اخبار ایران و جهان

هافینگتون پست: بلندپروازهای ابلهانه عربستان سعودی

هافینگتون پست با اشاره به اقدام پادشاه عربستان در شکستن قاعده دیرینه آل سعود در تعیین جانشین برای پادشاه نوشت: سلمان بن عبدالعزیز به محض رسیدن به پادشاهی عربستان سعودی تصمیمی گرفت که ارکان آل سعود را متزلزل کرد و بلندپروازیهای ابلهانه ممکن است عربستان را وارد درگیریهای دیگری در منطقه کند.
DC95mouXcAAPsbL

از کاریکاتورهای لاتوف  بازدید کنید https://latuffcartoons.wordpress.com/

تزلزل در ارکان حاکمان عربستان
این روزنامه چاپ آمریکا در گزارشی به قلم حسین عسکری، استاد امور بین المللی و تجارت در دانشگاه جرج واشنگتن، نوشت: سلمان بن عبدالعزیز، سال 2015 به محض رسیدن به پادشاهی عربستان سعودی تصمیمی گرفت که ارکان آل سعود را متزلزل کرد. وی قاعده دیرینه جانشینی قبیله خود را کنار گذاشت، و شاهزاده محمد، پسر 30 ساله مورد علاقه خود، را به سمت جانشین ولیعهد، و حاکم عملی این قلمرو، قبل از شاهزاده های بلندپایه تر متعددی که در صف جانشینی قرار دارند، منصوب کرد. وی دو روز پیش، محمد سلمان را به سمت ولیعهد ارتقاء داد. بازنگری در وقایع گذشته هم نشان می دهد که در تمامی طول این مدت، وی چنین قصدی داشته است. می توان پیش بینی کرد ملک سلمان برای اطمینان از اینکه محمد سلمان جانشین وی خواهد شد، زودهنگام از پادشاهی عربستان کناره گیری و این سمت را به پسرش واگذار کند.
تصمیمی شوم!
چرا تصمیم ملک سلمان برای آل سعود شوم است؟
عبدالعزیز آل سعود، بنیانگذار عربستان سعودی، از زنان متعدد خود، 36 فرزند داشت: هفت بردار تنی، معروف به برادران سُدیری (برگرفته از نام خانوادگی مادرشان) قدرتمندترین فرزندان وی بودند. عبدالعزیز برای حفظ وحدت خانواده، از پسرانش قول گرفت قاعده ساده سن را برای جانشینی بین پسران رعایت کنند (و جانشینی را به نسل بعد منتقل کنند). بسیاری از پسران عبدالعزیز از اینکه قدرت به انحصار برادران سدیری درآید، بیم داشتند، اما در نهایت پی بردند که دستور پدرشان در درازمدت به نفع حکومت خاندان است. با وجود اختلافات خانوادگی، ظاهراً جانشینی و تقسیم قدرت دوام آورد.
در حالی که تصمیم ملک سلمان برای ارتقاء کوچک ترین پسر خود (به سمت ولیعهدی)، عملاً کودتایی نرم برای این منظور است که فرزندان خود را به حاکمان عربستان تبدیل کند، این تصمیم، به خاطر ترجیح دادن فرزندان خود به بیش از ده هزار شاهزاده دیگر برای ارتقاء سمت،  و نیز شخصیت، قوه تشخیص و شرایط پسری که برای جانشینی خود انتخاب کرده است، تهدیدی برای آل سعود است.
10 هزار شاهزاده!
طبیعی است که برای هیچ یک از اعضای خانواده خوشایند نیست که ملک سلمان، آنها را کنار بزند، به ویژه به خاطر عضوی از خانواده که بسیار جوان تر و کم تجربه تر است و پدر سالخورده اش را تحت تاثیر قرار داده است تا وی را به سمت ولیعهدی ارتقاء دهد. اگر شمار اعضای چنین خانواده ای کم بود، این امکان وجود داشت که آنها را وارد بازی کرد یا از دور خارجشان کرد. اما در اینجا صبحت از ده هزار شاهزاده سعودی است. بی تردید در حال حاضر یا در آینده برای برکناری محمد سلمان تلاش هایی صورت خواهد گرفت. شاید ملک سلمان سعی کند با کناره گیری زودهنگام از سمت پادشاهی، مانع از این تلاش ها شود، اما بعید است حتی این اقدام نیز موجب سازگازی و توافق در خاندان سعودی شود. شخصیت،‌ عقاید و اقدامات محمد سلمان از زمان تصدی پدرش به سمت پادشاهی نیز در این میان اهمیت دارد. او یک برنامه اصلاحات اقتصادی را که کشور به شدت نیازمند آن است، شروع کرد. بخش لاینفک این طرح، کاهش یارانه های بیش از حدی است که به عنوان بخشی از پیمان آل سعود با شهروندان برای مداخله نکردن آنها در سیاست، به شهروندان سعودی اختصاص یافت. اما با توجه به کاهش بهای نفت و چشم انداز تیره آینده، باید کاری می کرد. بنابراین محمد بن سلمان دستور داد تا سعودی ها مزایای کمتری دریافت کنند. شاید اگر از همه خواسته می شد که از سهم عادلانه ای از مزایای خود چشم پوشی کنند، قابل قبول بود. اما محمد بن سلمان قایقی تفریحی دارد که ارزش آن حدود 125 میلیون دلار است. وی سال 2016 در زمان گذراندن تعطیلات در فرانسه قایق تفریحی دیگری دید که تصمیم گرفت آن را نیز داشته باشد. گفته می شود محمد بن سلمان، فردی را که برایش کار می کرد فرستاد تا این قایق تفریحی را از مالک روس آن به قیمت 550 میلیون دلار بخرد. چه قوه تشخیصی! وی به مردم خود می گوید با هزینه های کمتری زندگی خود را تامین کنند، و خودش یک قایق تفریحی بزرگتر می خرد؛ مهم تر آنکه، این کار را با پولی انجام می دهد که درآمدهای نفتی موجود در خزانه ملی است؛ نفتی که در اسلام متعلق به همه مردم این نسل و نسل های آینده است. محمد بن سلمان یک حاکم برای آینده عربستان نیست، بلکه بچه ای لوس در یک فروشگاه اسباب بازی است.
این جوان جاه طلب که از حمایت نظامی ترامپ برخوردار است و بسیار متکبر است، سیاست هایی را اتخاذ کرده است که ممکن است پای عربستان را در سال های آینده به درگیری ها باز کند.
گسترش نفرت در منطقه
وی در طول دو سال گذشته با اعزام نظامیان و بمباران های بی هدف غیرنظامیان، موجب گسترش درگیری در یمن شده است. با اینکه او حمایت دولت ترامپ را در این جنگ جلب کرده است، در واقع (ادعا می شود) این جنگی نیابتی با ایران است که به نظر می رسد راه به جایی نمی برد. اما یک مسئله قطعی است؛ قتل هزاران غیرنظامیان یمنی، هزاران دشمن بالقوه برای عربستان به وجود می آورد.
او قطر را تحت تحریم قرار داده است و این اقدام،‌ آینده شورای همکاری خلیج (فارس) را – که یک تشکیلات امنیتی منطقه ای است-تهدید می کند. این تشکیلات (که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران) بین پنج شیخ نشین و عربستان سعودی ایجاد شد، رو به فروپاشی است. پس از ضرب الاجلی که به قطر داده شد، و درخواست برای فرمانبرداری کامل این کشور و پرداخت وجوه نقدی نامعین، امکان رویارویی نظامی با ترکیه (که در قطر پایگاه دارد)، ایران (که با قطر معاهده دارد) و عراق بروز کرده است.
دغدغه فکری محمد بن سلمان درباره ایران تنها موجب تشدید درگیری در خلیج فارس خواهد شد و آینده حکومت آل سعود را به خطر خواهد انداخت. موج اظهارات وی علیه ایران، و متهم کردن این کشور به اجرای (ادعا شده) طرح ها و اقدامات تروریستی برای سلطه بر جهان اسلام، و اینکه عربستان را نگهبان فداکار اسلام می داند، نادرست است و (عملکرد) عربستان را در معرض موشکافی بیشتر قرار می دهد. در سال های اخیر آل سعود بیشتر مکان های تاریخی اسلام را در مکه تخریب کرده، و به جای آنها، ساختمان و بزرگراه احداث کرده است، یعنی در مکان هایی که خانه های اصحاب پیامبر اسلام (ص) و بناهای مقدس واقع بود. در طول مراسم حج، همه مسلمانان باید یکسان قلمداد شوند، اما در سال های اخیر، نابرابری ها بیش از پیش افزایش یافته است. آل سعود کاخ هایی مشرف به کعبه ساخته است؛ و زائران ثروتمند می توانند در هتل های مشرف به کعبه که هزینه اقامت هر شب در آنها سه هزار دلار است، اقامت کنند، در حالی که مسلمانان فقیر در مکان های بسیار ارزان قیمت جای داده می شوند. زمانی که نابرابری بین زائران به این حد می رسد، مسلمانان همه آنچه را که لازم است، برای تایید غیرقانونی بودن حکومت آل سعود می دانند.
برای بیش از ده هزار شاهزاده سعودی، دو موضوع مطرح است. نخست اینکه، کودتایی بر پاشده  که موجب از بین رفتن پیمان قبیله ای شده است که قاعده جانشینی بود. دوم اینکه، رفتار و اقدامات محمد بن سلمان، حکومت آل سعود و همه مزایایی را که این خاندان از آن برخوردار است، به خطر انداخته است. تنها یک راه وجود دارد- باطل کردن هر آنچه تاکنون انجام شده است.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: