کارگری, سرتیتر

بالکانیزه کردن خاورمیانه بر اساس «طرح صهیونیستی اودید یینون جهت ایجاد اسرائیل بزرگ»

در پشت این همه اغتشاش و ویرانی‌، تجزیه سوریه و درنهایت ترکیه، به بهترین وجهی «طرح صهیونیستی اودید یینون» جهت ایجاد اسرائیل بزرگ و تجزیه کشورهای مسلمان‌ نهفته است… واشنگتن جهت پیش‌برد استراتژی تکه تکه کردن و تجزیه دولت‌های مستقل، بدقت از «طرح اسرائیل بزرگ» پیروی می‌کند که توسط نویسنده سیاسی نظامی اسرائیلی اودید یینون در فوریه سال ۱۹۸۲ تهیه شد و بوسیله آژانس صهیونیست جهانی منتشر گردید. یینون معتقد بود که کلید تسلط اسرائیل بر خامیانه، متکی بر تقویت اختلافات قومی – مذهبی و  منطقه ای‌ست …استراتژی « تفرقه بینداز و حکومت کن» اسرائیل در خاورمیانه بزرگ بستگی دارد به قراردادن حامیان «اول اسرائیل» در موقعیت‌های سیاست‌گذاری  در وزارت‌خانه‌های دفاع، امورخارجه و خزانه داری آمریکا و نفوذ در هیئت قدرتمند صهیونیستی – که باصطلاح «لابی اسرائیل» – جهت کنترل کنگره و ریاست جمهوری آمریکا در اموری که مربوط به اسرائیل ست. بنابراین، استراتژی اسرائیل برای خاورمیانه در تجزیه و تضعیف دولت‌های حامی فلسطین، به سیاست رسمی اسرائیل در برابر به کشورهای عربی تبدیل شده است… واشنگتن و قدرت‌های ناتویی که با گزارشات تبلیغاتی رسانه ای از «موفقیت» خود کور شده اند، یک جنگ نیابتی خونین را علیه دولت ملی‌گرای سکولار سوریه براه انداخته‌اند، که بتوانند حکومت مستقل حامی فلسطین، حامی ایران، و متحد روسیه را تجزیه، فتح و نابود نمایند… واشنگتن در سیاست ظاهراً متضاد خشونت آمیز خود جهت سرنگونی دولت سوریه در دمشق، از بسیاری گروه‌های نیابتی حمایت می‌کند. استراتژیست‌های پنتاگون درحالی‌که سرزمین‌ها را از داعش تصرف می‌کنند، به شدت‌ترین وجهی بر روی نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه (وای پی جی) متکی هستند. آمریکا حمایت نظامی خود را برای نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه  افزایش داده، وبه آن‌ها قول داده است که برایشان سلاح‌های سنگین فراهم نماید و حمایت زمینی و هوایی آمریکا را افزایش دهد. درهمین‌حال،  نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه کنترل خود را در مناطق کُردی در سوریه بویژه در امتداد مرز ترکیه گسترش داده است، و کُردهای سوریه با کُردهای ترکیه و کُردهای عراق یک رابطه قدرت‌مند ارضی ایجاد نموده است. عرضه سخاوت‌مندانه سلاح‌های سنگین آمریکایی به نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه، بگونه‌ای منجر به افزایش توان کُردها گشته است که می‌توانند جهت ایجاد «کردستان بزرگ» هم‌جوار با ترکیه بجنگد. بعلاوه، دولت آمریکا بطورعلنی ترکیه را مطلع کرده است که نیروهای مسلح آمریکا جهت حمایت از نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه – و غیرمستقیم از پ ک ک – در برابر حملات ترکیه یک «سپر دفاعی» ارائه خواهد داد… . آمریکا در موقعیتی نیست که نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه را مجبور به تسلیم دستاوردهای خود بکند، بدین‌دلیل که وجود نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه جهت طرح واشنگتن- اسرائیل – سعودی برای نابودی دولت مرکزی در دمشق و تجزیه سوریه به کشورهای کوچک ضعیف قبیله‌ای حیاتی‌ست.

james_petras_9ji

بالکانیزه کردن خاورمیانه بر اساس «طرح صهیونیستی اودید یینون جهت ایجاد اسرائیل بزرگ»

نوشته: جیمز پتراس

برگردان: آمادور نویدی

آمریکا و ترکیه: بالکانیزه کردن خاورمیانه

مقدمه:

واشنگتن در ۲۰ سال گذشته در سراسر خاورمیانه، جنوب غربی آسیا و شرق آفریقا، متجاوزانه به دنبال راهبرد (استراتژی) قدیمی «تفرقه بینداز و حکومت کن» بوده است.  واشنگتن که از ناتوانی خود جهت کنترل سیاست ملی ملت – کشورهای مستقل مختلف ناامید گشته شد، مستقیم و غیرمستقیم از نیروهای نظامی استفاده نموده است تا دولت‌های مرکزی ملت های هدف‌ قرار گرفته را نابود کرده و دولت‌های کوچک قومی و قبیله ای گوش به‌فرمان قوانین امپریالیستی سرهم‌بندی نماید. به دلیل این سیاست امپریالیستی، ده‌ها میلیون نفر بی خانمان و آواره گشته و میلیون‌ها نفر دیگر کشته شده اند.

abstanhalter1

واشنگتن جهت پیش‌برد استراتژی تکه تکه کردن و تجزیه دولت‌های مستقل، بدقت از «طرح اسرائیل بزرگ*» پیروی می‌کند که توسط نویسنده سیاسی نظامی اسرائیلی اودید یینون در فوریه سال ۱۹۸۲ تهیه شد و بوسیله آژانس صهیونیست جهانی منتشر گردید (۱). یینون معتقد بود که کلید تسلط اسرائیل بر خامیانه، متکی بر تقویت اختلافات قومی – مذهبی و  منطقه ای‌ست (۲). به دنبال طرح یینون، تل آویو ابتدا موافقت‌نامه هایی را با اردن و مصر جهت قطع حمایت منطقه ای اعراب از فلسطینی ها  به امضاء رسانید. سپس بسراغ قطعه قطعه کردن آنچه که از اعراب – فلسیطین باقیمانده بودند، رفت که بین کرانه باختری و غزه به محاصره شدگان کوچک جنگنده تبدیل شده بودند. سرانجام اسرائیل با هم‌کاری «مقامات فلسطینی» فاسد تحت ریاست محمود عباس فضای گسترده ای از کرانه باختری را چندپاره کرد.

استراتژی « تفرقه بینداز و حکومت کن» اسرائیل در خاورمیانه بزرگ بستگی دارد به قراردادن حامیان «اول اسرائیل» در موقعیت‌های سیاست‌گذاری در وزارت‌خانه‌های دفاع، امورخارجه و خزانه داری آمریکا و نفوذ در هیئت قدرتمند صهیونیستی – که باصطلاح «لابی اسرائیل» – جهت کنترل کنگره و ریاست جمهوری آمریکا در اموری که مربوط به اسرائیل ست.

بنابراین، استراتژی اسرائیل برای خاورمیانه در تجزیه و تضعیف دولت‌های حامی فلسطین، به سیاست رسمی اسرائیل در برابر به کشورهای عربی تبدیل شده است.

این سیاست تنها محدود به خاورمیانه نیست: سیاست‌گذاران اسرائیلی و آمریکایی جهت تضعیف دولت «حامی فلسطین» در سودان با ایجاد گروه‌ها و پشتیبانی از جدایی‌طلبان جنگ سالار قبیله ای در منطقه غنی از منابع «جنوب سودان»، مداخله کرده اند که منجر به قتلعام توده ای و خشک‌سالی و قحطی شد.

سومالی، لیبی و اتیوپی نیز با جنگ‌های منطقه ای بوسیله عملیات مرئی و نامرئی مشاوران اسرائیلی و کمک مالی و سلاح‌های آمریکا ازهم گسیخته شدند.

سیاست اسرائیل جهت تضعیف، تجزیه و نابودی کشورهای قابل دوام درحال توسعه، با سیاست‌های سنتی رژیم‌های استعماری، که بدنبال فتح و استثمار ملت – کشورهای متحد بود، فرق می‌کند. واشنگتن کورکورانه از «سبک» امپریالیستی اسرائیل بدون ارزیابی از تأثیرات آن بر منافع آمریکا پیروی کرده است، درنتیجه، تجربه بهره‌برداری اقتصادی گذشته خود را از ملت کشورهای ماندگار تضعیف کرده است. حامیان «ابتدا اسرائیل» در درون سازمان سیاست‌گذاری اداری فدرال آمریکا جهت  حمله و تخریب عراق در سال ۲۰۰۳، نقش تعیین کننده ای در بهانه‌های ساختگی بازی کردند. آنها با «مدارک» جعلی مبنی بر این‌که عراق دارای «سلاح‌های کشتار جمعی» ست، فشار آوردند و طرح  تجزیه عراق به سه منطقه قومی «پاک‌سازی شده» را ترویج نمودند: کُردها (به عنوان متحدان اسرائیل) در شمال، سنی های فقیر  و فرسوده شده در مرکز، و رهبران قبیله ای شیعه که به آسانی کنترل شده اند در جنوب.

سیاست خلع قدرت از دولت مرکزی و ترویج تقسیمات منطقه ای در عراق برای مقامات آمریکایی نتیجه معکوس داد: شورشیان سُنی، که اغلب توسط بعثی‌های باتجربه مقامات (سابق ارتش عراق) آموزش داده شده بودند، دولت اسلامی (داعش) را تشکیل دادند، شهرهای بزرگ را تحت کنترل خود گرفتند، و تمام ساکنان غیرسُنی، و غیرعرب را کشتار کردند، و تهدید نمودند که یک دولت مستقل ایجاد کنند. دولت تحت رهبری شیعه در بغداد جهت دریافت حمایت به سوی ایران رفت، و آمریکا و اسرائیل و کرُدها را مجبور ساخت تا علیه داعش اعلان جنگ کنند، درحالی‌که تلاش نمود دست‌نشاندگان  قبیله‌ای سُنی تضعیف شده را حفظ کند. از حکومت مرکزی که زمانی جمهوری قدرت‌مندی در عراق بود، هیچ چیزی باقی نمانده است.

آمریکا در حمله به و بمباران یمن به ائتلاف عربستان سعودی پیوست تا شورشیان حوثی را نابود سازد که یمن در خدمت  گروه‌های سلفی سُنی متحد القاعده باشد. هدف تضعیف یمن و جلوگیری از گسترش طغیان‌های مردمی یمن به عربستان سعودی و هم‌چنین تضعیف هرگونه ائتلافی از حوثی‌ها با ایران و بیان حمایت از فلسطین بود.

آمریکا بطور مستقیم به افغانستان حمله برد و توقع‌ داشت که آن‌جا‌ را به راحتی فتح کند و آن منطقه بسیار بزرگ را «بطور منظم» تجزیه نموده، و«با مهارت» گروه‌های قومی و قبیله ای مناطق مختلف را علیه یکدیگر به رقابت وادارد – درحالی‌که جهت راه اندازی جنگ‌های آینده علیه رقبای آمریکا (و اسرائیل) در ایران، آسیای مرکزی و چین یک موقعیت استراتژیک نظامی و سودآور را تنظیم نماید.

جنگ‌جویان چریک پشتون اسلام‌گرای افغان، گرگ‌های باران دیده‌ای هستند، که به رهبری طالبان، با آداب و رسوم و گسترش روابط خانوادگی و قبیله ای، ملی، مذهبی و قومی متحد شده اند، و توانستند با موفقیت در برابر استراتژی تجزیه و تسخیر افغانستان مقاومت کنند. آن‌ها اکنون اکثر حومه کشور را کنترل می‌کنند، در نیروهای مسلح و پلیس نفوذ کرده و تأثیرگذارند، و توانسته‌اند نیروهای آمریکایی را به پادگان‌های پایگاه‌های هوایی به‌عقب رانده، به‌گونه‌ای که آمریکا را مجبور کرده‌اند که درانداختن بمب‌های بسیار قوی به هوا کُره (طبقه فوقانی ۱۱ کیلومتر به بالا) اتکاء کند.

درهمین‌حال، واشنگتن و قدرت‌های ناتویی که با گزارشات تبلیغاتی رسانه ای از «موفقیت» خود کور شده اند، یک جنگ نیابتی خونین را علیه دولت ملی‌گرای سکولار سوریه براه انداخته‌اند، که بتوانند حکومت مستقل حامی فلسطین، حامی ایران، و متحد روسیه را تجزیه، فتح و نابود نمایند.

ارتش‌های مهاجم ناتو و گروه‌های مزدور، به با این‌حال، به جناح‌های عجیب و غریبی تقسیم شده اند که سرسپردگی و حمایت خود را هر از چندی تغییر می‌دهند. در یک‌‌سو، شورشیان گردن‌زن «میانه رو» هستند که توسط اتحادیه اروپا و آمریکا حمایت می‌شوند. سپس، ترکیه و عربستان سعودی قرار دارند که حامی سلفی‌های القاعده‌ای گردن‌زن «تندرو» هستند. سرانجام، گروه‌های داعشی گردن‌زن «قهرمان» مستقر در عراق و سوریه، وهم‌چنین گروه‌های مختلف مسلح کُرد هستند که به عنوان مزدوران اسرائیل خدمت می‌کنند.

تلاش‌های آمریکا و اتحادیه اروپا جهت فتح و کنترل سوریه، از طریق  نیابتی ها، مزدوران و تروریست‌ها، تا اندازه زیادی به دلیل ائتلاف سوریه با روسیه، ایران و حزب الله لبنان شکست خورده است.

سوریه توسط قدرت‌های امپریالیستی و منطقه ای رقیب  به‌گونه‌ای مؤثر «قطعه قطعه» شده است که احتمال دارد به یک درگیری بین قدرت‌های بزرگ منجر گردد. درگیری آمریکا – کُردها – ترکیه فوری‌ترین خطر جدی جنگ علنی را در میان ملت‌های بزرگ ارائه می‌دهد.

 واشنگتن در سیاست ظاهراً متضاد خشونت آمیز خود جهت سرنگونی دولت سوریه در دمشق، از بسیاری گروه‌های نیابتی حمایت می‌کند. استراتژیست‌های پنتاگون درحالی‌که سرزمین‌ها را از داعش تصرف می‌کنند، به شدت‌ترین وجهی بر روی نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه (وای پی جی) متکی هستند. آمریکا حمایت نظامی خود را برای نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه  افزایش داده، وبه آن‌ها قول داده است که برایشان سلاح‌های سنگین فراهم نماید و حمایت زمینی و هوایی آمریکا را افزایش دهد. درهمین‌حال،  نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه کنترل خود را در مناطق کُردی در سوریه بویژه در امتداد مرز ترکیه گسترش داده است، و کُردهای سوریه با کُردهای ترکیه و کُردهای عراق یک رابطه قدرت‌مند ارضی ایجاد نموده است. عرضه سخاوت‌مندانه سلاح‌های سنگین آمریکایی به نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه، بگونه‌ای منجر به افزایش توان کُردها گشته است که می‌توانند جهت ایجاد «کردستان بزرگ» هم‌جوار با ترکیه بجنگد. بعلاوه، دولت آمریکا بطورعلنی ترکیه را مطلع کرده است که نیروهای مسلح آمریکا جهت حمایت از نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه – و غیرمستقیم از پ ک ک – در برابر حملات ترکیه یک «سپر دفاعی» ارائه خواهد داد.

رئیس جمهور ترکیه رجب طیب اردوغان، بخوبی آگاه‌ست که هدف نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه این‌ست  که جنوب‌شرقی ترکیه و شمال سوریه را جدا نمایند و با کردستان‌عراق یک کشور کُردی تشکیل دهد. ضمانت جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا، مبنی بر این‌که «واشنگتن متعهد به حمایت از متحد ناتویی خود (ترکیه)» می باشد، در بهترین حالت مبهم و به احتمال‌زیاد یک وعده توخالی‌ست. واشنگتن بر روی کُردها به عنوان یک متحد استراتژیک علیه هردو دمشق و داعش حساب می‌کند. احتمال دارد که پنتاگون تنها پس از نائل آمدن به اهداف دوگانه خود در سوریه علیه کُردها تغییرجهت دهد و از دولت ترکیه حمایت نماید.

آن‌چه  که این برنامه را پیچیده می‌کند، روابط درازمدت اسرائیلی‌ها با کُردهای عراقی به عنوان بخشی از استراتژی تفرقه بینداز و حکومت کن خود‌شان‌ست. در همین‌حال، تل‌آویو دمشق را بمباران نموده است، و به جنگ‌جویان داعش در جنوب سوریه (با ارائه آذوقه و «درمان پزشکی بشردوستانه») کمک نموده است، درحالی‌که علیه ارتش‌های سوریه و ترکیه از نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه حمایت نموده است.

رژیم اردوغان در یک حالت سردرگمی بسرمی‌برد: پیروزی کُردهای  نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه و اشغال مناطق ارضی در امتداد مرزهای ترکیه توسط آنان، اساساً «یک‌پارچگی کشور ترکیه» را تهدید می‌کند. حضور کُردهای مسلح و متحد در این منطقه منجر به فشار زیاد احزاب سیاسی ملی گرا، حامیان و نیروهای مسلح ترکیه بر اردوغان می‌شود. از طرف دیگر، اگر اردوغان حملات مرزی را بسوی نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه مورد حمایت پنتاگون راه‌ بیاندازد، مستقیماً با قدرت هوایی و زمینی آمریکا مواجه خواهد شد.

رئیس جمهور اردوغان به‌روشنی می‌داند که آمریکا در نفوذ صامت «گولانیست» در دولت ترکیه که منجر به کودتای خنثی شده گولانیست در سال ۲۰۱۶ شد، درگیر بود. احتمال دارد که در دیدار برنامه ریزی شده اردوغان با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در اواسط ماه مه ۲۰۱۷، مسئله قریب الوقوع رویارویی ترک‌ها با کُردها در سوریه- جایی‌ را که آمریکا متعهد به حمایت از نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه ست، حل نکرده باشد.

واشنگتن امیدوارست تا رئیس جمهور اردوغان را متقاعد سازد که نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه، این منطقه استراتژیک را به یک رهبری دست‌نشانده شبه نظامی عرب خُرد و غیروابسته به گروه خاصی، احتمالاً به یکی از هم‌کاران جنگ آمریکا – ناتو – سعودی علیه دمشق تحویل می‌دهد. دشوارست تصور کرد که سیاست‌مدار کهنه کاری مانند اردوغان طرح پنتاگون، مبنی بر برگرداندن سرزمین موروثی را باور کرده باشد که نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه جهت حفاظت از آن منطقه جنگیده و کشته داده اند. آمریکا در موقعیتی نیست که نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه را مجبور به تسلیم دستاوردهای خود بکند، بدین‌دلیل که وجود نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه جهت طرح واشنگتن- اسرائیل – سعودی برای نابودی دولت مرکزی در دمشق و تجزیه سوریه به کشورهای کوچک ضعیف قبیله‌ای حیاتی‌ست.

شکست حتمی اردوغان جهت دریافت حمایت واشنگتن برای جنگ خود با کُردها، او را مجبور می‌سازد تا از کارت «ملی گرایی» خویش استفاده کند: شعارهای بیش‌تری درباه حمایت از فلسطین بدهد، با موافقت‌نامه قبرس بیش‌تر مخالفت کند، در حمایت از روسیه ژست بیش‌تری بگیرد، و «کشف» بیش‌تر و بزرگ‌تری از «تهدیدات داخلی» به کشور بزرگ ترکیه ارائه دهد.

آیا اردوغان قادر می‌شود که دشمنی در میان حامیان ملی‌گرا و مستقل خودش را خنثی کند؟

یک نکته روشن است: قلمروی که مبتنی باشد بر میلیشای کًرد قدرت‌مند، و توسط آمریکا مسلح شده باشد، برای یک‌پارچگی کشور ترکیه تهدیدی بمراتب خطرنا‌ک‌تر از چریک‌های وامانده غیرمسلح در کوهستان‌های شمال عراق‌ست.

چنان‌چه اردوغان به خواسته های پنتاگون تسلیم شود، شکستی  تحقیرآمیز بری او خواهد بود، که ائتلاف آمریکا و نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه را در مرزهای ترکیه تحمل کند. اردوغان برخی از گزینه‌های قدرت‌مند خود را دارد: ترکیه ممکن‌ست که دسترسی نیروهای مسلح آمریکا را به پایگاه‌های هوایی عظیم خود در ترکیه رد کند، درنتیجه، ترکیه «جناح جنوبی» ناتو را  تضعیف می‌کند. تهدید ترکیه به خروج از ناتو بطورکل عواقب بزرگ‌تری خواهد داشت. حتی کوچک‌ترین اشاره به استفاده از این گزینه‌ منجر به تنظیم «کودتای دوم» علیه اردوغان می‌شود.  در شورش‌های جدی مورد حمایت امریکا و ناتو، مقامات ترک، «ملی‌گراها»، سکولارهای دمکراتیک و کُردها  در مراکز عمده شهری با سیاست‌مداران «گولونیست» و بوروکرات‌ها منتظر ایفای نقش خود هستند.

رئیس  جمهور ترامپ و پنتاگون ممکن‌ست که در دمشق  پایگاه ثابتی علیه دمشق با نیابتی‌های کُرد در شمال سوریه کسب کنند، اما ازدست دادن ترکیه یک شکست استراتژیک خواهد بود. در پشت این همه اغتشاش و ویرانی‌، تجزیه سوریه و درنهایت ترکیه، به بهترین وجهی «طرح صهیونیستی اودید یینون» جهت ایجاد اسرائیل بزرگ و تجزیه کشورهای مسلمان‌ نهفته است.

درباره نویسنده:

جیمز پتراس، استاد بازنشسته (بارتل) جامعه شناسی دانشگاه بینگهامتون – در نیویورک ست، که کتاب‌ها و مقالات زیادی درباره مبارزات جنبش‌های چپ و مترقی جهان، از جمله مبارزات خلق‌های خاورمیانه و آمریکای لاتین علیه امپریالیسم و جنگ‌های امپریالیستی نوشته است.

 

*طرح صهیونیستی اودید یینون جهت ایجاد اسرائیل بزرگ:

 

(۱)-

 

اسرائیل و سوریه: طرح ب، برای بالکانیزه کردن سوریه: دان سانچز، برگردان: آمادور نویدی

 

https://eshtrak.wordpress.com/2016/02/21

 

(۲)-

 

طرح صهیونیست برای خاورمیانه: اسرائیل شاهاک، برگردان: آمادور نویدی

 

https://amadornavidi.wordpress.com/2014/08/21/

 

 

 

برگردانده شده از:

US and Turkey: The Balkanization of the Middle East, BY: James Petras

 

http://petras.lahaine.org/?p=2141

 

 

http://petras.lahaine.org/b2-img/PetrasTurkeyUS.pdf