‌رود که به اتحاد جدیدی تبدیل گردد که میتوان مقدمش را خوش آمد گفت زیرا این جنگ لعنتی نیابتی در خاور میانه را پایان داده و بپای تقسیم کل جهان خواهد رفت که تا آن زمان باید طبقه کارگر جبهه جدیدی بوجود آورده و با انقلاب اکتبر دیگری جنگها را برای مدتی عقب بیاندازند که میتواند شروعی از پایان و نابودی کل سرمایداری در جهان گردد.
    هم‌اکنون زیگما گابریل معاون خانم مرکل صدر اعظم آلمان با نزدیکی با روسیه میتواند قدمی در ایجاد این آلیانس نوین باشد تا بتوانند دندان امپریالیسم افول کننده آمریکا را بکشند. بنابراین میتوان به آلمان هشدار داد:

    جون بکن آلمان،
    بالاخره پس از اینهمه کوری و مِن مِنْ کردن راه درست را انتخاب کن!
    اتحاد با آمریکا که دویچه بانک را از طریق گلدمن ساکس بانک، بانک بزرگ وال استریتی توانست ببلعد و در نتیجه دست بالا را در تمام صنایع آلمان و در اتحادیه اروپا و در نتیجه سیاست ناتو را پیدا کند و امیال خود را به اروپا از کانال آلمان در بانک مرکزی اروپا در فرانکفورت و «اِ ام اس»… دیکته کند، آنهم با بدنامی آلمان که فقیر تر از پیش بوده و روز بروز فقیر تر میشود و سود را وال استریت میبرد؛
    فقط از یک راه قابل نجات است، آنهم اتحاد با امپریالیسم روسیه و تشکیل آلیانسی جدید در کنار کشورهای بریکس و همراهی با محورمقاومت خلقهای مبارز عرب و ایران میباشد. که باید آنرا خیر مقدم گفت.
    سپیده
    دهم تیر ماه ۹۶

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.